eitaa logo
اشاره 👈 علیرضا قربان خان
230 دنبال‌کننده
3 عکس
53 ویدیو
0 فایل
اشعار و نوشته های علیرضا قربان خان @alirezaghorbankhan
مشاهده در ایتا
دانلود
452.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
彡بِسمِ الّلـہ彡 و خدا چقدر قشنگ میگه: لا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ ۖ إِنَّا مُنَجُّوكَ نترس و غمگین نباش،ماتورا نجات خواهیم داد... https://eitaa.com/eshare
۳ « رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » « پروردگارا، من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم. » از دعاهای بسیار زیبا و پر مفهوم و بی انتهای قرآن است که از زبان حضرت موسی صادر شده است و آن هنگامی بود که در آب دادن به گوسفندان حضرت شعیب به دو دختر او کمک کرد سپس در سایه ی دیواری نشست و این دعا را زمزمه کرد. استنباط اولیه و پر رنگ و مهم از این دعا این است که؛ « برای الله با دعا کردن تعیین تکلیف نکنیم » این درس بزرگی از قرآن است که اگر چیزی را از بزرگی می خواهید آن را محدود به هر چیز نکنیم بلکه همه چیز را به خود او واگذاریم این همان قصه ی مشت و آجیل است که با مشت کوچک خودمان دست در کیسه ی آجیلی که بزرگتر به ما تعارف می کند نکنیم بلکه بگذاریم او با مشت بزرگتر خود برای ما آجیل بریزد. و همان قصه ی مهمان و میزبان است که وقتی به مهمانی می رویم ساکت می نشینیم و هر چه میزبان برای مان آماده کرد را می پذیریم نه اینکه چیز بخصوصی را از او خواهش کنیم که این از عقل و ادب به دور است ما نمی دانیم که خیر چیست و خوبی ما در کدام است و او می داند او به عواقب امور آگاه است پس « خیر » را به او واگذار کنیم و اینگونه بخواهیم که؛ یا الله هر چه از خیر به من عطا کنی مستحق آنم و برای دریافتش بی طاقتم & نکته؛ خیر؛ امام زمان است و خیر شناس اوست زیرا که « بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ۚ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ » « اگر مؤمن باشيد، باقيمانده [حلال‌] خدا براى شما بهتر است، و من بر شما نگاهبان نيستم. » و « بقیت الله » شخص امام زمان است زیرا برای هدایت مردم ذخیره شده و باقی گذاشته شده است. « السلام عليك يا بقية اللَّه فى ارضه ...» پس زرنگی و رندی حضرت موسی را ببین که چه دعایی دارد و جایگاه را ببین و نوع دعا کردن را ببین & گفته اند که حضرت برای سرودن بیتی که تعیین تکلیف کرده بود و دنبال کامجویی خود بود _ حتی اگر این کامجویی در راه الله باشد و وصل او باشد _ چهل سال در وادی عشق گام فرسود؛ دست از طلب ندارم تا کام من برآید !!! تا اینکه فهمید؛ در دایرهٔ قسمت ما نقطهٔ تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی فکرِ خود و رایِ خود در عالم رندی نیست کُفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی تا اینکه فرمود؛ دوش وقتِ سَحَر از غُصّه نجاتم دادند واندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند... & ما کیستیم تا که بگوییم آن کند او قادر است و هر چه بخواهد همان کند او واقف است و هر چه بخواهد همان کند ... ✍️ ؛ @eshare
در آیه ی ۳۷ سوره ی ابراهیم از زبان حضرت ابراهیم می خوانیم؛ « رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ » پروردگارا! من برخی از فرزندانم را در درّه ای بی کشت و زرع نزد خانه محترمت سکونت دادم؛ پروردگارا! برای اینکه نماز را بر پا دارند؛ پس دل های گروهی از مردم را به سوی آنان علاقمند و متمایل کن، و آنان را از انواع محصولات و میوه ها روزی بخش، باشد که سپاس گزاری کنند. قابل تامل است که حضرتش درخواست تمایل و علاقه ی مردم به خود و فرزندانش را و نیز درخواست انواع محصولات و میوه ها را دارد و قبل از آن می فرماید ؛ برای اینکه نماز را به پا دارند! & « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ ۚ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاءِ » همه ستایش ها ویژه خدایی است که اسماعیل واسحاق را در سنّ پیری به من بخشید؛ یقیناً پروردگارم شنونده دعاست. & و پس از آیه ی ۳۹ که ستایش خداوند برای اعطای اسماعیل و اسحاق در سن پیری به حضرت ابراهیم است سلسله ای از دعاهای بسیار عالی و کوتاه را از زبان حضرت ابراهیم می شنویم؛ « رَبِّ اجْعَلْنِي مُقِيمَ الصَّلَاةِ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۚ رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاءِ » پروردگارا! مرا بر پادارنده نماز قرار ده، و نیز از فرزندانم [برپادارندگان نماز قرار ده]. و پروردگارا! دعایم را بپذیر. « رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ » پروردگارا! روزی که حساب برپا می شود، مرا و پدر و مادرم و مؤمنان را بیامرز. & دو آیه ی فوق بسیار ساده اما موثر است؛ دعا برای فرزندان و پدر و مادر است و برای مومنین هم برای خود و هم نسل قبل و هم نسل بعد و هم دیگران نماز و قبولی درگاه حضرت حق و ثمرات و رزق و روزی و بخشش و آمرزش & دعای گوشه‌نشینان بلا بگرداند چرا به گوشهٔ چشمی به ما نمی‌نگری؟... ✍️ ؛ @eshare
۳۰ جن ؛ پوشیده، مستور، پنهان مشتق از فعل متعدی « جَنَّ » به معنای پنهان کردن و استتار کردن  آمده است و اصطلاحاً در مقابل « اِنس» بر موجوداتی نامرئی اطلاق می شود که دارای عقل و فهم اند و می توانند به اشکال و صور مختلف در آیند. با توجه به معنای استتار دلایل نامگذاری بعضی از مشتقات کلمه جن بدین شرح است؛ ؛ از آن جهت که با درختان پوشیده شده است به آن جنت می گویند. ؛ از آن جهت که عقلش پوشیده شده است و پنهان است مجنون گویند. ؛ از آن جهت که عقل پنهان است. ؛ از آن‌ جهت که در هنگام جنایت عقل او پوشیده می گردد و نیز از آن جهت که جنایتکار و جانی مخفی و پوشیده است. ؛ در رحم مادر قرار دارد و پوشیده است. ؛ به قلب که در درون سینه پوشانده شده است ؛ سپر که انسان را از ضربات دشمن می‌پوشاند. جن؛ هر موجود و یا مفهومی که از نظر انسان پنهان باشد. شمول و فراوانی جن بسیار است از جمله ؛ امواج رادیویی، تلفنی، تلوزیونی، ماهواره ای، و... کلا هر چیزی که انسان نمی بیند حتی افکار نیمه رها شده که به مرحله ی عینیت نرسیده است و ... در ادبیات عرب جن به عنوان اسم عام به کار رفته و  واژگانی همچون شیطان ، مارِد ، امرد ، عفریت و غول گاه مترادف کلمه جن یا از انواع جن شمرده شده است جن از لحاظ جنس گاه مذکر است که به آن امرد گویند و گاه مونث که غول نامیده می شود. & در ۲۲ آیه از قرآن از جن یاد شده است و هفتاد و دومین سوره آن نیز جن نام دارد. & « وما خلقت الجن والانس الا لیعبدون» جن و انسان را نیافریدم مگر برای عبادت و در راستای همین معنا از در مطلع غزلی زیبا می خوانیم که؛ طفیل هستی عشقند آدمی و پری ارادتی بنما تا سعادتی ببری & « وَ يَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُو آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَجْنُونٍ» و می‌گفتند: آیا باید به خاطر شاعری دیوانه معبودان خود را رها کنیم؟! مشرکان درباره حضرت محمد(ص) تعبیراتی مانند «شاعر مجنون» (شاعری که از جنّیان الهام می‌گیرد) به کار می‌بردند و تأکید قرآن مبنی بر آنکه پیامبر(ص) «مجنون» یا دارای «جنّه» نیست گواه بر دیدگاه مردم عصر جاهلی درباره جنّ است. مردم عصر جاهلی اعتقاد داشتند که شاعران با جنیان در ارتباط هستند و اشعارشان را از ایشان الهام می گیرند. & جن؛ هفتاد و دومین سوره ی قران کریم و از سوره‌های مکی است که در جزء ۲۹ قرآن جای دارد. به دلیل وجود واژه جن در نخستین آیه و وجود مطالبی درباره جن، به این واژه نامگذاری شده است. سوره جن بعضی از عقاید خرافی مردم درباره جن را مطرح کرده و به آنها پاسخ می‌دهد و بر اساس آیات آن دعوت پیامبر اسلام(ص) برای جن و انس عمومیت دارد؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان «  قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا » بگو به من وحي شده است كه جمعي از «جن» به سخنانم گوش فرا داده‏ اند، سپس گفته‏ اند: ما قرآن عجيبي شنيده‏ ايم! & گر به ظاهر آن پری پنهان بوَد آدمی پنهان‌تر از پریان بوَد نزد عاقل زان پری که مُضمرست آدمی صد بار خود پنهان‌ترست در این ابیات از مثنوی معنوی اشاره به پنهان بودن ضمیر انسان ها دارد و در مقایسه با که نوعی جن است عنوان می دارد که؛ اگرچه معروف است که پری پنهان است اما آدمی پنهان تر از اوست. ✍️ ؛ @eshare
۹ « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْء » هیچ چیزی مانند مانند او نیست « فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا ۖ يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ ۚ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ۖ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » آفریننده آسمان ها و زمین است. از خودتان برایتان جفت هایی قرار داد، و از چهارپایان هم جفت هایی آفرید. شما را با این [تدبیر حکیمانه] زیاد می کند. هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوا و بیناست. در ترجمه ها چنین نوشته اند؛ هیچ چیزی مانند او نیست در حالیکه در این جمله با دو کلمه ی ؛ ک ؛ مثل، مانند مثل؛ مثل، مانند مواجه ایم با عنایت به اینکه قرآن کریم در اوج بلاغت ادبی است، الله از آوردن دو همانند در کنار هم منظوری داشته است در واقع معنای آیه این است که حتی همانند همانند الله هم چیزی یا کسی وجود ندارد و شگفتی اینجا بوجود می آید که؛ برای الله همانندی ست ! که این آیه را نیز در فضائل حضرت مولا علی (ع) شمرده اند ✍️؛
۳۱ بسم الله الرحمان الرحیم به اسم الله همیشه و بسیار نزدیک «وَالَّذِي جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ ۙ أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ» و آنکه سخن راست و درست آورد و آن کس که آن را تصدیق نمود، اینان پرهیزکارانند. در روایات و تفاسیر اهل بیتی آمده است که منظور از آنکه صدق آورد پیامبر اسلام (ص) و آنکه تصدیق نمود حضرت مولا (ع) می باشد و همچنین این آیه را به عنوان آیه ی « صدق » نامیده اند & « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید. قابل تامل است که می فرماید ؛ با صادقین باشید یعنی همراه و پیرو صادقین باشید در حالیکه می توانست اینگونه بفرماید که « از صادقین باشید » اما این آیه و این معنا توقعی بسیار فراتر از صادق بودن را از انسان دارد اینکه باید صادق باشیم درست و بجا و ضروری اما اینکه پیرو صادقین باشیم کدام صادقین ؟؟؟ و این جای سوال است و این ذهن را متوجه مفهومی والاتر می سازد که هم باید صادق بود و هم پیرو صادقین و در آیه ی فوق هم صادقین مشخص شد. و هم در بسیاری آیات دیگر صدق و صادق مشخص گردیده است که مولا علی (ع) و اهل بیت گرامی پیامبر هستند. & « وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ » « و قرار بده برای من لسان صدقی از آخرین » و این دعای حضرت ابراهیم (ع) است که درخواست کرد خداوند از نسلش لسان صدقی قرار دهد و لسان صدق حضرت مولا علی (ع) است رجوع شود به & صدق؛ از ریشه ی ( صَ دَ قَ )  یا صِدْق؛ راست گفتن ؛ به معنای راست مقابل دروغ است.  ؛به معنای چیزی است که انسان از مال خود قربة الی اللّه می‌دهد؛ به راستی دادن و برای کار درستی دادن است  ؛ بخشندگان  ؛ رفیق  ؛ زن راستگو؛  ؛ راستگویان  ؛ مهریه زن؛  ؛ پیوسته راست‌گو و درست عمل صدق از جمله مفاهیمی است که همه ی عوامل درونی و برونی در به فعلیت رسیدن آن نقش دارند وقتی صحبت از صدق می شود تنها صدق گفتار قابل قبول نیست بلکه؛ صدق نیت صدق گفتار صدق رفتار صدق انتخاب موضوع صدق نتیجه مجموعه ای از تمام این صداقت ها مورد نظر است. در انجام یک عمل هم نیت باید صادقانه باشد و هم رفتار، هم در انتخاب موضوع صدق داشته باشد و هم در نتیجه انتخاب موضوع از آن نظر که مهم ترین صدق گفته و انجام شود و صدق نتیجه از آن جهت که بهترین و درست ترین نتیجه را داشته باشد. & طاعت آن نیست که بَرْ خاکْ نَهی پیشانی صِدق پیش آر که اخلاص به پیشانی نیست.‌.. & عاشق صادق ز جانبازی حذر دارد ندارد مرد حق اندیشه از خوف و خطر دارد ندارد & به صدق کوش، که خورشید زایَد از نَفَسَت که از دروغ سیه‌روی گشت صبحِ نخست... طریق صدق بیاموز از آب صافی دل به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن حافظ اگر قدم زنی، در رَهِ خاندان به صِدق بدرقهٔ رَهَت شود، همَّتِ شَحنِهٔ نجف & ✍️؛ https://eitaa.com/eshare
۳۲ زیر واژه ها بسم الله الرحمان الرحیم به اسم الله همیشه و بسیار نزدیک ؛ « فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْءَانَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَنِ الرَّجِیمِ » پس چون قرآن می‌خوانی از شیطان مطرود به الله پناه ببر مخاطب این آیه پیامبر گرامی اسلام است اما در واقع حکم کلی ست برای هر شخصی که می خواهد قرآن تلاوت نماید که استعاذه ی زبانی را بیان کند تا مقدمه ای شود بر استعاذه ی قلبی او مادامی که قرآن می خواند & ؛ از ریشه ( ع و ذ ) مصدر باب استفعال است در معنی پناه بردن به غیر ( شخص، مکان، شی ) و آنگاه که در مورد الله بکار برده شود به معنای پناه بردن به الله است در بطن معنای خود معانی ذیل را نیز دارد ؛ چنگ زدن ( اعتصام ) ، خاکساری ( خضوع ) ، رها نشدن به حال خود ( اتصال ) حفظ خود از هر گونه شر ( استمداد ) پناه خواستن از الله و حصار ( حرز ) اعتماد به الله ( توکل ) & استعاذه بر دو گونه است؛ ؛ پناه بردن به جن. شیاطین و موجودات آسمانی و کمک خواستن از ایشان ؛ پناه بردن به الله و کمک خواستن از او & ؛ ( دو تعویذ ) دو سوره ی و می باشند که با « قل اعوذ.... » آغاز می شوند و تماما به پناه بردن به الله اختصاص یافته اند. این دو سوره را پیامبر گرامی اسلام به عنوان تعویذ (دعایی که انسان را از چشم‌زخم و آسیب‌ها حفظ می‌کند) معرفی کرده است و مشهور است که همیشه این دو سوره را برای حسنین (ع) قرآئت می فرمودند. & وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ و بگو پروردگارا از وسوسه ‏هاى شيطانها به تو پناه مى برم وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ  و پروردگارا از اينكه [آنها] به پيش من حاضر شوند به تو پناه مى برم & بعضی انواع استعاذه بر مبنای آیات قرآن ؛ « اعوذ بالله من الشيطان الرجيم » « اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم » « اعوذ بالله من الشيطان الرجيم انّ الله هو السميع العليم » « اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم انّ الله هو السميع العليم » « نستعيذ بالله من الشيطان الرجيم » & بعضی استعاذه را تا جایی مهم دانسته اند که ابتدا از شر خود به الله پناه می برند؛ « اعوذ بالله منی » « اعوذ بالله من نفسی » « اعوذ بالله من شر نفسی » اعوذ بالله من نفسی و لسانی و بصری و قلبی » و سپس استعاذه به درگاه الله و پناه بردن به او از شیطان را بازگو می کنند و مرادشان خضوع و فروتنی ست زیرا انسان بدون اتصال به الله ممکن است از شیطان نیز پست تر و خطرناک تر باشد و می اندیشند که؛ اگر من بر زبان بیاورم یعنی اذعان کرده ام که از شیطان بهتر هستم و این خودپسندی ست. & ای دوست دستِ تَعویذِ چشم زخم است یا رب ببینم آن را در گردنت حَمایل ؛ حافظ، دعا یا بلاگردانی که به گردن می اندازند یا در جیب و لباس نگه داری می کنند این رند عافیت سوز در این بیت دست خود را بلاگردان می داند و به این طریق آرزو می کند که به گردن دوست حمائل شود. از طرفی بلاگردان و دعا ، حافظ نیز نامیده می شود و تخلص در اینجا معنی درستی نیز دارد و باز هم تاکید موکدی بر مقصود و درستی معنای بیت است. & حافظ تو این سخن ز که آموختی؟ که بخت تعویذ کرد شعرِ تو را و به زر گرفت   بخت و روزگار شعر حافظ را به عنوان تعویذ قبول کرده است و آن را با طلا قاب نموده است و به گردن خود آویزان نموده است & ✍️ ؛ https://eitaa.com/eshare
۳۳ چله_واژه قسمت اول بسم الله الرحمان الرحیم به اسم الله همیشه و بسیار نزدیک اصل خیر و خیر مطلق و مطلق خیر حضرت بقیه الله است، مهدی موعود است. امام زمان است، اوست که خیر است و خیر را به طور کامل و جامع می شناسد. اوست که مجموع تمام خیرهای مطلق در وجود و از وجود اوست. این دعای زیبای قدیمی ها، پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها در حق فرزندان خویش و دیگران ؛ « الهی عاقبت به خیر بشی » به همین موضوع اشاره دارد و چه دعای زیبایی ست. یعنی امام زمانی بشوی، امامت را بشناسی و پیرو و تابع او باشی. « بَقِیت اللَّهِ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ وَ ما أَنَا عَلَیکُمْ بِحَفیظٍ » « آنچه خداوند برای شما باقی گذارده برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من، پاسدار شما نیستم! » « او » کنار گذاشته و باقی گذاشته ی الله است برای جهانیان. رحمت للعالمین اوست. &   ؛ از ریشه ( خَ یَ رَ ) دلپسند و مرغوب راغب در مفردات می‌گويد؛ خير آن است كه همه به آن رغبت كنند مثل عقل، مقابل آن شرّ است.  «الْخَيْرُ مَا يَرْغَبُ فِيهِ الكُلُّ كَالْعَقْلِ وَ العَدْلِ مَثَلًا.»  & انواع خیر ؛ یک . ؛ مانند عدل، علم، فضل، آخرت، توبه و ... که در هر حال مورد پسند و رغبت همگان است و نقطه ی مقابل آن شر مطلق است. هر چیزی که کمال انسانی را تأمین و آخرت انسان را تضمین می‌کند، خیر مطلق است. آخرت خیر مطلق است ؛ « وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَأَبْقَىٰ » « در حالی که آخرت بهتر و پایدارتر است » عاقلان عالم ( رندان ) آخرت را بر دنیا ترجیح می‌دهند. توبه خیر مطلق است ؛ « فَإِنْ تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ » « اگر توبه کنید برای شما خیر است » دو. ؛ مانند مال و ثروت، ممکن است برای یکی خیر و برای دیگری شر باشد. « إِنْ تَرَكَ‌ خَيْراً » « اگر مالى بگذارد »  مال دنيا را از آن جهت خير می گویند كه مرغوب و مورد ميل و پسند است. « وَ إِنَّهُ لِحُبِ‌ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ »   « و به يقين او علاقه شديد به مال دارد » دوستی زیاد و شدید به مال زیاد دارد & ؛ برگزيدن و انتخاب را اختيار گویيم زيرا برگزيده مرغوب و دلپسند کسی ست که آن را برگزیده است. « وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ‌ عَلى‌ عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ‌ » «روى علمی كه داريم آنان را بر مردم برگزيديم‌.»  « وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ‌ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى‌ » « و من تو را براى مقام رسالت برگزيدم؛ اكنون به آن‌چه بر تو وحی مى‌شود، گوش فرا ده » & « وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « هر کسی را راهی است به سوی حق که بدان راه یابد پس بشتابید به خیرات که هر کجا باشید همه شما را خداوند خواهد آورد محققا خدا بر همه چیز تواناست » این آیه، این معجزه ی الهی، علاوه بر معانی مختلف ظاهری اشاره به لحظه ای دارد که حضرت بقیه الله الاعظم (عج) به دیوار کعبه تکیه زده و می فرمایند؛ « انا المهدی » « أَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَیکشِفُ السُّوءَ وَیجْعَلُکمْ خُلَفاءَ الأَرْض » آنگاه یارانش، یاران خاص و واقعی اش در هر کجای عالم که باشند فی الفور به حضورش شرفیاب می شوند حتی اگر در خواب باشند ناگاه خود را در حضور حضرت می یابند و این اتفاق تنها نشانه ی واقعی ظهور است. « فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ » « پس بشتابید به خیرات » « أَيْنَ مَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا » « که هر کجا باشید همه شما را خداوند خواهد آورد » « إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » « محققا خدا بر همه چیز تواناست » این تاکید آخر آیه که خداوند بر هر کاری توانا و قادر است بی دلیل در آخر آین آیه ذکر نشده است. & ...در راهِ عشق مرحلهٔ قُرب و بُعد نیست می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت... ای غایب از نظر که شدی هم‌نشین دل می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت... حافظ، سرودِ مجلس ما ذکرِ خیرِ توست بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت... به به چه اشارات خوبی قرب و بعد بشتاب اسب قبا و ... پیشنهاد می شود این غزل زیبای حضرت را یکبار با این دیدگاه بخوانیم & و نیز این مصرع معروف از حافظ؛ در کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست..‌. در کار امام زمانی باید شتاب کرد و نیازی به استخاره نیست.... « فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ » ... هر گَه که دل به عشق دهی، خوش دمی بود در کارِ خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست..‌. او را به چشمِ پاک توان دید چون هلال هر دیده جایِ جلوهٔ آن ماه‌پاره نیست... & حق این مطلب هیچگاه ادا نخواهد شد ادامه دارد ... ✍️؛
2.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
۵ « رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَىٰ رُسُلِكَ وَلَا تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ » پروردگارا! آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده ای به ما عطا فرما و روز قیامت، ما را رسوا و خوار مکن؛ زیرا تو خلف وعده نمی کنی؟ دعایی ست بسیار نافع و زوداثر که هم خیر دنیا را شامل می شود و هم خیر آخرت را در شان نزول است که این دعا از زبان حضرت مولا علی (ع) و دوستان و پیروان ایشان است و آیه ی بعدی بلافاصله حضرت حق جواب آنان را می دهد‌. در شب لیله المبیت پیامبر گزامی اسلام به سمت مدینه حرکت نمودند و فردای آن شب حضرت مولا علی (ع) با همسران پیامبر به سمت مدینه مهاجرت نمودند و در راه مشقات و سختی هایی متحمل شدند که در آیه ی ۱۹۵ آل عمران آمده است؛ « فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ ۖ بَعْضُكُمْ مِنْ... » « پس پروردگارشان دعای آنان را اجابت کرد [که] یقیناً من عمل هیچ عمل کننده ای از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرند تباه نمی کنم؛ پس کسانی که [برای خدا] هجرت کردند، و از خانه هایشان رانده شدند، و در راه من آزار دیدند، و جنگیدند و کشته شدند، قطعاً بدی هایشان را محو خواهم کرد و آنان را به بهشت هایی که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، وارد می کنم [که] پاداشی است از سوی خدا و خداست که پاداش نیکو نزد اوست. » ✍️؛ https://eitaa.com/eshare
۶ دعایی ست جهان شمول و قاطع و نافذ که از زبان حضرت نوح اولین پیامبر مبعوث شده برای جهانیان و صاحب انذار جهان شمول جاری شده است آنگاه که بعد از سال های متمادی از هدایت مردم قطع امید کرد و فرمود؛ « رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً » « پروردگارا! روي زمين احدي از كافران را زنده مگذار.» دیّار:  ؛ بر وزن سیّار از مادّه‌ «دار» به معنای کسی است که در خانه‌ای سکنی می‌گزیند. مَا فِی الدَّارِ دَیَّارٌ ؛ «در خانه احدی ساکن نیست» & بند ترجیع از یک ترجیع بند از این است؛ که همه ظاهرند و باطن یار لیس فی الدار غیره دیار «  لیس فی الدار غیره دیار » آخرین جمله منسوب به "منصور حلاج" این بود که گفت: « لیس فی الدّار غیرنا الدّیار » جز ما هیچکس در این خانه دنیا ساکن نیست. & نیز ترجیع بندی دارد با این مطلع ؛ طلع العشق من ورای حجاب فافتحوالعین یا اولی الالباب همه آفاق از تجلی عشق پر شد از آفتاب عالمتاب دوست در خانه بی حجاب نشست عینوالحافظین عند الباب... که بند ترجیعش این بیت است؛ که جهان صورتست و معنی یار لیس فی الدار غیره دیار & « وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً » نوح گفت: « پروردگارا! روي زمين احدي از كافران را زنده مگذار.» ✍️ ؛
۷ دعایی ست بسیار جامع و فراگیر که همگان می توانند زمزمه کنند زیرا که به فرموده ی حافظ ؛ جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد ما را چگونه زیبد دعوی بی گناهی ... « قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ » گفتند: پروردگارا! ما بر خود ستم ورزیدیم، و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی مسلماً از زیانکاران خواهیم بود. آدم و حوا امر الله را انجام ندادند و فریب شیطان را خوردند و با این دعا درخواست عفو و مغفرت و رحمت کردند. دام سخت است مگر یار شود لطف خدا ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم... & نکات؛ هر دو دعا کردند. هر دو به اشتباه خویش اعتراف کردند. هر دو شریک تخلف بودند. هر دو درخواست مغفرت و سپس رحمت کردند. و هر دو می دانستند که اگر الله نپذیرد از خاسرین هستند. رجوع شود به از مباحث نکته ی جالب اینکه؛ بخشش ایشان از جانب الله شد هبوط به زمین! یعنی زندگانی زمینی بخشیدگی گناهی ست که آدم و حوا انجام دادند. نکته ی جالب تر اینکه؛ در زمین هم ؛ «  إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ » كه واقعا انسان دستخوش زيان است « إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ » مگر كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏ اند. &  یا الله ! نه من از پرده ی تقوی به در افتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت ... چنین قفس نه سزای چون من خوش الحانیست روم به روضۀ رضوان که مرغ آن چمنم.... حافظ & « فی ما وقع الخیر » که تقدیر افتاد آدم شدنم کمی به تاخیر افتاد! جبرا به جهان اختیار آمده ام دوزاری آدمیتم دیر افتاد... ــــــــــــــــــــــ @eshare
۸ « تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ » مرا به تسلیم و رضای خود بمیران و به صالحانم بپیوند چهار کلمه. دو جمله، تضمین دو دنیا؛ این دعای حضرت یوسف است و قسمت پایانی آیه ی ۱۰۱ سوره ی یوسف است که از زبان حضرت یوسف بیان شده است وقتی که نعمت های الله را در حق خویش می شمارد و بدون زیاده خواهی و گزاف گویی دو درخواست اساسی و بر مبنای عقل سلیم را از الله می خواهد ؛ تسلیم و رضای حق تا زمان مرگ زیرا وقتی می گوید مرا مسلم بمیران یعنی عاقبت به خیری یعنی پایان خوش یعنی کل زندگی ام تسلیم امر تو و مشمول رضای تو باشم یعنی سعادت دنیوی الحاق به صالحین در زندگی دیگر یعنی تضمین آخرت یعنی همشینی با شایستگان یعنی سعادت اخروی مقام صالح و فاجر هنوز پیدا نیست نظر به حسن معاد است نی به حسن معاش & به قول استاد سخن سعدی شیرازی؛ دل از محبت دنیا و آخرت خالی که ذکر دوست توان کرد یا حساب قماش گاه معلوم نیست دعا می کنیم یا برای خدا تعیین تکلیف. گویی که طلبکاریم؛ خدایا این و اینجوری کن، اون و اونجوری و .... که از ذکر ریز جزییات خودداری می کنم خیر دعا این نیست اصل دعا این است که بگوییم؛ در دایرهٔ قسمت ما نقطهٔ تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی فکرِ خود و رایِ خود در عالم رندی نیست کُفر است در این مذهب خودبینی و خودرایی... & ... چه نیازی به دعا باشد در وادی عشق که قدم تا به قدم دست عطا دارد عشق نزد عاشق سخن از خوف و رجا بی ادبی ست قدرتی برتر از خوف و رجا دارد عشق عشق را چون و چرا نیست، همه تسلیمیم چقدر عاشق بی چون و چرا دارد عشق عشق درویش و توانگر نشناسد از هم به توانگر نظری چون فقرا دارد عشق گرچه در فطرت یکسان شده توزیع ولی گوشه ی چشم به حال غربا دارد عشق هر که دارد نفسی، از سرِ لطف عشق است زنده آن است که تا مرگ روا دارد عشق ــــــــــــ @eshare