اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریم
و گر تو عشق می بازی نکو جانانه ای داریم
اگر از عقل می پرسی ندارد نزد ما قدری
وگر مجنون همی جوئی دل دیوانه ای داریم
#شاه_نعمت_الله_ولی
۱۵ آذر ۱۴۰۳
۱۵ آذر ۱۴۰۳
۱۵ آذر ۱۴۰۳
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی
گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو
من به جان آمدم، اینک تو چرا مینایی؟
بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال
عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی
همه عالم به تو میبینم و این نیست عجب
به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی
پیش ازین گر دگری در دل من میگنجید
جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی
جز تو اندر نظرم هیچ کسی میناید
وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی
گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»
وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی
#عراقی
۱۶ آذر ۱۴۰۳
۱۶ آذر ۱۴۰۳
۱۶ آذر ۱۴۰۳
من آدم خوبی هستم اما فرشته نیستم،
گناه می کنم و شیطان نیستم،
من فقط یک دختر بچه ی کوچک ام که در یک دنیای بزرگ برای یافتن کسی که مرا بدون بدنم دوست داشته باشد تلاش می کنم....
👤مرلین مونرو
۱۶ آذر ۱۴۰۳
۱۶ آذر ۱۴۰۳
۱۶ آذر ۱۴۰۳
رقص
کن در عشق جانم اےحریف مهربان
مطربا
دف
را
بکوب
و
نیست
بختت غیر از این
#حضرت_مولانا
۱۶ آذر ۱۴۰۳
خوشا صبحی که چون از خواب خیزم
به آغوش تو از بستر گریزم
گشایم در به رویت شادمانه
رخت بوسم ، به پایت گل بریزم
#هوشنگ_ابتهاج
۱۶ آذر ۱۴۰۳