پشیمانی
از طالب آملی
زخم شمشیر ندامت، قابل اصلاح نیست
هیچ عاقل، زخمیِ تیغِ پشیمانی مباد!
مشاعره، تیموری، ص ۲۳۵.
#پشیمانی
#طالبآملی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
کاریکلماتور
از پرویز شاپور
🟦 آب، در آبشار میدود؛ در رودخانه، قدم میزند؛ در مرداب، استراحت میکند.
🟦 تعجب میکنم با این که گلهای قالی، خار ندارند، اغلب مردم با کفش روی آن پا میگذارند.
🟦 باغبان مهربانی که نمیخواست با درخت خشکشده قطع رابطه کند، نجّار شد.
🟦 پشهی متواضع، کف پایم را نیش میزند.
🟦 پشهی ازخودراضی، روز زانویم نشست.
🟦 از تصویر درختی که در آب افتاده بود، از رودخانه گذشتم.
🟦 تصویر پرنده، در آب شنا میکرد.
🔵🔵🔵🔵🔵
قلبم را با قلبت میزان میکنم، کاریکلماتور، شاپور، ص ۱۴۳ - ۱۴۷.
#کاریکلماتور
#پرویزشاپور
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
مَسنَد پاکان
از واعظ قزوینی
چون آب روان، خاک بُوَد مسند پاکان
در کلبهی ما، قالی کرمان، چه ضرور است؟
حشمت فقر، ص ۱۲۴.
#قالیکرمان
#واعظقزوینی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
امام علی - علیه السلام - فرمودند:
از ابله بترس؛ هنگامی که رفیقش گردی.
غرر الحکم، ج ۲، ص ۵۶۹.
#امام_علی(ع)
#ابله
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
تصمیم
از دکتر حبیبالله صناعتی(پویا)
برخیزم و درد کهنه را چاره کنم
تدبیر امورِ مانده، یکباره کنم
خورشید اگر به ابر پوشانَد چهر
بشتابم و ابر تیره را پاره کنم
ترانههای پویا، همدم ۲، ص ۱۴۵.
#تصمیم
#حبیباللهصناعتی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
آرایههای ادبی
تَجاهُلِ عارف
تجاهل عارف، یعنی ناداننماییِ دانا و در اصطلاح، آرایهای است زیبا که در آن سخنور برای تأکید در شگفتی، ستایش، نکوهش، بزرگنمایی و اغراضی ازین گونه، سخن خویش را به صورت پرسش هنری بیان میکند.
به عبارت دیگر، به جای خبر دادن، میپرسد. پرسشی که گویی پاسخ آن را نمیداند؛ در حالی که این گونه پرسشها، نیازمند پاسخ نیستند؛ بلکه تنها برای این که خواننده را دچار شگفتی نماید و یا تشبیهی را در ساختمان تازهای ارائه کند، از آن بهره میجویند:
نسیم نیمشبان، جبرئیل گشت مگر
که بیخ و شاخ درختان خشک، مریم شد؟
( کسایی مروزی)
چنین گفت بهمن که: این رستم است؟
و یا آفتاب سپیدهدم است؟
که این تخت و گاه است یا چرخ و ماه؟
ستاره به پیش اندرش یا سپاه؟
( فردوسی)
بدیع در شعر فارسی، دکتر عَقدایی، ص ۱۱۸.
#آرایههایادبی
#تجاهلعارف
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
عشق یا جنون؟😂😂
از علیرضا محمودی قِهساره
دوست دارم عشق را، اما نمیدانم چرا؟
میکند دردم دوا، اما نمیدانم چرا؟
دلبرم دارد النگویی بَدَل در دستِ خویش
خواهد او از من طلا، اما نمیدانم چرا؟
میخرد کفش و لباس و کیف از بازار شوش
میزند لاف از قبا، اما نمیدانم چرا؟
در حیاطِ خانهشان حتی ندیدم یک موتور
خواهد از من زانتیا، اما نمیدانم چرا؟
خانهشان سی متر باشد، کوچهشان یک متر و نیم
بُرج خواهد تا خدا، اما نمیدانم چرا؟
خانهای خواهد شمیران با دو استخر و سونا
باغ میخواهد جدا، اما نمیدانم چرا؟
بر سرِ سجاده دیدم مادرم گریان و زار
نالد از دست خدا، اما نمیدانم چرا؟
نذر کرده خالهام خوانَد نماز نافله
گر شوم دور از بلا، اما نمیدانم چرا؟
سر به زانو گوشهای دیدم نشسته خواهرم
دارد انگار او عزا، اما نمیدانم چرا؟
بازگو عشق است نامش یا خریّت یا جنون؟
پرسدم هر آشنا، اما نمیدانم چرا؟
#ارسالیشاعرانکانال
#عشقیاجنون
#علیرضامحمودیقهساره
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303