آرایههای ادبی
تَجاهُلِ عارف
تجاهل عارف، یعنی ناداننماییِ دانا و در اصطلاح، آرایهای است زیبا که در آن سخنور برای تأکید در شگفتی، ستایش، نکوهش، بزرگنمایی و اغراضی ازین گونه، سخن خویش را به صورت پرسش هنری بیان میکند.
به عبارت دیگر، به جای خبر دادن، میپرسد. پرسشی که گویی پاسخ آن را نمیداند؛ در حالی که این گونه پرسشها، نیازمند پاسخ نیستند؛ بلکه تنها برای این که خواننده را دچار شگفتی نماید و یا تشبیهی را در ساختمان تازهای ارائه کند، از آن بهره میجویند:
نسیم نیمشبان، جبرئیل گشت مگر
که بیخ و شاخ درختان خشک، مریم شد؟
( کسایی مروزی)
چنین گفت بهمن که: این رستم است؟
و یا آفتاب سپیدهدم است؟
که این تخت و گاه است یا چرخ و ماه؟
ستاره به پیش اندرش یا سپاه؟
( فردوسی)
بدیع در شعر فارسی، دکتر عَقدایی، ص ۱۱۸.
#آرایههایادبی
#تجاهلعارف
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
عشق یا جنون؟😂😂
از علیرضا محمودی قِهساره
دوست دارم عشق را، اما نمیدانم چرا؟
میکند دردم دوا، اما نمیدانم چرا؟
دلبرم دارد النگویی بَدَل در دستِ خویش
خواهد او از من طلا، اما نمیدانم چرا؟
میخرد کفش و لباس و کیف از بازار شوش
میزند لاف از قبا، اما نمیدانم چرا؟
در حیاطِ خانهشان حتی ندیدم یک موتور
خواهد از من زانتیا، اما نمیدانم چرا؟
خانهشان سی متر باشد، کوچهشان یک متر و نیم
بُرج خواهد تا خدا، اما نمیدانم چرا؟
خانهای خواهد شمیران با دو استخر و سونا
باغ میخواهد جدا، اما نمیدانم چرا؟
بر سرِ سجاده دیدم مادرم گریان و زار
نالد از دست خدا، اما نمیدانم چرا؟
نذر کرده خالهام خوانَد نماز نافله
گر شوم دور از بلا، اما نمیدانم چرا؟
سر به زانو گوشهای دیدم نشسته خواهرم
دارد انگار او عزا، اما نمیدانم چرا؟
بازگو عشق است نامش یا خریّت یا جنون؟
پرسدم هر آشنا، اما نمیدانم چرا؟
#ارسالیشاعرانکانال
#عشقیاجنون
#علیرضامحمودیقهساره
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
ضربالمثلهای جهان
🌷خدمت کردن به مرد خوب، بهتر از فرمان دادن به مرد بد است.
(یوگسلاویایی)
🌷خورجین خالی را، دور نینداز.
(آمریکایی)
🌷خوشبخت، کسی است که قرض ندارد.
(انگلیسی)
🌷داشتن پاهای سالم، بهتر از عصای طلایی است.
(آلمانی)
🌷دانش، این است که بدانید و بدانید که میدانید و ندانید و بدانید که نمیدانید.
(چینی)
🌷در جهنّم، بادبزن یافت نمیشود.
(مصری)
🌷🌷🌷🌷🌷
فرهنگ جامع ضربالمثلهای ایران و جهان، دکتر مسعود هاشمی، ص ۱۴۰ - ۱۵۸.
#ضربالمثلهایجهان
#مسعودهاشمی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
اهل ستم
از واعظ قزوینی
آشِ عجبی میپزد از بهر خود آن کس
کز خانهی دلها، به ستم، دود* برآرد
تاراج کند خانهی عمر، اهل ستم را
درویش، چو هنگام دعا، دست برآرد
*دود: آه.
حشمت فقر، ص ۱۹۰.
#ستم
#واعظقزوینی
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
حکایت شاه پیلان و خرگوش
در سرزمین پیلان، چشمهها خشکید و پیلان به اطراف پراکنده شدند تا چشمهای بیابند. در نهایت، چشمهای زلال و پر آب یافتند که در سرزمین خرگوشها قرار داشت. همه عزم آن جا کردند و به راه افتادند.
در این میان، بسیاری از خرگوشها که سر راه پیلان بودند، کشته شدند. شکایت به نزد مَلِک خود بردند و او زیرکی را به نام پیروز، برای دفع این واقعه فرستاد. خرگوش، مکری اندیشید و بر بالایی ایستاد و خطاب به پادشاه پیلان، خود را رسول ماه خواند که پیغام او را مبنی بر خشم ماه از آمدن پیلان به آن سرزمین، همراه آورده است.
پیل در شگفت شد و بر سر چاه رفت و ماه را در چاه دید. اندکی آب برگرفت. عکس ماه داخل آب لرزید و پیل بیشتر ترسید و گمان کرد ماه جنبید. پس فرمانبرداری کرد و عهد نمود که دیگر آن جا نیاید و کسی را هم نگذارد که بیاید.
حکایتهای حیوانات در ادب فارسی، دکتر محمد تقوی، صفحه ۱۷۳.
#حکایت
#شاهپیلانوخرگوش
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
014-Keyumars-WikiShahnameh-Com-001.mp3
1.33M
#شاهنامهخوانی 🌹🌹🌹
داستان #کیومرث، بخش یک
لغات مهم:
دهقان: ایرانی.
دِیهیم: تاج.
حَمَل: بَرّه. برج حمل: برابر است با فروردین.
پلنگینه: لباسی از پوست پلنگ.
دَد: جانور درنده.
فرّه: شکوه، قدرت.
نماز: تعظیم کردن.
ریمَن: حیلهگر.
آهرمن: اهریمن، شیطان.
بدسِگال: بداندیش.
سترگ: تنومند، خشمناک.
یکایک: ناگهان.
سروش: فرشته.
جوشن: زره.
پذیره شدن: به استقبال رفتن.
خَدیو: شاه.
ویلهکنان: نالهکنان.
بادرنگ: بالنگ، میوهای زرد. این جا: زرد.
نخجیر: شکار، جانور شکاری.
https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
🌻🌻🌻