eitaa logo
گلزار ادبیات
7.8هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
177 ویدیو
5 فایل
توسط دبیر بازنشسته‌: ع. ک. (بانو خالقی) ایجاد کانال: ۹ بهمن ۱۴۰۱ استفاده از مطالب، با ذکر نام یا لینک کانال مجاز است. تبلیغ و تبادل نداریم. کانال دوم‌ما #گلستان‌ادبیات https://eitaa.com/golestaneadabiyat
مشاهده در ایتا
دانلود
چند واژه‌ی مصوّب فرهنگستان با ضبط فارسی واژه‌ی بیگانه آبزن ⬅️ جکوزی بایگانی ⬅️ آرشیو بخش، گروه⬅️ دپارتمان پویا‌نمایی ⬅️ انیمیشن پیام‌نگار ⬅️ ایمیل پیش‌امضا ⬅️ پاراف پیش‌برگ ⬅️ پیش‌فاکتور تفنّنی ⬅️ فانتزی تُندپَز ⬅️ اجاق ماکرووِیو جوهرگین ⬅️ استامپ راه‌های درست‌نویسی و ویراستاری، ابوالفتح قهرمانی، ص ۱۲۳- ۱۲۷. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
آب از عمران صلاحی معنی آب، عمیق است و صریح آب، یعنی وسعت آب، یعنی پاکی، یعنی عشق روشنی سرشاری بیداری بیرنگی زمزمه جنبش طوفان طغیان آب، یعنی هستی من دلم می‌خواهد مثل نیلوفر آبی باشم... ناگاه یک نگاه، صلاحی، ص ۲۶. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
حکایتی از متون کهن پندی به حاکم حاکم هرات، کس پیش خواجه عبدالله انصاری فرستاد. آن مرد، نزد خواجه شد و او را گفت: توفیقی است که خداوند نصیب من کرد که خدمت شیخ رسیدم. امیر مرا فرموده تا نزد شما شوم که یا نصیحتی فرمایی یا کس فرستدی که ایشان را نصیحت کنی. خواجه عبدالله انصاری، چون سخن فرستاده‌ی حاکم شنید، او را گفت که: حاکم را چنین بگوی: هر که دنیا طلبد، تو را نصیحت نکند و آن کس که عُقبا طلبد، با تو صحبت نکند و بدان که آن که به در خانه‌ی تو آید، تو را نصیحت نتواند نمود و آن که تو را نصیحت تواند کرد، به در خانه‌ی تو نتواند آمد! (منطق الطیر، ص ۱۶۳.) در کوچه‌باغ‌های حکایات، حکایات برگرفته از متون کهن، پژوهش و نگارش ناصر عابدینی، ص ۳۶. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
بیداری از مولوی هر که او بیدارتر، پُردردتر هر که او آگاه‌تر، رخ‌زردتر مشاعره، خرّمی، ص ۲۹۹. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام علی - علیه السلام - فرمودند: به خدا یقین داشته باش تا نیرومند باشی. غرر الحکم، ج ۲، ص ۵۶۴. (ع) https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
مرز از عمران صلاحی لب مرزی رفتیم خاک را رود، دو قسمت می‌کرد این طرف ما بودیم آن طرف هم آن‌ها دیده‌بانان، سرِ بُرجی از دور ناظر ما بودند و منِ بُهت‌زده، ناظر گنجشکانی که همه بی گذرنامه، سفر می‌کردند! ناگاه یک نگاه، صلاحی، ص ۹۲. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاریکلماتور از پرویز شاپور 🦋 درخت، با میز و صندلی و در، عکس یادگاری گرفت. 🦋 پرنده‌ی منزوی، روی شاخه‌ی تک‌درخت نشست. 🦋 برای این که آینه کثیف نشود، با کفش مقابلش نمی‌ایستم. 🦋 قطره‌ی بارانی که با دنده عقب حرکت می‌کرد، به ابر بازگشت. 🦋 گردن‌بندی از قطرات باران، برای دختر دریا ساختم. 🦋 آدم خودخواه، یک عمر با دسته‌گل، انتظار خودش را می‌کشد. 🦋 با دسته‌گل، به عیادت هزاردستانی رفتم که خار، پایش را مجروح کرده بود. 🦋 وقتی باران می‌بارید، طاووس، چترش را باز کرد. 🦋🦋🦋🦋🦋 قلبم را با قلبت میزان می‌کنم، کاریکلماتور، شاپور، ص ۱۰۵ - ۱۰۹. https://eitaa.com/joinchat/3003253043Ce1ab333303