eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
6.3هزار دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
656 ویدیو
870 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
روضه خانگی - هشتم شوال - 1521.mp3
7.49M
🎙غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع ... 🔻 | 08:58 👤استاد غبار صحن تو بر درد جان دواست بقیع! خرابه‌های تو، باغِ‌ بهشتِ ماست، بقیع! تو همچو فاطمه در شهر خویش تنهایی غریبی و، همه كس با تو آشناست، بقیع! اگر چه روی به كعبه نماز می‌خوانیم تو قبله ی دلِ مایی، خدا گواست، بقیع! به آن چهار امامی كه در بغل داری برای ما حَرَمت مثل كربلاست بقیع! به یاد چار پسر، در كنار چار مزار هنوز ناله ی اُمُّ البنین به پاست، بقیع! علی نگفت، به جان علی قسم، تو بگو كه قبرِ گمشده ی فاطمه كجاست بقیع؟ هنوز ناله ی زهراست از مدینه بلند هنوز لرزه بر اندامِ مجتبی‌ست بقیع! قوی‌ترین سندِ غربت علی در تو عِذار نیلیِ ناموسِ كبریاست، بقیع! .
. ♦️ «حبیب‌بن‌مظاهر»، آن عاشق شیدایی که «دو بار» برای امام حسین علیه‌السلام جان سپرد... نقل کرده‌اند: حبیب بن مظاهر نوجوانی بود که روزی پدرش "مظاهر" از او پرسید: ای پسرم! چه آرزو داری؟ حبیب گفت: آرزو دارم حسین علیه‌السلام به خانهٔ ما بیاید؛ "مظاهر" قبول کرد و نزد امیرالمومنین علیه‌السلام آمد و حضرت دعوت او را پذیرفت. ➖روز مهمانی فرارسید و حبیب مشتاقانه به بالای بام خانه آمد و از دور، آمدن إمام حسین علیه‌السلام را به نظاره نشست. سرانجام لحظه دیدار سر رسید و سراسیمه از پشت بام پایین می‌آمد که پای او لغزید و از پشت بام به زمین افتاد. ➖پدرش خود را به او رسانید اما حبیب دیگر جان در بدن نداشت؛ "مظاهر" سریع او را پنهان کرد و به خاطر رعایت حال مهمان، چیزی به امیرالمومنین علیه‌السلام نگفت، امّا حضرت بارها اصرار کرد که حبیب کجاست که در آخر "مظاهر" قصه را گفت. امام علیه‌السلام خواست تا مظاهر جسد حبیب را بیاورد؛ چون امیرالمومنین علیه‌السلام جسد حبیب را دید، گریه کرد و به إمام حسین علیه‌السلام فرمود: إبنٖی حُسَین! إنّ هٰذا الشّابّ یُحبُّکَ وَ قَد ماتَ شَوقاً إلیک،فَماذا تَصنَعُ لَه؟ 🔻حسین‌جان ای پسرم! این جوان تو را دوست داشته و از شوق تو مُرده است، برای او چه می‌کنی؟ سیدالشهداء علیه‌السلام هم گریست؛ سپس رو به آسمان کرد و دعایی نمود و حبیب زنده شد؛ در آن حال امیرالمومنین علیه‌السلام رو به حبیب کرده و فرمودند: لِحُبّکَ لِلحُسینِ یٰا حَبیب! سَتَکونُ مُسَجِّلَ زُوّارِ وَلَدیَ الحُسین فَلا یَزورُه الّا مَن سَجَّلتَ اِسمَهُ یا حبیب. 🔻به خاطر محبّتت به حسین علیه‌السلام، تو ثبت‌کنندهٔ اسامی زوّار او خواهی بود و او را زیارت نکند کسی مگر آن‌که تو اسمش را نوشته باشی. 📚حسین،سیدالشهداء،حقیقت بلاانتهاء، ص۵۳۴ .
♦️ بنویسید که ای کاش شوَم مثل "حبیب" تا کِشم سُرمه ز خاکِ رَهِ آن شاهِ غریب... نقل کرده‌اند: یک روز رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله با گروهی از اصحاب در حال عبور بودند. ناگاه به کودکانی برخوردند که بر سر راه مشغول بازی بودند. پیامبر نزد یکی از آنان _ که حبیب بن مظاهر بود _ نشست و میان چشمان او را بوسید و نسبت به او محبت نمود، سپس او را در کنار خود نشانید و وی را بیش از پیش بوسید. وقتی دلیل این کار را از حضرت پرسیدند، فرمود: إِنِّی رَأَیْتُ هَذَا الصَّبِیَّ یَوْماً یَلْعَبُ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ رَأَیْتُهُ یَرْفَعُ التُّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْهِ وَ یَمْسَحُ بِهِ وَجْهَهُ وَ عَیْنَیْهِ 🔻یک روز دیدم که این کودک با حسینم بازی می‌کرد و خاک پای حسین علیه‌السلام را برمی‌داشت و به صورت و چشمان خود می‌مالید. فَأَنَا أُحِبُّهُ لِحُبِّهِ لِوَلَدِیَ الْحُسَیْنِ وَ لَقَدْ أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ أَنَّهُ یَکُونُ مِنْ أَنْصَارِهِ فِی وَقْعَةِ کَرْبَلَاءَ. 🔻 من این کودک را به این خاطر دوست دارم که او حسینم را دوست دارد. جبرئیل به من خبر داده، این کودک در کربلا از یاران حسین علیه‌السلام خواهد بود. 📚 بحارالانوار ج۴۴ ص۲۴۲. 📚 المنتخب ص۲۰۲
لولاك لما خلقت الأفلاك_110170084502.pdf
127.6K
● نسخه PDF 💥دفاع از حدیث «لولاك لما خلقت الأفلاك» ✍ نوشتاری از مرحوم استاد سید رسول موسوی تهرانی (برگرفته از کتاب الوسائل الی غوامض الرسائل؛ ج ۳ ص ۲۸۲) 🆔 کانال اسرار تاریخ
Untitled 22.mp3
21.33M
🎤 (۷اردیبهشت ماه۱۴۰۲) | پا پس نمیکشه… محفل زوارالبقیع طهران . پا پس نمی کشه  همه رفتن ولی شمر که  دس نمی کشه زینب رسید و گفت مادر بیا ببین دیگه  نفس نمی کشه تاختن    اونا که ملک ری و باختن   بدجوری با هم دیگه ساختن    تو رو توی گودی انداختن زیرو رو شدی. پشت و رو شدی چجوری با مادرت رو برو شدی بی هوا زدن.  با عصا زدن.  جلو خواهر تو با. کف پا زدن ای وای.   ابی عبدالله۳ بارون نیزه بود.  یه مسلمون برا اب دادن اصغرش نبود لب تشنه کشتنش وسط روزه ولی آسمونا شدن کبود بردن توی مجلسی که مِی خوردن خیلی زینبت رو آزردن دسته گل های تو پژمردن بردن آبرو.    پس کجاس عمو. . که ببینه ما شدیم با کی رو برو چشممون  زدن  بی امون زدن.       چرا دیگه تو رو با خیزرون زدن ای وای ابی عبدالله۳ شعر و نغمه حسین فتحی✍🎼 ........... .
. عاقبت می رسد از کعبه مبارک خبری دل رها می شود از نکبت این در به دری صبح یک جمعه امامم، پدرم می آید مسجد سهله شود خانه ی امن پدری صبح آن روز که ما منتظرش می مانیم؛ خانه ی حضرت مهدی همگی مهمانیم چه گدایی که بیاید درِ این خانه ی نور گوشه گوشه، همه جا پر شود از عطر حضور می خورَد غبطه به حال دل مهدی، موسی مسجد سهله شود طورتر از وادی طور مسجد سهله که خود جلوه گه بیت خداست سجده بر خاک بهشتیش، عروج دل هاست سهله و شوق عبادت، شعف از بانگ اذان سهله و نغمه ی روحانی دارالقرآن سهله معراجگه احمد محمود امین، سهله بعثتگه نورانی پیغامبران طینت هر که رسول است ز خاک سهلَه ست دل هر کس که رسول است به مهدی وصل است سهله! ای مهر تو در سینه ی سینائی من سهله! ای عطر فضای تو شفابخش محن برکت عمر مگر چیست به غیر از اینکه یک دو رکعت به خدا پیش تو نزدیک شدن ای که هر گوشه ی تو حافظ اسرار خداست تو بگو سجده گه حضرت دلدار کجاست؟! مهدیِ فاطمه! ای صاحب کاشانه بیا به خدا بی تو عذاب است همه ثانیه ها ما برآنیم ظهور تو محقق شدنی ست می نویسیم روی سردر سهله این را: عاقبت این شب تاریک سحر می گردد "یک نفر مانده از این قوم که بر می گردد" (ذاکر)✍ .
. ♥️🍁 🍁♥️ ♥️فقیری نزد مجتبی(علیه‌السلام)آمد. پیش از آنکه فقیر، تقاضایی کند، امام حسن فرمودند: ♥️«هر چقدر که در خزانه ما، سکه باقی مانده است، به او بدهید.» در خزانه، بیست هزار درهم موجود بود که همه آن را به دادند. ♥️فقیر گفت: «ای مولای من! چرا نگذاشتید مدح و ثنای شما گویم و خود را اظهار کنم؟» ♥️ (علیه السلام)فرمودند: «ما اهل بیت، بی آنکه کسی به ما امید و آرزو داشته باشد می‌بخشیم، و پیش از آنکه آبروی نیازمند ریخته شود، عطا می‌کنیم» 📕مناقب ابن شهرآشوب،ج۴،ص ۱۸ .