لکنت افتاده میان سخنم می بینی؟
لکنت افتاده میان سخنم می بینی؟
اصلا انگار که یک پیر زنم میبینی؟
زخم های تن من میخ دری کم دارد
مثل زهرا شده وضع بدنم می بینی؟
نکند مثل من امروز تو سیلی خوردی؟
شده چشمان تو هم تار...منم! می بینی؟
کعب نی ها چه در این قائله گُل می کارند
لاله افتاده روی پیرهنم میبینی؟
با لبِ لب پرت اینبار مرا بوسه بزن...
جای سالم تو اگر روی تنم می بینی
یاسین قاسمی
#اشعار_شب_سوم #حضرت_رقیه #لكنت_افتاده_ميان_سخنم_مي_بيني
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹
درد دارم غصه دارم گریه دارم صبح و شام
جمله هایم نامرتب حرفهایم ناتمام
بی کسی،غربت،یتیمی،غصه بی معجری
از کدام این مصیبت هابگویم؟ از کدام؟
کاش مثل دختر مسلم همان عصر دهم..
کربلا میمردم و دیگر هرگزنمیرفتم به شام
برمشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
تار میبینم.. ولی پیدات کردم با مشام
محمل صدپرده ام را باد زیر پا گرفت
راز محجوبیّت من فاش شد بین عوام
دختری که در مدینه کوچه هم کم دیده بود
میرود بازارهای مختلف در ازدحام
گونه ی سرخم شبیه گونه ی تو بد شکست
آنقدر که سنگ خوردم بی هوا از روی بام
من که گوشم آشنای آیه های وحی بود
ناسزاهایی شنیدم که نگو جای سلام!
منکه هم معصوم هم معصوم زاده بوده ام
با سنان و شمر بودم همسفر جای امام
هرچه توهین بود شد اما به یمن خون من
میشود از بعد من توهین به دخترها حرام..
#حضرت_رقیه
#محرم_۱۴۰۴
#جواد_حیدری
#سید_پوریا_هاشمی
@hadithashk