eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
دانشگاه حجاب
. خب لازم به ذکره که بنده هم تا چندی پیش در همین دسته بودم و کلا فک میکردم که هرچی کار خوبه و خفنه
. بخوایم الحق و الانصاف هم بگیم جامعه الان به غیر از این چیزیو نشون نمیده🤦🏻‍♀️ یعنی فیلم های خوبی هم که ساخته میشه مثل گاندو و میکائیل و فوق سری و آمین و... همشون الگوهای‌ پسرها هستن. مردها خیلی حرکات آکروباتیک میزنن و لباسای جذاب میپوشن و خیلی هم باهوشن و... 😒 البته همیشه دو سه تا نیروی اطلاعاتی خانوم هم هستن -اون پشت مشت ها- که از رو نقشه میخونن تا این آقایون از کدوم وری برن، گم نشن‌..😐🤐 قبول دارید خدایی؟! .
دانشگاه حجاب
. بخوایم الحق و الانصاف هم بگیم جامعه الان به غیر از این چیزیو نشون نمیده🤦🏻‍♀️ یعنی فیلم های خوبی ه
. و از اون طرف الگوهایی که توی فیلمها برای بانوان ارائه میشه با فیلم‌هایی مثل کیمیا و ستایش و طوبی‌ است... 🙄 تو این فیلمها با اینکه مهارتهای این خانمها در حفظ و مراقبت از خانوادشون مثال زدنی هست 👌🏻 ولی توی فیلم اینطور نشون داده میشه که بیشتر دارن سختی میکشن!! 😣 و اونقدری که به سختی‌ کشیدنهاشون اشاره میشه، به توانایی‌ها و موفقیتهاشون اشاره نمیشه 😒 .
. - خلاصه و مفیدش اینکه 🧕🏻👇🏻 «الگوهای دخترونه‌ به ما معرفی نشده» - مفصل و مفیدترش هم اینکه 😉👇🏻 اگر میبینیم بعضی دخترا از دختر بودن خودشون راضی نیستن یا الگوهای پسرونه رو بیشتر میپسندن، 😞 برای اینه که: تا حالا از زنان و دختران موفق الگوسازی نشده 🥺 در جامعه و اطراف ما، در رسانه ها و فیلم ها و تبلیغات‌ها، الگوهای درست به ما معرفی نشده😠 درگوشی بگم: خودمون هم خیلی دنبالشون نگشتیم😶‍🌫 .
«خب باشه اینهمه گفتی هرچی شده، شده دیگه چیکار میشه کرد؟!»😒 نا امید نباشید عزیزانم نم نم نم نم 🔊 خوشبختانه هنوز دیر نشده 😎 ینی خیلی دیر نشده 🙄😅 برای اینکه ذهنیت خودمونو اصلاح کنیم و نسل بعدمونم دچار این مسئله نشه، فردا بیاین راجبش صحبت کنیم و به نتیجه برسیم✌️🏻 با تشکر از همراهی شما😍 .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
#رمان واقعی«تجسم شیطان۲» #قسمت_ششم 🎬: زرقاط با اشاره به کلید برق، چند لامپ با نورهای خیلی ضعیف که ب
واقعی«تجسم شیطان۲» 🎬: شراره در خوابی عمیق فرو رفته بود و بُعد زمان و مکان از دستش خارج شده بود و واقعا نمیدانست چه مدت است که خوابیده ، ناگهان هُرم و گرمایی شدید در فضا پیچید و بوی تعفن عجیبی که تا به حال به مشامش نرسیده بود در هوا پیچید. با اینکه پلک های شراره سنگین بود و هنوز خوابش می آمد از شدت گرما چشمانش را باز کرد و با دیدن شئ ای آتشین،مانند فنر از جا پرید، روبه رویش را نگاه کرد، درست میدید، زنی با چشم های سیاه و درشت و موهای بلند که بلندی اش تا مچ‌پایش میرسید،با بدنی عریان که از روی دو شانه اش چیزی شبیه دو مار که مدام تکان می خوردند روییده بود،به او خیره شده بود. اطراف بدن عریان زن را آتشی تیز در بر گرفته بود، زن تا نگاه شراره را به خود دید خندهٔ کریهی کرد که لرزی عجیب در جان شراره افتاد، زن همانطور که دستان خود را با انگشتان کشیده و ناخن های بلند که انگار مانیکوری شیطانی داشت به طرف شراره دراز کرد. شراره نگاهش به دست زن بود و ناخوداگاه یاد زنان رنگ و وارنگی افتاد که به ارایشگاه مراجعه می کردند و برای شبیه شدن ناخن انگشتانشان به شکل ناخن های این زن، میلیونی پول خرج می کردند، از این فکر لبخندی روی لبان شراره نشست و ناگهان نگاهش از سرانگشتان زن به پاهای او کشیده شد، پاهایی خوش فرم که به جای انگشت، سُم داشت. ناخواسته ترسی در وجود شراره که همیشه با این ابلیس ها ارتباط داشت نشست، اما چون خود را در آستانهٔ رسیدن به هدفش میدید، ترسش را بروز نداد. زن دستش را دارزتر کرد، انگار این موجود می توانست در یک لحظه اعضای بدنش را به دلخواه کوچک و بزرگ کند و تغییر دهد و سپس با لحنی ترسناک گفت: تو می خواستی مرا به استخدام بگیری،پس جلو بیا تا با هم عهد ببندیم و تو باید به تعهداتت عمل کنی و اگر نکتی من تو را به عقوبتی دردناک گرفتار می کنم و در قبال تعهدات تو، من هم هر چه تو خواهی برایت انجام میدهم،قبول؟! شراره همانطور که آب دهانش را به سختی قورت می داد دست لرزانش را به طرف زن دراز کرد و با تکان دادن سر، حرف آن زن را تایید کرد. دست شراره که به دست زن رسید انگار ذغالی گداخته در دستش بود، دردی جانکاه بر تنش نشست،زن شروع کرد به صحبت کردن: اولین شرطم این است، روح الله را از راه راست منحرف کن، باید او را از خدا دور کنی، تو باید هر ماه زندگی زوج هایی را از هم بپاشی تو باید... درد و سوزش دست زن که کسی جز ملکه عینه نبود برای شراره قابل تحمل نبود زن که واقف بود حال شراره دگرگون است ادامه داد: اگر مرد بودی میبایست با من ارتباط بگیری، ارتباطی لذت بخش..اما چون زن هستی باید با مردی که با من ارتباط داشته، ارتباط بگیری حتی اگر شده یک شب، پس به نزد زرقاط برو... تا این حرف از دهان ملکه عینه بیرون آمد، مارهای روی دوش او، گویی قهقه سردادند و دهانشان باز شد و آتشی سوزنده تر بر صورت شراره نشست. تحمل این شرایط از توان شراره خارج بود پس همانطور که دستش را از دست ملکه عینه بیرون می کشید به طرف راه پله دوید و فریاد زد: باشه تمام شرایطت را قبول می کنم، تو را به جان پدرت ابلیس دیگر هیچ وقت خودت را به من نشان نده و در حالیکه از ترس می لرزید از پله ها بالا رفت و وارد اتاق رؤیایی که قبلا دیده بود شد و زرقاط را دید که روی تخت در انتظارش نشسته... ادامه دارد.. 📝به قلم:ط_حسینی ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
Part02______ ______ _____ __ ____.mp3
6.47M
کتاب صوتی " بانوی انقلاب، خدیجه ای دیگر" (زندگینامه و خاطرات همسر امام خمینی(ره)) ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
◗حجاب یعنـــی، جامعه محل پرورش استعداد های انسانیــــه' نـــــه… ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
. سلامی دوباره خدمت همراهان گرامی✋🏻 ظهرتون بخیر ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی رو تبریک میگم 🥰🌹 .
دانشگاه حجاب
«خب باشه اینهمه گفتی هرچی شده، شده دیگه چیکار میشه کرد؟!»😒 نا امید نباشید عزیزانم نم نم نم نم 🔊 خو
. اومدم تا درمورد بحث دیروز باهم به نتیجه برسیم✌️🏻 دیروز بین پیام هایی که به دستم رسید: بعضی خانوم‌ها مخالف بودند؛ حرفشون این بود که دختر بودن رو با تمام سختی‌هاش دوست دارند😍 دلشون نمیخواد با چالش‌های مردونه روبه‌رو بشن🙅🏻‍♀ یه تعدادی آقا هم داشتیم که خیلی ناراحت بودند؛🤔 میگفتن همین چیزهایی که باعث شده خانوم‌ها بخوان پسر باشن، فشارش برای ما غیر قابل تحمله...😑 ⁉️پس چرا اینجوری شده؟! چرا خانوم‌های نوجوان و جوان ما درگیر این حس شدن؟!🤔🙄 .