eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
44.9هزار دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
348 ویدیو
28 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ز صبح ازل شرح غم فاطمه ست کسی که ندارد عدم فاطمه ست خدا را فقط یک قسم کافی است به حق علی، آن قسم فاطمه ست @hosenih خدا طالعم را سعید آفرید نوشته بر آن، مادرم فاطمه ست نفس های من آسمانی شده دمم یا علی، باز دم فاطمه ست فقط یک نفر مثل حیدر شده به قرآن که ان شخص هم فاطمه ست @hosenih زنان بزرگ جهان روز حشر همه قطره هستند و یم فاطمه ست حرم در نجف دارد و قلب ما به ظاهر اگر بی حرم فاطمه ست کجا سائلی را ز در رانده است نشان خدا در کرم فاطمه ست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ دگر ای مردم شهر مدینه از امشب راحتِ راحت بخوابید کسی با کارتان کاری ندارد از امشب با دلِ فرصت بخوابید دگر نه روز نه شب گریه ای نیست دگر آرام و بی اذیت بخوابید شما زنها دگر آرام باشید شما مردانِ خوش غیرت بخوابید ز دستانم نگارم را گرفتید همه دار و ندارم را گرفتید @hosenih نفهمیدید ای مردم که زهرا به روی دوشتان باری ندارد کنار قبر حمزه گریه میکرد دلِ همسایه آزاری ندارد زنی با طفل خود در بین کوچه که اصلا با کسی کاری ندارد نگفتی با خودت هرگز مغیره که او در کوچه ها یاری ندارد؟ چه محکم می زند دستت مغیره الهی بشکند دستت مغیره @hosenih زَدیدش ، شد نصیب زینبِ من به سن کودکی بیمارداری مغیره بویی از مردی نبردی ز حیدر کینۀ بسیار داری نگفتی دختر پیغمبر است این چرا اصلا به کارش کار داری به کوچه احترامش را شکستید زَدیدش در زمان بارداری شنیدم می زدی با مُشت او را زدی ملعون به قصد کشت اورا @hosenih نبیند خیر ، نامردی که با پا ز روی چادر ریحانه رد شد ز جایی هتک حرمت باب گردید که راه مادر سادات سد شد روا در حقِ ناموسِ خداوند جفا و ظلم ، بی حدّ و عدد شد زمانی فاطمه پشت در افتاد غرور فاتح خیبر لگد شد همانجا دست حیدر را که بستند دل و پهلوی زهرا را شکستند @hosenih خزانی شد که من بیش از نود روز دگر هرگز بهارش را ندیدم شبانه غسل دادم پیکرش را که زخم بی شمارش را ندیدم زمانی معجرش را باز کردم به گوشش گوشوارش را ندیدم کبودی ، روی چشمش شد دلیلی که پلکِ چشم تارش را ندیدم ز یارم مانده در اوج جوانی فقط یک پوستی با استخوانی @hosenih اگر چه ماه ، این شبها هلال است ولی اشک از رخ مهتاب میریخت به روی پیکرت آرام اسماء برای غسل دادن آب میریخت کشیدم چند دفعه آب از چاه زبس از پیکرت خوناب میریخت به هر جای تنت میخورد دستم دوباره این دلِ بی تاب میریخت هزاران راز در سینه نهفتی ز پهلو با علی چیزی نگفتی @hosenih به جز گریه زمانِ غسل دادن دگر چشم ترم چاره ندارد به شب گیرم کبودی را ندیدم قدِ خم ، همسرم چاره ندارد اگر دست شکسته ماند مخفی ولی دیگر ورم چاره ندارد دگر گیرم حسن چیزی نگوید ولیکن دخترم چاره ندارد خودم فهمیدم این را گاهگاهی چه آمد بر سرت در این سه ماهی @hosenih ز بین کوچه ها در این دل شب گذر با دیدهء نمناک کردم ز دستِ بی وفایی های مردم گله از خاک بر افلاک کردم شبانه دور ، از چشم مدینه خودم را در حقیقت خاک کردم به خانه آمدم با دستمالی ز در آثارِ خون را پاک کردم دوباره بر سرم آوار افتاد که چشمم باز بر مسمار افتاد @hosenih خودم وقتی که برگشتم ز تشییع لباس و معجرش را جمع کردم اگر چه سوخته ، از لای شانه خودم موی سرش را جمع کردم حسابی دخترانم گریه کردند زمانی بسترش را جمع کردم خودم تسبیح و مُهر و جانمازِ نمازِ آخرش را جمع کردم تمام خانه را گشتم ولی نیست در این خانه دگر جای علی نیست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ می‌شویَمَت که آب شوم در عزایِ تو یا خویش را بخاک سپارم بجایِ تو قسمت نبود نیتِ گهواره ساختن تابوت شد تمامیِ چوبش برایِ تو @hosenih گر وا نمی‌شدند گره‌های این کفن دق مرگ می شدند زِ غم بچه‌های تو خون جایِ آب می‌چکد از سنگِ غسلِ تو خون می‌چکد که زنده کُنَد ماجرایِ تو در بود و شعله بود و در اُفتاد رویِ تو گُم شد میانِ خنده‌یِ مَردُم صدایِ تو @hosenih در بود و شعله بود و از آن در عبور کرد هر‌کس که بود نیمه شبی در دعایِ تو حالا زمانِ غسلِ تو فهمیده ام چرا رویِ تو را ندید کسی تا شفایِ تو تنها نه جایِ دست نه جایِ کبودی است آتش اثر گذاشته بر چشمهای تو ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ضعفی شدید نیروی او را گرفته بود دیگر توان ز زانوی او را گرفته بود در ازدحام پشت در و دود و شعله ها آتش سراغ گيسوي اورا گرفته بود @hosenih می خواست تا جدا شود از پشت در ولی تیزی میخ ، پهلوی او را گرفته بود تحتِ فشار لنگه ی در گیر کرده بود بی خود نبود در ، بوی او را گرفته بود مولا چه می کشید چو می دید لشگری در کوچه دور بانوی او را گرفته بود @hosenih باید به وضع خانه کسی می رسید پس زینب به دست جاروی او را گرفته بود فرصت نکرده بود که چادر به سر کند شکر خدا که در روی او را گرفته بود ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اَسماء بریز آب که قلبم مذاب شد این مرد از خجالتِ این چهره آب شد اسماء بریز آب که آتش گرفته‌ام دیدی چگونه خانه‌ی من هم خراب شد @hosenih من چند بار شُسته‌ام و هَم نیامده خونت هنوز می‌چکد از زخمِ تازه‌ات این سنگِ غسل شاهدِ پهلویِ سرخِ توست ای خاک بر سرم چه کنم با جنازه‌ات @hosenih دریاب حالِ کودکانِ خودت را ببینشان با گریه آستین سرِ دندان گرفته‌اند حالا كه وقتِ بُردنِ تابوتِ مادر است از من نشانِ خانه‌یِ سلمان گرفته‌اند @hosenih حالا عزایِ کندن قبرت گرفته‌ام حالا برای بردنِ تابوت مانده‌ام این جایِ تیغ کیست که بر بازویِ تو است این نقشِ دستِ کیست که مبهوت مانده‌ام @hosenih آه ای غرورِ من پس از این وقتِ تسلیت لبخندها به دیدنِ یارِ تو می‌رسند برخیز ذوالفقارِ نبردِ مرا ببند فردا برایِ نبشِ مزارِ تو می‌رسند @hosenih باید که چند قبر برایت درست کرد باید مرا به جای تو در قبر جا دهند دست پدر رسید تو را گیرَد از علی شاید که زخم آتش در را شفا دهند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ آن شب در آن بیت العزا غوغا به پا بود تصویر یک زن روی دست مرتضی بود آه مانند شیشه چند جای او ترک داشت این ها همه درد سر شیر خدا بود @hosenih هی دست روی دست میزد راه می رفت صدها گره در کار یک مشکل گشا بود یک مرد تنها دو کنیز و این همه زخم غسل و کفن پیش نگاه بچه ها بود هر عضو را بینی که کاری تر شکسته بی شک همانجا بوسه گاه مصطفی بود @hosenih یادش نرفته حیدر کرار روزی می دید زهرایش به زیر دست و پا بود مادر به هر درد سری آخر کفن شد دلشوره ها بهر شهید کربلا بود پیراهنش را از تنش بیرون کشیدند یوسف اسیر گرگ های بی حیا بود @hosenih یک پیکر عریان و بی سر روی خاک منزل به منزل راس او بر نیزه ها بود جا دارد از این روضه نوکرها بمیرند تشییع آقا بین تکه بوریا بود اهل القری آقای مارا دفن کردند آن آقایی که در بیبان ها رها بود @hosenih فرمود فرزندش نشد او را ببوسم چون بند بند پیکرش از هم جدا بود ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ مثل ابر بهار می بارم، رحم کن بر دل علی زهرا چاره ی لحظه های دشوارم، رحم کن بر دل علی زهرا اندکی تا دم سحر مانده، تازه آغاز دردسر مانده لحظه ها را چگونه بشمارم؟! رحم کن بر دل علی زهرا @hosenih وقت تنگ است و کار بسیار است، غسلت ای باغ لاله دشوار است گره افتاده است در کارم، رحم کن بر دل علی زهرا وقت غسلت چقدر لرزیدم، خون تازه به پهلویت دیدم ای زمین گیرِ زخمِ مسمارم، رحم کن بر دل علی زهرا فاطمه جان مُحوّل الاحوال، بازویت... بازویت!!! زبانم لال چه شد آخر شریک اسرارم؟! رحم کن بر دل علی زهرا @hosenih بین محراب زینب من را... فضه دریاب زینب من را... جان این دختر عزادارم، رحم کن بر دل علی زهرا غسل دادم تو را حسین افتاد، صورتت دیدم و حسن جان داد نظری کن بر این دل زارم، رحم کن بر دل علی زهرا به من مرده جان تازه بده، لااقل لحظه ای اجازه بده سر روی شانه ی تو بگذارم ، رحم کن بر دل علی زهرا @hosenih با قد خم قدم قدم رفتم، زیر تابوت همسرم رفتم کمرم تا شد ای هوادارم، رحم کن بر دل علی زهرا رکن من یار و یاورم زهرا، من چگونه به دست خود حالا هستی ام را به خاک بسپارم؟! رحم کن بر دل علی زهرا وسط قبر بین این گودال، پدرت آمده است استقبال چه کنم می روی و ناچارم... رحم کن بر دل علی زهرا @hosenih جان حیدر مرا حلالم کن، دم آخر مرا حلالم کن خیلی آخر به تو بدهکارم، رحم کن بر دل علی زهرا ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ یا فاطمه ای طلیعه ی مهر و امید تفسیر "بای ذنب" قرآن مجید @hosenih ای ماه علی کسی خبر دار نشد از دفن شبانه ی تو حتی خورشید ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ عرش فرشی زیر پای فاطمه است در حریم قدس جای فاطمه است خلقت عالم برای فاطمه است عقل مست جلوه ی زهرایی اش پرتو انسیة الحورایی اش @hosenih دین از این بانو دوامی یافته مذهب از او احترامی یافته با جهاد او قوامی یافته ذکر زهرا جذب ایمان می کند چادرش کافر مسلمان می کند @hosenih گرچه نورش جلوه کرد از هر طرف فاطمه دُرّ است و حیدر چون صدف قبر مخفی اش، دل شاه نجف سینه ی حیدر که حق مرآت بود جای دفن مادر سادات بود @hosenih ناله ای تا عالم لاهوت رفت فاطمه چون سایه ای مبهوت رفت روی دوش مرتضی تابوت رفت آخر این رسم مسلمانی نبود حق زهرا دفن پنهانی نبود @hosenih می رود تابوتی امشب بی صدا ناله ها جاری است بر لب بی صدا ای حسین آرام، زینب بی صدا زین عزا در دل زبان باید گرفت آستین را بر دهان باید گرفت @hosenih کشتی ام بر گل نشست اسماء بیا هستی ام رفته ز دست اسماء بیا وقت غسل فاطمه است اسماء بیا بر تن خیرالنسا آبی بریز روی نعش مرتضی آبی بریز @hosenih آی اسماء، پیکرم آتش گرفت یادم آمد کوثرم آتش گرفت گیسوان همسرم آتش گرفت حال فهمیدم چرا در کج شده مجتبی با قنفذ از چه لج شده @hosenih چشم عرش از داغ صدیقه تر است این صدای سوخته از حیدر است بچه ها وقت وداع مادر است ای یتیمان غریب فاطمه توشه بردارید از مادر همه @hosenih آه ای پروردگار مر تضی مشکل افتاده به کار مرتضی شد زمان دفن یار مرتضی مصطفی بازآ نهالت را بگیر «بدر دادی و هلالت را بگیر» @hosenih صبر حیدر را خودت از او بپرس زخم بستر را خودت از او بپرس قصه ی در را خودت از او بپرس دست من شد بسته، بر دل داغ خورد ای پیمبر دخترت شلاق خورد @hosenih ای امان از ضربه ی شلاق ها آتش افروخته در باغ ها داغ روی داغ روی داغ ها وای از داغ بزرگ کربلا صورت اطفال و گرگ کربلا @hosenih بر رخ اطفال سیلی می خورَد هر که رفت از حال سیلی می خورَد عمه در گودال سیلی می خورَد نانجیبی گاهواره می بَرَد بی حیایی گوشواره می بَرَد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ دلِ شب شبی که حتی یه ستاره هم نداره شبی که چشایِ خونِ آسمون بارون می باره شبی که پرستو ها هم به چشا خوابی ندارن شبی که ستاره ها هم دیگه مهتابی ندارن @hosenih شبی که رازِ مگوئه هق هقا تویِ گلوئه اگه هم میاد صدایی این صدای شستوشوئه توی سینه ها یه غوغاست که چشا شبیهِ دریاست رویِ شونه هایِ دیوار سر پهلوونی تنهاست خون تویِ چشاش می لرزه داره زانواش می لرزه دست کجا کشید که اینطور داره بازواش می لرزه تو گلوش صدا گرفته دست بچه ها گرفته واسه بردنِ عزیزش با گُلاش عزا گرفته تا اونو کفن می پیچید عطرِ پیرهن می پیچید گرچه آستین به دهانه ناله ی حسن می پیچید @hosenih دختری داره مینبینه پری که آتیش سوزونده نیمه شب باز می شه از هم دری که آتیش سوزونده رویِ پیشونیا چینه طفلی رو خاکا میشینه از خونی که بر زمینه ردِ تابوت و می بینه ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اي خاک! بهار بي‌خزان باش اي خاک همسايه‌ی ماه و آسمان باش اي خاک @hosenih اين ياسِ کبود، پهلويش مجروح است با جانِ رسول مهربان باش اي خاک ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ حالا که بی پناه شدم یا ابن فاطمه محتاج یک نگاه شدم یا ابن فاطمه با دست خویش آبروی خویش برده ام بیچاره ی گناه شدم یا ابن فاطمه @hosenih تا خواستم زمین بخورم با دعای تو هر بار رو به راه شدم یا ابن فاطمه شام غریبان شده اما نیامدی خیره به یک نگاه شدم یا ابن فاطمه ای کاش همچنان شهدا وقت رفتنم بینم چو قرص ماه شدم یا ابن فاطمه @hosenih اما زمان زمان گریه به غم های مادرت در زمره ی سپاه شدم یا ابن فاطمه قدری غم غریبی مولاست در دلم سر در میان چاه شدم یا ابن فاطمه با که بگویم از غم مظلومی علی دلخون شبیه آه شدم یا ابن فاطمه @hosenih مادر میان کوچه صدا زد حسن بیا محتاج تکیه گاه شدم یا ابن فاطمه با گریه حسین عزیز تو می شوم با آنکه رو سیاه شدم یا ابن فاطمه هنگام روضه چشم مرا گریه باز کرد راهی قتلگاه شدم یا ابن فاطمه @hosenih امسال حاجت دل ما را روا کنید ما را مسافر حرم کربلا کنید ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih