#اصطلاحات_سیاسی
📌اتحاد هفتگانه (Sevenfold Alliance)
✍️ محمد ملک زاده
اتحاد یا ائتلاف هفتگانه در اصطلاح روابط بینالملل اصطلاحی است که به لحاظ تاریخی در مورد تشکیلاتی متشکل از هفت حزب یا گروه از مجاهدان افغانی به کار میرود که در سال 1986م برای مبارزه با ارتش اشغالگر شوروی سابق و دولت دست نشانده وقت افغانستان اعلام موجودیت کرد. این هفت گروه عبارتند از:
1. جمعیت اسلامی افغانستان (از اقوام عمدتاً تاجیک به رهبری برهانالدین ربانی و احمدشاه مسعود)
2. حزب اسلامی شاخه حکمتیار (شامل اقوام عمدتاً پشتون به رهبری گلبدین حکمتیار)
3. حزب اسلامی شاخه خالص (شامل اقوام عمدتاً پشتون به رهبری یونس خالص)
4. اتحاد اسلامی افغانستان (شامل اقوام عمدتاً پشتون با گرایش وهابی به رهبری عبدالرسول سیاف)
5. محاذ (جبهه) ملی اسلامی افغانستان (شامل اقوام عمدتاً پشتون با گرایش صوفی گری به رهبری پیر سیداحمد گیلانی)
6. جبهه ملی نجات افغانستان (شامل اقوام عمدتاً پشتون به رهبری صبغتالله مجددی)
7. حرکت انقلاب اسلامی افغانستان (شامل اقوام عمدتاً پشتون به رهبری مولوی محمدنبی محمدی).
افغانستان از جمله کشورهای اسلامی است که در طول سالیان مدید محل تاخت و تاز و تجاوزات قدرتهای استعماری بوده است. این قدرتها با سوء استفاده از وجود اقوام و گروههای مختلف در این کشور و دامن زدن به اختلافات، همواره موجب گسترش بحران و ناامنی در این کشور بودهاند. در جنگ شوروی، افغانستان به مدت ۹ سال (از دی ۱۳۵۸ش تا دی ۱۳۶۷ش) درگیر اشغال نظامیان اتحاد جماهیر شوروی بود که برای پشتیبانی از دولت کمونیست جمهوری دموکراتیک افغانستان وارد این کشور شده بودند. نبردهای این گروههای هفتگانه منجر به خروج ارتش شوروی از افغانستان در سال ۱۹۸۹ و سرنگونی حکومت دست نشانده افغانستان در سال ۱۹۹۲ (1371ش) شد. پس از آن به دلیل به توافق نرسیدن گروههای مجاهدین بر سر تقسیم قدرت، و دخالت نیروهای بیگانه در این کشور، جنگ داخلی افغانستان آغاز شد که تا زمان حال کمابیش ادامه یافته است. جمهوری اسلامی همواره ضمن مخالف با دخالت نیروهای بیگانه در افغانستان، خواستار مشارکت همه اقوام و گروه ها در اداره این کشور بوده است. آیت الله خامنه ای در ۱۸ خرداد ۱۳۶۸در دیدار جمعى از رهبران اتّحاد هفتگانه مجاهدین افغانستان، ضمن تاکید بر این سیاست بر حمایت جمهوری اسلامی از مجاهدین و ملت افغانستان برای در دست گرفتن سرنوشت خویش تاکید نمودند.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
💠 شهادت قلم
✍️سید عبدالله هاشمی
❇️ ازشهید نوشتن، کاری است بزرگ اما بزرگتر ازآن شهادت قلم است. قلم گاهی ازشهید مینویسد اما خود را میبیند و خود را می نویسد.
تمام مقدرات نیکوی یک جامعه، زمانی رقم میخورد، که صاحبان فکر و قلم اهل شهادت باشند. همچون شهید خود نگاری نکنند بلکه فدا شدن خود را برصفحه روزگارنقش زنند.اندیشه ای که بردل صفحه ای نقش میزند،فریاد انانیت سرندهد واهل معنی را به خود مشغول نسازد؛ بلکه فنای خود وتجلی حق بودن را سردهد.اگر قلمی اهل شهود نباشد چه بنویسد جزتاریکی های درون خویش واگر اهل شهود باشد،جز نور چه بنویسد!
❇️ اینجا جنس مرکب با خون شهید یکی خواهد شد و اینجا گاهی مرکب برخون برتری دارد. اگر گفته اند مداد علماء ازخون شهید بالاتراست، قلمی است که حق نگاری میکند نه خود نگاری
❇️ آن مرکبی درسنجه انصاف، برخون شهید برتری دارد که خود نویس نباشد.
سیروسلوک قلم درهمین است که قبله قلم را به سوی معبود متوجه کنیم «فول وجهک شطرالمسجدالحرام»
❇️ اگر قلمی حق را بنویسد وجزحق در درون خود مطلوبی نداشته باشد ،این قلم شهید است وبدون شک مرکب او همچون خون شهید است ،هرچند قرمز نباشد.
❇️ آوینی نیزنگاشته های خود را اگر سوزاند، چون خود نگاری بوده است.او خود را سوزاند تا قلمش به مقام شهادت برسد. همین او را سید شهیدان اهل قلم ساخت و همین راز ماندگاری او و صدا و قلمش شده است.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
🔅 روز بهت مسیحیان نجران
✍️ علیرضا مکتبدار
در طول تاریخِ ادیان، حق مدعیان فراوانی داشته و هیچ گروه و یا فردی خود را در جبهه باطل نمی انگاشته است. پیروان هر دین که همواره داعیه حق مداری داشته اند، برای اثبات حقانیت خود از دست یازیدن به هیچ وسیله ای دریغ ننموده اند. گاه از برهان قاطع بهره برده و گاه از شمشیر آخته، گاه با گفتگو بر مدار منطق، خصم را مُجاب و گاه با سوزش شمشیر مشکل را علاج ساخته اند. و البته گاه که نه زبان منطق کارگر است و نه حوالت کردن به تیزی شمشیر به مصلحت، نه اژدر شدن عصای موسی چاره ساز است و نه غرقه شدن فرعون در اعماق آبها، طرفین از رهگذر «مباهله» به اثبات حقانیت خود پرداخته اند. مباهله نفرین طرفینی است؛ دو طرفی که هر یک خود را بر حق و دیگری را بر مدار باطل می شمارد. هر یک از دو طرف دیگری را به عذاب خداوند حوالت می دهد تا حقانیت خود را اثبات کند.
رویداد مهم مباهله پیش از واقعه سِتُرگ غدیر، در سال نهم هجری رقم خورد. پیامبر گرامی اسلام (ص) پس از تثبیت پایه های حکومت نوپای خود، با سران حکومتهای معاصر خویش نامه نگاری کرد و آنان را به پذیرش دعوتش فراخواند. نامه ای نیز خطاب به اسقف نجران املا فرمود و از مسیحیان نجران خواست که به اسلام بگروند. آنان چون خود را بر حق می دانستند، حاضر به پذیرش دعوت پیامبر نشدند اما تصمیم گرفتند گروهی از بزرگان خود را نزد پیامبر فرستاده تا با ایشان سخن نموده، درباره حقانیت ادعای او کنکاش نمایند. هیات ده نفره نجرانیان در مسجد مدینه با پیامبر گفتگو کردند اما چون دو طرف بر حقانیت خویش اصرار داشتند، بنا را بر مباهله گذاردند و بنا شد فردای آن روز در محلی معین برای مباهله با یکدیگر ملاقات نمایند.
روز موعود فرا رسید. پیامبر اکرم (ص) چون خورشیدی درخشان که ماهِ روی علی علیه السلام از پرتوش نور می گرفت و فاطمه سلام الله علیها و حسنین علیهما السلام همچون ستاره هایی درخشان آن دو را همراهی می کردند، در میعادگاه حضور یافتند. زمین زیر گامهای استوار این پنج تن بی تابی می کرد و بر خود می بالید. فرشتگان بالهای خود را بر سر آنان افکنده بودند. در آسمان غوغایی بر پا بود. گویی نفس فرشتگان در سینه بند آمده بود! پیامبر به حالت زانو بر زمین نشست و خود را برای مباهله آماده ساخت.
چون چشم مسیحیان نجران از دور به سیمای درخشان و معصوم آنان افتاد یکی از آن میان پرسید: اینان کیانند که با محمد همراهند؟ و پاسخ شنید: آن که پیش روی اوست، پسر عموی او و شوهر دخترش و محبوبترین خلق نزد اوست؛ آن دو طفل، فرزندان اویند از دخترش؛ و آن زن، فاطمه دختر اوست که عزیزترین خلق، نزد اوست.
آن مسیحی تا این پاسخ را شنید گفت: خدا سوگند چنان نشسته است که پیغمبران برای مباهله مینشستند، و سپس برگشت. یکی از او پرسید: کجا میروی؟ گفت: اگر محمد بر حق نبود با عزیزترین افرادش نمیآمد و اگر با ما مباهله کند پیش از آنکه سال بر ما بگذرد، یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.
و در نقلی دیگر آمده است که وی گفت: من صورتهایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهی را از جای خود بركَنَد، هر آینه کنده خواهد شد. پس مباهله مکنید که هلاک میشوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.
و بدین سان مسیحیان نجران سپرهای دفاعی خود را فرونهادند و در مقابل عظمت شخصیت الهی و ملکوتی اهل بیت علیهم السلام سر تعظیم فرود آوردند. و اینگونه بود که مباهله بر ستیغ تاریخ جاودانه شد. مباهله سندی است محکم بر حقانیت ولایت علی علیه السلام که در سال دهم هجرت در واقعه غدیر خم، پیامبر گرامی اسلام بر آن تأکیدی چندباره داشت.
#مباهله
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
.
💠 تصاویر 👆و عناوین برتر 👇گعده دهم نویسندگان حوزوی
🔹استاد مرتضی رجایی در دهمین گعده یادداشتخوانی:
⁉️ آیا نویسندگی روش دارد یا خیر؟
🌱 روش ندارد. نویسندگی فرمول و قاعده ندارد که بخواهیم بر اساس آن بگوییم از اینجا شروع کن و تا آنجا برو.
🍃نویسندگی یک موهبت الهی است، یک ذوق است، یک علاقه شخصی است. از غالب نویسندهها وقتی میپرسید کی نویسنده شدی؟ میگویند نمیدانیم، یادم نیست.
⚡️از بیشتر نویسندهها وقتی میپرسید، چه مسیری را طی کردی؟ میگویند نمیدانیم فقط نوشتیم و نوشتیم. من اصلا قصد نداشتم نویسنده بشوم.
🌾یا این که بسیاری از جاها استاد خودش به استادی و مهارت تدریس رسیده است؛ اما نمیتواند شاگرد را ببرد، چون روش در میان نیست؛ روشها گاهی شخصی و جوششی است.
☝️اجازه بدهید یک بار دیگر این سؤال را بپرسیم که نویسندگی روش دارد که با استفاده از آن بتوانیم نویسنده شویم؟
✍️ بله روش دارد، میشود روشهایی را طراحی کرد به عنوان نقشه راه، برای کسانی که علاقه دارند و بتوانند گام به گام جلو بروند و نویسنده شوند.
🔎حال اینکه پاسخ اول با دوم در تناقض است یا خیر؟! بحث مفصلی را میطلبد که میگذریم. فقط باید بدانیم روششناسی در همه حیطهها مطرح است.
ادامه دارد...
#پویش_نوشتن
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
.
🌴 "پاسخ کامل استاد هاشمی همدانی به شبهه افکنی عابدینی علیه حجاب" در نشریه پرتو
#حجاب
#نویسندگان_حوزوی
https://eitaa.com/joinchat/3834314754C58903f67c6
🔆 به همت معاونت هنر و رسانه دفتر تبلیغات و کانون مدادالفضلاء
💠 یازدهمین محفل یادداشتخوانی نویسندگان حوزوی برگزار میشود 💠
#حضور_برای_عموم_فضلا_آزاد_و_رایگان_است.
🔹برنامهها:
✔️ بررسی یک یادداشت شاخص در هفته ای که گذشت
✔️ یادداشتخوانی نویسندگان و نقد و نظر استاد و حاضران
✔️ ارائه تکنیکهای مهم یادداشتنویسی مطبوعاتی
🔸چهارشنبه ۵ مرداد، ساعت: 17:30 تا 19:30
مکان: خیابان شهدا(صفائیه)، نبش کوچه 17 ساختمان هنر و رسانه دفتر تبلیغات اسلامی، طبقه همکف، سالن جلسات.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
جایگزین گشت ارشاد چیست؟
✍عبدا... گنجی
حجاب که بهخودیخود یک مسئله فرهنگی- اعتقادی است، نباید به امر سیاسی تبدیل شود و کمکم اصل هنجارشکنی به حاشیه برود و منازعه بین اسلامگرایان و براندازان سکولار جایگزین آن شود. حقیقت این است که گشت ارشاد با بدحجابی بهمعنی عرفی آن کاری ندارد و اصلا مثال کلیشهشده «2تارمو» محل منازعه نیست که اگر بود باید پلیس به 15 تا 20میلیون خانم تذکر میداد و برخورد میکرد. آنچه پنهان میماند اینکه جامعه هدف گشت ارشاد بدحجابی عرفی-تربیتی نیست، بلکه چند دسته هستند که شاخکهای گشت ارشاد را حساس کردهاند که عمل آنان فراتر از ناهنجاریهای عرفی است. «سیالیّت جنسیتی» یکی از این موارد است. دختری که پسرانه بیرون میآید تا جلبتوجه کند، پسرگونه باشد، کلاه و شلوارک و... دوم گروهی هستند که لباس راحتی درون منزل و بیرون آنها خیلی متفاوت نیست و حداقلها را هم رعایت نمیکنند.
سوم کسانی هستند که بدحجابی آنان امری عرفی-تربیتی و فرهنگی نیست که عناد میورزند و همزمان برای تقابل با پلیس سناریو میچینند که دوربین و جیغ 2 عنصر این سناریو است. پلیس هم از عواقب جنگ روانی هر برخورد آگاه است اما حقیقت این است که زمانی پلیس وارد میدان دستگیری یا برخورد میشود که 3دسته ذکرشده درصدد شکستن اقتدار آن برمیآیند و طبیعی است که پلیس درصدد اثبات اقتدار خود برمیآید که البته بعضا اجتهاد در صحنه از جهت روش مواجهه مشکلساز میشود. هیچ نظرسنجی در کشور نداریم که بالای 70درصد مردم طرفدار حجاب نباشند اما درعینحال برخورد قهری با اقلیت ساختارشکن را نمیپسندند. شاید صدها جلسه برای اینکه چه کنیم در سالهای متمادی تشکیل شده است.
برخی بر این باورند که فرهنگ لذتگرای غرب پیشرونده است و انقلاب اسلامی فقط در آن اختلال ایجاد کرد، اما هستند دیگرانی که حجاب را فقط امری شرعی نمیدانند بلکه آنرا مانند زبان، مذهب و جغرافیا جزو هویت ایرانیان میدانند که عدهای چوب حراج به آن زدهاند. با این حال مواجهه با حجاب سطح کوتاهمدت و بلندمدت دارد و برخورد قهری نباید روش اول باشد. کار فرهنگی همراه با خوندل است و البته میوههای آن هم دیررس است.
اما باید چه کرد؟
1-هنر از اساسیترین روشهای حل مسئله حجاب است. آنچه با هنر آمیخته شود، ماندگار میشود. هنر فاخر الگوبخش و جذاب است. این حجاب تقریبا در سیما و سینمای ما غریب است. هنر الگوبخش، اصل اساسی است.
2-آموزش و پرورش رکن تربیتی کشور ماست. اگر معلمانی همتراز با فرهنگ ایرانی-اسلامی سکاندار تربیت باشند، اثر شخص معلم بینظیر است. محیط مدرسه و دانشگاه، محتوا، ضوابط و تشکل همه 10درصد و معلم و استاد 90درصد تأثیرگذاری تربیتی دارند. جمهوری اسلامی هنوز منزلتی که بهترین و مؤمنترین جوانان این کشور به آموزش و پرورش سرازیر شوند، ایجاد نکرده است. معلم میتواند جامعه را سالم یا فاسد کند.
3- NGOهای مسلمان میتوانند جایگزین روشهای قهری شوند. اینهمه NGO در کشور باید بهکار گرفته شود. مردم خود مسئله حجاب را بهروش عاطفی در محله، محیط کار و... حل کنند.
4-تولیدات البسه بسیار مهم است. واقعیت این است که بازار لباس زنانه ما برای متدینین نیست. ممکن است گفته شود که تقاضا این است، پس تولیدکننده بهسمت این نوع پوشش میرود. واقعیت اما این نیست که جوان مدلی را در ذهن دارد و در بازار بهدنبال آن میگردد و میخرد بلکه «تقاضاسازی» در ویترین مغازه اتفاق میافتد.
خیلیها بهدنبال مد میگردند نه اینکه مد ذهنی خود را به بازار خرید ببرند. آیا اصناف ما صرفا درآمد برایشان مسئله است و هویت و سالمسازی جامعه فرع آن است؟
5-گفتوگو بخش فراموششده مسئله حجاب در جامعه ماست. تقریبا نه در کرسی آزاداندیشی و نه در سیمای ما مشهود نیست.
مبتذلپوشان هیچ دلیل منطقی و قابل ارائه ندارند. حرف اول و آخر آنان درباره چرایی پوشش و رفتار خود این است که «به شما ربطی ندارد. دوست دارم!»
فراتر از این خلع سلاح هستند و گفتوگو دست طرف مقابل میافتد و میتوان دهها دلیل عقلی و نقلی و آسیبشناسانه را به میدان گفتوگو آورد و سخن گفت. بدون تردید اکثریت بدحجابان جامعه ما عفیف هستند.
همینها روز غدیر در خیابان ولیعصر بودند، فردا همینها در جرگه عاشوراییان هستند، اما نقص دارند. این نقص فرهنگی را نباید سیاسی کرد. آن 3دسته که در بدو این نوشتار آورده شد، اقلیت بسیار کوچکی هستند که علاوه بر برخورد باید گفتمان غالب علیه آنان باشد و فضای عمومی را برای خود تنگ احساس کنند. مردم باید به میدان بیایند.
حکومت باید جایش را به مردم بدهد. فرض کنیم اصلا نظام دینی مستقر نباشد. مگر مسلمانان نباید حجاب و امر به معروف را واجب بدانند و تکلیف «مثنی و فرادای» خود را انجام دهن د. این هدایت به امر خداست. اسم آنرا تقابل و قطببندی نگذارید. بسمالله.
نویسندگان حوزوی
جایگزین گشت ارشاد چیست؟ ✍عبدا... گنجی حجاب که بهخودیخود یک مسئله فرهنگی- اعتقادی است، نباید به ا
سرمقاله روزنامه همشهری، امروز در گعده یادداشتخوانی به نقد و نظر گذاشته می شود.
.....................................
par1085.pdf
8.92M
📌 عناوین برتر این هفتهی پرتو
✔️شکست ققنوس قلابی
✔️ پاسخ به شبهه افکنی علیه حجاب
(پاسخ تفصیلی استاد غلامعباس هاشمی همدانی به شبههافکنی عابدینی)
✔️ قدرت جهانی ایران در اوج تحریمها
✔️ایران و تفاوتهای آمریکا و روسیه
✔️ پهپاد ایرانی افتخار مسلمانها
#نشریات_حوزوی
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
📌تحلیل مشاهدات علمی و تجربیات پژوهشی در آمریکا؛
🔻 دورههای طولانی تحقیق
✍️ حبیب الله بابایی
در آمریکا، دورههای تحقیق طولانی است و نوعا ده سال طول میکشد تا اثری مهم در موضوعی خاص از یک اندیشمند منتشر گردد. با اینکه چرخه علم در غرب بسیار سریع بوده و دارای تنوع فراوانی است و نقدهای علمی نیز بسیار آسان صورت میگیرد، لیکن پروسه فکری اندیشمندان و محققان از کتابی به کتابی دیگر و از مرحلهای به مرحله دیگر بسیار طولانی است. این حوصله علمی که نتیجه آن کیفیت بالا در تحقیق میباشد، در تدریس نیز وجود دارد، به طوری که اساتید، در هفته بیش از یک کلاس برای دوره لیسانس و دوره دکترا نداشته و با دقت و حوصله به تدریس و پرورش دانشجو میپردازند.
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN
✔️ قدرتی به نام کلام
✍ نجمه صالحی
همان قدرتی که در سین و لام نهفته است و با همسایگی الف و لام، میشود آغاز کلام و میرسد به گوش اهل سلم و سلام!
اگر نبود این قدرت کلام، چگونه سادهترین نیازمان را به گوش دیگران میرساندیم و میگفتیم «آب»؟ که این روزها، چقدر شنیدن« آب»، دل را آتش میزند؛ بهویژه اگر از طفلی کوچک شنیده شود!
ما برای کسب این قدرت بیان و آموختن کلام، تلاش کردیم و تلاش!
اما... فراموشمان شد قدرت کلام، از او ست و توان ادای واژهها، با تلاش بهدست آمده است! اگر لطف نعمتش نبود، هنوز باید برای کوچکترین درخواست خود از دیگران، گریه را جار میزدیم!
با همین کلمات، میتوان دلی را شاد کرد، غمی را زدود، خانهای را آباد کرد و دردمندی را از درد نجات داد، اما گاه قدردان این نعمت واژهها نبودهایم و غافل شدهایم از خالقش و چه دلها که نرنجید در خطا رفتن کلام!
کاش فراموش نکنیم این قدرت آموختن و کلام نیز، از مصادیق رحمت اوست بر ما!
#نویسندگان_حوزوی
@HOWZAVIAN