کجا هم قدم میشوم با شهیدان
خیابان ،خیابان،خیابان،خیابان
نمایی از راهپیمایی چند هزار نفره مردم منطقه گلستان در شب چهارشنبه آخر سال
#دشمن_سوزی
@Torkstudio
شعور .
در هیاهوی غریبانه و بیداد خزان با تو فریاد زدم ای غم در سینه نهان تو مگر چند نفر بودی از این عالمیا
آنقدر جای تو خالیست صدا میپیچد💔.
هدایت شده از دریچه خیال
چشم در چشم شدم هیچ نشد
آن هیچ که در دل داشتم نشد
شمع سوخت و بیچاره آن پروانه زار
دیدمش که گریان بال میزد هنوز دور تا دور آن
اما گریه هایش کارسازی نداشت
آن زاری ها برایش سودی نداشت
آن شمع تا وقتی بود ارزش نداشت
رفتنش پروانه را سودی نداشت
پروانه تا شمع رفت فهمید چه بود
آن چه میسوخت برایش آن که بود
ولی افسوس زمان را برگشت نیست
آن چه سوخت را هم بازگشت نیست
شرح حال پروانه و شمع دور نیست
ما را در این بیت ها یاری نیست
بیت به پایانش رسید و غزل خوان هم نشد
آن که باید میخواندش هم به دنبالش نشد
حیف این مصرع های بیچاره که رفت
این شاعری که با آن ها همدردی کرد و رفت
دل میخواست بگوید دیوانه شد...
آن دل دیوانه هم شاعری میخواست اما نشد...
#ناویس
هدایت شده از دریچه خیال
این من که در من میگرید
اکنون خواب خواب است...
آن دل دیوانه که میگرید
اکنون غرق آب است...
با خودم میگفتم گه گاهی
آدمی هست گر بیاید، گر نیاید...
آن که بود شاد آمد و گریان میرود؟
آن دلم بود که اکنون غرق خون است...
صبر ها فقط خون جگر بودند و بس...
این ها همه حفره های زخم بودند و بس...
شاعر میگرید ولی محکم ایستاده هنوز...
این شعر ها که میگوید پایان ندارد هنوز...
#ناویس
1405/01/18
سه شنبه
شعور .
چشم در چشم شدم هیچ نشد آن هیچ که در دل داشتم نشد شمع سوخت و بیچاره آن پروانه زار دیدمش که گریان ب
خیلی قشنگ بود
سِیر دار و با مضمون بود ✨
محتوا غنی داشت و تو قالب نازی بیان شده بود
شعور .
خیلی قشنگ بود سِیر دار و با مضمون بود ✨ محتوا غنی داشت و تو قالب نازی بیان شده بود
وای ممنونم 🥲
چقدر برام قشنگ بود تعریفتون🥲
شعور .
بله چطور مگه؟
فکرنمیکردم تو کانال شاعر داشته باشیم
تعجب کردم ، خوشحال شدم ..
ان شاء الله خدا به قلمتون نور و جهت بده
تا هرچیزی که حوالی دل باشه رو تو قلب ها
با اشعارتون ثبت کنید