🍃❤️🌸🍃❤️
❤️🌼
🌸
#عقرب_زرد
👤انسان مشکل جدی پیدا می کند و در حین آمدن بچه ها یکی یکی می افتادند و ما نزدیک 7-8 نفر بودیم و علی چیت سازیان چون #آشنایی قبلی داشت و اطلاعات سابق هم داشت و ایشان کاری که کرد بچه ها را گرفت کولش و در یک جای امنی گذاشت و خود من دیگر رمق نداشتم.
👌و تلاشم این بود که بتوانم خودم را حرکت بدهم و رفیقم به پشت یک ارتفاع که از دید #دشمن در امان باشیم و گیاهانی هم که آنجا بود همه سوخته بود و لباسهایمان و صورتها همه سیاه شده بود.
🍃🌸علی آقا جثه ی درشتی هم نداشت ضعیف و لاغر اندام بود و من فکر می کنم ایمان و اعتقاد او بود که یکی یکی بچه ها را می آورد پشت آن ارتفاع می گذاشت و علی آقا آخرین نفر را که آورد یادم هست گلوها همه خشک شده بود و #تنفس کشیدن خیلی مشکل بود.
#دفاع_مقدس
#زمینه_ساز_ظهور
#شهید_علی_چیت_سازیان به روایت #شهید_حسین_همدانی
🍃🌸قسمت یازدهم - ۳
@iranjan60
🌸
❤️🌼
🍃❤️🌸🍃❤️
❤️🍃
میگویند اگر میخواهی خلق و خوی کسی را بدانی به #دوستانش نگاه کن...
یکی از چیزهایی که #شهید اگر در اطرافیان می دید سعی میکرد از آنها فاصله بگیرد وخیلی از این #اخلاق دوری می کرد.
روحیه #تکبر، خود برتر بینی و به نوعی من، من، کردن و ازخود #تعریف کردن بود؛ اسمش را گذاشته بود #ادابازی ... و خودش هم خیلی ملاحظه می کرد این طور نباشه
یادم نمیره
اولین روزهای #آشنایی؛
هر فرد در روز #خواستگاری سعی می کنه هرچه خوبی داره را رو کنه، اما اون اصلا هیچ از خودش تعریف نکرد و تنها از سختی های #شغل اش گفت
تازه بعدها خود من هم به طور اتفاقی می فهمیدم که چه #آموزش هایی را دیده یا چه #تخصص هایی را بلده.
اینقدر #فراری از مطرح شدن و توچشم اومدن بود که با وجود 3 سال حضور مداوم و به طور مرتب در جبهه های #سوریه؛ هیچ وقت به کسی نگفت؛
حتی پدر ومادر من تا قبل از آخرین #ماموریت که ختم به #شهادت شد مطلع نبودند.
از من هم خواسته بود به خاطر #حساسیت شغلی، به کسی نگویم اما من می دانستم که بیشتر از آن به خاطر همین منش و اخلاقش است که بدش می آمد از خودش تعریف کند.
#روایت_همسر_شهید
#سبک_زندگی_شهدایی
#شهید_حمیدرضا_بابُ_الخانی
✍برداشت از پیج رسمی شهید
@iranjan60 🌹🍃