وایپ/روبش
🎥ویدیوی دوم الناز شاکردوست و حواشی فیلم بیبدن 🔸الناز شاکردوست بازیگر فیلم پرحاشیه «بیبدن» بدنبال
🔸بگذریم از این تناقض که از یک طرف گفت مجوز ساخت فیلم اجتماعی شرکت اجباری در جشنواره است و از طرف دیگر جنجال زیادی برای نپذیرفتن فیلم در سودای سیمرغ شد!
🔸اما آنچه که قابل فهم است تحت فشار بودن این بازیگر برای بازی در فیلم بیبدن است! به عنوان مثال یکی از رسانههای خارجی ضد انقلاب به شاکردوست حمله کرده که چرا در این فیلم بازی کرده است.
🔸اگر فیلم بیبدن به سودای سیمرغ راه پیدا میکرد به احتمال زیاد سهم زیادی در بین نامزدها داشت.
🔸مهمتر از بحث حواشی فیلم، محتوای آن است که گام رو به جلو و خوبی در فیلمهای با موضوع ضد قصاصِ سالهای اخیر سینماست که به ابزاری برای هجمه به حاکمیت اسلامی تبدیل شده است.
🔸فیلم بیبدن از آن دست فیلمهاییست که با جسارت و بر خلاف روال معمول سینما، ضمن طرح موضوع اجتماعی، به حکم قصاص نیز پرداخت.
🔸این فیلم برخلاف فیلمهای اخیر سینما که طرف قاتل و خانواده او بود و قوانین و قوه قضائیه و بلکه اسلام را به چالش میکشید، این بار خانواده مقتول را نیز به تصویر کشید و توانست مخاطبِ تحت تاثیر فضای مجازی و القائات فیلمهای این سالها را به فکر وا دارد که باید مقتول و خانوادهاش را هم دید! و تنها به مظلومنمایی قاتل و خانوادهاش اکتفا نکرد.
🔸الناز شاکردوست در نقش مادر مقتولی بود که بدلیل ظلم و فشارهای خانواده قاتل و مردمِ «نهبهاعدام»گو، قاتل دخترش را قصاص کرد. بنابراین چیز عجیبی نیست که او تحت فشار، حرفهای پراکنده و یکی به نعل و یکی به میخ بزند.
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🔴رقص و لمس نامحرم؛ دو آسیب پررنگ فیلمهای جشنواره ۴۲
🔺رقص از ابزارهاییست که معمولا با هدف جذب مخاطب بیشتر و بعضاً برای پوشاندن و جبران ضعفهای فیلمها استفاده میشود.
در تعدادی از فیلمها نیز بسته به هدف و علاقه فیلمساز، در راستای ترویج و عادیسازی آن، صحنههایی از رقص در فیلمها گنجانده میشود تا کمکی برای کمرنگ کردن حساسیتها و قبح زدایی از رقص باشد و از سوی دیگر فیلمساز بتواند دِینِ خود را برای ترویج آن ادا کرده باشد.
وایپ/روبش
🔴رقص و لمس نامحرم؛ دو آسیب پررنگ فیلمهای جشنواره ۴۲ 🔺رقص از ابزارهاییست که معمولا با هدف جذب مخاط
🔺پدیده لمس نامحرم نیز که از خط قرمزهای فیلمسازی در ایران است یکی دیگر پدیدههاییست که گویا خط شکنی آن آغاز شده است.
در صورتی که این محدودیت یکی از فرصتهاییست که هنرِ هنرمند ایرانی در برابر فیلمسازان خارجی غیرمسلمان به رخ کشیده میشود و بهتر است به هر دو دلیلِ مشکل شرعی و حفظ سطح هنر کارگردانان فیلمهای ایرانی، در این مورد غفلت نشود.
🔺در فیلمهای چهلودومین دوره از جشنواره فیلم فجر هر دو عنصر رقص و لمس در فیلمهای زیادی مشاهده شد به گونهای که لمس زن و مرد نامحرم حتی در فیلمهایی مثل «احمد» و «مجنون» نیز سهوی یا عمدی اتفاق افتاد. همچنین در فیلمهای «آبی روشن»، «شهسوار»، «شکار حلزون» و... .
رقص نیز در موارد متعددی از فیلمها، حتی فیلمهای کودکان نیز غیرقابل اغماض بود.
🔺در فیلمهایی مانند «نوروز»، «صبحانه با زرافه»، «آغوش باز»، «تمساح خونی»، «ببعی قهرمان»، «نپتون»، «تابستان همان سال»، «شهسوار»، «دروغهای زیبا»، «دو روز دیرتر» و حتی «باغ کیانوش» هر کدام به نسبتی رقص مردان یا کودکان را در صحنههایی از فیلمها گنجاندند.
🔺طبیعتاً این حجم از رقص در فیلمها پیام خوشایندی برای فرهنگ و هنر ایرانی_اسلامی ما ندارد و حساسیت مسئولان و ناظران را در برای فیلمهای آتی میطلبد. همچنین این انتظار وجود دارد که در نسخه اکران عمومی اصلاحات انجام شود.
🔺بیان آسیبها و گوشزد به مسئولان سبب میشود به فیلمسازان بابت این آسیبهای خواسته یا ناخواسته تذکر داده شود، همچنان که برخلاف فیلمهای سال گذشته، برهنگی مردان در فیلمهای دوره چهلودوم، بجز یکی دو فیلم، مشاهده نشد.
🔺در مورد این دو آسیب نیز، ممنوعیت رقص مشکل گشاست و در مورد لمس نیز عادیسازی به نفع هنرمند و مخاطب نیست و بهتر است کارگردانان روش هنرمندانهتری برای رساندن پیامشان استفاده کنند هر چند که سختی کار قابل درک است.
📝نعیمه شیخالاسلامی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📌 تکلیف را روشن کنید؛ جشنواره خوب است یا بد؟!
🔸مدتیست برخی افراد و جریانها به تعداد فیلمهایی که توسط ارگانها تولید شده معترضند و معتقدند جشنواره فجر ارگانی شده است!
فارغ از رد یا تایید این ادعا؛ تکلیف این افراد با خودشان هم روشن نیست!
🔸از یک سو جشنواره فجر را تحریم میکنند از آن سو ناراحتند که چرا به ما توجه نمیکنید!
🔸از سویی منتقد جشنواره فجر هستند از سوی دیگر منتظر تشویق و تائیدند.
🔸از یک سو جشنواره را حکومتی مینامند از سویی میگویند چرا در جشنواره فیلمهای حکومتی دارید!
🔸آه و ناله میکنند که چرا معیشت سینماگر سخت شده و صنوف بیکارند، اما با پای کار آمدن نهادها برای تامین معیشت همان سینماگر مشکل دارند و میگویند چرا فیلم میسازید!
این بزرگواران نمیگویند مشکل فعلی سینما بیهنرانی بوده و هستند که به بهانه بیان مشکلات و تصویر قشر خاصی از مردم روی پرده، سینما را محفلی خصوصی کرده، مردم را از سینماها راندند.
با نمایش مدام و غلو در سیاهیها مردم را از سینما دلزده کردند یا آنها را به سمت کمدیهای نازل سوق دادند.
رسانههایشان نیز دست به تایید و تشویق اینها زدند و نتیجه شد آسیب به چرخه اقتصادی سینما...
🔸عدهای نیز با پول نهادها و با خیال راحت فیلم ساختند و حالا معترضند که چرا بقیه میسازند، بیایید و جواب بیهنری ما را شما بدهید!
🔸آن یکی خطابه مینویسد که دفترم را تعطیل میکنم چون متعهدم و شرف دارم! سلّمنا، این که داد و قال ندارد! وقتی جشنواره برای شما مهم نیست چرا عصبانی میشوید؟
📝 معصومه عمرانی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
وایپ/روبش
🎥ایران؛ بهشت تبهکاران/اعدام؛ محکوم، حزب توده؛ قهرمان صنعت نفت! ▪️فیلم سینمایی «بهشت تبهکاران»، ساخت
▪️فیلم به سراغ پرونده «حسن جعفری» کارمند شرکت نفت ایران و انگلیس انگلستان رفته که به جرم ترور «احمد دهقان» اعدام شده است. دهقان؛ نماینده مجلس، ناشر تهران مصور و مدیر «تماشاخانه تهران» بوده که قتل او همچنان در هالهای از ابهام است.
▪️در تاریخ روایتی وجود دارد که در آن حسن جعفری بیگناه است و رکن ۲ ارتش با همکاری سازمان نظامی حزب توده، دهقان را ترور میکنند و به گردن جعفری میاندازند.
جوزانی در این فیلم همین روایت اما و اگردار را انتخاب کرده و روایت خود را از ترور و اعدام به تصویر کشیده است تا بتواند در پس آن انتقادش را بیان کند.
▪️آقای کارگردان سنوسالدار که گویا حوصله توجه به برخی جزئیات فیلم همانند استفاده از هدست برای شنود که حدود سی سال بعد اختراع میشود و یا خطای صحنه در تنظیم ساعت و...را نداشته، معتقد است دستگاه قضا از رژیم پهلوی تا بعد انقلاب و شرایط فعلی جمهوری اسلامی در عملکردش دچار خطاست.
▪️در این سیستم سر بیگناه پای اعدام میرود و بهشت تبهکاران، بهشتی است که بیگناهان بجای جنایتکاران محاکمه و مجازات میشوند و این محدود به زمان رضا خان نیست و به قول جوزانی هفتاد سال است که در ایران این روند وجود دارد!
▪️در واقع تعمیم اعدام بیگناه در طول هفتاد سال از دهه سی تاکنون ماحصل پیام فیلم و کارگردان از انتخاب سوژه است.
اما مشکل این فیلم به اعتراض به دستگاه قضا و حکم اعدام منحصر نیست و خواسته یا ناخواسته روایتهایی غلطی از حزب توده و موضوع ملی شدن صنعت نفت را نیز به تصویر کشیده است.
▪️فردی که جوزانی دست روی او گذاشته قهرمان نیست نهایتا یک مظلوم است که شرکت نفت ایران انگلیس بدلیل تظاهرات کارگران در شرکت نفت از او کینه دارد و سرانجام با وجود رضایت مادر دهقان، اعدام میشود.
▪️در فیلم این گونه القا میشود که حزب توده طرفدار ملی شدن صنعت نفت بود؛ در صورتی که حزب توده طرفدار دادن امتیاز نفت شمال به شوروی بود و ملی شدن نفت ایران یک خواست ملی بود که جریانات ملی مذهبی پای آن ایستادند.
در همین راستا در صحنه پایانی زندگی جعفری، خطاب به جعفری میگویند آخرین حرفت را بزن و او میگوید ملی شدن صنعت نفت! این صحنه به نوعی سفیدشویی غیر مستقیم حزب توده است که در این فیلم اتفاق میافتد و از یک عضو حزب توده در هنگام اعدام یک قهرمان ساخته میشود؛ در صورتی که حسن جعفری به نوعی قربانی سیستم فاسد قضایی حکومت پهلوی شده که تحت سلطه انگلیس بود.
▪️ انتصاب جعفری به حزب توده نیز با توجه به دادههای فیلم به چند دلیل است. افراد حمایت کننده وی که در دادگاهش حضور دارند و کارگردان ادعا کرد که دقیقا همان شکل و شمایل دادگاه واقعی جعفری است، تودهای هستند. فروغ؛ دوست جعفری که در فیلم کشته میشود نیز تودهای است و یکی از وکلای ایشان نیز تودهای است.
▪️بنابراین حسن نه قهرمان بوده و نه جریانساز و بهتر بود آقای جوزانی برای بازنمایی اعدام، ایشان را انتخاب نمیکرد که سهوی یا عمدی حزب توده را تطهیر کند و قهرمان بسازد.
📝رضا قریبی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
📽 از جشنوارهی حقیقت تا جشنوارهی فجر؛ راهی است که چهار مستند پیمودند
🎞 انتخابهای هوشمندانهای که باعث شد، تمام مستندهای جشنوارهی فجر در سطحی قابل قبول از فرم قرار داشته باشند. البته پردازشها و تلفیق زبان طنز با قصهی پردردِ خونهای آلوده در «قویدل» حساب آن را از سایرین جدا میکرد. «آخرین کوسه نهنگ» نیز با نریشن جذاب و ترسآلود، استفاده از تصاویر زیبا و بدیع طبیعت، متفاوت از بقیه بود، اما در عین حال با استفاده از نمادها و تصاویرِ طبیعت به فنا رفته، روایت را تلخ و مخاطب را ناامید میکرد.
وایپ/روبش
📽 از جشنوارهی حقیقت تا جشنوارهی فجر؛ راهی است که چهار مستند پیمودند 🎞 انتخابهای هوشمندانهای که
🎥 «خانوادهی خلج» به کارگردانی «مریم الهامیان و مصطفی حاجی قاسمی» روایت خانوادهای بود که تولیدکننده بودن، ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی زندگی آنها را تحتتاثیر قرار داده است.
پسر آخر خانواده زیر بار سنگین تنشهای حاصل از آن با افسردگی و میل به خودکشی دستوپنجه نرم میکند، پسر بزرگتر دیسک کمر گرفته و پسر دوم بهدلیل عدم کارآمدی واحد تولیدی، برای پیشرفت به آمریکا مهاجرت میکند.
پدر خانواده زیر فشارهای حاصل از «بانکداری مبتنی بر سرمایهداری» مزهی تلخ زندان را چشیده و آبروی خود را از دست رفته میبیند و تمام این ماجراها از او یک مرد شکستخورده میسازد.
و اما مادری که پای «قمار تولید» میماند و با تنشهای حاصل از آن کنار میآید، اشک میریزد و استقامت میکند...
🎞 روایتی حقیقی از زندگی تولیدکنندگانی که قرار است در تعادل و پیشرفت اقتصادی نقش ایفا کنند، اما گرفتار «غولهای بانکی» میشوند که با دور زدن قوانین، راه گلوی تلاشگران این عرصه را میبندند و به زدوبند میپردازند. در این میان «وکیلی کاربلد» با آگاهی از قوانین و «سیستم قضائی کشور» توانست، هفت میلیارد بدهی این واحد تولیدی را با افشای خلافهای قانونی بانک در دولت رئیسی صفر کند.
🎞 دغدغهای کاملا متناسب با شرایط روز، نمرهی قابل قبولی به این مستند میدهد؛ اما کاش با نمایش روال کاری وکیل، زمام این غول انحصارطلب و تولیدکنندهخوار را به دست قانونگذاران میسپرد.
🎥 مستند «تکثیر در اسارت» ساختهی «مهدی ایمانی شهمیری» هرچند سفارشیساز به نظر میرسد، دغدغهاش محیطزیستی و تلاش برای زندگی بخشیدن به گونههای در حال انقراض است.
🎞 در این مستند لحظات سختِ تصمیمگیریها و برخوردهای علمی با چالشها نمایش داده میشود که موجب بیرمق شدن استوریهای هیجانی چهرهها پس از مرگ پیروز میشود. اجرای عملی یک فرضیهی علمی حتی اگر به شکست منجر شود، به خودیِ خود یک پیروزی در پیشرفتهای علمیست، چرا که به شناخت روشهای اشتباه و دستیابی به راه و روش صحیح کمک میکند. البته این در صورتیست که راهی که نتیجه آن مشخص است، تکرار نشده و هزینهساز نشود.
🎞 نکتهی جالب توجه در این مستند، آمار پایانی آن بود که گزارش میداد: «از سال۱۳۹۱ تا سال ۱۴۰۲، پنجاه فرد یوز ایرانی وجود داشت که ۱۲ فرد آن توسط "سگها" و ۱۱ فرد آن با تصادف تلف شدند.» مسئلهای که نشان میدهد اگر برای ایمنسازی محیطِ زیستِ این گونهها تلاش میشد. قطعا نیازی به تکثیر در اسارت، احساس نمیگشت.
🎞 نکته جالبتوجه دیگر که میتوان در ذیل این موضوع به آن پرداخت واکنش احساسی و متناقض چهرهها در دفاع همزمان از یوز ایرانی و سگهای ولگرد است!!
🎥 مستند «قویدل» به کارگردانی «علی فراهانیصدر» روایت مردیست که با کنجکاوی غریزی، حقیقتطلبی درونی، شجاعت و پیگیری بیوقفه، پروندهی خونهای آلودهی دههی هفتاد را به کمک پیگیریهای ادارهی آگاهی، قُضات پاکدست و رأی دیوان عالی کشور به ثمر میرساند.
🎞 رسوایی جهانی فرانسه در ارسال خونهای آلوده، جامعهای از هموطنان هموفیلی را درگیر میکند، مسئولینِ وقت، با بیوجدانی یا ترس از آبروریزی یا... پیگیر دریافت غرامت از فرانسه نمیشوند، درحالیکه شرکت ارسالکنندهی فرانسوی از آنان درخواست پیگیری داشته است.
🎞 در این مستند، مطالبهگری و حقطلبی به شکل بسیار جذابی ارائه میشود و روند روایت به گونهایست که ناخودآگاه مخاطب را به این نتیجه میرساند که میشود به حق خود رسید حتی اگر متهمین از مسئولین باشند. هرچند نگرفتن غرامت و عدم مجازاتِ مجرمین یا مقصرین، دل را میسوزاند اما پرداخت پول و امکانات جهت درمان بیماران و خانوادههای درگیر از نکات دلگرمکننده این مستند به حساب میآمد که نشاندهنده انتقاد صحیح و به دور از غلو و سیاهنمایی بود.
🎥 مستند «آخرین کوسه نهنگ» ساختهی «رامتین بالف» نیز دغدغهی محیط زیستی دارد اما با نگاهی به شدت انتقادی نسبت به صنعت و نفت، به نمایش آلودگیها و حوادث دریایی میپردازد. رودی محکوم به زوال، بیابان برهوت شدن رود به علت جهالت آدمی، تجددخواهی بشر، فشار صنعت، کشیدن شیرهی جان زمین و...روایتی تلخ از حال حاضر طبیعت ایران است.
🎞 شاید هدف این مستند را بتوان در این جمله از آن یافت که «انسان در دور تسلسل خویش به گذشتگان میرسد و خود را به طبیعت میسپارد.» یعنی بازگشت به طبیعت و شاید بازگشت به زندگی بدوی با دوری از عوامل آلودهکنندهی محیط زیست.
❓آلودگی محیطزیست به علت عدم دلسوزی برای طبیعت توسط افراد و شرکتها و فشار بیش از حد صنایع برای بهرهبرداری بیشتر، در سطح خرد و متوسط و سیاستهای دولتها و حاکمیتهای جهانی..
🖇پیوند مطلب
http://roubesh.ir/post/1465
📝زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
🎥کیکی که هیچ خرسی نگرفت
🔹همزمان با برگزاری هفتادوچهارمین دوره از جشنواره برلین، جاروجنجال رسانهای پیرامون فیلم سینمایی «کیک محبوب من»؛ ساخته بهتاش صناعیها و مریم مقدم بالا گرفت.
🔹بسیاری از رسانههای ضد انقلاب امید بسته بودند تا این فیلم سطحی و ضعیف با دریافت خرس طلایی، سینمای رسمی ایران را تحقیر کند و فتح بابی باشد برای سوق دادن اهالی سینما به سمت ساخت فیلمهای زیرزمینی و پشت پا زدن به سینمای رسمی. اما همه این تخیلات، نه تنها با خرس نگرفتن؛ بلکه با بازماندن از دریافت جوایز اصلی، رنگ باخت و رشتهها پنبه شد.
🔹این فیلم به گفته عواملش با نادیده گرفتن محدودیتهای سینمای ایران ساخته شده بود. عوامل فیلم میخواستند با نمایش چند پیرزن بیحجاب و مشروبخواری علنی و دیالوگهای شعاری با بازیهای سطحی و نچسب، بیهنری خود را غالب آلمانیها کنند. غافل از آنکه شعارهایشان برای داوران برلیناله نیز پسزدگی داشت و حتی چاشنی بیانیه و انتشار عکسهای دو نفره کارگردانان نیز نتوانست کلاه سرشان بگذارد تا جوایز را به همین راحتی به این فیلم بدهند.
🔹همان که فیلم را به جشنواره راه دادند و هنر را فدای سیاستزدگی کردند از سر ضدیت با اقتدار جمهوری اسلامی بود و همه حاشیهسازیها و خودِ فیلم، روی هم از گرفتن یک جایزه اصلی هم عاجز ماند و تنها دو جایزه بیاهمیت فیپرشی و کلیساهای جهانی! را گرفت!
📝حمیرا رحمتی
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe
«حسینهی معلی» پاسخی رسانهای در جهت اثبات قدرت تمدنیِ حاکمیت دین
✳️ چه در ایام عزا و چه در ایام شادی، «حسینیهی معلی» توانست، خانوادهها را در محیط خانه، با پای رسانه وارد حسینه کند.
حسینهای که با دادن تریبون به فرهنگهای مختلف و ملیتهای متفاوت، دین را جهانی و فرهنگی به مردم عرضه کرد. پشتوانهی یک ملت یا بهتر بگویم یک امت، فرهنگی ماندن و تاریخی بودن است که این برنامه با دعوت از فرهنگهای مختلف با عقبهی تاریخی توانست امتی را به نمایش بگذارد که عشق علی علیهالسلام و اولادش، آنها را دور هم جمع کرده است.
وایپ/روبش
«حسینهی معلی» پاسخی رسانهای در جهت اثبات قدرت تمدنیِ حاکمیت دین ✳️ چه در ایام عزا و چه در ایام ش
❎ با گذر از این مقدمه، مسئلهای تمدنی «چگونگی امکانپذیر بودن شادی با مولفههای دینمداری» دیرزمانی است که عاملی برای تمسخر دشمنان حاکمیت دین بوده و هست که شیعه، تنها دین اشک است و شادی و تفریح در آن امکان ندارد! و با ارائهی موسیقیهای مخدر و مجالس شادی با شراب و اختلاط، حوزهی دین را جدا از شادی مطرح کردهاند.
این مسئله، چنان در زندگی عموم مردم جاری بوده که گاها در بین خودشان از نداشتن شادی در دین و... سخن میرانند.
✅ حال «حسینیهی معلی» در اعیاد شعبانیه توانست یک پاسخ رسانهای مطلوب به آن بدهد. از این جهت مطلوب که صدای رسانههای بیگانه را درآورد و با تیترسازیهای مختلف و متفاوت سعی در تخریب آن کردند. تخریب آنها، قطعا و یقینا به علت ترس آنان نسبت به جواب قاطع رسانهای به مسئلهای شادی با محوریت دین بوده است چون جهانیان بعد از مشاهدهی مقاومت بینظیر مردمان غزه که به پشتوانهی باور به الله بوده، گرایش به شنیدن حرفهای موحدین دارند و با وجود مولفهی شادی آنهم بدون مشروب و موسیقی مخدر و اختلاطهای شرمآور که خودشان را هم خسته کرده، زمینهی اسلامگرایی شدت خواهد یافت. از سوی دیگر حضور مداحان انقلابی و خارچشم دشمنان این تخریبها را شدت بخشیده است.
✳️ اما انتقادهای دلسوزانه ناصحان متدین را نباید مشابه دشمنان دید و خواند بلکه باید به عنوان تصحیحکنندگان این پاسخ جدید و رسانهای دید و از آن استفاده کرد. نباید در حسینیه هرچند رسانهای به مرزهای «حدود الهی» نزدیک شد! نمیشود نسبت به «عرف متدینین» در برنامهسازی رسانهای در این مسئلهی مهم غفلت نمود. با لحاظ عرف متدیینین با توجه به حریمهای الهی، قطعا پاسخی متقن، جهانشمول و ماندگار به این مسئلهی تمدنی داده خواهد شد.
✳️ آنچه که واضح است این برنامه در مسیر درستی است که توپخانهی دشمن به سوی آن نشانه رفته و از سوی دیگر سرور را در دل مومنین آورده اما غلطهایی دارد که قطعا با انتقادپذیری خادمین حسینیه، «حسینیه معلی» یک جهان را متحیر خواهد کرد.
📝 زهرا خندان
📡 روبش/وایپ را در پیامرسانها دنبال کنید
@irwipe