مهشکن🇵🇸🇮🇷
✨هو اللطیف✨ 🏰"قلعهی بتنی" سرگذشت یک پیوند🌱 ✍️ فاطمه شکیبا قسمت چهاردهم تیرماه ۰۳ توی این وضعی
توضیح داد که این حالت پسرها به معنای فریبکار بودن نیست. اصلا دست خودشان نیست؛ یعنی واقعا نمیخواهند دروغ بگویند یا نقش بازی کنند. یک اثر وضعی ست. مثل یک مکانیزم طبیعی برای بقاست. ولی خب حق دارم از این مکانیزم بترسم و به این فکر کنم که ممکن است بعد از ازدواج با یک آدم متفاوت مواجه شوم. به این فکر کنم که چقدر از حرفهایی که از مهندس شنیدهام درست است و چقدر باید بنا را بگذارم بر درستی آن حرفها؟
دوستم میگفت همسر سابقش نزدیک یک سال خواستگار سمجش بوده و یک سال بعد از عقد خودش گفته دیگر نمیخواهمت. به همین راحتی. پرسیدم: مگر دوستت نداشت؟ دوستت داشت که یک سال خواستگارت ماند دیگر...
گفت: خودش را دوست داشت. من را هم برای خودش دوست داشت. میخواست تصاحبم کند.
چه ترسناک.
به این فکر میکنم که باطن دوست داشتن بیشتر مردها همینقدر ممکن است ترسناک باشد. شهسواری توی یکی از کتابهایش به این اشاره کرده بود و گفته بود احساسات اصیل و واقعی آنهایی هستند که به زبان نمیآیند و همین دنیا را انقدر غمگین کرده.
مشکل اینجاست که فهمیدن این هم ممکن نیست. یعنی دوست داشتن از اساس چیزی نیست که بتوان فهمیدش. این را دیروز به بابا هم گفتم. بابا گفت من دخترم را به کسی میدهم که واقعا دوستش داشته باشد. من هم گفتم این را نمیتوانید بفهمید. دوست داشتن یک مفهوم کیفی و انتزاعی ست. قابل اندازهگیری و سنجش نیست. خیلیها رفتارشان طوری بوده که دوست داشتن را داد میزده ولی اینطور نبوده.
همان روز با یکی دیگر از همکلاسیهایم هم حرف زدم. ده سال است که ازدواج کرده، دوتا بچه دارد و راضی ست. میگفت خانوادهاش با خانواده پسر سر مهریه به اختلاف خوردند، دعوای شدیدی هم شد و تا چند ماه روابط دیپلماتیک میان خانوادهها قطع بود؛ ولی بعد با کمک یک مشاور توانستند ازدواج کنند و دعواها را هم مدیریت کردند و الان راضیاند. میگفت گاهی شیطان میخواهد اینطوری مانع ازدواجها بشود؛ این را بعداً از یک آدم صاحب نفس شنیده بود.
من حالا میان انبوهی از تجربه خوب و بد گیر کردهام. مشکل اینجاست که فکر میکنند من احساساتیام و مثل آنهاییام که معجون عشق جهان هری پاتر را خوردهاند و همهجا را صورتی میبینم. کافی ست بهشان پیشنهاد بدهم که ماجرا را از دید خانواده پسر ببینند؛ یا بگویم شاید بهتر بود فلان جا اینطور برخورد میکردیم... شاید منطقیتر بود که فلان حرف را میزدیم... سریع برچسب احساسات میخورد روی پیشانیام. اصلا درک نمیکنند که الان تنها چیزی که برای من مطرح نیست احساسات است. این را نمیفهمند که اصلا احساسات این وسط وجود ندارد و من معجون عشق و هیچ کوفت دیگری نخوردهام. میگویند: دختره دیگه... احساساتیه!
از همین چیزهای دختر بودن متنفرم. از این که هیچکس باورش نمیشود که من کاملا منطقی به قضیه نگاه میکنم. حتی دوستم گفت این هم خوب نیست؛ گفت باید احساست را هم دخالت بدهی، احساس چسب زندگی ست.
دیروز بابابزرگ آمد خانهمان که دربارهاش حرف بزنیم. صبح هم با مشاور صحبت کردیم. تصمیم بر این شد که یک فرصت برای بازنگری به خودمان بدهیم؛ ولی زیر نظر مشاور. من هر حرفی بزنم با واکنشِ «دختره دیگه... احساساتیه...» مواجه میشوم و برای این که بیشتر از این به احساساتی بودن متهم نشوم بهتر است دهانم را ببندم.
دارم لرزیدن دنیایم را حس میکنم. چیزی نمانده که برای چندمین بار دنیایم ویران شود و بهم بریزد. یعنی یک سال است شدهام مثل غزه. هرچه میآیم خودم را جمع و جور کنم، ویرانهها را بسازم و برگردم به نظم قبلی، مهندس دوباره میآید و یک جنگ و زلزله راه میاندازد و روز از نو روزی از نو. من میمانم و ویرانههایم.
البته الان هنوز ویرانه نشدهام؛ ولی مثل حیوانات زلزله را حس میکنم. میخواهم فرار کنم ولی نمیدانم کجا. درواقع نمیدانم باید چکار کنم که همهچیز روی سرم خراب نشود.
قسمت اول یادداشت:
https://eitaa.com/istadegi/14366
ادامه دارد...
http://eitaa.com/istadegi
مهشکن🇵🇸🇮🇷
توضیح داد که این حالت پسرها به معنای فریبکار بودن نیست. اصلا دست خودشان نیست؛ یعنی واقعا نمیخواهند
یه سوال
شما اگه بودید چکار میکردید؟
مهشکن🇵🇸🇮🇷
یه سوال شما اگه بودید چکار میکردید؟
این دوران شک پیش از ازدواج خییییلی سخته 😓
ولی اولا با عاقلانه فکر کردن و مشاوره گرفتن و دوما با کمی شجاعت، میشه به سلامت ازش عبور کرد،
و البته توسل رو خیلی جدی بگیرید.
من تقریبا به هر امام و معصوم و شهیدی که میشناختم توسل کردم و کمک خواستم تا خودشون راهنماییم کنند.
ضمن اینکه
تجربههای بد رو فقط نبینید، تجربههای خوب رو هم ببینید.
و عاقلانه تصمیم بگیرید(بیشتر تجربههای بد نتیجه دقت نکردن و فکر نکردنن)
حالا حرص نخورید 😅 درست میشه😌
خیلیها پیام دادن توی همین مرحله هستن،
خب شماها که در شرف ازدواجید بیاید از فروشگاه ما روسری روز عقدتونو بگیرید😕😅
فروشگاه اریحا:
https://eitaa.com/Eriha_shop
مهشکن🇵🇸🇮🇷
این ایده امروز به ذهنم رسید، البته ایده جدیدی نیست😅 دوتا از جملات امام علی علیه السلام در کنار یه شک
غدیر04.pdf
حجم:
197.8K