☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
در حوزه مدیریت پسماند، باید به دوتا بعد همزمان توجه کرد: ۱. فرهنگ ۲. ساختار فرهنگ یعنی ما به مردم ی
در ادامه بحث آسیبشناسی اربعین با نگاه تمدنی،
به نظرم یکی از خلأها حضور کمرنگ زنان و مردانه بودن بیش از حد فضا بود.
البته منظورم زوار نیست. زائر خانم از ایران و پاکستان و سایر کشورها ماشاالله زیاد بودن.
منظورم حضور خود بانوان عراقی توی موکبهاست، که حداقل تا جایی که من دیدم، خیلی کمرنگ بود(البته شایدم من اینطور دیدم و واقعیت چیز دیگه ست؛ این صرفاً برداشت منه).
شاید علت این که وضعیت بهداشت هم خوب نبود، همین مردانه بودن بیش از حد فضا باشه.
شاید زنانهتر شدن موکبهای عراقی، کمک کنه به بهبود خدمات.
توی ایران، ما وقتی داشتیم مسیر رو به سمت مرز مهران طی میکردیم، هرجا توقف میکردیم یه موکبی چیزی بود برای اسکان و پذیرایی.
برای ناهار توقف کردیم، یه موکب توی یه مدرسه بود. وارد که شدیم دیدیم چندتا خانم دارن ظرفها رو میشورن و آقایون هم پذیرایی میکنن.
انقدر خانمها خوب و تمیز این ظرفها رو میشستن که اصلا من یه حس آرامشی گرفتما😅
(تازه این کار از نظر زیستمحیطی بهتر هم بود چون ظرف یکبارمصرف استفاده نمیشد).
بعد هم توی سایر خدمات موکب، خانمها بودن، حضور داشتن، کار میکردن و این توی سایر موکبهای ایران دیده میشد.
خیلی جدی، تمیز و منظم هم کار میکردن؛
اون هم با حفظ حریم بین زن و مرد.
ولی توی عراق من خانمها رو توی مواکب نمیدیدم.
صفر تا صد کار مردانه بود.
(البته میدونم موکبهایی هم هستن که اینطور نیستن)
خب چرا؟
چرا ما از ظرفیت ۵۰ درصد جامعه استفاده نمیکنیم؟
اون هم وقتی میدونیم حضور این ۵۰ درصد، هم برای خود زنها باعث رشد میشه، هم کیفیت خدمات رو بالا میبره، هم یه اثر خیلی مهم تمدنی داره؟
ما اگر قراره تمدن اسلامی بسازیم، ساختن این تمدن بدون حضور اجتماعی زن اصلا ممکن نیست!!
ما نمیتونیم داعیه تمدنی داشته باشیم، ولی زن رو از عرصه اجتماع حذف کنیم.
زن توی تمدن اسلامی، جایگاه انسانسازی داره،
ولی این انسانسازی فقط در خانواده اتفاق نمیافته.
بخشی از نقش زن، مادری و خانوادهداریه؛ نه همه نقش اون!!
زن باید حضور موثر اجتماعی داشته باشه!
باید ولایت اجتماعی داشته باشه!
باید در حرکتها و جنبشهای اجتماعی شرکت کنه و حتی پیشرو باشه!!!
وگرنه هیچ اتفاق مثبتی نمیافته؛
چه برسه به تمدن نوین اسلامی.
این حرف من نیستا!
نظر امام خمینی و امام خامنهای هست!
#اربعین #جامعه_شناسی
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
در ادامه بحث آسیبشناسی اربعین با نگاه تمدنی، به نظرم یکی از خلأها حضور کمرنگ زنان و مردانه بودن بیش
یادمه پارسال توی شهر ایلام، برای استراحت دعوتمون کردن به یه خونه.
یه خونه بزرگ بود، دو طبقه؛ طبقه پایین آقایون و بالا خانمها.
هم اسکان داشتن، هم پذیرایی.
خانم خونه، سه چهارتا بچه کوچیک داشت که فکر میکنم همه زیر ۷ سال بودن.
حالا تصور کن تمام در و دیوار خونه رو کتیبه زدی، خونه پر از زائره و باید به همه شون خدمات بدی(یکی پتو میخواد، یکی غذا میخواد، یکی چایی میخواد، یکی میخواد بره حموم، یکی میاد میگه کولر چرا بادش گرمه و...)، این بچهها هم از دیوار راست بالا میرفتن و با بچههای مسافرها بازی میکردن!
من اگه جای اون خانم بودم سر نیمساعت روانی میشدم!!
ولی این بنده خدا انقدر خوشاخلاق و باحوصله بود که خدا میدونه!!
هم با خوشرویی از زوار پذیرایی میکرد، هم حواسش به بچههاش بود و جالبه که اصلا با بچهها پرخاش نمیکرد.
خب این اگه رشد نیست پس چیه؟
این رشد داره از دل حضور اجتماعی این زن حاصل میشه!
میشد این خانم بشینه توی خونه و فقط بچههاش رو بزرگ کنه؛ کمتر هم اذیت میشد، ولی کمتر هم رشد میکرد.
اجر هم داشت، ولی قطعا حالا اجرش بیشتره!
و قطعا روی بچههای اون خانم هم تاثیرات تربیتی خیلی مثبتی میذاره.
این ظرفیت انسانساز و تمدنساز اربعینه که خانمها نباید ازش محروم بشن.
#اربعین #جامعه_شناسی
چیزی که خیلی دردناک بود این بود که خانمهای عراقی، حتی جاهایی که میتونستن حضور داشته باشن و کاری بکنن هم خودشون رو جدی نمیگرفتن.
مثلا دم مرز، وقتی وارد عراق شدیم، موقع بازرسی خیلی جدی گفتن همه کیف و کولهها رو بذارین روی دستگاه ایکسری و ما هم گذاشتیم.
بعد که رد شدم، دیدم خانمی که پشت مانیتور دستگاه نشسته، هفت کله خوااااابه😐
این قضیه توی همه بازرسیها بود.
بعضا هیچ توجهی به گشتن کیفها نداشتن. حتی بازرسی بدنی هم نمیکردن.
معمولا ما میرفتیم توی ایست بازرسی و میدیدیم خانمهایی که مسئول این کارن، یه گوشه نشستن با هم حرف میزنن یا خوابن. و حتی نگاه نمیکنن ببینن ماهایی که رد شدیم کی هستیم!!
(البته بجز بازرسی خود حرم امام حسین علیه السلام که یکم جدیتر میگشتن).
خب این یعنی چی؟
یعنی اون خانم توی اون جایگاه، موقعیت و وظیفهش رو جدی نمیگیره!
یعنی برعکس چیزی که آقای شهید گفتن، جایی که هست رو مرکز دنیا نمیدونه!
حالا شاید شما بازهم بگید تعداد زوار زیاده و خسته شدن!
در پاسخ بهتون میگم راه مدیریت تعداد زیاد زوار هم تقسیم شیفت هست؛ مثل حرم امام رضا علیه السلام.
ولی چیزی که من دیدم، خستگی نبود.
بیتوجهی به مسئولیت و بینظمی بود.
وگرنه توی مرز مهران هم، ماموران ایرانی خسته بودن، ولی کارشونو میکردن.
به هرحال، زنها خودشون تا وقتی حضورشون رو جدی نگیرن، کسی اونها رو جدی نمیگیره!
اول از همه، خود زنها باید متوجه بشن جایگاهشون در تمدنسازی چقدر مهمه!
#اربعین #جامعه_شناسی
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
چیزی که خیلی دردناک بود این بود که خانمهای عراقی، حتی جاهایی که میتونستن حضور داشته باشن و کاری بک
این قضیه جدی گرفتنه درباره خودمون هم هستا!
مثلا چند نفر از ما خانمها خیلی جدی برای رسیدن به جایگاههای مهم تصمیمسازی و راهبردی تلاش میکنیم؟
اصلا چند نفر از ما خیلی جدی روی رسیدن به جایگاههای مهم مدیریتی هدفگذاری کردیم؟
چند نفر از ما خودمون رو در حد این جایگاهها میبینیم؟
ما هم خودمون رو جدی نمیگیریم.
خودمون رو در حد جایگاههای راهبردی نمیدونیم.
خیلی بلندپرواز باشیم، یه مدیر مدرسهای، مدیر مجموعه فرهنگیای چیزی بشیم!
حالا دیگه نهایتش نماینده مجلس!!
ما نه خودمون رو در اون حد میدونیم، نه اصلا به اون اهداف فکر میکنیم!
چه برسه به اینکه دنبال کسب شایستگیهای لازم برای اون اهداف باشیم و تلاش کنیم باسوادتر، داناتر و مدبرتر باشیم!
نتیجهش هم این میشه که حتی اگه به اون جایگاهها برسیم، انقدر بد عمل میکنیم که بگن: دیدی؟ دیدی گفتیم زن به درد نمایندگی مجلس و مدیریت و... نمیخوره؟
#جامعه_شناسی
✅ هشدار استاندار اصفهان به مدیران ناکارآمد در جذب اعتبارات ملی
🔹استاندار اصفهان با هشدار صریح به همه فرمانداران و مدیران این استان از رسانه ای شدن فهرست نهادهای کم کار و ناموفق در جذب اعتبارات ملی خبر داد.
پن:
کاش فقط به خبر دادن اکتفا نکنید. بیت المال باید خرج اون جوانی بشه که با پشتکار درس خونده و علمشو میخواد در اختیار مملکتش بذاره نه اینکه یه عده با رانت بیان و اون جوان مجبور به مهاجرت بشه.
@istadegi
باز این پهلوی چیا و ضدانقلابا برای ۲۵،۲۶ فراخوان دادن..😃
باید به عرضشون برسونیم که موکب ما از ساعت ۶ بعدازظهر تا ساعت ۱ بامداد به صرف چوب پرچم با تنوعهای مختلف دسته بیل، لوله پلیکا، شیلنگ آب، آهن، پلاستیک فشرده، چوب درخت، دسته طی، چوب جارو و... پذیرای حضورشون هست.
تازه به مسئول صوت موکب تاکیید خواهیم کرد در این دو شب از نماهنگ های استکبار ستیز و به خصوص آهنگ بزن که خوب میزنی استفاده کند چون ریتم پرچم دارها بهتر خواهد بود.😎
خلاصه که منتظرتونیم!
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
این قضیه جدی گرفتنه درباره خودمون هم هستا! مثلا چند نفر از ما خانمها خیلی جدی برای رسیدن به جایگاه
یه توضیحی در خصوص این موضوع بدم.
فرهنگ مردم عراق با ایران کاملا متفاوته، اگر میبینیم که در موکبهای عراقی حضور زنها کمتره چون اون ها درست نمیدونن این امر را، نمونه بارز فرهنگشون را در تشییع رهبر انقلاب در نجف و کربلا دیدیم که هیچ زنی حضور نداشت که این، هم آسیبهایی دارد و هم تاثیرات مثبت.
در سالهای پیشتر که کربلا میرفتیم، به نظر من اوضاع برعکس بود در موکبها در بخشهایی که مخصوص خانمها بود و یا در خود خانه افراد که میرفتیم خانم خانه همه کاره بود و مدام در حال فعالیت بود.
به یاد دارم حتی سالهای اولیه در دهه نود که هنوز پیاده روی به این شکل نبود در منزل یکی از شاگردان آیت الله سیستانی رفته بودیم، خانم خونه مدام در حال پخت غذا، پخت نان، شست و شوی ظروف و... برای زائران بود و جدای از همه این ها اون خانم خادم حرم امیرالمومنین هم بود و مدام در حال رفت و آمد از حرم به خانه بود.
نکتهای که هست اینه که باید فرهنگ هر کشور را در نظر بگیریم، در کشورهای عربی زن هنوز معنای الگوی سوم را پیدا نکرده است.
هرچند به نظرم باید ایراد اصلی را به برخی زنان ایرانی وارد کنیم که به جای آنکه این مسیر را یک مسیر تمدنی بدانند با هزاران قلم موارد آرایشی پا در مسیر میگذارند و بخش عمدهای را هم مشغول عکاسی و... هستند، به یاد میآورم که در بازرسیها خادمهای عراقی خانمهایی که اوضاع پوششی خرابتر و آرایش بیشتری داشتند را با دست نشان میدادند و میگفتند ایرانی.
توی تمدن سازی قرار نیست همه کار کنن اما جزئیات هم مهمه، نوع رفتار زائران ایرانی خانم در موکبها یا خانههای افراد بعضی اوقات خیلی زننده است که آدم شرم میکند که بگوید این خانم از ایران است.
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشتزاده قسمت 23 قلبم له
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠
📚رمان «قاتل اردیبهشت»
(معمایی، تریلر)
ش. شیردشتزاده
قسمت 24
دستم را داخل جیب شلوارم بردم و توی راهرو قدم زدم. با کمی فاصله از عابدزاده، به دیوار تکیه دادم و چشمانم را بستم. میتوانستم امیدوار باشم اینطوری کمی خوابم ببرد، بدون این که خواب ببینم.
-نظرت چیه؟
صدای شمس بود؛ صدای همیشه گرفتهاش. قرار نبود بتوانم بخوابم.
چشمانم را باز کردم و گفتم: درباره چی؟
-ترور موسویان.
آرام حرف میزد. عابدزاده روی صندلی چرتش برده بود و نمیدانم قصد شمس از آرام حرف زدن، بیدار نشدن عابدزاده بود یا این که حرفمان را نفهمد. من هم صدایم را به اندازه شمس پایین آوردم.
-مسئول اون پرونده تویی آقای شمس.
-عباس صدام کن.
-مسئول اون پرونده تویی آقای عباس.
کنارم به دیوار تکیه داد. یک نفس عمیق کشید و گفت: خب راستشو بخوای، تو مظنون من حساب میشی. حتی نفس حضورت توی این پرونده هم به نظر من اشکال داره.
انگار به بدنم شوک وارد کرده باشند، نخاعم تیر کشید و دردش تا مغز رفت. عباس یک چیزهایی میدانست. حالت صورتم را کنترل کردم و خودم را به آن راه زدم.
-منظورت چیه؟
-من احمق نیستم و خودت علتشو میدونی. پس لازم نیست توضیح بدم.
خفه شدم. انکار فایده نداشت. این عوضیِ معتاد به کار حتما ته و توی همه چیز را درآورده بود و قطعا به من هم رسیده بود. گفت: قبل از این که بخوام آمار چیزی رو دربیارم، تو خودت خودتو لو دادی.
یک شوک دیگر، با شدت کمتر. من احمق نباید آن شب میرفتم سر صحنه ترور. بالاخره تسلیم شدم.
-تو میدونستی من نباید اونجا باشم؟
-معلومه که میدونستم. تو یه راست رفتی سراغ بررسی یه قسمت خاص از صحنه، و قیافهت هم خیلی تابلو بود.
توی دلم به خودم فحش دادم. خاک بر سرت احسان. خاک بر سرت.
آرامتر گفتم: بازم دلیل نمیشه که بهم مظنون باشی. من سر همچین چیزی آدم اجیر نمیکنم که موسویان رو بکشه.
نیشخند زد.
-اگه پای امنیت ملی و سرویسهای بیگانه وسط نبود، قطعا تو مظنون شماره یک بودی. پلیس همیشه سراغ کسایی میره که انگیزه شخصی دارن. خودتم اون شب همینو بهم گفتی، نه؟ گفتی شاید ترور نباشه. شاید یه قتل با انگیزه شخصی باشه.
-من هیچوقت انگیزه قتل موسویان رو نداشتم.
-میدونم. ولی بازم به نظر من نباید توی این پرونده همکاری کنی. تو با موسویان یه رابطه شخصی داشتی.
-الان دیگه ندارم.
-برای همین رفتی بیمارستان؟
لبهایم را در دهانم جمع کردم. گفت: تا وقتی رابطه شخصی و نامشخصت روی پرونده اثر نذاره، صداشو درنمیارم. ولی اگه مشکلی ایجاد کنه، قطعا جلوتو میگیرم.
جوابش را ندادم. فقط یک نفس عمیق حرصآلود کشیدم. گفت: درباره وکیلی چطور؟ فکر میکنی ماجرا همونطوره که به نظر میرسه؟
ادامه دارد...
⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست.
گروه نویسندگان مهشکن
https://eitaa.com/istadegi
☫مهشکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشتزاده قسمت 24 دستم را
خب... فکر میکنید قضیه چیه؟