eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.8هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
841 ویدیو
94 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
یه بیست شبیه خدا توفیق داده شهدایی که میشناسم، یا خانواده‌هاشون در موکبمون در حال پرچم گردانی هستند را قبل از راه افتادن موکب میاییم و قبرهاشون را ترمیم میکنیم. تو این شبا شهدایی را دیدم و شناختم که گاهی شوکه شدم خیلی. ما از شهدا همیشه اون معروف‌ها و تو چشم‌ترهاشو دیدیم اما یه نگاه کنیم اطرافمون را بعضی شهدا هستند که توی زمان خودشون خیلی مهم بودن اما اسمی ازشون نیست. و هرچی پیش میره بیشتر افتخار میکنم که اصفهانیم!
با سرعت ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت خوردی روی زمین و زنده موندی که بشینی جلوی دوربین فیلم هالیوودی تعریف کنی برای ما؟ جدی؟
غرور و افتخار و اشک حسی که با دیدن دستاورد های ابرقهرمان های ایرانی به یک ایرانی واقعی دست میدهد...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام چرا دیگه. توی کانال هر شب یه قسمت منتشر میشه مثل قبل.
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بی‌شرفی لاله مرزبان رو دیدید؟ این باشرف‌ها رو هم ببینید😍🇮🇷
این متن، نوشته‌ی روزنامه کیهانه! 📌مشکوک‌ترین قرارداد تاریخ نفت ایران امضا شد!/ چگونه ۸۰ میلیون بشکه نفت در اختیار ۴ تراستیِ بدهکار قرار گرفت؟! 🔹کیهان نوشت: ۸۰ میلیون بشکه نفت پس از توافق اسلام‌آباد در اختیار ۴ تراستی به نام‌های «علی بایندریان»، «روح الله رضوی»، «محمدهادی مومنین» و «حسین شمخانی» قرار گرفته اما سؤال اینجاست که این چهار نفر دقیقا با چه سازوکاری انتخاب شده‌اند؟ ❓سابقه بدهی این تراستی‌ها چه بوده است؟! 🔹شنیده‌های کیهان نشان می‌دهد که آنها بدهی جدی به مجموعه وزارت نفت داشته اند و طبق مصوبه شعام و وزارت نفت نباید قبل از تسویه حساب به آنها سهمیه نفتی تعلق می‌گرفته است. 🔹ابهام بعدی این قرارداد مشکوک است که چرا فروش این حجم از نفت به‌صورت اعتباری و حساب‌باز انجام شده و تضمین‌های معامله چه بوده و چه کسی مسئول ریسک وصول مطالبات است! 🔹تخفیف حدود ۸ درصدی (رکورد تاریخ فروش نفت ایران) دقیقا بر چه مبنایی تعیین شده است! 🔹ماجرا زمانی جدی‌تر می‌شود که گزارش‌ها از درخواست نهادهای نظارتی برای ارائه توضیح و مستندات درباره نحوه واگذاری، شرایط فروش و تضامین حکایت دارد و محمدجواد باوند به عنوان مسئول فروش نفت کشور باید مراقبت کند که بزرگترین پرونده فساد فروش نفت کشور در زمان او باز نشود. 🔹بررسی ها کیهان نشان می‌دهد که تخفیف داده شده بر روی ۸۰ میلیون بشکه نفت به ۴ تراستی بدهکار بالغ بر چند میلیارد دلار می‌شود که رکورد تاریخ فروش نفت ایران را پیش و پس از انقلاب می‌شکند! 🔹بنظر می‌رسد بازرسی دفتر رهبر انقلاب و بازرسی کل کشور سریعا باید در جزییات این قرارداد ورود کنند./کیهان
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 57 کلید را
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 58 اسید معده‌ام داشت می‌جوشید و دل و روده‌ام را می‌سوزاند. قطب‌نمای درون سینه‌ام دوباره به چرخش افتاده بود. هم دلم می‌خواست بروم هم دلم می‌خواست بمانم. قطب‌نما خطر را این اطراف پیدا کرده بود؛ ولی نمی‌دانستم دقیقا کجا. نمی‌دانستم باید برگردم یا بمانم. در خانه را که باز کردم، قطب‌نما دیوانه‌وارتر چرخید. آرام سرم را از در بیرون آوردم و کوچه را نگاه کردم. خلوت بود. مثل همیشه بود؛ با یک تفاوت. او اینجا بود. قطب‌نما زودتر از چشمانم پیدایش کرد. آن‌طرف کوچه، یک خانه آن‌سوتر، روی موتورسیکلت نشسته بود و داشت من را نگاه می‌کرد. احتمالا صدای باز شدن در را شنیده بود که سرش را بلند کرده بود. مستقیم داشت نگاهم می‌کرد. عقربه قطب‌نما تند و تیز به سمت او نشانه رفت. خودش بود. همان کسی که جلویم ایستاده بود، گل به من داده بود و گفته بود «این برای شماست». همان که اولین بار با او هتل خواجو رفته بودم. همان که دستانش سبزه بود و اولین جلسه چای ماسالا سفارش داده بود. همان چهره محوِ توی خاطراتم بود. و مهم‌تر از همه این‌ها، همان کسی بود که دو شب پیش، با چشمان سرخ از خشم جلوی در خانه ایستاده بود و به در ضربه زده بود. احسان دهکردی بود. چهره‌اش مهم‌ترین قطعه پازل بود که تا الان گمش کرده بودم. قبل از این هم دیده بودمش؛ ولی یادم نبود که اوست. و یادم آمد که چرا نرگس – آن دختر توی بیمارستان – برایم آشنا بود. او خواهر احسان دهکردی بود. همان چشمان، همان نگاه، از نوع دخترانه‌اش. لعنتی. دوباره به حال همان شب افتادم. یخ کردم و قلبم به تپش افتاد. دوتا حس متضاد درونم داشتم: دلم می‌خواست بدوم سمتش و با لگد بکوبم توی شکمش و انقدر بزنمش که خون بالا بیاورد، و همزمان دلم می‌خواست از او فرار کنم. او اینجا بود؛ یعنی خطر اینجا بود. یعنی احتمالا آن مردی که رفته بود پیش بابا هم دوستش بود. یعنی خطر پیش بابا بود. همچنان داشت نگاهم می‌کرد. نه خشمگین؛ بلکه متعجب. عقب رفتم و در را محکم بستم. دوباره همه پله‌ها را دویدم بالا. نمی‌دانستم می‌خواهم چکار کنم. مطمئن بودم مرد قرار است بلایی سر بابا بیاورد؛ و نمی‌دانستم چطور می‌خواهم جلویش را بگیرم. فقط نمی‌توانستم بابا را تنها بگذارم. وقتی جلوی در آپارتمان رسیدم، کفش‌های مرد هنوز جلوی در بود. صدایی از داخل خانه نمی‌آمد. دست کردم توی جیب مانتویم و کلید را درآوردم. همان‌طور که داشتم کلید را توی قفل می‌چرخاندم، کفش‌هایم را درآوردم که زودتر بپرم داخل خانه. در را با شتاب به جلو هل دادم و همراه در داخل خانه پرت شدم. خودم را برای هرچیزی آماده کردم: تیر خوردن، چاقو خوردن، کتک خوردن یا هرچی. ادامه دارد... ⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست. گروه نویسندگان مه‌شکن https://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 58 اسید معد
عزیزانی که برای خوندن رمان عجله دارن، می‌تونن عضو کانال خصوصی بشن😁 توی کانال خصوصی رمان ۱۰ تا ۱۵ قسمت جلوتر از کانال اصلیه. هزینه عضویت در کانال خصوصی، فقط ۱۱۰ هزار تومان هست📚 (البته انتشار داستان در کانال اصلی با نظم قبلی ادامه پیدا می‌کنه و در کانال اصلی هم رمان کامل منتشر میشه، ولی با سرعت کم‌تر) برای عضویت در کانال خصوصی به ادمین پیام بدید: @eriha_ad
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 #جنگ‌نوشت قسمت ۳۱: قربونت برم بابا... ✍️ش. شیردشت‌زاده کار معراج داشت
✨بسم الله قاصم الجبارین ✨ 📚 قسمت ۳۲: پیتزا با طعم اف-18 ✍️ش. شیردشت‌زاده *** جنگ ترسناک و زشت است؛ ولی برکات زیادی دارد. یک نمونه‌اش مثلا این است که توی اخبار خواندم که یک جنگنده اف-18 امریکایی ساقط شده است. خبر را که به علی گفتم، علی خیلی جدی تکذیب کرد و گفت اصلا جنگنده اف-18 نداریم. اصلا چیزی به نام اف-18 ساخته نشده. گفتم خودم توی اخبار خواندم و شبکه خبر هم اعلام کرد. گفت نه اشتباه دیده‌ای. گفتم اگر درست بود، باید برایم پیتزا بخری. خیلی جدی و مطمئن گفت باشد. رفتم خبرش را پیدا کردم و نشانش دادم. باورش نشد. خودش رفت چک کرد. دید انگار اف-18 هم وجود دارد و ساقط هم شده. پیتزای آن شب خیلی چسبید. مزه اف-18 می‌داد. دست نیروهای پدافند درد نکند! یا مثلا یکی از قسمت‌های باحال جنگ این است که یکی از فامیل‌هایمان نذر کرد اگر ایران توانست یک هواپیمای جنگنده امریکایی را ساقط کند، دویست هزار تومان صدقه بدهد. تازه مبلغ برای اف-35 بیشتر بود. این نذر مال اوایل جنگ بود. اولین اف-35 که ساقط شد، نذرش را ادا کرد. ولی بعد کار به جایی رسید که بنده خدا می‌خندید و می‌گفت: با این وضع باید نصف حقوقم را بدهم بابت جنگنده‌های ساقط شده! با علی رفته بودیم نماز جمعه. این هم از اتفاقات نادری ست که به برکت جنگ می‌افتد. صادقانه بگویم اصلا اهل نماز جمعه نیستم. فقط سال کنکور یکی دو بار رفتم؛ آن هم چون موسسه‌ای که جمعه‌ها در آن آزمون آزمایشی می‌دادم، نزدیک مصلی بود و ظهر آزمونم تمام می‌شد و نماز خواندن توی مصلی توفیق اجباری بود. و البته چون آن سال همان سالی بود که سردار سلیمانی شهید شد و همان جمعه که خبرش آمد، مردم توی مصلی جمع شدند به عزاداری. بعد از جنگ اما بیشتر نماز جمعه می‌رفتیم؛ آن هم با این که می‌دانستیم آن طرف‌ها را خیلی می‌زند و دفعه قبل که علی رفته بود نماز جمعه، توی سجده آخر نماز زمین از شدت انفجار لرزیده بود و فکر کرده بود شاید دیگر هیچ‌وقت سر از سجده بلند نکند. موقع برگشت از نماز بودیم که خبرش آمد. دوتا خلبان آمریکایی در آسمان مرکزی ایران ایجکت کرده بودند. دو خلبان جنگنده اف-15 ایگل از اسکادران جنگنده 494، جایی میان کوهستان‌های زاگرس افتاده بودند. یکی از دوستان علی زنگ زده بود و خیلی جدی می‌گفت بیا بپر پشت موتور، دوتایی برویم دنبال خلبان بگردیم. شوخی نمی‌کرد اصلا. کاملا جدی. خب البته وسوسه کننده بود. یک پاداش چرب و نرم تعیین کرده بودند برایش. و من هم داشتم به علی چشم‌غره می‌رفتم که: بدون من؟ نخیر! بدون من هیچ‌جا نمی‌روی. ما که آخرش نرفتیم؛ ولی خیلی‌ها سرخود رفته بودند دنبال خلبان. البته منطقی نبود. مسخره‌بازی که نیست. یک منطقه وسیع خشک و کوهستانی است. نمی‌شود بی‌گدار به آب زد؛ بدون پشتیبانی، برنامه، نقشه و امکانات. یارو هم خلبان است؛ بچه نیست که راحت بشود گیرش انداخت. و حتما مسلح است. و حتما داخل خاک ایران مزدورهایی هستند که از او پشتیبانی کنند. آخرش البته نفهمیدیم آن خلبان‌ها پیدا شدند یا نه. شایعه زیاد بود. امریکایی‌ها هم طبق معمول خودشان را از تک و تا نینداختند و گفتند هردو را نجات دادیم. فضای مجازی پر بود از تحلیل سیاسی و طنز و مسخره‌بازی. خلبان هم بد جایی افتاده بود آخر. بیخ گوش مردم غیور لر. مطمئنم اگر خلبان دست لرها افتاده باشد، حتما هزار بار به خودش لعنت فرستاده که چرا ایجکت کرده و چرا اصلا خلبان شده و چرا اصلا به دنیا آمده. چون اصولا عشایر لر با متجاوز به ایران شوخی ندارند. و آن شب، معجزه رخ داد. معجزه دشت مهیار. همین بیخ گوش ما. طوفان طبس معجزه بود؛ این را شنیده بودیم. شنیده بودیم که شن‌ها مامور خدا بودند و زمانی که ما نه رادارهای پیشرفته داشتیم، نه پدافند، نه حتی نیروی نظامی منسجم، خدا برایمان پدافند کرده بود. تمام آن برنامه‌ی دقیق و حساب شده‌ی امریکایی‌ها و تجهیزات پیشرفته‌شان را، خدا با یک طوفان شن تحقیر کرده بود. شن‌های ریز. شن‌های ظاهراً ناچیز. کار خدا اینطوری است دیگر. وقتی خودت را باد می‌کنی و توهم بزرگی و شکست‌ناپذیری به سرت می‌زند، خدا با ضعیف‌ترین و ناچیزترین مخلوقاتش شکستت می‌دهد. نمرود با یک پشه مرد؛ یک پشه کوچک و ناچیز. سپاه ابرهه را پرندگان کوچک و ظریف له کردند. و شن‌های ریز طبس، مامور خدا بودند. همه عالم مامور خداست. ما طبس را توی کتاب‌ها خوانده بودیم. از پدرانمان شنیده بودیم. ولی مهیار را دیدیم. نیمه‌شب بود؛ بامداد شانزدهم فروردین. چهل و هفت سال از طبس گذشته بود، ما حالا مجهز به رادار و پدافند بودیم، ولی بی‌نیاز نبودیم. ما همچنان در برابر خدا و قدرتش هیچیم... ادامه دارد... http://eitaa.com/istadegi
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
این متن، نوشته‌ی روزنامه کیهانه! 📌مشکوک‌ترین قرارداد تاریخ نفت ایران امضا شد!/ چگونه ۸۰ میلیون بش
🔴 تکذیبیه ♦️مطلبی با عنوان «مشکوک‌ترین قرارداد تاریخ نفت ایران امضا شد!» با سوءاستفاده از نام روزنامه کیهان در فضای مجازی در حال باز نشر و توزیع است. ♦️چنین مطلبی در روزنامه کیهان و کانال‌های رسمی کیهان در تلگرام و پیام‌رسان‌های داخلی منتشر نشده است و یک کانال جعلی با سوءاستفاده از نام کیهان در تلگرام منشأ خبر بوده است. ♦️پس از انتشار خبر در این کانال جعلی برخی کانال های بدنام داخلی با توزیع گسترده آن به فراگیر کردن خبر پرداخته اند که نشان از پروژه ای هدفدار در پشت صحنه است. جالب آنجاست که رسانه های ضدایرانی مانند اینترنشنال و صدای آمریکا نیز دقیقا با همین محتوا، این خط خبری را دنبال کرده اند. ♦️مؤسسه کیهان پیگیری حقوقی از نشردهندگان این مطلب را حق قانونی خود می‌داند. 🔻مخاطبان می‌توانند مطالب کیهان را از طریق سایت رسمی روزنامه به نشانی KAYHAN.IR دنبال کنند.