eitaa logo
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.7هزار دنبال‌کننده
8.1هزار عکس
853 ویدیو
96 فایل
✨﷽✨ ✍️مکانی برای روایت، داستان، تبیین، گفت‌وگو، و اندیشه🌱 اطلاعات بیشتر: https://eitaa.com/istadegi/17323 نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. ⛔️کپی مطالب اختصاصی کانال مورد رضایت نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 78 گفتم: خو
💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠 📚رمان «قاتل اردیبهشت» (معمایی، تریلر) ش. شیردشت‌زاده قسمت 79 زهرا کمی فکر کرد. -نرگس...؟ ام... فکر کنم. گاهی اسمش رو میاوردی. فکر کنم توی دبیرستان و دانشگاه با هم دوست بودین. -شماره‌ای چیزی ازش نداری؟ شانه بالا انداخت. -نه. من اصلا ندیده بودمش. دوباره بن‌بست؛ هرچند احتمالش بود. زهرا دوست خانوادگی بود و نرگس دوست دبیرستان و دانشگاه. من هم از آن دخترهای اجتماعی نبودم که هر روز با دوستانم بیرون بروم و آن‌ها را به هم معرفی کنم. زهرا غر زد. -خب دیگه بیا بریم. *** قبرها قدیمی و ساده بودند. بیشترشان فقط سنگ قبرهای کوچکی بودند با نام و تاریخ تولد و فوت. بعضی‌ها عکس هم داشتند؛ عکس‌های رنگ‌پریده و خاک‌خورده. تاریخ فوت قبرهای آن قطعه مربوط به اواخر دهه شصت بود و قطعه متروک و غبارگرفته بود. احتمالا دیگر کسی روی زمین نبود که بیاید سراغ مردگان آن قطعه؛ یا تک و توک مانده بودند. شفیعی روبه‌روی یکی از قبرها ایستاده بود. ساعت ده صبح جمعه، بعد از این که تمام شب برای خوابیدن تقلا کرده بودم، تازه داشت کمی خوابم می‌برد که زنگ زده بود تا بیایم باغ رضوان و حس کنجکاوی‌ام بر خستگی غلبه کرده بود و آمده بودم. شفیعی صدای پایم را شنید و برگشت. -ببخشید که صبح جمعه کشوندمت اینجا. با دو قدم فاصله ایستادم. -خواهش می‌کنم. به هرحال باید به امواتم سر می‌زدم. شفیعی سر تکان داد و نگاهش را برگرداند به سوی قبر پیشِ رویش. روی سنگ قبر نوشته بود: ملیحه بابایی. 1340 تا 1367. شفیعی به قبر نگاه می‌کرد، با نگاهی خشک که نمی‌شد چیزی از آن خواند. شاید پیش از این هر هفته یا هر ماه می‌آمده اینجا و با نگاه پر از حسرت قبر را نگاه می‌کرده؛ ولی دیگر نه؛ حالا که ملیحه زنده بود نه. -خیلی وقت بود نیومده بودم اینجا. چندین ساله. انگار فکرم را خوانده بود و خواسته بود خودش را مبرا کند. توی دستش خبری از بطری آب نبود. قبر خشک بود. کسی آن را نشسته بود و کلی غبار گرفته بود. نوشته‌های آن داشت پاک می‌شد. کنارش خبری هم از گل و گلدان نبود. ملیحه هیچ جایی در دنیای زنده‌ها نداشت. -حالا مشخص نیست این بنده خدا کیه؟ این را من پرسیدم و شفیعی شانه بالا انداخت. -نمی‌دونم. من و محسن واقعا دلمون می‌خواست اون ملیحه باشه؛ پس ملیحه بود. ولی خب مطمئنم طرف عضو منافقین بوده. یه دختر فریب‌خورده مثل ملیحه. ادامه دارد... ⛔️کپی به هیچ عنوان مورد رضایت نویسنده نیست. گروه نویسندگان مه‌شکن https://eitaa.com/istadegi
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام واقعی نیست؛ و ربطش آخر داستان معلوم میشه.
سلام عجب...🥲 شاید بخاطر جنگه... چه میدونم😕
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
سلام عجب...🥲 شاید بخاطر جنگه... چه میدونم😕
البته خیلی مواقع اینجوری میگن، اما به اونا که راه دور اند (بالای ۱۰۰ کیلومتر) و دخترا، راحت خوابگاه میدن. پیشنهاد می‌کنم با اداره خوابگاه دانشگاه اصفهان یک تماس بگیرید. شماره تلفن‌های بخش‌های مختلف رو از سایت ۱۱۸ دانشگاه، می‌تونید پیدا کنید.
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه نظری در مورد این ناموس گردانی قشر مذهبی ندارد یگان تکاور جانفدا رقیب زنان پژاکی آماده برای اعزام به مناطق شمال غرب قندیل
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
آیا حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه نظری در مورد این ناموس گردانی قشر مذهبی ندارد یگان تکاور جانفدا
چند وقت پیش داشتم کتاب پاییز آمد رو می‌خوندم. زندگی‌نامه فخرالسادات موسوی، همسر یکی از شهدای دفاع مقدس بود. این خانم موسوی، وقتی انقلاب شده، یه دختر ۱۷، ۱۸ ساله بودن. خیلی فعال و انقلابی. وقتی امام خمینی دستور تشکیل بسیج رو میدن، و قرار میشه از هر مسجد یه نفر معرفی بشه برای عضویت در بسیج، روحانی مسجد ایشون رو معرفی می‌کنه. خانم موسوی به روحانی مسجد میگه ولی توی فرم نوشته باید آقا معرفی کنید! اون روحانی میگه آقا و خانم نداره. شما از همه فعال‌تر و شایسته‌تری. این خانم موسوی میره توی بسیج، همراه چندتا خانم دیگه انواع آموزش‌های نظامی رو می‌بینن، اونم با مربی‌های آقا. و چیزی که جالبه اینه که سپاه برای این که دیگه لازم نشه مربی‌های مرد به خانم‌ها آموزش بدن، چندتا از خانم‌ها رو انتخاب می‌کنه(از جمله خانم موسوی) و هرکدوم رو در حد یه استاد آموزش میده، تا دیگه خانم‌ها به خانم‌ها آموزش بدن. خانم موسوی توی خاطراتش بارها گفته که توی سپاه فعالیت داشته، با ضدانقلاب مبارزه می‌کرده، و تمام این مدت توی محیط سپاه، تمام حدود شرعی و اخلاقی تعامل زن و مرد هم رعایت می‌شده. بله عزیزان! آرمان‌های اصیل انقلاب ما، یکی‌ش این بود. این که افراد فارغ از جنسیت، سن و قومیت، در جایی که لازمه و شایستگیش رو دارن، فعالیت کنن، و حدود اخلاقی و شرعی هم طوری رعایت بشه که حضور زنان و مردان در کنار هم، باعث فساد نشه. الان چقدر از اون آرمان‌ها و ارزش‌های اصیل انقلاب اسلامی دور شدیم که وقتی می‌بینیم یه تعداد خانم شجاع، دارن برای دفاع از ارزش‌هاشون آموزش نظامی می‌بینن، رگ گردنمون باد می‌کنه و هزار و یک برچسب نامربوط بهشون می‌زنیم؟؟ (ناموس گردانی😐😏) این آقایون ریشوی مدعی دین و ولایت، همونایی‌اند که سر بزنگاه مثل خوارج، با امام جامعه مشکل پیدا می‌کنن و میزنن زیر همه چیز...
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
چند وقت پیش داشتم کتاب پاییز آمد رو می‌خوندم. زندگی‌نامه فخرالسادات موسوی، همسر یکی از شهدای دفاع مق
خیلی جالبه که چندبار شده من توی یه جمع مومن و انقلابی، با یه خانم مسن هم‌صحبت بشم و بفهمم این خانم وقتی جوون بوده، خیلی فعال بوده و حتی آموزش نظامی هم دیده و خلاصه سرداری بوده برای خودش😅 ولی الان چی؟ کسی اصلا یادشه؟ احتمالا آقایونی که همزمان با این خانم رفتن توی بسیج و سپاه، اگه توی جنگ شهید نشده باشن، دیگه تا الان حداقل درجه سرهنگ رو دارن... احتمالا بعد از چندین سال خدمت به جبهه حق بازنشسته شدن یا حتی بعد از بازنشستگی هم درحال خدمت‌اند. ولی امثال این خانم‌ها(که زیاد هم هستن) همون اوایل کار طوری کنار گذاشته شدن که انگار اصلا نبودن و انگار بار جنگ و انقلاب و دفاع از ایران فقط روی دوش مردها بوده... وقتی هم به نقش زن میرسیم فوری میگن مادران و همسران شهدا... خب بله این خیلی قابل توجهه. ولی خیلی از همین همسران و مادران، فارغ از نقش خانوادگی، نقش مستقل داشتن... خیلی از زن‌ها همسر یا مادر شهید نبودن و کلی فعالیت دیگه کردن و بعد هم از عرصه نظامی کلا حذف شدن!! حالا امیدوارم این فیلمی که منتشر شده، واقعی باشه و صرفا یه فیلم تبلیغاتی نباشه... امیدوارم این خانم‌ها چند سال دیگه حذف نشن و کسی فراموششون نکنه!
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
خیلی جالبه که چندبار شده من توی یه جمع مومن و انقلابی، با یه خانم مسن هم‌صحبت بشم و بفهمم این خانم و
بارها توی بیانات رهبری اشاره شده که حضور زن در عرصه‌های مختلف بلامانعه و هیچ اشکالی نداره؛ فقط یه قید خیلی خیلی مهم داره، اونم رعایت همین حدود شرعی و عدم اختلاط زن و مرد. که خب قطعا رعایت این قید هم به نفع خانم‌هاست که امنیت و آرامش داشته باشن و به کاری که میخوان هم برسن. اگه این قید رعایت نشه و خانم‌ها بدون رعایت این موضوع وارد نهادهای نظامی بشن، خدای نکرده چندسال دیگه ممکنه ارتش ما بشه مثل ارتش آمریکا که زن‌ها درش حضور دارن، ولی به شدت از سمت مافوق‌های مردشون آسیب می‌بینن. چیزی که مهمه اینه که ما بر اساس شرع، چارچوب‌های منطقی(نه خیلی سختگیرانه نه خیلی سهل‌گیرانه) برای حضور زن در عرصه‌های مختلف تعریف کنیم، تا این حضور آسون و امن باشه، با سایر نقش‌های زنانه مثل مادری سازگار باشه، و تفاوت‌های فیزیکی و روانی زنان و مردان رو هم در نظر بگیره. متاسفانه ما خیلی وقت‌ها بجای پیدا کردن راه حل یا اصلاح وضع موجود، کلا صورت مسئله رو پاک می‌کنیم. مثلا تا یه تداخل با نقش مادری یا ویژگی‌های زنانه می‌بینیم، یا تا می‌بینیم یه جایی پوشش مناسب نبوده، می‌گیم اصلا زن رو چه به کار نظامی؟😕
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
خیلی جالبه که چندبار شده من توی یه جمع مومن و انقلابی، با یه خانم مسن هم‌صحبت بشم و بفهمم این خانم و
حالا شاید بگید اوایل انقلاب و توی دوران جنگ، وضعیت طوری بود که لازم بود همه مردم آماده دفاع از کشور باشن. و بعد که جنگ تموم شد دیگه این ضرورت نبود. بفرمایید تحویل بگیرید! دوتا جنگ توی فاصله کمتر از یک سال داشتیم! و معلوم نیست در آینده کار به کجا میرسه، ولی قطعا کار از اینم بیشتر بیخ پیدا می‌کنه! حالا تازه به فکرمون رسیده لازمه خانم‌ها هم آموزش نظامی ببینن(که یه ضرورت واقعیه)، و مربی آموزش نظامی خانم نداریم، چون اون خانم‌های پیشکسوت دهه ۶۰ رو کنار گذاشتید. حالا باید حرص بخوریم که خانم‌های جانفدا رو چرا مربی مرد آموزش میده😐 تقصیر خودتون بود آقایون...
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
آیا حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه نظری در مورد این ناموس گردانی قشر مذهبی ندارد یگان تکاور جانفدا
چگونه برای زن آموزش نظامی گذاشته‌اند اما فضا برای آن بومی سازی نشده؟ چطوری میشه ادعا کرد که زن‌ها هم میتونن بیان تو مسائل نظامی شرکت کنند در صورتی که لباسی برایشان طراحی نشده و همان لباس آقایان را میپوشند؟ امثال خانم دباغ وخانم نواب که زبان زد عام خاص هستند یا دیگر زنان حاضر در جبهه و حتی خط مقدم لباس مخصوص خودشان را داشتند. زنی با مانتوی بلند، شلوار کردی گشاد، مقنعه چونه دار و بلند زیر سینه.... بفرمایید کدام یک از این خانم‌ها شباهت به آن زنان اسطوره دارند؟ برگی از خاطرات خانم دباغ اینگونه گفته شده است: موقعی که به فرانسه رفتم تا در خدمت امام باشم، پایم آسیب دیده بود و با عصا راه می‌رفتم و مانتو و شلوار تنم بود. امام فرمودند: «اگر چادر ندارید، به احمد بگویم برایتان بخرد!» عرض کردم: «چون همیشه اسلحه روی دوشم بود و فشنگ و قمقمه به کمرم می‌بستم و گاهی هم سه پایه تیر‌بار را روی دوشم می‌گذاشتم و ناچار بودم با این تجهیزات از کوه بالا بروم، چادر سرکردن برایم سخت است.» فرمودند: «چادر برای زن بهتر است.» امام مانتو و شلوار و مقنعه را حجاب می‌دانستند و در مورد رنگ هم سخت‌گیری خاصی نداشتند، اما چادر را حجاب کامل می‌دانستند. از آن روز بود که من چادر سر کردم. حتی در این خاطره هم ایشان اشاره میکنند که مانتو و شلوار پوشیده بودند، نه بلیز و شلوار. جدای از بحث پوشش که واقعا با کمی خلاقیت و فکر میتوان طراحی‌اش کرد بحث تبلیغات در عرصه نظامی برای زنان است. اینگونه کلیپ‌ها و تبلیغات کاملا تشابه به گروه‌های پژاک و غربی دارد و در موقعیت کنونی جامعه امکان دارد برداشت‌های اشتباهی از اینگونه فیلم‌ها شود، چه از بحث حجاب و چه موتور سواری و از دیوار راست بالا رفتن... بهتر است در عرصه نظامی بانوان الگویی جدید، نو و یادآور حماسه زنانی چون خانم دباغ و... و نشان دهنده زن مسلمان ایرانی باشند نه بازهم کپی برداری و شبیه شدن به آقایان یا گروه‌های دیگر خارج از کشور.
☫مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
چگونه برای زن آموزش نظامی گذاشته‌اند اما فضا برای آن بومی سازی نشده؟ چطوری میشه ادعا کرد که زن‌ها ه
جدای از بحث ظواهر از پوشش گرفته تا تبلیغات، در عرصه نظامی بعد از خانم دباغ ما هیچ خانم دیگری که فرمانده شده باشد نداریم، حتی به صورت فرمالیته. هنوز در بسیج‌های ما آقایان فرمانده هستند و خانم‌ها حکم جانشین خواهر را دارند و این خودش یک آسیب است چرا که جلوی استعداد و رشد زنان و دختران را میگیرد، مثال جزئی آن را به وفور در بسیج دانشجویی دیده‌ام. وقتی دختری به عنوان جانشین خواهر ایده، نظر، طرح خود را برای بخش خواهران مطرح میکند و میخواهد کارش را بکند در هر صورتی باید تاییدیه فرمانده برادر را بگیرد و یا اگر خیلی خوشبینانه نگاه کنیم تنها برای گرفتن بودجه باید دست به دامان فرمانده برادران شود. این روند آنقدری پیش میرود که یا جانشین خواهر انگیزه‌اش را از دست میدهد برای کار کردن و یا به مرور کار به دعوا میکشد و دیگر از هدف اصلی دور میشوند. اکثر تقدیرات و تشکرات هم از فرمانده برادر میشود و در کنارش از جانشین خواهر یک تقدیر ریزی میشود که نه سیخ بسوزد نه کباب. همین موضوع در لایه های بالاتر هم به چشم می‌آید، چرا یک دختر خودش نباید استقلال داشته باشد؟ بودجه خواهران چرا نباید جدا باشد؟ و.... یک طرف دیگر ماجرا نوع رفتار آقایان با خانم‌ها است که بیشتر شبیه رفتاری است که خودشان با سربازها و... دارند، تفاوت سیستم نظامی ما با تمام جهان باید در این باشد که شخصیت زن مسلمان ایرانی حفظ شود، درست است که مباحث نظامی زمختی خاص خودش را دارد اما میتواند لطافت‌ هم داشته باشد، احترام به شخصیت زن هم داشته باشد. با اینگونه رفتارها بیشتر قرار است یک زن بله قربان گو پشت میز تربیت بشود که تمام ایده و خلاقیتش را در خانه مدفون کرده است و صرفا قرار است به خاطر نوع نگرش عده‌ای بگوید چشم و انقدر روحیه اش را زمخت و سفت میکنیم که از ماهیت اصلی‌اش دور میشود. مباحث نظامی همه اش جنگ و.. نیست سیستم اداری، فرهنگی و.. آن نیز هست، همیشه در کشور جنگ نبوده است که بگوییم دیگر چیزها تعطیل، اصل کار سیستم اداری، فرهنگی و.. در مراکز نظامی ماست، از خردترین مرکز بین مردم بسیج گرفته تا مراکز کلان آن، سپاه، نیرو انتظامی، ارتش و... این خودش یک نمونه فوق کوچک از سیستم نظامی است که زن حضور دارد. بهتر از پیش از خیلی کارهای نمایشی واقعا فضا را از همه جهت برای زنان در مسائل نظامی آماده کنیم. ما قرار نیست با اسم آموزش نظامی، استخدام نظامی، مرکز نظامی و... استعداد و خلاقیت زن را مدفون کنیم و مانع از رشدش بشویم.