🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸
🌸
#بهنامخداوندقلبها ♥️
#جامانده
#قسمت484
✍ #جعفرخدایی
_خب الحمدلله تا اینجا خوبه لطفا برو سر اصل مطلب
_ همون کاری که قبلنا میکردم رو کردم و گفتم اونا شروع کنن به سوال پرسیدن و انتظاراتشون
دختره دوتا سوال پرسید اولی اینکه گفت اعتقادات و ایمان همسرم خیلی برام مهمه و دوم پرسید رفتار پسره یعنی شما با مادرش چطوره
برام جالب شده بود
_خب بقیه...
_هیچی دیگه
گفتم اهل نماز و حلال حرامی و چرا مغازه ات رو بستی و ....
_ رفتار مادر رو چیگفتی
_چیمیخواستی بگم گفتم خوبه
همین که شنیدم خواهرم این جواب رو داده استرس ونگرانی تمام وجودم رو گرفته بود
اخه بخاطر کنکور و چندتا مورد دیگه یکیدو ماهی بود اصلا حوصله نداشتم و این بی حوصلگی باعث شده بود ناخوداگاه به اطرافیانم و مادرم بی تفاوت باشم وگاها به سوال هاشون جواب سربالا بدم
با ناراحتی گفتم
_من که تو این مدت رفتارم با مامان خوب نبود چرا دروغ گفتی؟
خواهرم نگاهی به مادرم کرد و ساکت شد ، لحظه ای گذشت وجواب داد
_اولا رفتار کلی رو پرسیدن نه رفتار یکیدو ماه رو دوما بجای تشکر ناراحت میشی ؟ میگفتم بده که کسی بهت دختر نمیده
از سکوت چند لحظه ای خواهرم فهمیدم لحنم بد بود و تند حرف زدم و دلشو شکوندم ، هر چی باشه خواهره و دوست داره داداشش رو سربلند کنه وقصدی از اینکه چیزی رو پنهان کنه نداشت
_ ببخشید ابجی
معذرت میخوام ، میدونی من نمیخوام از اول زندگی چیزی پنهان بمونه ، ادم اول اخلاق و روحیاتشو بگه بهتره تا بعدا بفهمن و کدورتی در روابط به وجود بیاد
البته اگر دیدار بعدی وجود داشته باشه خودم میگم روحیاتم چجوریه
🚫خواننده عزیز #کپیبرداری از این داستان #حرام و پیگرد #قانونیوالهی دارد .🚫
🌸
🌸🍃🌸
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸