🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🌸🍃🌸
🌸
#بهنامخداوندقلبها ♥️
#جامانده
#قسمت489
✍ #جعفرخدایی
_نمیخواد مادر من... من همون لباس هایی که همیشه میپوشم رو شستم دوباره اونارو میپوشم
نگاهی بهم کرد و گفت
_پسر لباس کهنه هاتو؟
_مادر من کجاش کهنه است ، شما تا حالا دیدی من لباس کهنه بپوشم؟
شش ماه نیست خریدم ، لباس های دو سال پیشم رو میپوشم هر کی میبینه میگه تازه خریدی؟ اینا رو که ششماه خریدم ایرادشون چیه؟
اگر پاره شدن یا رنگشون رفته یا هر ایراد کوچیکی داره بگیدمن بندازم بیرون
_اینا بیشتر بهت میاد اینا نوعه اینا رو بپوش
میدونستم قصدش از این کارها چیه
میخواست من خوش تیپ بشم ....
کنارش نشستم و گفتم
_ببین مادر
من میخوام بالباس هایی دیده بشم که همیشه میپوشم ، نه لباس هایی که سالی دو بار میپوشم
اگر با اینا خوش تیپ بشم و با لباس بیرونام بد تیپ ، یعنی دارم سر دختر و خانوادش کلاه میزارم، بزار چیزی رو که هستم رو ببینن نه چیز موقتی که ساختم
اینا رو گفتم مادرم از گشتن مأیوس شد و گفت
_ من که حریف زبونت نمیشم هر کاری دوست داری بکن
لباس هایی که بیرون ریخته بود رو جمع کرد و گذاشت تو کمد و منم تو این فرصت به لباس هام اتو کشیدم و اماده شدم تا اینکه ساعت رفتن شد
با خواهرم هماهنگ کردیم و راه افتادیم تا اینکه رسیدیم خونه خواهرم
خواهرم همین که سوار شد نگاهی به ماشین کرد و گفت
_پس گل و شیرینی کو؟
تا خواستم حرف بزنم مادرم گفت
_هر چی گفتم بخر به حرفم گوش نکرد
از این کار مادرم خندم گرفت چون فهمیدم دلش پره
_گل و شیرینی برای چیخواهرم ؟
ما تازه داریم میریم همدیگه رو ببینیم ، شاید اونا از من خوششون نیومد یا برعکس
گل وشیرینی برای وقتیه که انتخاب صورت گرفته ومیرن دهنشون رو شیرین کنن
🚫خواننده عزیز #کپیبرداری از این داستان #حرام و پیگرد #قانونیوالهی دارد .🚫
🌸
🌸🍃🌸
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸