eitaa logo
نویسندگان جریان
603 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
129 ویدیو
9 فایل
در جریان باشید. کانال انتشارات @jaryane_zendegi زیرنظر مجموعه فرهنگی تربیتی کتاب پردازان @ketabpardazan_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
«کامل بن ابراهیم مدنی در مورد زهد و ساده زیستی امام عسکری علیه السلام می گوید: جهت پرسیدن سؤالاتی به محضر آن حضرت شرفیاب شدیم. هنگامی که به حضورش رسیدیم، دیدم آن گرامی لباسی سفید و نرم به تن دارد. پیش خود گفتم: ولی خدا و حجت الهی خودش لباس نرم و لطیف می پوشد و ما را به مواسات و همدردی با برادران دینی فرمان می دهد و از پوشیدن چنین لباسی باز می دارد. امام در این لحظه تبسم نمود و سپس آستینش را بالا زد و من متوجه شدم که آن حضرت پوشاکی سیاه و زبر بر تن نموده است. آن گاه فرمود: «یا کامل! هذا لله و هذا لکم; این لباس زبر برای خداست و این لباس نرم که روی آن پوشیده ام برای شماست!» (مستدرک الوسائل، ج 3، ص 243. مستدرک سفینة البحار، ج 9، ص 220) آمده بالین پدر گوهر دردانه‌ای دلش پرخون در کنج غربت خانه‌ای بعدازین آخرین امام تنها می‌شود جز بیابان مدینه نیست برایش خانه‌ای 🌊 جریان، تربیت نویسنده جریان ساز 🌊 💠 @jaryaniha 🌱 در جریان باشید.
ظرفیت محدود
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی تاراهرو نباشی کی راهبر شوی دست از مس وجود چو‌ مردان ره بشوی تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی 🌊 جریان، تربیت نویسنده جریان ساز 🌊 💠 @jaryaniha 🌱 در جریان باشید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شما به پیغمبر دل دادید و از یُمنِ دلدادگیِ شما بهشت، خلق شد... خاکِ بهشت را از گلدانِ لبِ ایوان شما بردند وقتی صبح به صبح آبش می‌دادید و پای گل‌هایش برای پیغمبر شعر می‌گفتید... بی شک، روشنایی بهشت از آفتاب چشم‌های شماست، وقتی پیش از طلوع چشم می‌‌گشودید تا برای رفتنِ پیغمبر به حراء، دستمال ببندید... و نخلستان‌های بهشت حتما از هسته‌ی خرماهایی روییدند که گوشه‌ی آن دستمال می‌بستید... وقتی چشم در چشم پیغمبر، با هزار عشق، آب میگرفتید تا پیامبر دست بشویند، از سبویی که شما خم کرده بودید و از آبی که از دست پیغمبر می‌گذشت، نهرهای بهشت جاری شدند... من مطمئنم گل‌های بهشت را از دامن شما چیدند، بذرِ گندم‌زارهاش را از زیر دستاسِ شما بردند... و برای طعام‌هاش از سفره‌ی شما لقمه گرفتند... همان سفره‌ای که به عشق پیغمبر می‌گستردید و از مشرق تا مغربِ زمین مَلَک صف می‌کشید که خرده نانش را به تبرک و برای شفا ببرند... سایه‌بان‌های بهشت را از پَرِ چادر شما بنا کردند تا اهالیِ بهشت زیرِ سایه‌ی شما باشند و هر بار که در بهشت نسیم می‌وزد، عطر شما بپیچد و بهشت خوشبو شود... آواز قناری‌های بهشت از حنجره‌ی شماست وقتی با هزار دلداگی صدا می‌زدید: حبیبم محمد! و موجِ نهرهایش از موج برداشتنِ قلبِ پیغمبر است وقتی از پسِ هر حبیبمِ شما، جانم خدیجه‌ای از دلش برمیخاست. برای بهشت، نمک از نمکِ چهره‌ی شما بردند و قند از قندِ دلِ پیغمبر وقتی گرمِ تماشای شما میشد و از دلش میگذشت: آه که من چقدر تو را دوست دارم، خدیجه! ... وسعتِ بهشت را از قلبِ شما وام گرفتند، وقتی دریا دریا مِهرْبانی را در آن قلبِ وسیع جا داده بودید و تمامِ آن مهربانی‌ها را نثارِ پیغمبر می‌کردید... گرمای بهشت از حرارتِ دست‌های شماست وقتی دست‌های پیغمبر را می‌گرفتید و زیر لب زمزمه می‌کردید: خدیجه به قربانت، محمد! حال و هوای بهشت را از حال و هوای شما گرفتند وقتی غرقِ دوست داشتنِ پیغمبر می‌شدید و از شوقِ داشتنش اشک می‌ریختید... برای پیغمبر که شعر می‌خواندید، پرچین‌های بهشت بالا می‌رفت، به پیغمبر نگاه که می‌کردید، درختانش شکوفه می‌داد، به روی پیغمبر که می‌خندید، در و دیوار بهشت رنگ می‌شد... هر چیزِ بهشت را از گوشه‌ای از خانه‌ی شما بردند، جام‌ها و اِبریق‌های بهشت عاریه از جهیزیه‌ی شماست... اصلا بهشت را از روی شما ساختند، بهشت اگر شبیهِ شما نبود، که بهشت نبود... ✍ملیحه سادات مهدوی 🌱 @sharaboabrisham دهم ربیع‌الاول سالرزو خجسته‌ترین و مبارک‌ترین ازدواج عالم بر کائنات مبارک❤️ https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a ❌با احترام به جهت رعایت حق مؤلف نشر مطالب فقط با ذکر نام نویسنده و لینک کانال جایز است. .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«فکر می‌کردم با رفتن مامان، نسل مادرهایی که پول توی دست بچه‌هایشان قایم می‌کردند و می‌فرستادند برای نیازمندی که دست نیاز گرفته به سمت‌شان تمام شده. اما اشتباه می‌کردم! حقیقتا اشتباه می‌کردم. ما وارثان نسل همان مادرهای فهمیده‌ایم! مادرانی که به جای مستقیم کمک کردن، به فرزندشان رسم دست گیری آموختند. مرگ آنها اتمام راهشان نیست که آن واسطه‌های کوچک حالا مادرهای نسل آینده‌اند. گذر از کنار مادرانی شبیه مامان، با یک نسل تفاوت، به من یادآوری می‌کند که طرح‌واره های کودکی مان همه‌ی چیزی نیست که از آنها مانده. مادران ما دو روی سکه ای دارند که روانشناسان فقط روی دردناک آنها را نشان‌مان داده‌اند و گاهی چه ظالمانه فراموش می‌کنیم آنها هم دخترکانی بودند که یک‌بار زیسته‌اند...» ✍حلیمه زمانی 🌊 جریان، تربیت نویسنده جریان ساز 🌊 💠 @jaryaniha 🌱 در جریان باشید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام؛ نیمه‌شب تون بخیر... امیدوارم قلم‌تون نویسا و پر حرکت باشه، آیا پست‌های نیمه شبی رو دنبال می‌کنید؟ با ما همراه باشید 👇
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📚خاطرات روزانه خود را بنویسید. یکی از شیوه‌های اصلی و البته آسان برای تبدیل شدن به نویسنده خوب، ثبت خاطرات روزانه است. زمانی را در روز به نوشتن اختصاص دهید. مطمئن باشید اگر این عادت را در خود به‌وجود آورید، در نوشتن به بن‌بست نمی‌رسید. بهترین راه برای مقابله با انسداد فکری عادت به نوشتن منظم است. و نوشتن خاطرات روزانه، یکی از بهترین و در دسترس‌ترین گزینه‌ها برای این عادت‌سازیست. پس از مدتی مداومت در روزانه‌نویسی، شاهد جرقه‌ها و تراوش ایده‌های خلاقانه در امر نویسندگی خواهید بود. پس تمرین زیر را انجام دهید.👇 📝از همین امروز یک دفتر بردارید، غروب یا انتهای شب را موعد قرار نویسندگی خود انتخاب کرده و بی تکلف بنویسید. در نوشتن صرفه‌جویی نکنید و همه چیز را با جزئیات و کمی هم اغراق بنویسید. ☕️ ادامه دارد... ✍ انصاری زاده 🌊جریان؛ تربیت نویسندهٔ جریان ساز 🌊 ‌💠 @jaryaniha در جریان باشید! 🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا