eitaa logo
کلام طلایی 🌱
5.5هزار دنبال‌کننده
7.3هزار عکس
1.9هزار ویدیو
18 فایل
«(ٱللَّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ)» رمان: (عبورازسیم خاردارنفس ) نویسنده :لیلا فتحی پور روزی دو پارت 💚 ⛔⛔کپی حرام ⛔⛔ انتقاد و پیشنهاد 👈 @aidj122 تبلیغ ،ادمین👇 @BASIRIIII
مشاهده در ایتا
دانلود
پیامبر اکرم (ص)میفرمایند : مَن كانَ لَهُ امرَأَةٌ تُؤذيهِ ، لَم يَقبَلِ اللّهُ صَلاتَها ولا حَسَنَةً مِن عَمَلِها ، حَتّى تُعينَهُ وتُرضِيَهُ ، وإن صامَتِ الدَّهرَ . . . وعَلَى الرَّجُلِ مِثلُ ذلِكَ الوِزرِ وَالعَذابِ إذا كانَ لَها مُؤذِيا ظالِما . هر كس زنى دارد و زَنَش او را آزار مى دهد ، خداوند ، نه نماز آن زن را مى پذيرد و نه هيچ كار نيك او را ، هر چند همه عمر ، روزه بگيرد ، مگر اين كه به شوهرش كمك كند و او را خشنود سازد ... . براى مرد نيز اگر زنِ خود را آزار بدهد و به او ستم كند ، همانند اين گناه و عذاب ، وجود دارد . ثواب الأعمال : ص ۳۳۵ ح ۱ .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
کلام طلایی 🌱
#درتلاطم‌زندگی #پارت86 وقتی چشم باز کردم، ساعت هفت صبح بود. با عجله به سمت بخش مراقبت‌های ویژه رفت
با کتاب قرآن اهدایی اون جوان، قرآن خوندم و از خدا برای نجات عشقم کمک خواستم. هر بار که پرستار به داخل اتاق می‌اومد تا دستگاه‌ها رو چک کنه با چشمان غمگین به من و عشقم نگاه می‌کرد. دیگه زمان از دستم در اومده بود، فقط گاهی متوجه عموها و عمه‌های روژینا می‌شدم که پشت شیشه ایستاده‌اند و با چشمان اشکی به من و روژینای من نگاه می‌کنند. گاهی هم با اصرار عزیز، کمی از غذایی رو که برام می‌آوردند می‌خوردم. اونم بخاطر اینکه از پا نیافتم وگرنه هیچ میلی به غذا نداشتم. امروز روز پنجمِ که روژینای من توی کماست و من شیدا و بیقرار عشقم، لحظه‌ها و ساعت‌ها رو پشت سر می‌گذارم. ساعت‌ها به چشمای بسته‌ی روژینا چشم می‌دوختم و برایش حرف می‌زدم. از لحظه‌های قشنگی که با هم داشتیم، از خاطراتمون و از آینده‌مون. توی این چند روز به اصرار عمو علیرضا و شاهین یک ساعتی خونه رفتم و دوش گرفتم. عزیز خیلی بی‌قراری می‌کرد و عمه محبوبه به خاطر اینکه عزیز تنها نمونه، عزیز رو پیش خودش برده بود. روز ششم, دکتر برای معاینه اومد و رفت و بازم گفت که هیچ تغییری نداشته. ولی من نا امید نشدم و مدام بالای سرش قرآن می‌خوندم و صحبت می‌کردم. بعضی وقت‌ها هم حرف‌های خنده دار می‌زدم و همراه با خنده، اشک می‌ریختم. سرم پایین بود و داشتم طبق روال این چند روز کنار تختش قرآن می‌خوندم که احساس کردم انگشتش توی دستم تکون خورد. کمی به انگشتش نگاه کردم ولی چیزی متوجه نشدم. احتمال دادم خیالاتی شدم. دوباره به خوندن ادامه دادم که با صدای روژینا به صورت بی‌رنگش چشم دوختم. _ سعید... سعید... با چشمای متعجب و از حدقه در اومده به چشمای بازش نگاه کردم. اشکام شروع به باریدن کرد. _ جون سعید... عُمر سعید... خانمم بیدار شدی؟ لبخند بی‌جونی زد. بلند شدم و زنگ بالای سرش رو فشار دادم. بلافاصله چند پرستار با هم وارد اتاق شدند و وقتی چشمای باز روژینا رو دیدند، همه خدا رو شکر کردند و لب‌هاشون به خنده باز شد و به من تبریک گفتند. به دکتر تماس گرفتند و من رو از اتاق بیرون کردند. چند لحظه بعد دکتر خودش رو به بالای سر روژینا رسوند. به عزیز و بقیه تماس گرفتم و خبر بهوش اومدن روژینا رو به همه دادم. به ساعت نکشید که همه جلوی اتاق روژینا جمع شدند و از خوشحالی گریه می‌کردند و به هم تبریک می‌گفتند. از زبان روژینا با صدای قرآن که با لحنی زیبا و دلنشین قرائت می‌شد چشمم رو باز کردم و به دنبال صاحب صدا چشم چرخوندم که به سعید رسیدم. سرش پایین بود و با صدای زیبایی قرآن می‌خواند. کمی گوش دادم و چشم به اطراف چرخوندم. همه جا سفید بود. نمی‌دونستم کجا هستم، چیزی یادم نمی‌اومد. خواستم بلند بشم که نتونستم و تنها تونستم انگشتم رو تکان بدم. سعید کمی دست از خواندن کشید و به دستم نگاه کرد و بعد دوباره مشغول خواندن شد. به زور تونستم زبانم رو که خیلی سنگین شده بود در دهانم بچرخونم و سعید رو متوجه خودم کنم. ... .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
کلام طلایی 🌱
#درتلاطم‌زندگی #پارت87 با کتاب قرآن اهدایی اون جوان، قرآن خوندم و از خدا برای نجات عشقم کمک خواس
سعید سرش رو بالا گرفت و متعجب، با چشم‌های گرد به من نگاه کرد. از یه طرف از اینکه اینجور به من نگاه می‌کرد، تعجب کرده بودم و از طرفی از حالتش خنده‌ام گرفته بود ولی نای خندیدن نداشتم. چقدر لاغر و ژولیده شده. خستگی از چهره‌اش می‌بارید. با شنیدن صداش انگار جونی دوباره گرفتم، با لبخند بی جونی جوابش رو دادم. با فشار دادن دکمه‌ی بالای سرم، چند پرستار و بعد چند دکتر به بالای سرم اومدند و معاینه‌ام کردند. از لبخند روی لب‌هاشون کاملأ معلوم بود که راضی هستند. یکی از دکتر‌ها صورتش رو نزدیک صورتم آورد و گفت: _ دخترم... صدام رو می‌شنوی؟ با هر سختی بود لب زدم: بله... _ اسمت رو می‌تونی بگی؟ _ رو... روژینا... دکتر لبخند پهنی زد و رو به دکتر دیگه گفت: _ خدارو شکر، فکر نکنم مشکلی داشته باشه. بعد به طرف پرستارایی که اطرافش ایستاده بودند برگشت و دستورات لازم رو داد و همراه دکترای دیگه از اتاق خارج شدند. از زبان سعید بعد از بیرون اومدن دکتر از اتاق، همه به طرفش رفتیم. دکتر لبخند پهنی به همه که هاج و واج نگاهش می‌کردند، زد و گفت: _ خدا رو شکر وضعیت دخترتون خوبه و هوشیاریِ خوبی داره، اگه تا فردا وضعیتش همین جور رو به بهبودی بره، با معرفی نامه‌ای که بهتون داده می‌شه، منتقلش می‌کنیم به بیمارستان عرفان برای عمل. عمه محبوبه جلو اومد و گفت: _ اگه لازم می‌دونید می‌تونیم روژینا رو به هر کشوری که بگید، بفرستیم. روژینا خودش اقامت ایتالیا داره و ... دکتر حرف عمه محبوبه رو قطع کرد و گفت: _ خانم محترم، عجله نکنید. توی بیمارستان عرفان، متخصصان خوبی هست. بزارید اونا معاینه‌اش کنند و نظر بدند، بعد اگر لازم شد این کار رو انجام بدید. باید خدا رو شکر کنید که تومور خوش خیمه و توی کشور خودمون، عمل‌های خوبی تا حالا در این زمینه انجام شده... فردای اون روز، روژینا با معرفی نامه‌ای که به ما دادند با آمبولانس به بیمارستان عرفان انتقال داده شد. بعد از انتقال بلافاصله پزشکان متخصص شروع به معاینه و بررسی پرونده‌ی پزشکی روژینا کردند. اولین کاری که انجام شد، گرفتن یه سی‌تی‌اسکن جدید که همراه تزریق تو رگهای خونی بود. در این نوع سی‌تی‌اسکن بافت‌های مغز و تومور دقیق‌تر دیده می‌شد. ... .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امام علی علیه السلام میفرمایند: مَن قاتَلَ جَهلَهُ بِعِلمِهِ فازَ بِالحَظِّ الأسعَدِ . هر كه با دانش خود به جنگ نادانيش برود، به بالاترين خوشبختى دست يافته است. غرر الحكم : ۸۸۵۹ .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
.....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خدای من،کمکم کن🙏 لااله الاالله بگویم برای هرترسے الحمدلله بگویم برای هرنعمتے شکراً لله برای هرآسایشے استغفرالله بگویم برای هرگناهے وانّاللّه برای هر مصیبتے .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
دیده را فایِده آن است ڪه دِلـبَر بینَد، وَر نَبینَد چه بُوَد فایده بینایے را...؟! .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
.....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....
🔹ارتباط فرد حریص با کرم ابریشم .....★♥️★..... @kalametalaei .....★♥️★.....