محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
گفت مستی زان سبب اُفتان و خیزان میروی؟
گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست
پَروین
“I love the soft light I carry within, so long as others don’t dim my glow.”
"Sip of Milk Tea Notes"
«من درخشش کمرنگ و نورهای ملایم درونم را در آغوش میگیرم و اَرج مینهم، تا وقتی که دیگران شمعهای وجودم را نسوزانند.»
يادداشتهای یک جرعه شیرچای