🥀🥀
گِل وجود آدمی خاك فقر است كه با اشك آمیختهاند و در كورۀ رنج پختهاند. زینب كبری گنجینهدار عالم رنج است. او را اینچنین بشناس! او محمل گرانبارترین رنجهایی است كه در این مباركه نهفته: لَقَدْ خَلَقْنَا الْاِنْسانَ فی كَبَدٍ. او وارث بیتالاحزانِ فاطمه است و بیتالاحزانْ قبلۀ رنج آدمی است.
#شهید_آوینی
#فتح_خون
🥀🥀
🕯🕯🕯
🍃شیخ بر منبر بود و درباره اشک بر سید الشهدا سخن می گفت.
_مردم! بدانید که دو چیز انسان را در مسیر انسانیت سریع به منزل می رساند؛ یکی قرآن خواندن در نیمه شب و دیگری گریه بر حضرت سیدالشهدا علیه السلام.
گریه بر مولایمان حسین، معجزه می کند. به خدا معجزه می کند مردم!...
شیخ اشک می ریخت و دست راستش را برای تاکید به سوی مردم دراز می کرد و می گفت: " دامان حسین را رها نکنید. هزار هزار هم که عبادت کنید، باز هم به توسل به آقای شهیدمان محتاجید. مردم بدانید انسان یک شاکله ای دارد. ما اغلب شاکله خود را نمی شناسیم. کسی که به دنبال جلب خیرات است، باید جنس و شاکله اش عالی باشد؛ اما بدانید که برای عالی شدن جنستان باید بر حسین گریه کنید. هیچ چیز مثل اشک این شاکله را درست نمی کند."
چهارم محرم ۱۴۴۴
#وحید_یامین_پور
#نخل_و_نارنج
📗📘📙
📚نام کتاب: کهکشان نیستی
🖋نویسنده: محمد هادی اصفهانی
📑انتشارات: فیض فرزان
📓تعداد صفحات: ۵۶۰
🌱برگی از کتاب
♦️خشم استاد را کمتر دیده بودم، اما این بار احساس کردم بهناگه آتشفشانی از جوششِ خشم و غیرت از دریچۀ مردمکهایش در حال فوران است و رگهای چشمانش بهطرز غریبی به خون نشسته.
در این هنگام بود که ناگهان گویا نوری از قلب او همچون صاعقهای آسمانشکاف بیرون آمد و پردههای زمان و حجابهای مکان را در هم پیچید و تجلی قدرت الهی و نفوذ قلب ولیالله را به عمق ثابتات تاریخ به نمایش گذاشت. تکتک ما در برابر دیدگان حیرتزدهمان بیابانی را مشاهده کردیم که گرداگرد آن را سپاهیانی با نیزههای بلند و شمشیرهای بُرّان احاطه کرده و سید و سالار شهیدان و یارانش در میان آنان به خاکوخون کشیده شده بودند. در این میانه از این کشف و از این ارائۀ حقیقت به دستان تصرف یک ولیِ الهی، آن جماعتِ منکرِ حقیقت، منظرهای از مناظر خونین روز عاشورا را مشاهده کردند و همچون طوفانی کوبنده که ارواح را از اعماق بدنها بیرون میکشد همه از شدت و هیبت بر زمین افتاده و بیهوش شدند.
و من در آن پردۀ شگفتانگیز از شهود، چشم به آن گودال اسرارآمیزی دوخته بودم که ازل و ابد را در خویش فرومیکشید و در کیان هجدههزار عالمِ هستی، نورِ حقیقت و جریانِ عشق منتشر میکرد...
💠از صفحۀ ۴٩٩ کتاب کهکشان نیستی(داستان تاریخی زندگی آیت الحق سید علی قاضی طباطبایی)💠
📗📘📙
@ketabe_khoub
🏴 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
بلندمرتبه شاهی ز صدر ِ زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
عاشورا
محرم ۱۴۴۴
@ketabe_khoub
هدایت شده از KHAMENEI.IR
7.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 ببينيد | مشهور شد که قُتِلَ الْحُسين...
▪️مرثیهخوانی حضرت آیتالله خامنهای به زبان ترکی در مورد سيدالشهدا(ع) در اردبیل
🏴 #از_تبیین_تا_قیام
◾ Farsi.Khamenei.ir
📚نام کتاب:"خداحافظ سالار"
🖋نویسنده: حمید حسام
📑انتشارات: نشر بیست و هفت
📖توضیحات:
کتاب «خداحافظ سالار»، خاطرات پروانه چراغ نوروزی همسر سردار سرلشکر شهید حاج حسین همدانی، قافله سالار مدافعان حرم است، که به زندگی و فراز و نشیب های این شیرزن بزرگ پرداخته که از کودکی آغاز و نهایتا به شهادت سردار همدانی در سال ١٣٩٤ ختم می شود.
شروع کتاب از سال ۹۰ و بحران سوریه و دمشق که در آستانه سقوط قرار داشت آغاز می شود و با بازگشت و تداعی خاطرات دوران کودکی همسر شهید در دهه ۴۰ ادامه می یابد.
این کتاب حاصل ۴۴ ساعت مصاحبه با همسر شهید است که نوع روایت داستانی هیچ دخل تصرفی را در آن وارد ننموده است.
📗📘📙
@ketabe_khoub
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🔰 ماجرای یک دفتر
🔻 حقیقت ماجرای بازگرداندن دفتر شعر هوشنگ ابتهاج از سوی رهبر انقلاب
▫️ علیرضا مختارپور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی در حساب کاربری خود نوشت: «هوشنگ ابتهاج(سایه) شاعر معاصر ایران روز چهارشنبه ۱۴۰۱/۵/۱۹ درگذشت. با بزرگداشت آن شاعر گرامی، بازخوانی حقیقت ماجرای یک دفتر به جامعهٔ فرهنگی کشور تقدیم میشود.
🔸 در سال ۱۳۹۵ دفتر شعری به دست حضرت آیةالله خامنهای میرسد و ایشان با توجه به اشعار و اشاراتی در دفتر احتمال میدهند که این دفتر متعلّق به جناب سایه باشد، لذا به یکی از مسئولین بیت خود مأموریت میدهند که با سایه تماس بگیرند و موضوع را مطرح کنند.
▫️سایه در این تماس تلفنی با ابراز تعجّب خود از اینکه چطور رهبری انقلاب با این همه اشتغالات به این نوع امور جزیی نیز توجّه دارند، میگوید در جوانی دو دفتر شعر را گمکردهام که اشعار آن دفاتر را هم ندارم و اگر این دفتر را ببینم از متن و خط آن معلوم میشود که یکی از آن دفاتر است یا خیر.
▫️ و در ادامه میگویند: "سلام مرا به آیةالله خامنهای ابلاغ کنید. خیلی خیلی خیلی، هزاران هزاران بار از جانب من از ایشان تشکّر کنید، اصلاً حیف است وقت ایشان که صرف این امور جزیی شود."
▫️ فردای همان روز، آقای محسن مؤمنی شریف دفتر مورد بحث را به خانهٔ سایه میبرند و ایشان با دیدن آن میگویند بله این یکی از آن دو دفتر است که البته خط من نیست بلکه از خط من بهتر است.»
🎋🎋🎋
راستش من بیشتر اهل تماشا هستم تا اهل گفتوگو و سفر؛ یعنی فرصت تماشا و فرصت تماشا یعنی همان لحظۀ زندگی. حتی اگر بخواهم دقیقتر بگویم هرچند از تماشای دستهجمعی چیزی لذت میبرم، ولی چندان حوصلۀ معاشرت با آدم های مختلف را ندارم؛ یعنی زیاد حرف زدن بهطورکلی و فارغ از اینکه دربارۀ چه موضوعی باشد، حوصلهام را سر میبرد. حتی اگر سر بحثی را باز کنند، همان اول کار باید حدس بزنم که این بحث چقدر طول می کشد و کوتاهترین راه برای پایان دادن به آن چیست؛ به همین دلیل غالباً با مواضع طرف مقابلم موافقت می کنم تا از خیر توضیح دادن و استدلال های اضافه بگذرد. هرچند مدتها بعد از به کار بردن این ترفند متوجه شدم همین موافقت دلیل موجهی برای طرف مقابل است تا احساس کند می تواند با خیال راحت حرف هایش را ادامه بدهد! شاید همین کافی باشد تا قضاوت کنید آدم درونگرایی هستم؛ با این برچسب مخالفتی ندارم، اما بهموازات از دست رفتن جوانی، خودم را چاهکنی میبینم که هرچه بیشتر زمین وجودش را میشکافد و بیشتر فرو میرود، به آنها که بالای سر چاه به جستوخیز مشغولند، کمتر صدایش میرسد.
🎋
#وحید_یامین_پور
#کاهن_معبد_جینجا
📙@ketabe_khoub