💌 #روایت_دیدار | چند برادر؟!
🔻 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانوادههای شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
🔹️ خواهر شهید جنگ تحمیلی با اسرائیل گردن میکشد و به خواهر شهید جنگ تحمیلی با بعثیها میگوید: «داداشتون که شهید شدن حدوداً بیست ساله بودید؛ درسته؟» زن جاافتاده است با روسری سبز قشنگی که چینوچروک صورتش را بیرونق میکند. جواب میدهد: «ما شیربهشیر بودیم. داداش هادی که سال ۶۶ شهید شد، آره بیست سالم بود.»
🔻 زن جوان با نگرانی سؤال بعدی را میپرسد: «کِی داغش آروم میشه؟» اشک میدود توی چشمهای زن جاافتاده. سرش را میاندازد پایین: «هیچوقت… هیچوقت!» زن جوان که اسرائیل برادرش را در جنگ دوازدهروزه گرفته، به هقهق میافتد.
🔹️ زنهاییاند از دو نسل متفاوت، با دردی مشترک. برادر از دست دادهاند و داغ برادر کم چیزی نیست.
🔻 به خودم نهیب میزنم. چند برادر به زمین افتادهاند تا من بتوانم در امنیت، شبانه از شهری به شهر دیگر سفر کنم و راحت صبحانهام را بخورم و از تگرگ تازهآمدهی تهران لذت ببرم؟ چند برادر؟
🗓 شماره ٧
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
🖥 @khamenei_reyhaneh
16.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱 جوانان شهید، چراغ راه آینده
👈 ریشهی اصلی دشمنی با جمهوری اسلامی را باید در کدام #پیشرفتها جستوجو کرد؟
🗓 انتشار به بهانه سالروز شهید علمالهدی و دیگر دانشجویان همراه شهیدش در ۱۶ دی ۱۳۵۹ در هویزه خوزستان
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📲 @khamenei_reyhaneh
💌 #روایت_دیدار | سلام سلطان
📝 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانوادههای شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
🔻 زن طوری نگاهم میکند که انگار حرفی توی گلویش مانده. خم میشوم طرفش و میگویم: «اگه حرفی دارین، من و قلمم آمادهایم.» آرایش ثابت، پروتز لبها و ابروهای کاشته نمیگذارد چهرهی اصلیاش را تصور کنم.
وقتی میگوید مادر شهید است، جا میخورم. از امیرحسین ۲۴سالهاش که میگوید، لبهایش میلرزد و بغض صدایش را خیس میکند. جوانتر از آن است که پسرش سرباز باشد.
«تولد امام حسین(ع) به دنیا اومد و شب اول محرم هم شهید شد. بچهم ستوان دوم بود. ظهر دوم تیر که میدون ونک رو زدن، زندگی من هم با عمر پسرم تموم شد.»
نمیتوانم چیزی بگویم. عوضش تندتند مینویسم. «وقتی تازه باسواد شده بود، بالای هر صفحهی دفترش مینوشت: ’یا حسین غریب‘. بزرگ که شد و دفترهاش رو نشونش دادم، کلی به غلطاملاییهاش میخندید. پسرم خیلی گل بود. خیلی من و باباش رو دوست داشت. دلمون لک زده واسهی اینکه یه بار دیگه از در بیاد داخل و به باباش بگه: ’سلام سلطان.‘»
با صدایی که سعی دارد مچِ بغض را بخوابانَد، میگویم: «چقدر امروز به باباشون سخت میگذره.»
🗓 شماره ٨
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📱 @khamenei_reyhaneh
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 زن محور مدیریت درونی خانواده است!
👈 چرا بازخوانی ارزش و کرامت زن در نگاه اسلام یک ضرورت است؟
❤️ «#مادرانه»؛ مجموعه بیانات رهبر انقلاب درباره اهمیت نقش بیبدیل مادری
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📱 @khamenei_reyhaneh
💌 #روایت_دیدار | سخنرانی با طعم قربانت بروم
📝 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانوادههای شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
🔻 مادر شهید خالقیپور هنوز مشغول حرف زدن است که مردی پایهی میکروفونی را بالای سِن میآورد و تنظیم میکند. بند دلم پاره میشود. به گریه میافتم. مطمئن میشوم وقت آمدن آقا نزدیک است.
پرده که پس میرود و ماه که چهره نشان میدهد، همهی کبوترها پر میزنند و از جا بلند میشوند. به اشکهایم لعنت میفرستم که نمیگذارند آقا را خوب تماشا کنم.
تپش قلبها که آرامتر میشود و جمعیت که مینشیند، تازه صدای زنی پشتسرم واضح میشود. در تمام مدت سخنرانی، بعد هر جملهی آقا چیزی اضافه میکند.
«الهی قربونتون برم من.»
«فداتون بشم. دردتون به سرم.»
«هرچی شما بگین، درسته. حتماً همینه.»
«دورتون بگردم. پیشمرگتون بشم من.»
بعداز هرجملهی آقا لبخند میزنم و ذوق میکنم. کسی نمیداند که من سخنرانی آقا را با زیرنویس قربانصدقههای زن پشتسرم میشنوم.
🗓 شماره ٩
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📱 @khamenei_reyhaneh
💌 منِ مادرنشده، مادر شده بودم
❤️ روایتهایی زنانه درباره مادرانگی
📝 «باید مادر بشی که بفهمی!»
صحبت مکررات بود این جمله و مادر دست از گفتنش برنمیداشت. من گوش میبستم؛ چون حالا گیرم مادر هم شدم و فهمیدم، بعدش که چه؟
در خیالاتم ما مادران قویتر و مستقلتری میشدیم که با هر جیغ بچه زهرهمان نمیترکید و به یک اشاره هرچه زخم و درد را محو میکردیم.
منِ مادرنشده، مادر شده بودم. خیره به تلفنم میدانستم که زنگ میزند و غم دارد و سینهاش سنگین است. سنی نداشت که مادرش رفت و زیر خاک خوابید. از برنامههایش برای روز مادر میگفت که چطور میخواست معلمان و کادر دفتر مدرسه را غافلگیر کند و من سر تکان میدادم و یادداشت میکردم. روند درمانش بد نبود؛ اما میدانستم روز مادر غوغایی در درونش به پا میشود که با هیچ تمرین روانشناختی و رفتاری فرو نمینشیند.
عصر بود که زنگ زد. صدایش میلرزید از بغض. پردهای در دلم تکان خورد و صدای زنگدار مادرم در سرم پیچید: «باید مادر بشی که بفهمی بچه چقدر عزیزه!»
آن بچه دخترم نبود، او را به دنیا نیاورده بودم، گونهی لزج و خیس از خونش را دکتر روی صورت من فشار نداده بود؛ پس چرا قلبم با شنیدن صدای پر از بغضش اینطور خود را به قفسه سینه میزد؟
هقهقش را فرو خورد و از حال من پرسید. صدایم را صاف کردم و سؤال را به خودش برگرداندم. از روزش گفت؛ از دو روز گریهی بیامانش و دلتنگی برای مادرش. از پشت تلفن سر تکان میدادم انگار که او میدید؛ اما حتم داشتم مادرش آن بالا در عرش خدا با چشمان پر از اشک ما را نگاه میکند.
میان همان صحبتهای پر از اشکش یواشکی طوری که خجالت بکشد گفت: «خانوم، روز شما هم مبارک باشه ها!» زبانم نچرخید که بگویم مادر نشدهام. زودتر از من حرف را از دهانم برداشت و گفت: «خانوم، شما مامان مایید ها!» و من پذیرفتم که مادر تمام آن دخترکان سرتق شیرینزبان هستم.
✍🏻 فرشته سجادیفر، رسانه «ریحانه»؛
💬 مجموعه روایت «بهشتآفرین»
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📱 @khamenei_reyhaneh
💌 #روایت_دیدار | نقل عروسی
📝 خردهروایتهایی از گپوگفت رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانوادههای شهدای حاضر در دیدار با رهبر انقلاب در روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و سالگرد شهید سلیمانی در حسینیه امام خمینی(ره)؛ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳
🔻 بسمالله میگویم و میروم سمت اولین نفر. توی گوش خدا میگویم: «ببینیم امروز چی روزی ما میکنی خدا. اولش که عالی بود.» خروسخوان که رسیدیم تهران، ناگهان آسمان تاریک بقچهاش را وا کرد و مشتمشت نقل سفید ریخت روی سرمان. توی ماشین همه با هم داد زدیم: «تگرگ!» و بعد ذوقمرگ شدیم از دانههای گرد و صیقلی و سفیدی که مانند نقل عروسی بود.
مست از آن شروع خوب، رفتم بهسمت دختری که عکس جوانی را به دست گرفته بود. سادهترین سؤال برای باز کردن باب آشنایی را پرسیدم. «چه نسبتی دارید با شهید توی عکس؟» «همسرمه.»
«چه عجیب. خیلی چهرههاتون شبیه همدیگهست. پس راست میگن که زن و شوهرها بعداز یه مدت زندگی مشترک شبیه هم میشن!» دختر لبخند بغضآلودی میزند و میگوید: «ولی ما فقط چهار روز بود که عروسی کرده بودیم. چهار روز بعد عروسیمون شهید شد.» لبخند روی لبم میماسد. تازه حکمت نقلهای عروسی سر صبح را میفهمم. آن نقلها برای فاطمه بود.
🗓 شماره ١٠
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📱 @khamenei_reyhaneh
ریحانه
🌱 زن در خانه یا در صحنه اجتماع؟
🔰 توصیه رهبر انقلاب درباره مسئولیتهای زن در خانواده و اجتماع
🔹 نقش اول زن کجاست؟
در مسألهی زن آنچه که در درجهی اول اهمیت قرار دارد، مسألهی «خانواده» است؛ نقش زن به عنوان عضوی از خانواده. به نظر من از همهی نقشهائی که زن میتواند ایفاء کند، این اهمیتش بیشتر است.
🔸 زن از صحنه جامعه حذف شده؟
البته بعضیها اینطور حرفها را در همان نظر اول به شدت رد میکنند و میگویند آقا شما میخواهید زن را توی خانه اسیر کنید، محبوس کنید، از حضور در صحنههای زندگی و فعالیت باز بدارید؛ نه، به هیچ وجه قصد ما این نیست؛ اسلام هم این را نخواسته. اسلام وقتی که میگوید: «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر»، یعنی مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعهی نظام اجتماعی و امر به معروف و نهی از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده. ما هم نمیتوانیم زن را استثناء کنیم. مسئولیت ادارهی جامعهی اسلامی و پیشرفت جامعهی اسلامی بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامی به نحوی بر حسب توانائیهای خودشان.
🔹 زن حق دارد از خانواده بگذرد؟
بحث سر این نیست که زن آیا میتواند مسئولیتی در بیرون از منزل داشته باشد یا نه - البته که میتواند، شکی در این نیست؛ نگاه اسلامی مطلقاً این را نفی نمیکند - بحث در این است که آیا زن حق دارد به خاطر همهی چیزهای مطلوب و جالب و شیرینی که در بیرون از محیط خانواده برای او ممکن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بین ببرد؟ نقش مادری را، نقش همسری را؟ حق دارد یا نه؟ ما روی این نقش تکیه میکنیم. من میگویم مهمترین نقشی که یک زن در هر سطحی از علم و سواد و معلومات و تحقیق و معنویت میتواند ایفاء کند، آن نقشی است که به عنوان یک مادر و به عنوان یک همسر میتواند ایفاء کند؛ این از همهی کارهای دیگر او مهمتر است؛ این، آن کاری است که غیر از زن، کس دیگری نمیتواند آن را انجام دهد. گیرم این زن مسئولیت مهم دیگری هم داشته باشد - داشته باشد - اما این مسئولیت را باید مسئولیت اول و مسئولیت اصلی خودش بداند. بقای نوع بشر و رشد و بالندگی استعدادهای درونی انسان به این وابسته است؛ حفظ سلامت روحی جامعه به این وابسته است؛ سَکن و آرامش و طمأنینه در مقابل بیقراریها و بیتابیها و تلاطمها به این وابسته است؛ این را نباید فراموش کنیم. این هنری نیست که زن کار مردانه را تقلید کند؛ نه، زن یک کار زنانه دارد که ارزش آن از هر کار مردانهای بیشتر است.
🔸 زن بودن افتخار است؟
امروز دستهای بشدت مشکوک موج ضد ارزشی را در دنیا به راه انداختهاند - که در همه جا هست، در کشور ما هم متأسفانه در گوشه و کنار دیده میشود - اینها میخواهند زن را وادار کنند به اینکه بشود یک مرد! این را کسر شأن زن میدانند که چرا فلان کارها را مرد میکند، زن نکند! این کسر شأن است؟ نگاه به این مسأله، نگاه غلطی است. این را عیب میگیرند که چرا شما میگوئید زن، زن است؛ مرد، مرد است. خوب، مگر اینطور نیست؟ شما دلتان میخواهد که ما بیائیم بگوئیم زن، یک مرد است؛ آن وقت یک مرد مصنوعی؛ کپی دوم مرد! این چه افتخاری است برای زن؟ افتخار برای زن این است که یک زن باشد؛ یک زن کامل، یک مؤنث کامل. در مقام ارزشگذاریهای والا اگر نگاه کنیم، این ارزش - یک زن کامل بودن - از یک مرد کامل بودن کمتر که نیست، در مواردی قطعاً بالاتر و بیشتر هم هست. ما چرا این را از دست بدهیم؟
📝 رهبر انقلاب، ۱۳۸۶/۰۴/۱٣
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
📱 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از KHAMENEI.IR
🌷 رهبر انقلاب: سلاح معنوی ملت ایران بر رژیم پهلوی پیروز شد
▫️غیرت دینی
▫️عمل به خواسته امام
▫️عشق به ایران
👈 سلاح نرم ملت ایران بود. ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
📥 سایز پست | استوری
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭐ رهبر انقلاب: همه باید در دفاع از نظام اسلامی و ایران عزیز با هم و در کنار هم و یکی باشیم. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷
💻 Farsi.Khamenei.ir