گزیدهای از کتاب شنود 📗📒📕
من راننده را دیدم که خیره شده بود به چهره زنی بسیار بد حجاب که از عرض خیابان رد میشد،اسمش فرشید بود اما به خاطر این هرزه گی ها زندگی اش را از دست داد سال بعد از زنش جدا شد.
اما از آن طرف آن زن را دیدم که در محشر بدنبال فرشید بود تا از او حلالیت بطلبد، حق الناس به گردنش بود او باعث شد که این فرشید و صد ها مثل او از زندگی با همسر شان دلسرد شوند و کار شان به طلاق منجر شود،
او به تمام این مردها بدهکار بود
#نیامده_ایم_که_بمانیم
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#رمان_سو_من_سه
#قسمت_هفتاد_و_یکم
مادرم یک زن است؛ یک انسان. می فهمد! با صدای تقّی که می شنوم چشم باز می کنم:
- خوابت میاد وحیدجان!
نگاه از موهای افشان مادر جواد می گیرم و به لیوان شربت روبرویم می
دهم و نمی گویم:
- خوارم. یعنی احساس خواری می کنم.
اما می گویم:
- نه. زحمت کشیدید. جواد کی میاد؟
می نشیند و پا روی پا می اندازد.
ساپورت چه نقشه ای پشتش بود که این طور در کشور ما پر شد. مهدوی می گفت غربی ها برای زنان کابارهای طراحی کردند اما تمام زن های سالم ما مشتاقانه استفاده کردند! خدا رحمت کند، شلوار چیز خوبی بود. دست می برم لیوان پر از یخ را برمی دارم. خنکی اش بهترم می کند. من باید بروم. جواد برود و بمیرد که معلوم نیست این موقع کجاست. نمی دانم چطور از خانه بیرون می زنم. خداحافظی می کنم یا نه. به زحمت قبول می کند که بروم.
در را که به هم می زنم، به دیوار تکیه می زنم و چشمم را تا ته باز می کنم تا فقط درخت روبرو را ببینم. نفس هایم را بیرون می دهم تا خنکی غروب را ببلعم.
وای مادرم. از کف پایش می بوسم تا فرق سرش. مادرست!
○●○●○
- خودتی وحید؟
چشم باز می کنم و سر می چرخانم سمت جوادی که مقابل در خانه شان کلید به دست، دارد نگاهم می کند. تکیه از دیوار نمی گیرم، اما می گویم:
- نه. روح خبیثمه که منتظر توی لعنتیه.
کلید را برمی گرداند توی جیبش و می آید مقابلم.
- چته تو. چرا این ریختی شدی؟
نفس عمیق می کشم. جواد را که می بینم، یادم می آید که غیر از خاک که داشتم نثار همه می کردم، هوا هم هست. پس فعلا می شود زندگی کرد.
- کی اومدی؟ اینجا وایسادی خب می رفتی تو خونه. فکر کنم مامان باشه.
تمام حرص هایم را سرش خالی می کنم:
- معلومه این روزا کدوم گوری هستی؟ داری چه غلطی می کنی؟ سرت تو کدوم آخوره؟
#بخوانیم
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
پروردگارا
ببخشمراآنقدرکہ
حسرتنداشتہهایمراخوردم؛
شاکرداشتههایمنبودم...
#الحمداللہعلیکلحال..🦋
•🌿•
#ازخدابه_مخلوق
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
دوستِ من بخون💞🌸☔️👇
هر حرفی رو نزن، قبل از حرف زدن قدری فکر کن ببین این کلام تو مبادا✋ دل💔کسی رو بشکند یا آبروی کسی را بریزد.🍂
#آیت_الله_مجتهدی_تهرانی
#الگو #یک_نمونه
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
🥚🍳ﻣﺼﺮﻑ ﺯﺭﺩﻩ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺭﺍ ﻣﺤﺪﻭﺩ کنید
❗️ﺯﻳﺮﺍ ﺣﺎﻭﻱ ﻣﻘﺎﺩﻳﺮ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻛﻠﺴﺘﺮﻭﻝ ﺍﺳﺖ.
✨ ﻳﻚ ﻋﺪﺩ ﺯﺭﺩﻩ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺣﺎﻭﻱ ﺣﺪﻭﺩ 210 ﻣﻴﻠﻲ ﮔﺮﻡ ﻛﻠﺴﺘﺮﻭﻝ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.
❗️ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ 4 ﺍﻟﻲ 5 ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﭼﻪ به تنهایی ﻭ ﭼﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﻏﺬﺍﻫﺎﻳﻲ ﻣﺜﻞ ﻛﻮﻛﻮ ﻣﺼﺮﻑ نکنید ﻭ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺳﻄﺢ ﭼﺮﺑﻲ خونتان ﺑﺎﻻ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻳﺎ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ ﻓﺸﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﻳﺎ ﭼﺎﻗﻲ هستید، ﺣﺪﺍﻛﺜﺮ 3 ﻋﺪﺩ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻍ ﺩﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﺼﺮﻑ کنید.
#علمی
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#محرمانه
📍یک تحلیل گر خارجی بر روی این عکس نوشت:
@secret_file
🔹پاپ دیروز پس از سی سال به عراق رفت و مردم عراق پر شور از او استقبال کردند.
🔹امیدوارم وقتی پاپ از عراق دیدن می کند بداند که یک قدرت کاتولیک از سال ۲۰۰۳ نزدیک به یک میلیون عراقی را در آنجا کشته است.
🔹وقتی در خیابان های عراق راه می رود احساس کند که هر لحظه یک تروریست مورد حمایت آمریکا ممکن است به او شلیک کند.
🔹وقتی به مدرسه ای می رود بفهمد که بچه ها از فرط گرسنگی و یا قحطی دارو می میرند.
🔹وقتی کلیسایی را ملاقات می کند بداند که این دو مرد در تصویر توسط دولت آمریکا کشته شدند، تنها به خاطر اینکه آنها خودشان را وقف امنیت عراق و امنیت مردم آن و امنیت کلیساهای آنجا، و سوریه و لبنان در برابر آمریکا و اسراییل و داعش کرده بودند.
#پشت_پرده
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
#خلاقیت
با چسبوندن صدف های دریایی عروسک های صدفی زیبا درست کنید دستهاشون رو از سیم با روکش نخ کنفی درست کنید میتونید هر به تعداد سین های هفت سین درست کنید و هر سین رو داخل دست یکی از عروسکها بزارید
💃💃💃
#هنر_مهارت
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost
زنگ زدم ۱۱۰ گفتم:
آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن!
پلیس گفت جلبک، صندلی عقب نشستی برو صندلی جلو بشین🙂😂😂
#خنده
😁
👕👉🏿🤣 #طنز_خند 🤣
👖
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
@khatdost