eitaa logo
لشکر فرشته ها
769 دنبال‌کننده
942 عکس
289 ویدیو
20 فایل
پاسخ گویی به سئوالات در لینک زیر 👇 . . . https://eitaa.com/lashkare_fereshteha
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹ام وهب دختر عبد و از قبیله نمر بن قاسط بود. او از حاضران در عرصه کربلا و از معدود زنان غیر وابسته به بنی‌هاشم بود که به همراه همسر خویش ـ عبدالله بن عمیر کلبی ـ قدم در راه کربلا نهاد و سرانجام در کنار همسر باوفای خود در رکاب سید و سالار شهیدان (ع) به فیض عظمای شهادت رسید. 🔹پیوستن به سپاه امام در چگونگی پیوستن او و همسرش ـ عبدالله بن عمیر ـ به سپاه امام حسین (علیه‌السلام) از سوی برخی مورخان روایتی نقل شده که در آن آمده: «عبدالله بن عمیر در نزدیکی کوفه و در اطراف چاهی به نام "بئر الجعد" که متعلق به قبیله همدان بود، منزلی را تهیه دیده بود و به همراه همسرش ـ ‌ام وهب ـ در آن سکنی گزیده بود. روزی عبدالله بن عمیر متوجه گروهی از کوفیان شد که به سوی اردوگاه نخلیه در حرکت‌اند. پیش رفت و از آنها پرسید که قصد چه کاری را دارید؟ به او گفتند: «که جهت جنگ با حسین (ع) فرزند فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) آماده می‌شویم». عبدالله با شنیدن این سخن، عزم خود را برای پیوستن به سپاه امام (ع) جزم کرد و تصمیم گرفت تا هرچه زودتر به یاری فرزند پیغمبر (ص) بشتابد. پس گفت: «به خدا قسم برای جهاد با اهل شرک بسیار حریص هستم و من امیدوارم که ثواب جهاد با کسانی که جنگ با پسر دختر پیامبرشان را قصد کرده‌اند، از جهاد با مشرکان کمتر نباشد.» سپس نزد همسرش ـ ام‌وهب ـ رفت و او را از این ماجرا آگاه و تصمیمش را با او در میان گذاشت. همسرش گفت: «درست اندیشیده‌ای، خداوند تو را به بهترین راه‌ها و درست‌ترین اندیشه‌ها راه‌نمایی کند، همین کار را بکن و مرا نیز با خود ببر». او به همراه همسرش شبانه از شهر خارج شد و خود را به اردوگاه سپاه امام حسین (ع) رساند». 🔹نحوه شهادت این بانو و همسرش در پی کشته شدن سالم و یسار، سپاه عمر بن سعد حمله‌ای ناگهانی را به جناح چپ لشکر امام (ع) آغاز کردند. در این هنگام عبدالله بر اسب خویش نشست و با نیزه خود به سپاه دشمن حمله‌ور شد عبدالله بن عمیر شجاعانه با دشمن جنگید تا اینکه، هانی بن ثبیت حضرمی و بکیر بن حی تمیمی بر او حمله بردند و او را به شهادت رساندند. پس از شهادت عبدالله، ‌ام‌وهب بر بالین او حاضر شد و در کنار جسم بی‌جانش نشست. او خاک از رخسار عبدالله پاک کرد و گفت: «بهشت بر تو گوارا باد! از خداوندی که بهشت را روزی تو گردانید می‌خواهم که مرا نیز هم‌نشین تو قرار دهد». 🔹در این هنگام شمر بن ذی‌الجوشن به غلام خود ـ رستم ـ دستور داد تا با عمود بر فرق آن زن بکوبد؛ رستم نیز چنین کرد و عمود خود را بر سر آن زن فرود آورد. در اثر این ضربه ‌ام‌وهب به آرزوی خود رسید و در کنار همسر شهیدش جان داد. 🔹بدین ترتیب او اولین بانوی شهیدی لقب گرفت که در روز عاشورا در کنار دیگر یاران امام (ع) به شرف شهادت نائل آمد. برخی او را مادر وهب بن وهب (جوان مسیحی) دانسته‌اند که گزارش‌ها نشان می‌دهد مادر او شخص دیگری است.
🔹به شهادت تاریخ، نامش بحریه بنت مسعود الخزرجی است؛ همسر جناده بن کعب انصاری، از شهدای دشت کربلا. 🔹نامش را جناده بن حرث هم نوشته‌اند که از طایفه خزرج بود و چون پسر نوجوانی به نام عمرو داشت او را ام عمرو می‌گفتند. 🔹ام عمرو به همراه همسر و پسر نوجوانش از همان منزل آغازین در مکه به کاروان حسین بن علی(ع) پیوست. او همسر و فرزندش را در کربلا فدایی امام زمانش کرد. 🔹پس از آنکه جناده در روز عاشورا به شهادت رسید، او پسرش عمرو را که تنها ۱۱ سال سن داشت امر به رفتن به میدان و حمایت از امام می کند. 🔹وقتی پس از شهادت پسر، دشمن سرش را به سوی مادر پرتاب می کند بحریه این سر بریده خون آلود را به سینه می چسباند و بی هیچ شکوه و ناله و شیونی که سزاوار آن لحظه است تنها می‌گوید: آفرین بر تو پسرم! ای شادی قلبم و ای نور دیدگانم! 🔹بعد، آن چنان این سر را به فشار به سوی سینه مردی از سپاه دشمن پرتاب می کند که او در دم می میرد. آن گاه باز از پای ننشسته عمود خیمه را می کند و در حالی که این رجز را می خواند به سوی دشمن حمله می برد: انّی عَجُوز سیّدی ضعیفة خاوَیةٌ بالیةٌ نَحیْفة اَضْرِبُکُمْ بِضَرْبَةٍ عَنیفة دوُنَ بَنیِ الْفاطِمَةِ الشّریفة: من زنی، ضعیف و لاغر و ناتوانم که در حمایت از فرزند فاطمه با شما می جنگم.   🔹بعد همین طور با رجزخوانی با همان عمود خیمه دو مرد از سپاه دشمن را به قتل رسانید. تا اینکه امام(ع) خود مانع شده به او دستور بازگشت به خیمه ها را دادند. 🔹توجه به بیت‌هایی که این زن هنگام مبارزه می خواند خود بهترین گواه عظمت او است. او که همسر عزیز خویش را در راه مولا فدا نموده، خود اسماعیلش را تا مذبح بدرقه می کند تا قربانی امام کند و بعد در این ابیاتی که پس از شهادت دو فرزندش می خواند، حتی نامی از قربانیان به زبان نمی آورد. بلکه با خلوصی که تنها می تواند نتیجه علقه کامل به ولایت باشد تنها نام فرزندان فاطمه(س) بر زبان او جاری است. حرفی از انتقام خون عزیزانش در این شعر نیست. آنچه هست حمایت از فرزند فاطمه(س) است.
🔹رَباب بِنت إمرؤالقَیس بن عدی، همسر امام حسین(ع) و مادر سکینه و علی اصغر (عبد الله رضیع) است. او را زنی عالم و اهل فصاحت و بلاغت معرفی کرده‌اند، در کتاب الاغانی از قول هشام کلبی نقل شده است که رباب از بهترین زنان و افضل آنان در جمال، ادب و عقل بود.   🔹رباب بر اساس شواهدی در کربلا حضور داشت و همراه اسیران به شام رفت، سپس به مدینه بازگشت و مدّت یک ‏سال براى سید الشهداء (ع) عزادارى کرد و مرثیه‏هایى هم در سوگ آن حضرت سرود. 🔹شخصیت والای رباب باعث شد که بعد از شهادت امام حسین (ع)، عده‌ای از اشراف قریش، از وی خواستگاری کنند، اما به نوشته مورخان، او نپذیرفت و گفت: «من پس از آن که رسول خدا (ص) پدرشوهرم بوده، شخص دیگری را به عنوان پدرشوهر نمی‌پذیرم».   🔹او پیوسته گریان بود و زیر سایه نمى‏رفت و از ‏فرط گریه و اندوه بر شهادت حسین (ع)، یک سال بعد (در سال ۶۲ هجرى) جان باخت.‏ 🔹از جمله سروده‏هاى او در شهادت ‏امام حسین (ع) ابیاتى است که این گونه شروع مى‏شود:‏  ‏«آن کس که نوری روشنی بخش بود، در کربلا کشته شد و به خاک سپرده نگردید؛ ای سبط پیامبر! خداوند از ما به تو جزای نیک دهد و از تو خسران را دور گرداند…»   🔹از اخبار محدودی که در زمینه روابط امام حسین (ع) و همسرش رباب رسیده است، چنین برمی‌آید که روابط آن دو بسیار صمیمی بوده، آن قدر که هم امام (ع) و هم رباب از اظهار این روابط صمیمی میانِ خود، خودداری نمی‌کرده‌اند، همان‌گونه که پیامبر اکرم (ص) نیز از نشان دادن صمیمیت خود به همسر خودداری نمی‌کرد. 🔹به‌ دلیل وجود همین شواهد است که ابن کثیر می‌گوید: «امام حسین (ع) همسرش رباب را بسیار دوست می‌داشته و از روی علاقه‌مندی به وی، درباره‌اش شعر می‌گفت».   🔹همان‌طور که ذکر شد، رباب دو فرزند از امام حسین (ع) داشت، یکی سکینه و دیگری عبداللّه. عبداللّه در روز عاشورا در حالی که نوزادی بیش نبود، در جلوی چشم پدر و مادرش به شهادت رسید. سکینه نیز، بعدها در شمار زنان بزرگ عالم اسلام درآمده و به‌ویژه در ادب، شخصیت برجسته‌ای شد.
💡عاشورا فقط روز ما شیعیان حسین دوست نیست! عاشورا فقط روز ما شیعیان حسین دوست نیست؛ روز خیلی‌های دیگر هم هست. همچنان که احساس می‌کنیم عاشورا برای خیلی از کسانی که خود را شیعه می‌شمرند روز واقعی نیست، عاشورا روز واقعی تاریخی خاطره‌انگیز همه مردمی است که حسین وار در راه حق و عدل، آماده شهادت و جانبازی‌اند. به همین دلیل است که نام حسین، یاد حضرتش، تربت پاک حضرتش، می‌توانسته و می‌تواند شعاری زنده و جاوید برای هر مرد و زنی باشد که با آوای فطرتش خواستار و دوست‌دار عدل و احسان و ناسازش با فحشاء و منکر است. بشارت بر چنین مردها و زن‌ها و انسان‌ها! 📚 شهید سیدمحمد حسینی بهشتی، کتاب بایدها و نبایدها، ص۸۹ و۹۰
🔴 نامه جوانان بلژیکی خطاب به رهبر انقلاب اسلامی 🔹جمعی از جوانان بلژیکی در نامه‌ای به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ضمن قدردانی صمیمانه از نامه چندی پیش ایشان در حمایت از تظاهرات همبستگی با مردم غزه در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا، نوشتند: ما عمیقاً تحت تاثیر پیام دعوت شما به عدالت‌خواهی و جستجوی حقیقت و همچنین تعهد تزلزل ناپذیر شما به آرمان فلسطین و ستمدیدگان جهان قرار گرفته‌ایم. 🔹در نامه جوانان بلژیکی خطاب به رهبر انقلاب آمده است: تلاش‌های خستگی ناپذیر شما برای درک متقابل،عدالت و همبستگی در پرداختن به چالش‌های پیچیده‌ای که با آن رویرو هستیم از اهمیت اساسی برخوردار است و ما مصممم هستیم درک خود را نسبت به اسلام تعمیق بخشیم. 🔹در این نامه، حرکت دانشجویان اروپایی و آمریکایی برای حمایت از فلسطین، نشان دهنده اگاه شدن جوانان غربی نسبت به بی‌عدالتی‌ها در جهان دانسته و تاکید شده است: مشتاقانه منتظر ادامه این تبادل پربار روحیه گفتگو و همکاری سازنده هستیم. 🔹این نامه در نسخه‌هایی به زبان‌های فارسی، انگلیسی، فرانسه و عربی و با هشتگ LETTER4LEADER منتشر شده است.
حالات همسر بانو امین جناب آقای معین التجار پس از دریافت کتاب ( اربعین هاشمیه ) ایشان و متوجه شدنِ رسیدن همسرش به درجه اجتهاد 👇👇👇 بخش اول: همسر با اخلاص کتاب اربعین هاشمیه که تازه به دستش رسیده بود را برداشت و زودتر از همیشه حجره را ترک و به سمت خانه رفت. باورش سخت بود. همسری که تمام لباس‌های شوهرش را خودش دوخته و در کارهای خانه سنگ تمام گذاشته بود. همسری که هر روز تا جلوی درب بدرقه اش می‌کرد و هنگام ورود با تواضع و محبت به استقبالش می آمد. همسری که مهمان‌های زیاد او را با خوش رویی پذیرایی می‌کرد. همسری که هیچ وقت گله و شکایتی از حجم کارهای خانه نکرده بود. باورش نمی‌شد که این اجازه نامه ها مربوط به او باشد. صفحه آخر کتاب نشان میداد همسر دانشمندش اجازه اجتهاد و استنباط احکام شرعی را از بالاترین مراجع زمان گرفته بود. گام‌هایش را تندتر کرد تا زودتر به منزل برسد. احساس تعجب و خوشحالی و افتخار در هم آمیخته و سراسر وجودش را فراگرفته بود و عجیب‌تر از همه اینکه همسرش در این‌باره هیچ‌گاه چیزی به او نگفته بود. البته شاید خیلی هم نباید تعجب می‌کرد. با آن پشتکار و صبوری و اخلاصی که از بانو دیده بود حقش بود که چنین بشود. خود بانو گفته بود که علم را می آموزد نه برای خود علم بلکه به عنوان مقدمه ای برای قرب خدا و خودسازی و معرفت النفس. از دست دادن هفت فرزند و در عین حال شاکر بودن کار هر زنی نیست. می دانست که بانو حتی کارهای خانه را هم با نگاهی متفاوت می‌نگرد و به کارهای خانه هم رنگ و بوی الهی و سلوک داده است. شنیده بود که بانو وقتی خانم‌های دیگر را موعظه می‌کند می‌گوید: اگر بناست نفس انسان به وسیله ریاضت از تعلق و حب دنیا خلاص شود پس چه ریاضتی بهتر از خوب خانه داری کردن و خوب همسرداری کردن! شنیده بود که می‌گفت: هیچ ریاضت نفسی مانند خانه‌داری نیست. لذا بهترین خانه‌داری‌ها را می‌کرد. دائما می‌گفت زن از خانه شوهر به بهشت می‌رود، از خانه شوهر هم به جهنم می‌رود. خود معین التجار پیش قدم شده بود تا بانو بتواند علاوه بر کارهای خانه به تحصیل علم هم بپردازد ولی نمی‌دانست بانویش آنقدر دانشمند شده که چنین کتابی چاپ کرده و در انتهای کتاب اجازه مراجع وجود دارد مبنی بر اجتهاد بانو. اتفاقی امروز یکی از دوستانش به حجره آمده بود و کتاب "اربعین هاشمیه" که همسرش نوشته بود و با عنوان بانوی ایرانی امضا شده بود را نشانش داده بود. وای! چرا امروز هر چه تندتر گام برمی‌دارد خانه دورتر می‌شود. انگار شوق رسیدن به خانه مسیر را طولانی کرده. یاد خاطره ای از بانو در ذهنش جولان می‌کند. بانو گفته بود روزی دایه، دختر چهارساله و طفل شیرخوارم را نزدم آورد. از دور که می‌آمد قلبم از محبت مادری برای دخترکم از جا کنده شده بود. آن گاه که جگر گوشه ام را شیر میدادم محو جمال او شده بودم، او را بوسیدم و احساس عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. انگار تمام قلبم به سوی او میرفت. هنوز از این حالت روحی ساعتی نگذشته بود که نوزاد بیمار شد و در کمتر از یک روز از دنیا رفت. دختر چهار ساله هم به فاصله یک هفته درگذشت و مادر را تنها گذاشت. گویا خدا می‌خواست بانو هر چه بیشتر و بیشتر از دنیا و تعلقات دنیایی رها شود و قلبش هر چه بیشتر متوجه آن گمشده اش باشد. خود بانو گفته بود از کودکی احساس میکردم گمشده ای دارم و دنبال آن می‌گردم ولی نمی‌دانم آن را کجا و چگونه جستجو کنم تا اینکه خداوند با اشراق به قلبش راه را نشان داده بود ولی عطشش را صد چندان کرده بود. همین عطش و اشتیاق بود که از چهارسالگی او را پای درس نشانده بود و به جای بازی‌های کودکانه، عاشق مطالعه و شنیدن از خدا و اولیای خدا کرده بود. حالا بانو درگذشت هفت فرزندش را بخشی از آزمایش الهی می‌دید و همانند ابراهیم علیه السلام باید در امتحانات الهی استقامت می‌کرد و شکرگزاری. استادش آیه الله میر سید علی نجف آبادی گفته بود روزی که شنیدم فرزند ایشان فوت کرده فکر کردم خانم دیگر درس را تعطیل خواهد کرد ولی دو روز بعد خدمتکار ایشان سراغ من آمد تا برای تدریس به منزل ایشان بروم و من از علاقه او به تحصیل سخت تعجب کردم. خیلی وقت‌ها بانو این ابیات را زمزمه می‌کرد. آن کس که تو را شناخت جان را چه کند // فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی // دیوانه تو هر دو جهان را چه کند معین التجار بالاخره به خانه رسید. به به عجب بوی غذایی در خانه پیچیده است. چقدر امروز احساس خوشبختی می‌کند. مگر چند مرد در این دنیا وجود دارند که دستپخت یک بانوی فقیه و مفسر و عارف را خورده باشند.
✴️برنامه ریزی های خوبی برای کانال صورت گرفته مثل 🟣گزارش های هفتگی کانون ها (این مورد خیلی برای ستاد مهم است (قراره براتون یک اموزش هایی در نظر گرفته شود که اصلا بدونید چه نکاتی از کانون شما برای ستاد اهمیت بیشتری دارد )📹 🟣گزارش هفتگی از اقداماتی که ستاد قرار است در هفته ها و ماه های اتی انجام دهد(قراره در مهرماه دو برنامه شگفت انگیز برگزار شود ( منتظر اطلاع رسانی باشید )📣📣 🟣پویش کتابخوانی📕 (حرف در گوشی قراره مسابقاتی برای کتابخوانی برگزار گردد ) 🥳🥳 🟣 معرفی زنان تراز مسجدی (هر وقت حرف زنان تراز و زنان موفق میشود تصور مردم این است که ما عمرا یا سخت مثل این افراد میشویم ولی با رویکرد و شاخص های جدید ما قرار است زنانی و دخترانی را معرفی کنیم که شاید خیلی با سبک زندگی ما فاصله چندانی نداشته باشد و اما اراده قوی ان ها باعث موفقیت ان ها شده )🧕 🟣 قراره یک روز را اختصاص دهیم به اموزش (از تربیت مربی نوجوان گرفته یا هوش مصنوعی تا اموزش گزارش نویسی و ........)👩‍🏫 🟣قراره درباره کلید واژه هایی که در گروه یا در سفر های استانی مطرح میشود به یک فهم مشترک برسیم(پس ما به یک دایره المعارف واحد در زمینه محتوای حوزه زنان نیاز داریم )📕 🟣خبر خوش ما با کانون هایی که به صورت تخصصی روی فعالیت های ورزش و علمی متمرکز هستند خیلی کار داریم (قراره هرهفته به معرفی یکی از بانوان و دختران ورزشکار و نخبه کشورمان بپردازیم . (اتفاقات خوبی قراره تو این حوزه بیوفته )مخصوصا برای کانون هایی به صورت متمرکز روی نوجوان ها فعالیت دارند 🚣‍♀️🚣‍♀️ 🟣 ما قراره کانون هایی رو به شما معرفی کنیم که فعال و پیشتاز هستند ( مثلا پاتوق دخترانه اردبیل که به وقتش دربارش خیلی حرفا باهاتون داریم )📣 🟣 یه خبرمهم این گزارش هفتگی قراره فعال بودن کانون شما رو به کانون های دیگر نشان دهد (قراره سفر های استانی اغاز بشه و استان هایی که کانون های فعال تری یا ایده های ناب تری در حوزه دارن در اولویت هستند پس ارتباط کانون را با ستاد جدی بگیرید و گزارش کار های صورت گرفته رو حتما برای ادمین کانال بفرستید 📣📣 📌 مدیران کانونهای استان اصفهان .هرمزگان و......... گوش زنگ باشید (سفر های استانی قراره از استان های شما اغاز شود ) 📌 استان بعدی :از بین استان هایی که بیشترین گزارشات ارسالی به کانال لشگر فرشته ها را دارند انتخاب خواهد شد ⁉️
👆👇نسبت زنان با «جهاد» و «حرب لمن حاربکم» چیست؟ یکی از ابتکارهای فوق‌العاده حضرت آقا در مسأله «زن» بسط مفهوم «جهاد» در الگوی سوم زن است که در زمان‌های مختلف به انواع آن اشاره کردند. «جهاد اجتماعی»، «جهاد امر به معروف و نهی از منکر» و «جهاد تبیین» که مصداق آن را حضرت زهرا و حضرت زینب معرفی کردند. جهادی که یکی بسترهای ظهور آن جنگ یا «حرب» است که در زیارت عاشورا با عنوان «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» آمده است. موضوعی که دیروز حضرت آقا از آن بیانی نو و بدیع داشتند. «این جبهه‌ی حسینی است که در مقابله‌ی با ظلم فعّالیّت میکند و جهاد میکند. نقطه‌ی مقابلش هم جبهه‌ی جُور است، جبهه‌ِی ظلم است، جبهه‌ی شکستن عهد الهی است. امروز شما در دنیا این را می‌بینید، قبل از دوران امام حسین (علیه السّلام) هم این دو جبهه‌ وجود داشت، در زمان بعد از ایشان هم وجود داشته، امروز هم وجود دارد، تا آخر هم وجود خواهد داشت. در همه‌ی اینها «اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم»؛ با هر کسی که در جبهه‌ی شما است، من خوبم؛ «حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم‌»، با هر کسی که با جبهه‌ی شما می‌جنگد، می‌جنگم. این جنگ اَشکال مختلفی دارد: در دوران شمشیر و نیزه یک جور است، در دوران اتم و هوش مصنوعی و امثال اینها یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران تبلیغات به وسیله‌ِی شعر و قصیده و حدیث و بیان کلمات یک جور است، در دوران اینترنت و کوانتوم و امثال اینها هم یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران دانشجو بودنِ انسان یک جور است، در دوران مدیر شدن و مسئول شدن یک جور دیگر است؛ در همه‌ِی احوال هست. «حَربٌ‌ لِمَن‌ حارَبَکُم» نباید فراموش بشود. «حَربٌ‌ لِمَن‌ حارَبَکُم» همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست؛ به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن، دقیق به هدف زدن است؛ «حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم» این‌جوری است. بدانید وظیفه چیست، بشناسید راهی را که باید بپیمایید. اگر این‌جور فکر کردیم، این‌جور شناسایی کردیم، این‌جور همّت کردیم، زندگی معنا پیدا میکند، زندگی هدف پیدا میکند. پول لایق این نیست که هدف زندگی باشد؛ مقام و قدرت و موقعیّتهای اجتماعی حقیرتر از آن هستند که هدف زندگی انسان قرار بگیرند. هدف زندگی بندگی است، رسیدن به خدا است. راهش هم فقط همین است: سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ‌ لِمَن حارَبَکُم.» 📝مهدیه_منافی
🇮🇷 بانوان و مادران حماسه‌ساز ⁉️ بانوان در این جنگ چکاره‌اند؟ مادران فرزندانشان را برای جنگ چگونه مدیریت کنند؟ چه کاری از دست مادران خانه‌دار بر می‌آید؟ بانوان تحصیل‌کرده چه وظیفه‌ای دارند؟ 🔸 درباره این حرف تأمل کنید: به همسرش می‌گوید: "با بغض به طاغوت و اسرائیل به فرزندانم شیر بده و آن ها را دشمن‌ستیز تربیت کن". مادران محترم؛ امروز بهترین بستر برای تربیتِ فرزندانی اقتدارآفرین و باقدرت است. از بستر جنگ نهایت استفاده را کنید تا بچه‌هایتان لوس و نونوری بار نیایند. شجاع و دلیر بار بیایند. و از زیباترین و با ظرفیت‌ترین بسترهای تربیت است. فرزندانتان را با این صحنه درگیر کنید. محیط زندگی را در ایام جنگ، مبارزاتی مدیریت کنید. جهاد و جنگ ظرفیت های بالقوه خانواده و فرزندان شما را بالفعل می‌کند. این صحنه می‌تواند خانواده شما را از تماشاچی‌بودن و منفعلانه‌زیستن به زندگی فعالانه و نقش‌آفرین تبدیل کند. ✔️ چند پیشنهاد ساده اما مهم: 1️⃣ خودتان را در خط مقدم جبهه بدانید. خیال نکنید کاری از شما برنمی‌آید. همین رویکرد باعث می‌شود به فکر فرو بروید که واقعاً چکار می‌توانم بکنم؟ درد داشتن مقدمه کارهای بزرگ است. دغدغه‌مند‌بودن انسان‌ساز است. 2️⃣ بعد از احساس درد، حالا به دنبال راهکار باشید؟ مشورت کنید؟ از اساتیدی که در این صحنه سخن گفته اند استفاده کنید، صوت جلساتشان را گوش کنید. 3️⃣ اخبار و زمان زنده پخش شدن حملات ایران به رژیم صهیونیستی را با خانواده ببینید. با شوق و شجاعت و ذوق زیاد به فرزندانتان بگویید همه‌کارها تعطیل بیایید حملات را ببینیم. در زمان دیدن صحنه‌های عملیات "مرگ بر اسرائیل" دسته‌جمعی بگویید. جنگ را به فرزندانتان توضیح دهید. 4️⃣ در لحظه حملات و همچنین در زمان‌های دیگر با فرزندانتان دور هم بنشینید و ختم صلوات بگیرید برای نابودی اسرائیل. زمان مقرری در روز را برای این کار اختصاص دهید. برای قبل و بعد این ختم صلوات هم برنامه ریزی کنید که برای فرزند شیرین باشد. 5️⃣ جلسات و حلقه های توسل خانگی راه بیندازید. بگذارید فرزندانتان دعوت کننده باشند. خودشان زنگ بزنند. خودشان مسئول برگزاری باشند. شما هم مدیریت کنید. حدیث کسا، قرائت قرآن، ختم صلوات و ... برای نابودی اسرائیل. 6️⃣ مادران دیگر را دعوت کنید آش و شله زرد و نان‌پنیر سبزی و نذری درست کنید. سنت های قدیمی را حفظ کنید. سر دیگ آش برای نابودی اسرائیل ذکر صلوات بگیرید. فرزندانتان را شریک این کارها بدانید. 7️⃣ محیط خانه را تزیین کنید. پرچم ایران، پرچم فلسطین، عکس شهدا و ... را به در و دیوار خانه با کمک فرزندانتان بچسبانید. 8️⃣ به هیچ عنوان نترسید. بگذارید در ذهن فرزندانتان؛ شجاعت و نقش‌آفرینی مادر نقش ببندد. 9️⃣ این روزها در مساجد و تجمعات خیلی شرکت کنید. بگذارید فرزند شما جمعیت را ببینند و با گروه های مردمی زیست کند. مساجد فعال را انتخاب کنید. اگر مسجد شما فعال نیست پیگیر باشید که در زمان جنگ تغییر رویه بدهند. 🔟 جلسات تحلیل جنگ، الاهیات جنگ در مسجد و خانه‌ و مجتمع‌تان برگزار کنید. خانم‌های دیگر، دوستانتان، خانواده تان‌، همسایه تان را دعوت کنید. ختم این جلسات نیز به هم‌اندیشی درباره کنش‌گری های اجتماعی باشد. 1️⃣1️⃣ در فضای مجازی و گروه‌های خانوادگی و دوستانه‌ای که دارید کاملا فعال باشید. ارائه راهکار بدهید. کارهایی که کرده‌اید را نشر بدهید. 2️⃣1️⃣ از همه مهمتر اینکه کار را سخت نکنید که نتوانید انجام دهید. از کارهای ساده و در حد توانتان شروع کنید. اگر می‌بینید تکی نمی‌توانید، جمعی و همراه دوستانتان کار تعریف کنید. 3️⃣1️⃣ ساعتی از روز را و یا همراه فعالیت های دیگری که انجام می دهید، در خانه سرودها و مداحی های حماسی پخش کنید. 4️⃣1️⃣ با فرزندانتان جلسه مشورتی بگیرید و نظر او را درباره اینکه چکار کنیم بگیرید. 5️⃣1️⃣ بسته های فرهنگی ساده درست کنید، بگذارید فرزندتان به خط خودش مرگ بر اسرائیل بنویسد و داخل بسته ها بگذارد. خودش بسته بندی کند. به مکان های عمومی بروید و پخش آن‌ها را به فرزندانتان بسپارید. دقت کنید لازم نیست خرج‌های زیاد کنید، با اندک هزینه ای میتوانید بهترین بسته ها را فراهم آورید. 📌 مطمئن باشید نقش آفرینی شما در این بسترهای جهاد و جنگ، خانواده و فرزند شما را تضمین می‌کند. آینده خوش و بااقتداری را برای فرزندانتان به ارمغان می‌آورد و آن‌ها را جسور و قدرتمند بار می‌آورد. در تک‌تک لحظات جنگ، توجه به خدای متعال را در زندگی پُررنگ کنید تا خانواده‌تان حس حضور خدا را قشنگ درک کند. همه کارها را با آرامش و شیرینی انجام دهید. تحمیل و کج خُلقی با خانواده اصلا صلاح نیست.
✅ آیت الله حائری شیرازی (ره) : خدا چگونه به انقلاب کمک میکند؟ روی این مسأله دقت کنید: «این ممکلت صاحب دارد»، یک پرانتزی هم برای صاحب آن باز بگذارید!! در مورد این قسمتهایی که مربوط به ما نیست، نگران مدیریتشان نباشید. در آنچه که از حد ما خارج است، راحت بخوابید! هیچ نگران نباشید. در آنچه که در حد توانمان است، باید بی‌خوابی بکشیم؛ اما در مواردی که در حد توانمان نیست، نگران نباشیم. «ان تنصروا الله ینصرکم» یعنی:«ان تنصروا الله [فی ما تستطیعون]، ینصرکم [فی ما لا تسطیعون]» [اگر خدا را در مسائلی که در توانتان هست یاری کردید، خدا شما را در مسائلی که توانتان نیست، یاری می‌کند] حملۀ آمریکا به طبس، خارج از حدّ ما بود؛ جزء حدّ خدا بود و لذا طوفان را آورد. اما دیگر اینطور نیست که هر دفعه میرویم در عملیات، خدا یک طوفانی بفرستد و آنها را از بین ببرد! آنها حدّ خود ما است. شهید می‌دهیم و طبیعی است که بدهیم. چرا؟ چون روش تربیتی خدا این نیست که ما را تنبل و پرتوقع بار بیاورد. در آن مقطع که شما ناتوان هستید، روی توانایی خدا حساب بکنید. درست هم هست. اما وقتی شما از آن مقطع گذشتید و توان پیدا کردید، حتما باید از استفاده کنید. اگر یک دست غیبی می‌آمد و صدام را با یک نفرین از بین می‌برد، حالا کجا بودیم؟ هیج جا! هیچ جا! هیج جا! حالا دیگر قاسم سلیمانی را نداشتیم! چون قاسم سلیمانی را بخاطر این فشارها به دست آوردیم. به دلیل اینکه شب تا صبح در اتاق جنگ نشسته بدست آوردیم. بهترین کمک خدا، همین نوع است که به آدم کمک نکنند. «خیر الناصرین» یعنی همین! اگر خودت می توانی، به تو کمک نمیکنم.
‌🖥روایت‌های زنانه از قلب ایران ❤️به جای اعمال روز اول جنگ 📝تک‌نگاری‌هایی به قلم زنان ایرانی از روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر رژیم صهیونی در خرداد و تیر ۱۴۰۴ 📝فائضه غفارحدادی - کی روز اول جنگ می‌نشیند دویست‌تا ساندویچ و شربت درست می‌کند آخر؟ از اعمال روز اول جنگ این است که آدم لحظه به لحظه اخبار را دنبال کند. ولی وقتی دشمنی داری که مفاتیح نمی‌خواند و از ثواب اطعام غدیر خبر ندارد، چه می‌شود کرد؟ جمع شدیم خانه یکی که موفق شده بود همسرش را بفرستد صله رحم اجباری منزل مادرش و بساط را پهن کردیم. ما پنج شش‌تا مادر دهه‌شصتی بودیم که خاطره‌ای از جنگ نداشتیم اما همان خاطره‌های نداشته را همیشه چماق می‌کردیم روی سر نوجوانهایمان که شما چه می‌فهمید و ما نسل جنگیم و فلان. حالا همان نوجوانها بین ما نشسته بودند. با هم گریه کردیم. خندیدیم. ترسیدیم. شایعات را تحلیل کردیم، پیش‌بینی‌ها را شنیدیم، دعا کردیم... تلفن باباها را جواب دادیم که از انفجاری که همان اطراف شده بود، می‌پرسیدند و در عین حال مرد میدان بودیم و دستمان هم کار می‌کرد! دم اذان دویست‌تا ساندویچ مرغ خوشمزه و دویست بطری شربت زعفران خوش‌رنگ داشتیم و یک نذر که فردای نابودی اسرائیل دو هزارتا از اینها درست می‌کنیم! صدای «ان‌شاءالله» نوجوانها بلندتر از صدای ما بود. 📩روایت‌های خود را برای انتشار در رسانه ریحانه به حساب‌های زیر ارسال کنید. 🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس 🖥 @khamenei_reyhaneh