.
#پیوند_آسمانی
جهان برای شکوفا شدن مهیا بود
و این قشنگ ترین اتفاق دنیا بود
که دست فاطمه در درستهای مولا بود
به اعتقاد من اصلا غدیر اینجا بود...
#سید_حمید_رضا_برقعی✍
.
.
#پیوند_آسمانی
به بهانه ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا (سلام الله علیهما)
خدا برای علی آستین که بالا زد
ز اوج عرش در خانه ء نبی را زد
بدون واسطه ناز کنیز خویش کشید
تمام کون و مکان را به نام زهرا زد
برای اینکه بخندد عروس؛روی حریر
هرآنچه خواست نوشتند و مهر و امضازد
نوشت حیدر و زهرا همیشه مال همند
کنار صفحه ء این روز را خودش تا زد
#قاسم_نعمتی✍
.
.
#کف_زدن در جشن #پیوند_آسمانی
مهر علی امشب به دل فاطمه افتاد
پیغمبر اسلام شده صاحب داماد
در عرش خداوند عجب ولوله ای شد
دست علی و فاطمه را تا که به هم داد
#مهدی_مقیمی✍
.
1.35M
#امام_زمان
#ذاکراهلبیت: استاد #پیرزاده
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله النور
یاصاحب الزمان...
دلتنگ باران می شوم وقتی نباشی
بی تاب و گریان می شوم وقتی نباشی
من تشنه وخُشکم ببارای ابررحمت
مثل بیابان می شوم وقتی نباشی
نام تورا حتی شقایق هاسرودند
من هم غزل خوان می شوم وقتی نباشی
یبن الحسن دنبال توآقا ببین...
راهی خاک پاک شهیدان می شوم وقتی نباشی
گاهی که دلتنگ شمایَم...
میهمان شاه خراسان میشوم وقتی نباشی
تاکه بیایی دست بردامان جَدَّت سلطان خوبان میشوم وقتی نباشی
درکعبه غوغا میشود وقتی بیایی
لشکرمُهَیا می شود وقتی بیایی
هرکس که اول برنمازت اقتدا کرد
حتما مسیحا میشود وقتی بیایی
یبن الحسن آقا بگو اصلا برایم
درلشکرت جامی شود وقتی بیایی
می شه آقا...پشت سرشما نمازبخونیم...
آقا برایم درحَوالی نگاهت
یک گوشه پیدا میشود وقتی بیایی
ماراهدایتمون کین یبن الحسن...آرزوی نمازخوندن پشت یبن الحسن فاطمه به دلمون مونده...
آقا برایم درحَوالی نگاهت(۳)
آقابرایم درحَوالی نگاهت
یک گوشه پیدا میشود وقتی بیایی
دست ماروبگیر پسرفاطمه...جوونامون ازدنیا رفتند و رُخ زیباتو ندیدن...
هرچند قلب ساده ام غرق گناه است
لبریز تقوا میشود وقتی بیایی
حی علی خیر العمل...
ای سبزپوش فاطمه برگرد آقا(۲)
خوشحال زهرا میشود وقتی بیایی
هدایت شده از محتوای ثامن پیربکران
📖 روز شمار فرهنگی استان اصفهان
☀️ امروز:
شمسی: چهارشنبه ۲۴خرداد ۱۴۰۲
میلادی:14/2023/Juin
قمری: السبت ، ۲۵ذی القعده ۱۴۴۴
🌸🍃روز دحوالارض
🌹🍃 🌹امروز متعلق است به : امام موسی کاظم، امام رضا، امام جواد وامام هادی ( علیه السلام)
🍃🌸 ذکر روز ، ۱۰۰ مرتبه یا قاضی الحاجات
📆 روزشمار هفته:
👈 ۲۵روز مانده تا عید سعید غدیر خم(اشهد ان علی ولی الله)
👈 ۱۴ روز تا عید سعید قربان(آغاز دهه امامت و ولایت).
👈 ۳۵ روز مانده به محرم(شب اول محرم سینه زنت آرزوشه /با دستای یه پیر غلامت پیرهن سیاه بپوشه).
👈 روز دحو الارض
👈 حرکت امام رضا ع از مدینه به سمت خراسان
https://eitaa.com/samen_pirbakran
هدایت شده از خیریه شهدای خط شکن شهرستان فلاورجان
7.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مرکز نیکوکاری شهدای خط شکن شهرستان فلاورجان
https://eitaa.com/kheiriyeh_shohaday_khatshekan
باسلام واحترام مداحان شهرستان فلاورجان که می خواهد عضو کانون بسیج مداح شوند کارت بسیج مداحان تحویل بگیرند مدارک خودشون به دفتر کانون بسبج مداحان شهرستان فلاورجان فلاورجان پست ناحیه شهرستان فلاورجان تحویل دهند سید محمد میر لوحی تماس 09140371584
در بخش شهر پیربکران جمعه ساعت 9صبح در کلاس آموزش مداحی حوزه شهید بهشتی آقای صمدی تحویل دهند 09032381291
باتشکر کانون بسیج مداحان شهرستان فلاورجان
هدایت شده از کنگره ملی بزرگداشت ۲۴هزار شهید استان اصفهان
برادران رزمنده :
🔸نشسته روی لوله تانک
♦️اسماعیل شاکری
🔸ایستاده روی تانک از راست:
♦️مرحوم اسماعیل وحید
♦️خسرو شنبه
♦️ناشناس
🌷شهید سیف الله ملک محمد
♦️اکبررهروی
🌷شهید حسین قوچی
♦️مرحوم مهدی مجیدی
🔸نشسته روی تانک از راست:
♦️مرتضی سعیدزاده
♦️باقر زارع
♦️محمداحسن افروز
🌷شهید ابراهیم سنجانی
♦️جلال دادخواه
♦️مرحوم رضا نامدار
ایستاده جلوی تانک از راست:
♦️نعمت الله هادی
♦️مرحوم حاج اصغرهادی(پدر شهید)
♦️جانباز و آزاده حمیدهادی
♦️ناشناس
♦️علی کیانی
♦️یدالله اسماعیلی
♦️ناشناس
🔸نشسته روی زمین از راست:
♦️مرحوم احمدخرمی
♦️مرحوم مجید خیارکار
#یاد_ایام_حماسه
#رزمندگان_دستگرد
#کنگره_ملی_شهدای_استان_اصفهان
#ستارگاندرخشان
#اصفهان
.
#غزل_مرثیه
#شب_اول_محرم
#سعیده_کرمانی
#مشکیشبرارویدوشعالمامکانندیدی
مشکیِ شب را روی دوش عالم امکان ندیدی؟
غم را میان سینهی بی طاقت انسان ندیدی؟
آیا تو هم یک تودهی ابری گلویت را گرفته؟
در چشمهایت نم نم دلگیری از باران ندیدی؟
در کوچههای کوفه وقتی با خیالت راه رفتی
تنهایی و غربت ندیدی ؟ گریهی مهمان ندیدی؟
وقتی عطش از پلهی دارالعماره رفت بالا
جان را بهای یک سلام از جانب جانان ندیدی؟
جای هزار و نهصد و پنجاه زخم بی امان را
در خط به خط صفحه های روشن قرآن ندیدی؟
بعد از غروب سرخ خورشید و هجوم تیرهی شب
یک کودک ترسیده را در خیمهها پنهان ندیدی؟
با رشتهی زنجیر چون دردانهها را جمع کردند
هر نیزهای را سر گران و سرخ و سرگردان ندیدی؟
امشب محرم کوچه کوچه آمده تا تکیهی شهر
پیراهنی را بر هلال ماه آویزان ندیدی؟
..
.
#امام_زمان
یا حجّة بن الحسن!
تو خطاها را به خوبیها مُبَدّل میکنی
با ظهورت مشکلاتِ خلق را حَل میکنی
چهرهی مطلوبِ دین را مینمایی برهمه
ساز و کار خُدعه را با صدق، مُنحَل میکنی
مُستَجابُ الدّعوه ای، آخر به دستان خودت
امرِ اعلای گشایش را مُعَجّل میکنی
در غدیرِ دیگری، بانگِ " اَلا یا اَهل... " گو،
دینِ کامل گشته را با خویش، اکمل میکنی
حضرت شادی! تویی غایب، جهان باشد غمین
چون که آیی مِهر را با خویش مُنزَل میکنی
انبیا و اولیا و هر چه خوبی بوده است...
حُجّةِ بْنِ العسكرى! در خویش مُجمَل میکنی
انتقام کربلا را می ستانی از عدو
دادخواهی از دَم ِ شاه مُرَمّل میکنی
#محمد_علی_نوری ✍
سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲
.
.
#مرثیه
#مثنوی
#شب_دوم_محرم
#سعیده_کرمانی
شد روز وعده ، صبر خدا سررسیده بود
در چشم نوح ، کار به آخر رسیده بود
آماده ی اطاعت پروردگار شد
با مومنان خویش به کشتی سوار شد
دنیا اگرچه غرق بلایی عظیم بود
کشتی پر از نوازش دست نسیم بود
گهواره وار بود تکانی اگر که بود
آرام بود هم سفر نوح هرکه بود
ناگاه قلب نوح پر از اضطراب شد
آرامش اهالی کشتی خراب شد
موج ، اهل نوح را به تلاطم کشانده بود
چیزی به غرق کشتی ایمان نمانده بود
گفت ای خدا که جز تو نداریم هیچ کس
این اضطرابها و تکانها چه بود پس
وحی آمد این تلاطم تو قصه اش جداست
این سرزمین که غرق بلا بود کربلاست
جبریل روضه خواند و زمین و زمان گریست
همراه چشم نوح نبی آسمان گریست
حرف از فرات و علقمه و قحط آب شد
نَقل حسین ع و دفن عزیز رباب شد
نوح نبی به کرببلا یک اشاره کرد
با چشم دل عزیز خدا را نظاره کرد
وقتی پناه عالمیان بی پناه شد
با دست نیزه معتکف قتلگاه شد
با آخرین نگاه دل از خواهرش برید
خنجر حیا نکرد و سر از پیکرش برید
با پای چکمه حرمت آیینه اش شکست
در قتلگاه همهمه شد سینه اش شکست
میدید چشم #نوح ، تنی پاره پاره را
انگشتر حسین و سپس گوشواره را
پهلو گرفت کشتی و شد میهمان دشت
با گریه بر حسین خدا از بلا گذشت
.
.
#مرثیه
#شب_چهارم_محرم
#مثنوی
#سعیده_کرمانی ✍
عطر گلاب بود و دمِ اسفند
شکر و سلام بود و سپس لبخند
در خانه اشتیاق لبالب بود
میلاد سبز حضرت زینب بود
نوزاد گریه کرد و به هر آغوش
رفت و نشد به هیچ سبب خاموش
آمد سپس حسین و در آن هنگام
خوابید روی دست حسین آرام
او تشنه از سبوی حسینش بود
دل بی قرار روی حسینش بود
چندین بهار پشت بهار آمد
در را زدند و خواستگار آمد
شرط عروس بر همه روشن بود
پیش حسین ِفاطمه بودن بود
چندین خزان گذشت و خزان آمد
همراه با دو نخل جوان آمد
زینب چه گفت ؟ گفت که مولایم
نذر شماست جان پسرهایم
از من قبول کن دو فدایی را
اما نخوان سرود جدایی را
یک جمله است دینم و عرفانم
من بی حسین زنده نمی مانم
با اینکه برده غصه توانم را
گریه نمیکنم دو جوانم را
من مادرم دلم شده صدپاره
صد داغ دیدم آه یک باره
بر خاک ریخت خون پسرهایش
از خیمه اش نرفت برون پایش
از خیمه اش نکرد برون سر را
تنها گذاشت دست ِبرادر را
چندی گذشت و تیره جهانش شد
وقت وداع زینب و جانش شد
زینب به سر زنان به روی تل رفت
شاه غریب تا سوی مقتل رفت
زخمی به روی زخم زمین میخورد
از دلهره برای حرم میمرد
هم میشنید نالهی مادر را
هم میشنید ضجهی خواهر را
بر روی خاک پیکرش افتادو
از دست شمر هی سرش افتادو
سر را به افتخار نشان دادو
زینب هزار مرتبه جان دادو
سنگ و عصا رسید به گودال و
ده مرکب و حسین و لگد مال و
زینب پناه اهل حرم بود و
در خیمه ها که بود پر از دود و
آتش به جان اهل حرم افتاد
زینب به اضطرار رسید ای داد
بر زخم هاش خوب نمک میخورد
از هرکسی رسید کتک میخورد
بعد از حسین دید جسارت را
بعد از حسین دید اسارت را
.