eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
D1737222T17791086(Web).mp3
15.56M
🔖منبر کامل صوتی 🔖 🔷شهادت علیه السلام ‼️موضوع سخنرانی 👇 💠سیره عبادی امام رضا علیه السلام علیه السلام
D1737585T13455917(Web).mp3
16.31M
🔖منبر کامل 🔖 🔷شهادت علیه السلام ‼️موضوع سخنرانی 👇 💠 رحمت موصوله، آیه مخزونه و باب الله بودن ائمه علیهم السلام علیه السلام
1_1072168111.mp3
13.06M
🔖منبر کامل 🔖 🔷شهادت علیه السلام ‼️موضوع سخنرانی 👇 💠 اخلاق اجتماعی امام رضا علیه السلام علیه السلام
1_513266260.mp3
10.28M
🔖منبر کامل صوتی 🔖 🔷شهادت علیه السلام ‼️موضوع سخنرانی 👇 💠آثار زیارت امام رضا علیه السلام علیه السلام
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
حرم آقا امام رضا علیه السلام ❤️ به هنگام گرفتاری توکل بر خدا عشق است گره ها را سپردن دست یار آشنا عشق است بیا تسلیم حق باشیم و راضی بر رضای او که در سیر اِلیَ اللّهی توسل بر رضا عشق است💗
‍ هدیه به امام رضا صلوات شور احساسی امام رضا فقیرم اقا شعرو سبک رضا نصابی به نفس کربلایی محمود عیدانیان فقیرم اقا افتاده سمت تو ببین مسیرم اقا دست خالی از پیشه تو نمیرم اقا حاجتم و از تو فقط میگیرم اقا ضامن اهو خسته از این زمونه و از این هیاهو رونده شدم از همه جا به تو زدم رو می شه که ضامنم بشی ضامن اهو ضامن اهو. ضامن اهو. ضامن اهو کبوترم من تا اسمون مشهد تو میپرم من اروم میشم تا که میام توی حرم من حرف می زنم با تو با چشمای ترم من ای کس و‌کارم خدارو شکر امام رضا که تورو دارم جز تو‌کس دیگه رو‌که اقا ندارم خبر داری از حالم و از دل زارم
بند اول انگار ديگه تمومه ، مي بارم اشك نم نم  صفر خدانگهدار ، خداحافظ محرم  تازه عادت كرده بودم شبا برات گريه كنم  اشك ناقابلم رو به روضه هات هديه كنم  الوداع پيرن مشكي  الوداع شباي ماتم  كاش ميشد ميمردم من  اين شبا زير پرچم   بند دوم: قمر بني هاشم علیه السلام خواب حرمت آقا ، شبا مياد سراغم  ازت ميخوام كربلا ، بيا نكن جوابم  روضه تو مثل دشت ، شقايق و اقاقيه  اشكام مثل فراتِ ، كه چشم براه ساقي  عشق تو لبريزه از  بركت و شور و احساس  حك شده روي قلبم  انت في قلبي عباس   بند سوم: امام حسن علیه السلام اقا تموم عمرم ، من آرزوم همينه  روضه برات بگيرم ، يه شب توي مدينه  دل من بي تابه اقا  ، هميشه توو سينه زني  ساده حرفم رو ميگم ، امام حسن عشق مني اي كريمِ بي همتا  سفره دارِ دنيايي   دست و دلباز عالم  خيلي خيلي اقايي   بند چهارم: امام رضا  دلتنگِ سحراي ، حرم ميشم هميشه  امام رضا نباشه ، شبم سحر نميشه  گوشه صحن گوهر شاد ، قرار عاشقيمونه  اقا اين نوكر تو ، بدون تو نميتونه  زائرات عشقن آقا  نوكرات عشقن اقا هر جايي رفتم گفتم خادمات عشقن اقا @majmaozakerine
. با نسیمی ریختم بر هم، چه طوفانی شدم چشم پُر باران که دیدم باز بارانی شدم هرکسی که در حرم آمد رفیقش می شوی اهل هرجایم دگر امشب خراسانی شدم نوکرت هرکس که باشد چاکرش هستم رضا خاک پای لات های چاله میدانی شدم اولش جاروی تو گرد و غبارم را گرفت بعد، سقاخانه رفتم آب درمانی شدم سفره ات را پهن کردی و گداها آمدند بی تعارف وارد تالار مهمانی شدم دخل و خرج من بهم خورد، آبروی من نریخت باز کم آوردم و گفتی خودم بانی شدم تا شهادت را نگیرم، وصل زنجیر توام در حرم دیوانهء اشک سلیمانی شدم ای دوای روزهای سخت تنهایی من مبتلای روزهای سخت هجرانی شدم کربلایی! من سلامت را رساندم بر رضا ای عراقی! خوش به حال من که ایرانی شدم بیقرار کربلایم، ای اجل مهلت بده من بدون یاحسین انگار زندانی شدم نذر کرده مادرت زهرا بمیرم پای تو خواب دیدم گوشه ای از روضه قربانی شدم _________ ‌.
4_5974290721232914951.mp3
12.31M
🔊 | سبک 📝 امام مهربونم درد و بلات به جونم... 👤 حاج‌امیر ▪️ویژه شهادت 🌴
. خون بر لبش نشست عرق بر جبین نشست پنجاه و چند مرتبه آقا زمین نشست پنجاه مرتبه به زمین خورد و ایستاد از بس که زهر بر جگرش آتشین نشست در کوچه بود یاد حسن بود و مادرش یک دفعه پیر شد به رُخش چند چین نشست بالا سرش دو مادرِ گیسو سپید بود یعنی کنارِ فاطمه‌ام البنین نشست یک دست روی پهلو و یک دست بر جگر در حُجره یادِ جَدِّ غریبش زمین نشست چسباند تا که سینه‌ی خود را به خاک ، دید :  گودال رویِ سینه اش آن لاله چین نشست از  تَل کنارِ عمه‌ی خود داد زد ولی ضربِ هزار و نهصد و پنجاهمین نشست یابن الشبیب اَبروی او را سنان شکست "والشِمر جالِسُ" به روی سینه این نشست با عمه رفت کوفه و با عمه شام رفت در کوچه دید دخترکی دل غمین نشست با آستین پاره سرش را گرفت حیف از بام آتشی به همین آستین نشست سنگی که خورد بر سرِ بابا کمانه کرد بر گونه‌های کوچکِ آن نازنین نشست... _____________ ‌.