eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
41هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دوبیتی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ▪️▪️▪️▪️▪️ ای از ازل به عرش خدا تاج “فاطمه” سیب بهشتی شب معراج “فاطمه” فردا که اختیارشفاعت به دست توست هستند انبیا به تو محتاج “فاطمه” ⚑⚑⚑ نور و کوثر نمی فهمیم ما قدر را آخر نمی فهمیم ما قدر زهرا را فقط حیدر شناخت یاس پرپر را نمی فهمیم ما ⚑⚑⚑ این صفای سینه هامان از صفای فاطمه است هر چه داریم و نداریم از عطای فاطمه است چادر خاکی او بر قلب ما هم نور داد باز هم در جان ما حال و هوای فاطمه است @majmaozakerine
دوبیتی حضرت زهرا سلام الله علیها ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ بی سبب نیست که تو علت خلقت باشی توکه هم شأن علی، فاتح خیبر هستی نه فقط بر حسن و زینب و کلثوم و حسین فاطمه، بر همه ی خلق تو مادر هستی ⚑⚑⚑ ← دوبیتی در وصف حضرت زهرا → تو که در سینه خود سوره کوثر داری بوسه بر دست خود از لعل پیمبر داری تو همان سیب بهشتی که پیمبر بوئید دامنی چون گل ریحانه معطر داری ⚑⚑⚑ کیستی تو که خدایت به تماشا آمد نامت از عرش درخشید و ز بالا آمد کیستی تو که به یمن قدمت جبرائیل کوثر آورد و به پابوسی طاها آمد @majmaozakerine
یافاطِمَةُ الزَّهْراءُ ، یاقُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ یاسَیِّدَتَنا وَمَوْلاتَنا، إنَّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بكِ إِلى اللهِ، وَقَدَّمْناكِ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یاوَجِیهةً عِنْدَ الله، اشْفَعِی لَنا عِنْدَ اللهِ به همان كس كه مَحرم ِ زهراست *یعنی علی* دل ِ من غرق ِ ماتم ِ زهراست گر مُحرم عزای زینب بود  فاطمیه مُحرم ِ زهراست آن چه در حشر هم نمی خشكد کوثر اشک نم نم ِ زهراست وآنچه شرح غمش بود بسیار *اونی كه نمیذاره اشك چشم ما تمام بشه اینه،اونی كه مارو بی قرار كرده اینه:* وآنچه شرح غمش بود بسیار زندگی كردن كم ِ زهراست طاق محراب و گنبد مسجد  یادگار قد خم ِ زهراست *** تو را دادند پاداش ِ حمایت كردن از رهبر كه بر بازوت نقش ِ افتخار افتاده ای مادر *دارم از یه خانم ِ هجده ساله حرف می زنم* چرا ره میروی و دست بر دیوار میگیری چرا حال تو اینگونه نزار افتاده ای مادر *اگه شهدا رو قسم بدیم بحق حضرت زهرا سلام الله علیها، یه جور دیگه نگات می كنند،می گفت:یه مدت كوتاهی بعد از عملیات كربلای5 خواب یكی از شهدا رو دیدم،به سرعت داشت از من دور می شد هر چی می گفتم بایست،نمی ایستاد،هر چی قسم می دادم نمی ایستاد، تنها چیزی كه به ذهنم رسید كه این شهید رو می تونه نگه داره این بود:فریاد زدم گفتم:جان فاطمه ی زهرا وایستا،تا اسم فاطمه اومد،میخ كوب شد ایستاد،رفتم جلو،گفت:بخدا قسم اگه نام فاطمه رو نمی بردی،نمی ایستادم،من حساس به نام مادرم هستم.آی شهدا جان فاطمه یه نگاهی به ما بكنید* نوازشهای دستت بر سر زینب کجا رفته بگو با من مگر دستت زکار افتاده ای مادر  *همه رو دور ِ بستر جمع كرد،دور سجاده جمع كرد، عزیزان ِ دلم، من دعا كنم شما آمین بگین، اول شروع كرد یكی یكی برا همسایه ها دعا كردن،همون همسایه هایی كه گفتند:علی به فاطمه بگو:یا شب گریه كنه یا روز گریه كنه، ما از گریه های فاطمه خسته شدیم.فاطمه شروع كرد دونه دونه همسایه ها رو دعا كردن،بعد شروع كرد برا خودش دعا كردن،اما ای كاش هیچ وقت خودش رو دعا نمی كرد، بچه ها دیدن یه دست رو بالا آورد،صدا زد: اللهم عجل وفاتی سریعا. خدا دیگه مرگ فاطمه را برسان. یه یازهرا بگو تمام فضای مجلس ِ ما رو برداره،با شهدا هم ناله بشیم،ناله بزن بگو یا زهرا.....*
😭😭 اشعار لطمه زنی_حسین(ع) با نوک نیزه ات بدنم را بهم نزن پیراهن وعبای تنم رابهم نزن گرپشت و رونموده ای اینجا تن مرا این فرم دست و پا زدنم رابهم نزن سالم نمانده جای دگر درتن حسین باپای خود دگر بدنم رابهم نزن دیگرتو ای سواره ی ولگرد نیزه دار این دکمه های پیرُهنم رابهم نزن غارت شده تمامی اعضای پیکرم این بوریا شده کفنم رابهم نزن _آرمین غلامی(مجنون کرمانشاهی) ___________________/___ .
ادرکنی شب جمعه.... مردن برای دیدن روی حسین خوش است زنده شدن فقط سره کوی حسین خوش است صحن وسرای تو به تبرک گزیده ام اینجا به قطره آب وضوی حسین خوش است آخر فراق صحن شمامی کشد مرا تنهاشهادت سر کوی حسین خوش است اینجا رضایت تو رضای خدا بود گفتارحق به خلق نکوی حسین خوش است درمجلسی که عطر هوای روضه ی بپاست ماندن به یک تنفس بوی حسین خوش است حبل المتین من گره کار دست توست وابستگی به یک سر موی حسین خوش است مارابه ناله ها ی سحرآشنابکن ماندن به رازهای مگوی حسین خوش است آقا معارف تو و زهرا شنیدنی است زیرا زبان فاطمه گوی حسین خوش است دیدار کربلای تو ارباب چه دیدنیست مردن کنار تربت کوی حسین خوش است شبهای جمعه صحن وسرای تو دیدنی است بوسه به خاک وتربت و روی حسین خوش است عمری به سید الشهدا داده ام سلام این اشگ دیده ام به سبوی حسین خوش است (مجنون)شبی به یادتو جان گر دهد رواست زاری نیمه شب همه سوی حسین خوش است غلامی (مجنون)
_گودال _حضرت امام حسین(علیه السلام)... درسراشیبی گودال حسین راکُشتند دور از چشم همه یکه و تنها کُشتند پسر شیر خدا روی زمین افتاده زینت عرش خدارا بر ه زهرا کُشتند آخرین مرحله درگودی مقتل این بود ..خنجر از پُشت کشیدندوخدا را کُشتند به لبِ تشنه سرت گشت جدا ازبدنت بدنت رابه زیر مشت ولگدها کُشتند اینچنین راه رسیدن به تو را فهمیدند خولی وشمرتوراگوشه ی صحرا کُشتند تنت افتادبدست خولی وشمروسنان همچو گرگان تن توبرلبِ دریا کُشتند زینت دوش نبی دو سرا بودی،تو اکبرت را پیش چشم تو و طاها کُشتند ساقی آب آورت را پیش چشمان شما یاکه پیش دیده یِ زینب کبری کُشتند يك نفرمردنباشدكه كند ياري تو لشگری بی سر و پا خون خدا را کُشتند همه جاحرف تو وحرف تن پاره ی توست خولی وشمرتورایکه وتنها کُشتند _-آرمین غلامی(مجنون) التماس دعا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امشب که ناله از لبت اُفتاده رو مَگیر بعد از سه ماه که تبت اُفتاده رو مَگیر دیدار تو اگرچه غم انگیز می‌شود بعد از سه ماه قسمتِ من نیز می‌شود دردِ عیال دارم و پیرم نموده‌اند سی و سه سال دارم و پیرم نموده‌اند این آشیانه  داغِ پرستو ندیده بود من را مدینه دست به زانو ندیده بود امروز فضه گفت که خانم وضو گرفت بعد از سه ماه خانه‌ی ما رنگ و بو گرفت گفتم که کار کم بکن اینجا عزیزِ من ممنونِ نان تازه ام  اما  عزیزِ من نان را بدونِ قوَت بازو نمی‌پزند نان را که با جراحت پهلو نمی‌پزند این خانه مدتیست که جارو ندیده بود من را مدینه دست به زانو ندیده بود اصرار می‌کنیم که نانی -کمی- بخور ای پلکِ نیمه باز تکانی -کمی-بخور رد تو از تنور به بستر هنوز هست زینب دوید گفت که مادر هنوز هست او دختر است حسرتِ آغوش می‌خورد این سینه‌ی شکسته-بمان-جوش می‌خورد دستت شکسته است که بالا نمی‌رود؟ این شانه‌ات چه دیده چرا جا نمی‌رود چشمِ تو نیز  بستن بازو ندیده بود من را مدینه دست به زانو ندیده بود یادم نرفته   تا  در خانه تو را زدند یادم نرفته   با  در خانه تو را زدند چشمِ علی شکستنِ اَبرو ندیده بود من را مدینه دست به زانو ندیده بود امشب چقدر پیشِ حسن سوخت دخترت امشب ببین که با سه کفن سوخت دخترت گفتی وصیتت دو سه بوسه به حنجر است گفتی لباسِ محسنِ تو قدِ اصغر است بس کن رباب دستِ خودت را تکان نده بر رویِ نیزه زخمِ گلو را نشان نده بس کن رباب حرمله بیدار می‌شود سهمت دوباره خنده‌ی انظار می‌شود حسن لطفی @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا