eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
◦•●◉✿ اَُِلَُِلَُِهَُِمَُِ َُِعَُِجَُِلَُِ َُِلَُِوَُِلَُِیَُِکَُِ َُِاَُِلَُِفَُِرَُِجَُِ ✿◉●•◦ ●هوای این روزای من هوای کربلاس حرم دوای بر همه تموم نوکراس ■خودت بهم بگو که اربعین کجا برم چه خاکی رو سرم کنم اگه حرم نرم برام عذابه که یه گوشه ای بشینمو با گریه عکس سال قبلمو ببینمو ★بیا وُ واسه ی من این شبا دعا بکن بیا وُ حالِ نوکرت رو ،رو به راه بکن دلت میاد آقا دلم شکسته شه نمیشه که نرم وَ راهها بسته شه میترسم آخرش حرم ندیده جون بدم خودم می‌دونم که یه نوکر بدم آقام آقام اقام.... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✍تایپ:نوکرالحسینღ
Untitled 11.mp3
9.01M
❁﷽❁ ‌ 🎧 فایل صوتی👆 🎙بانوای: امیر برومند 🎼سبک: 🖊 ◔͜͡◔عنوان: ''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''''
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از روضه دفتری
. 🎙 #⃣ #⃣ #⃣ "اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن" وَ عَلى اَنصارِ الْحُسَیْن وَ عَلى زَوَّارِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ     مرگ من بود دمي کز تو جدايم کردند درهمان گوشه ي گودال فدايم کردند   دوستانم که نبودند بگِريند به من دشمنانم همگي گريه برايم کردند   *داداش! فقط امروزِ بچه هات سيلي نخوردن، هر وقت بچه هات گفتن: بابا! سيلي و تازيانه خوردن...*   من که خود راهنماي همه عالم بودم سَـِر خونين تو را راهـنمايم کردند  *حسين جانم! خيلي جاها آرزوي مرگ كردم...* هر کجا خواستم از پاي دراُفتم ديدم کودکان دست گشودند و دعايم کردند *خدا نياره آدم يه امانتي بهش بدن، اون وقت اين امانتي خداي نكرده عيبي پيدا كنه...* خجلم از تو كه گم گشته امانت هايت بر سر خار دويدند و صدايم کردند  *خدا هيچ كسي رو دشمن شاد نكنه...* گريه ها داشتم از دوري روي تو ولي خنده ها بود که بر اشکِ عزايم کردند *هر چه من گريه كردم اونا خنديدن، هر چه من ناله زدم اونا خنديدن... چقدر گريه براي سَرِ بريده ي توكردم، حتي زن خولي هم مي گفت: چقدر سرت رو ناشيانه بريدن...  وقتي حضرت زينب سلام الله عليها روز اربعين از ناقه پايين اومد، يه نگاهي به دور و برش كرد، صدا زد: كجاست علي اكبر؟ كجاست قاسم؟...* همرهانم که گرفتند غبار از محمل همه در خاک فتادند و رهایم کردند تا دم مرگ طرفدار تو بودم ای دوست دشمنان یکسره تحسین به وفایم کردند این اسارت همه جا عزّت من بود حسین که پیام آورِ خون شهدایم کردند   👇
Majid Bani Fatemeh - Yara Delbar O Deldar (320).mp3
15.48M
یارا دلبر و دلدارا ماه جهان ♬♫♪ آرا میکشد عشق تو آخر سر ما را جانا سید و مولانا حضرت سلطانا ♬♫♪ تشنه تو هستم سید العطشانا جانم جانم به صدای نوکرات به ♬♫♪ دلهای مبتلات به مسیر اربعین به نجف تا کربلات جانم جانم به شفای تربتت به ♬♫♪ پر علامتت به دلی که میتپه برای زیارتت یار بطلب سید و مولا بطلب ♬♫♪ خسته ام آقا به علمدار بطلب یار بطلب سید و مولا بطلب ♬♫♪ خسته ام آقا به علمدار بطلب یارا دلبرو دلدارا ماه جهان آرا ♬♫♪ میکشد عشق تو آخر سر ما را جانا سید و مولانا حضرت سلطانا ♬♫♪تشنه تو هستم سید العطشانا جانم جانم به صدای نوکرات به ♬♫♪ دلهای مبتلات به مسیر اربعین به نجف تا کربلات جانم جانم به شفای تربتت به ♬♫♪ پر علامتت به دلی که میتپه برای زیارتت یار بطلب سید و سالار بطلب ♬♫♪ خسته ام آقا به علمدار بطلب یار بطلب سید و سالار بطلب ♬♫♪ خسته ام آقا به علمدار بطلب دردم هر نفس و هردم دور تو ♬♫♪ میگردم سینه زدن یعنی سینه سپر کردن آهم یک دم کوتاهم جز تو نمیخواهم ♬♫♪ روضه ی تو تنها سیر الی اللهم جانم جانم به قبار مقدمت به غم ♬♫♪ محترمت به طلوع کربلا به غروب حرمت جانم جانم به سپاه تو حسین به ♬♫♪ نگاه تو حسین به کسی که اومده تو پناه تو حسین آه بطلب آمدم ای شاه بطلب آه ♬♫♪ بطلب آمدم ای شاه بطلب سینه زنو تا حرم ماه بطلب ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️
۱۳ (اربعین) ای مونس و یار من(بر تو شده ام زایر)۲ بنگر که غم و اندوه(گشته ز رخم ظاهر)۲ من زینب حماسه آفرینم ای برادر زایر اربعینم ای برادر حسین وای از غریبی۲ ای نور دل زینب(من زینب تو هستم)۲ در کرب و بلای تو(جان بر لب تو هستم)۲ زده داغ تو بر دل من شرر با تو گویم من از رنج این سفر ای برادر حسین وای از غریبی۲ با اهل حریم تو(می سوزم و محزونم)۲ بنگر به من غمگین(از داغ تو دلخونم)۲ آمدم اما بی ماه مدینه می سوزند با من رباب و سکینه ای برادر حسین وای از غریبی۲ مهر تو عجین باشد(با آب و گل زینب)۲ بعد تو حسین جانم(خون گشته دل زینب)۲ بعد از تو آتش زد دشمن به خیمه سر پاکت را زد بر روی نیزه ای برادر حسین وای از غریبی۲ بعد از تو برادرجان(بی صبر و شکیبم من)۲ گریان شهیدانم(تنها و غریبم من)۲ بعد از تو دشمن بر زخمم نمک زد کودکان تو را هر دم کتک زد ای برادر حسین وای از غریبی۲ بعد از تو برادرجان(خون شد جگر زینب)۲ بنگر قد خم گشته(سوز و شرر زینب)۲ دشمن دین خدا بی بهانه بر اهل حرم زد با تازیانه ای برادر حسین وای از غریبی۲ بعد از تو عدوی تو(ما را به اسیری برد)۲ از بس که کتک خوردند(هر غنچه ی تو پژمرد)۲ خون شد دل همه در شهر کوفه تا سر پاکت زد بر نی شکوفه ای برادر حسین وای از غریبی۲ طول سفر زینب(با شمر لعین شد طی)۲ در رو به روی خواهر(بوده سر تو بر نی)۲ کشیدم برادر رنج و مشقت خون شد جگرم زین داغ و مصیبت ای برادر حسین وای از غریبی۲ رنج و غم بسیاری(در شام بلا دیدم)۲ آن رأس پر از خونت(در تشت طلا دیدم)۲ با قرآنت زدی تو دم از محبوب یزید بی حیا زد بر لبت چوب ای برادر حسین وای از غریبی۲ رقیه گل عصمت(شد چیده ز گلخانه)۲ در نیمه ی شب شد دفن(در گوشه ی ویرانه)۲ از این مصیبت شد جان من بر لب سراغ دخترت مگیر از زینب ای برادر حسین وای از غریبی۲
(بسم رب الحسین ) با گذشت قرن ها و سالیان متمادی از واقعه عاشورا مکتب امام حسین(ع)همچنان پابرجاست وازتاریخ، زمان ومکان فراتر رفته است... چنانی که خدا باقیست هر کاری که بشر بنام خدا و یاد اوانجام دهد اثرش باقی خواهد ماند... امام حسین(ع) عملاً به جهانیان اثبات کرد که: حق همواره پابرجاست وسرانجام باطل جزبه فلاکت ونابودی ختم نمیشود. در مسیر پیاده روی مشاهده می‌شوند ملّیت ها ومذاهب مختلف که درمقابل شهامت وشجاعت امام حسین سر تعظیم فرود می آوردند.  آتش عشقی که درهر اربعین در قلب مؤمنان شعله ورمیشود آنها را به کربلا می‌کشاند تا شجاعت وکمال اربابشان را فریاد بکشند فریادی که گوش دشمنان شان را کر می‌کند. زائران در هوای حق همانند یاران امام حسین  ودر سایه مهدی صاحب الزمان خونخواه کربلا هستند. نویسنده:خدیجه علیپور اُناری
این چهل روز عدو سنگ به ما زد بد زد هر که آمد غم من دید مرا زد بد زد شد چهل روز نه،انگار چهل سال گذشت غمت آتش به دل ارض و سما زد بد زد نرود از نظرم صحنه ی گودال حسین هر که دور از بدنت بود جدا زد بد زد پیش چشمان ترم حلقه به دور تو زدند پیرمردی به تنت آه عصا زد بد زد من خودم از روی تل دیدم و فریاد زدم شمر بر پهلوی تو ضربه ی پا زد بد زد تا درآورد عدو جسم علی را از خاک سر او را به سر نیزه که جا زد بد زد یک شب از ناقه زمین خورد یتیم تو حسین زجر آمد چقدر طفل تو را زد بد زد نشود قسمت کافر لگد زجر ای کاش که از آن ضربه عزیز تو صدا زد بد زد سر بازار به ناموس تو می خندیدند خصم دانی که چرا طعنه به ما زد بد زد دشمنی داشت عدو با علی از بدر و احد که نوامیس تو را در همه جا زد بد زد محمود اسدی
پیری زمین گیرم، صبوری ناخوش احوال حس می کنم افتاده ام از شیب گودال یادم نرفته ذوالجناح بی سوارت یادم نرفته دختران بی قرارت یادم نرفته سنگ بر آیینه ات خورد یادم نرفته چکمه ای بر سینه ات خورد یادم نرفته گریه ام سیلاب می شد طفلی رقیه پابه پایم آب می شد زهرا شدم، در تنگنا آتش گرفتم من زودتر از خیمه ها آتش گرفتم از کربلایت زخمی و بی بال رفتم با چشم هایی تار از گودال رفتم از حال و روزم بی خبر بودم برادر با شمر و خولی همسفر بودم برادر با دست خالی جنگ آن اغیار رفتم با چادر خاکی سر بازار رفتم زخم زبان از شهر پر نیرنگ خوردم در کوفه از شاگردهایم سنگ خوردم از ازدحام کوچه ها رنجید زینب از هم محلی، کم محلی دید زینب همسایه ای داغ دلم را تازه میکرد چادر نمازم را سرش اندازه میکرد خاکستر غم، بر سر من ریخت کوفه خورشید را از شاخه ای آویخت کوفه رفتم، برای ماندن اسلام رفتم با آستینی پاره شهر شام رفتم از خنده های ساربان رنجید زینب آخر سرِ دروازه را هم دید زینب از راه های سخت و بی برگشت رفتم با دست هایی بسته پای طشت رفتم پیراهنت را سوختم تا پس گرفتم با خونِ دل عمامه ات را پس گرفتم در قتلگاه غم، زمین گیرم برادر دارم به قتل صبر می میرم برادر وحید قاسمی
سحر چون پیک غم از در درآید شرار از سینه، آه از دل برآید درای کاروانی از وطن دور به گوش جان ز دیوار و در آید گمانم کاروان اهل‌بیت است که سوی کعبهٔ دل با سر آید گلاب از چشم هر آلاله، جاری‌ست که عطر عترت پیغمبر آید پس از یک اربعین اندوه و هجران به دیدار برادر، خواهر آید همان خواهر که غوغا کرده در شام همان ریحانهٔ پیغمبر آید همان خواهر که با سِحر بیانش به هر جا آفریده محشر آید همان خواهر که کس نشناسد او را به باغ لاله‌های پرپر آید... اگر از کربلا، غمگین سفر کرد کنون از گَرد ره، غمگین‌تر آید نوای «وای وای» از جان زهرا صدای «های های» حیدر آید از این دیدار طاقت‌سوز ما را همه خون دل از چشم تر آید غم‌آهنگی به استقبال یک فوج کبوترهای بی‌بال و پر آید بیا با این کبوترها بخوانیم سرودی را که شام غم سرآید: «شمیم جان‌فزای کوی بابم مرا اندر مشام جان برآید گمانم کربلا شد عمه! نزدیک که بوی مُشک ناب و عنبر آید به گوشم عمه! از گهوارهٔ گور در این صحرا، صدای اصغر آید مهار ناقه را یک دم نگه‌دار که استقبال لیلا، اکبر آید ولی ای عمه! دارم التماسی قبول خاطر زارت گر آید، در این صحرا مکن منزل که ترسم دوباره شمر دون با خنجر آید» محمد جواد غفورزاده