eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.76M
ای دل گریه کن که ماه محرم است🌑 -حسین -علیه -السلام _ماه _محرم _مناجات _و‌_ روضه ✍شاعر :مداح_ اهل_ بیت_ خانم _بخشی 🎧 جناب استاد پیرزاده🎤 🏴🏴🏴🏴 ای دل گریه کن که ماه محرم است هنگامه غم و عزا و ماتم است 😭😭◾️ رخت سیه بپوش و غم انگیزی کن اخر عزای اشرف اولاد آدم است 😭😭◾️ شعله بگیر و بسوز در غم حسین خون هم بگریی، در این کوه غم، کم است 😭😭◾️ غیرت نداشتن کوفیان بی وفا آن عهدهایی که بستن ، کو محکم است؟◾️😭😭 وای من از غروب روز عاشورا روضه بخوان محتشم,در دلم غصه های دو عالم است 😭😭◾️ رسیده فصل جدایی ماه و خورشید فکر وداع برای خواهرت، داغ دمادم است 😭😭◾️ بوی جدایی میدهد رفتنت حسین بر زخم دل زینبت، کی مرهم است؟ 😭😭◾️ الله اکبر از اینهمه جفای کوفیان از صدر زین افتاده، این‌ اولاد خاتم است؟ 😭😭◾️ می آید از قتلگاه ناله زهرا مادرش ای واااای ، این جسم حسین من است که درهم است؟؟؟؟!!!! 😭😭😭😭😭😭 ناله بزن( بخشی ) با سوز دل مویه کن اجرت با سیده زنان عالم است 😭😭😭 🏴🏴🏴🏴🏴 1402/4/29 @majmaozakerine کانال_ نوحه _مجمع_ الذاکرین صلی الله علیک یا ابا عبدالله🖤 ولعنت الله علی القوم الظالمین من الاولین والاخرین👊
✅ روضة العلما ⚪️مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی 🔘حضرت حر (علیه السلام) مهاجربن اوس میگوید: من دیدم حُرّ سوار مَرکَب است، امّا بدنش دارد میلرزد. ببینید مهاجر می‏گوید: به او گفتم که ای حُرّ، اگر از بهترین سرداران کوفه سؤال میکردند، من از تو تجاوز نمیکردم؛ این چه حالی است که در تو میبینم؟! حرّ گفت: ای مهاجر، من خودم را بین بهشت و جهنّم میبینم و به‏خدا قسم، غیر بهشت را انتخاب نمیکنم. ناگهان حُرّ رکاب را زد و به سوی خیام حسین علیه السلام حرکت کرد و رفت؛ امّا جملاتی را هم میگفت: «اللّهمَّ إلیکَ أنَبْتُ فَتُبْ عَلَیَّ»؛ خدایا؛ من تو را انتخاب کردم. من گذشتۀ بدی دارم و کارهای خیلی بدی انجام داده‏ام! «فَإنّی فَقَدْ أرعَبْتُ قُلُوبَ أوْلِیَائِکَ وَ أوْلَادِ بِنْتِ نَبِیِّکَ»؛ من دل دوستان تو را لرزاندم؛ من دل بچّه‏های دختر پیغمبرت را لرزاندم؛ من این زن و بچّه‏ها را ترساندم... حرّ حرکت کرد تا نزدیک خیام حسین علیه السلام رسید. وقتی از مرکب پیاده شد، نمی‏دانم صورتش را روی خاک گذاشت یا سرش پایین بود که حسین علیه السلام به او فرمود: «إرفَعْ رَأسَکَ»؛ سرت را بلند کن! - خدایا! ما را امشب به حُبّ حسین علیه السلام سربلند کن!- به حسین عرض کرد: «هَل لِی مِن تَوبَة»؟ آقا! آیا خدا توبۀ من را قبول می‏کند؟ حسین فرمود: بله! خدا توبه‏پذیر است. حر سوار بر مرکب شد. شاید اینجا بود که حسین فرمود از مرکب پیاده شو و‌ استراحت کن. عرض کرد اگر اجازه بفرمایید همانطور که اولین کسی بودم که راه را بر شماگرفتم اولین کسی باشم که در راه شما کشته می شود. حضرت اجازه داد حر به میدان رفت. طولی نکشید که صدای حر بلند شد یا حسین! حسین آمد سر حر را به دامن کرفت فرمود مادرت اشتباه نکرد که نام تو را حر گذاشت «انت حر فی الدنیا و الآخره» تو در دنیا و آخرت آزاده هستی. ✍️ تحقیق و‌نگارش علیه الرحمه
✅ مقتل طفلان حضرت زينب (س) 🔶 عون بن عبدالله بن جعفر 🔶 محمدبن عبدالله بن جعفر برخی گفته‌اند هر دو فرزندان حضرت زینب سلام‌الله علیها بوده‌اند؛ اما بنا بر نقل مشهور و صحیح‌تر، مادر عون، حضرت زينب عليها سلام و مادر محمد، خوصاء بنت حفص از بني بكر بن وائل است. روزی که امام حسین (ع) از مکّه عازم عراق شد، عبدالله بن جعفر، شوهر حضرت زینب (س) فرزندان خود، محمد و عون را همراه امام حسین (ع) روانه ساخت تا در رکاب حضرت باشند و به ایشان وصیت کرد که هرگز از جانبازی در راه امام کوتاهی نکنند. روز عاشورا حضرت زینب (س) لباس نو بر تن عون و محمد پوشاند و آن‌ها را آماده شهادت ساخت. سپس هر دو را نزد ابی عبدالله (ع) آورد و برای ایشان اجازه جهاد خواست. امام نخست اجازه نمی‌داد. سیدالشهدا علیه‌السلام فرمود: شاید همسرت عبدالله راضی نباشد. حضرت زینب (س) عرض کرد: همسرم به من سفارش کرد که اگر کار به جنگ کشید، پسرانم جلوتر از پسران برادرت به میدان بروند. سرانجام امام با اصرار خواهر اجازه داد. عون این‌گونه رجز می‌خواند: ان تنكروني فانا ابن جعفر شهيد صدق في‌الجنان ازهر يطير فيها بجناح اخضر كفي بهذا شرفا في‌المحشر و محمد نیز چنین رجز خواند: اشكو الي الله من العدوان فعال قوم في الردي عميان قد بدلوا معالم القرآن و محكم التنزيل و التبيان و اظهروا الكفر مع الطغيان ابتدا محمد پس از نبردی دلاورانه که ده نفر را كشت، توسط عامر بن نهشل تيمي ملعون به شهادت رسید. عون کنار بدن غرق خون محمد آمد و گفت: برادرم! شتاب مکن که به زودی من نیز به تو می‌پیوندم. عون نیز پس از به درک واصل کردن سه سوار و هجده پياده توسط عبدالله بن قطبه طايي شهید شد. امام حسین علیه‌السلام، پیکر پاک آن دو نوجوان را بغل گرفت و در حالی که پاهایشان به زمین کشیده می‌شد، آن‌ها را به سوی خیمه آورد. برخی گفته‌اند زنان به استقبال جنازه‌های آنها آمدند. اما حضرت زینب (س) که همیشه پیشتاز بود دیده نمی‌شد. او از خیمه بیرون نیامده بود تا مبادا چشمش به پیکرهای به خون تپیده پسرانش نیفتد و بی‌تابی نکند. شاید هم از این رو که مبادا برادرش، امام حسین علیه‌السلام در این حال بنگرد و در برابر خواهر شرمنده یا بی‌جواب بماند. 👈 منابع: نفس‌المهموم/ حاج شیخ عباس قمی الوقایع و الحوادث ج 3/ محمدباقر ملبوبی تذکره‌الشهدا/ ملاحبیب کاشانی سلام الله علیها
نوحه فرزندان حضرت زینب داداش ، هدیه هامو برات آوردم زندگیمو به تو سپردم تو یار می خوای من که نمردم، داداش داداش ، تحویل بگیر این بچه هامو تر نکنی یه وقت چشامو قبول کن این دسته گلامو، داداش شرمنده ام ندارم بیشتر از این عزیزم خون کبوترامو به پای تو می ریزم بذار گلای سرخم بشن براتو پرپر می خوان بشن فدای یه تار موی اصغر حسین غریب مادر زینب ، ای خواهر دشمن ستیزم ببین دارم عرق می ریزم خجالتم نده عزیزم، زینب زینب ، کوفیا نامردن و گرگن مهموناشونو سر می برّن نذار خجالت بکشم من، زینب اینا که مثل قاسم زره به تن ندارن اگه برن به میدون چی سرشون میارن خواهر ببین دشمنا نیزه هاشون چه تیزه نذار که خون طفلات جلو چشام بریزه زینب عزیز حیدر موضوع: سبک: شاعر:
✅نوحه شب چهارم محرم 🔻علی صالحی این هدیه ها تقدیم تو ای برادر ابناء زینب نسلِ على و جعفر سرباز راه‌اند/شیر سپاه اند/قربان شاه‌اند (مظلوم حسینم) هر دو فدایی هایت تا زنده هستند مثل علمدار تو رزمنده هستند هر دو دلیرند/فرمان پذیرند/نذر امیرند (مظلوم حسینم) قربان اشک چشمت گردم برادر اُمّ الشهید راه تو گشتم آخر گلهاى خواهر/طفلان بى سر/قربان اصغر (مظلوم حسینم) علیه السلام
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا