eitaa logo
مجردان انقلابی
12.9هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
9.8هزار ویدیو
183 فایل
#آتش_به_اختیار یک عده جوون انقلابی 🌷 ادمین کانال ↶ @mojaradan_adm (تبلیغات انجام میشود) متخصص عروسی مذهبی 🔰کپی مطالب باصلوات آزاد🔰 آدرس محفل 🤝 eitaa.com/rashidianamir_ir eitaa.com/mojaradan 👈 آدرس ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
مجردان انقلابی
#مهارت_های_زندگی_مشترک #قسمت_اول #ازدواج موفق نیازمند وجود #مهارت هایی در زوجین است. ازدواج مهم تر
مهارت دوم: مقدم دانستن همسر دیکسون می گوید اول و بعد همسر؛ جالب است این روانشناس بزرگ، همسر را بر ، فرزندان، شغل، پول، آشنایان و هر چیز دیگری می دهد. او معتقد است: اول خدا، دوم همسر و سوم فرزندان! دیکسون می گوید تمام زندگی اوست و کسی یا چیزی را بر او مقدم نمی داند و در مواقعی که همسرش بیماری یا گرفتاری خاصی می شود و شرایط خوبی ندارد، همچنان اول زندگی دیکسون خواهد بود، زیرا خودش هم دارد همیشه اولویت اول همسرش باشد. پ.ن۱: نه اینکه باز اصلا به والدین تون احترام نذارید. @mojaradan
🌸🍃🌸🍃 بود که هنگام کار با دستش را بریده بود و خون زیادی از زخمش می چکید . ها جمع شدند و او را نزد حکیم باشی که دکتر شهرشان بود، بردند . بعد از ضد عفونی زخم می خواست آن را ببندد که متوجه شد لای قصاب استخوان کوچکی مانده است . می خواست آن را بیرون بکشد، اما شد و با همان حالت زخم دست قصاب را بست و به او گفت : زخمت خیلی است و باید یک روز در میان نزد من بیایی تا زخمت را پانسمان کنم. از آن روز به بعد کار قصاب درآمد . هر روز گوشت با خود می برد و با مبلغی به حکیم باشی می داد و حکیم هم همان کار را می کرد، اما - قصاب خوب نشد که نشد . مدتی به همین منوال گذشت. تا این که حکیم برای مداوای بیماری از شهر خارج شد و چند روزی به سفر رفت و از آنجایی که طبابت را از او یاد گرفته بود، به جای او بیماران را مداوا می کرد . آن روز هم طبق همیشه قصاب نزد حکیم رفت و حکیم باشی دست او را مداوا کرد و پس از عفونی می خواست پانسمان کند که متوجه استخوان# لای زخم شد و آن را بیرون کشید و زخم را بست و به گفت : به زودی زخمت بهبود پیدا می کند . دو روز بعد خوشحال نزد پسر حکیم آمد و به او گفت : تو بهتر از# پدرت مداوا می کنی . زخم من امروز خیلی بهتر است . پسر حکیم هم بار دیگر زخم را کرد و بست و به قصاب گفت : از فردا نیست که نزد من بیایی. چند روزی گذشت و حکیم از سفر برگشت . وقتی سفره را پهن کرد متوجه شد که غذایش گوشت ندارد و# فقط بادمجان و کدو در آن است . با تعجب گفت : این غذا چرا گوشت ندارد؟ همسرش گفت: تو که رفتی هم گوشتی نخریده . حکیم با تعجب از پسر سوال کرد : مگر قصاب نزد تو نیامد ؟ پسر حکیم با خوشحالی گفت : چرا پدر آمد و من را بستم و استخوانی را که لای آن مانده بود، بیرون کشیدم . مطمئن باشید را خوب انجام داده‌ام . حکیم آهی کشید و روی دستش زد و گفت : از قدیم گفته بودند : کار ، نبر به کار .پس بگو، از امشب ما گوشت ندارد. من خودم استخوان را زخم گذاشته بودم تا قصاب هر روز نزد من امده و گوشت برایمان بیاورد . از آن روز به بعد درباره کسی که پیشرفت کارها را بگیرد یا دائم اشکال تراشی کند ، می گویند : لای زخم می گذارد . 🆔 @mojaradan
امانت خداست در صدا کردن ها و بچه ها، اخلاق خاصی داشت. حتی تا آخرین روز زندگی با هم، او را با الفاظ سبک خطاب نکرده بود. همیشه «خانم» را همراه با او به کار می برد. غیر از همسرش، به بچه ها هم می گذاشت؛ مخصوصاً به دخترها. همیشه کنار لقب سادات را هم بیان می کرد. می گفت حرمت دختر، مخصوصاً باید حفظ شود. دختران امانت خدا هستند. هرچه آدم به آنها احترام بگذارد، خدا و پیغمبر خوشحال می شوند. فرزند علامه می گویند: با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می کرد که گویی دیدار مادرم است. ما هرگز بگو مگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم. به قدری نسبت به هم و فداکار و باگذشت بودند که گمان می کردیم آن ها هرگز با هم ندارند. آنها واقعا مانند دو دوست با هم بودند. به قدری نسبت به مهربان و فداکار و باگذشت بودند که گمان می کردیم آن ها با هم اختلافی ندارند @mojaradan
#زندگی_عاشقانه #عاشقانه #سبک_زندگی به #احترام خانم و بچه ها می ایستاد اهل کمک در #خانه بود. با این که همسرش اجازه نمی داد، #کوچکترین کار خانه را انجام دهد و همیشه همه چیز را برای #مطالعه، تحقیق و کتاب نوشتنش آماده می کرد، اما #علامه مردی نبود که اهل نشستن در اتاق و# امر و نهی باشد. مهمان که می آمد، با هیجان می رفت کمک #همسرش. همه کار می کرد؛ از مقدمات پذیرایی گرفته تا کارهای آشپزخانه. #طوری کمک می کرد که خانم حتی یک لحظه از مهمان داری و پذیرایی #احساس خستگی نکند. در خانه، مهربان بود و هروقت به هرچیزی نیاز داشت، #خودش می رفت و می آورد. به اهل خانه #خیلی احترام می گذاشت. خیلی وقت ها وقتی خانم یا یکی از# بچه هاوارد اتاق می شد، بلند می شد و به #نشانه احترام، #تمام قد می ایستاد. #علامه_طباطبایی @mojaradan
🌸🍃🌸🍃 اگر خواندي و دلت شكست التماس دعا یکی از در بصره سالی ده شب در خانه اش دهه عاشورا روضه خوانی می کرد این بنده خدا شد و وضع زندگی اش از هم پاشیده شد حتی خانه اش را هم فروخت . نزدیک محرم بود با داخل منزل روی تکه حصیری نشسته بودند یکی دو ماه دیگر بنا بود را تخلیه کنند، و تحویل صاحبخانه بدهند و بروند. همسرش می گوید: یک وقت دیدم شوهرم شد و فریاد زد. گفتم : چه شده ؟ چرا داد می زنی ؟ گفت : ای زن ما همه جور می توانستیم دور و بر را جمع کنیم ، آبرویمان یک مدت محفوظ باشد، اما بناست آبرویمان برود. گفتم : چطور؟ گفت : هر سال عاشورا امام حسین (ع ) روی بام خانه ما یک پرچم داشت مردم به عادت هر ساله امسال هم می آیند ما هم ایجاب نمی کند و دروغ هم نمی توانیم بگوئیم آبرویمان جلوی مردم می رود. یکدفعه منقلب گردید، گفت : ای حسین (ع) آبرویمان میان مردم برود، قدری گریه کرد. همسرش گفت : ناراحت نباش یک چیز فروشی داریم . گفت : چی داریم ؟ گفت : من هیجده سال زحمت کشیدم یک بزرگ کردم پسر وقتی آمد گیسوانش را می تراشی ، و فردا صبح دستش را می گیری می بری سر بازار، چکار داری بگوئی پسرم است ، بگو است . و به یک قیمتی او را بفروش و پولش را بیاور و این چراغ حسینی را روشن کن . مرد گفت : مشکل می دانم پسر راضی بشود و شرعاً نمی دانم درست باشد که او را بفروشیم یا نه . زن و شوهر رفتند خدمت و قضیه را پرسیدند، علماء گفتند: پسر اگر راضی باشد خودش را در اختیار کسی بگذارد اشکالی ندارد، و بعد از سؤ ال بر گشتند خانه . یک وقت دیدند در خانه باز شد پسرشان وارد شد، پسر می گوید. وقتی وارد منزل شدم دیدم مادرم مرتب به قد و بالای من نگاه می کند و گریه می کند، پدرم مرتب مرا مشاهده می کند می ریزد گفتم : مادر چیزی شده ؟ مادر گفت : پسر جان ما گرفته ایم تو را با امام حسین (ع ) معامله کنیم . پسر گفت : چطور؟ جریان را نقل کردند پسر گفت : به به چه از این بهتر. شب صبح شد گیسوان پسر را تراشیدند، پدر دست پسر را گرفت که به ببرد پسر دست انداخت گردن مادرش (مادر است و اینهم جوانش است ) پس یکمقدار بسیار زیادی گریه کردند و از هم شدند. پدر، پسر را آورد سر بازار برده فروشان ، به آن قیمتی که گفت ، تا غروب آفتاب هیچکس نخرید، غروب آفتاب پدر خوشحال شد، گفت : امشب هم می برمش خانه یکدفعه دیگر مادرش او را ببیند فردا او را می آورم و می فروشم . تا این فکر را کردم دیدم یک سوار از در دروازه بصره وارد شد و سراسیمه نزد ما آمد بمن سلام کرد جوابش را دادم . فرمود: آقا این را می فروشی ؟ (نفرمود غلام یا پسرت را می فروشی ) گفتم : آری . فرمود: چند می فروشی ؟ گفتم : این قیمت ، یک کیسه ای بمن داد دیدم دینارها درست است . فرمود: اگر بیشتر هم می خواهی بتو بدهم ، من خیال کردم# مسخره ام می کند. گفتم : نه . فرمود: بیا یک مشت پول دیگر بمن داد. فرمود: پسر جان بیا برویم . تا فرمود پسر بیا برویم ، این پسر خود را در آغوش پدرش انداخت ، مقدار زیادی هم گریه کرد بعد پشت سر آن آقا سوار شد و از در دروازه بصره رفتند بیرون . پدر می گوید: آمدم منزل دیدم مادر نتیجه بود گفت : چکار کردی ؟ گفتم : فروختم . یک وقت دیدم مادر بلند شد گفت : ای حسین (ع) به خودت قسم دیگر اسم بچه ام را به زبان نمی برم . پسر می گوید: دنبال سر آن آقا سوار شدم و از در دروازه بصره خارج شدیم بغض راه گلویم را گرفته بود بنا کردم گریه کردن ، یک وقت آقا رویش را برگرداند، فرمود: پسر جان چرا گریه می کنی ؟ گفتم آقا این اربابی که داشتم خیلی مهربان بود، خیلی با هم داشتیم ، حالا از او جدا شدم و ناراحتم . فرمود: پسرم نگو اربابم بگو پدرم . گفتم : آری پدرم . فرمود: می خواهی برگردی نزدشان ؟ گفتم : نه . فرمود: چرا؟ گفتم : اگر بروم می گویند تو فرار کردی . فرمود: نه پسر جان ، برو پائین من را پائین کرد، فرمود: برو خانه . گفتم : نمی روم ، می گویند تو فرار کردی . فرمود: نه آقا جان برو خانه اگر گفتند فرار کردی بگو نه ، مرا آزاد کرد. یک وقت دیدم کسی نیست . پسر آمد در خانه را کوبید مادر آمد در را باز کرد. گفت : پسرجان چرا آمدی ؟ دوید شوهرش را صدا زد گفت : بتو نگفته بودم این بچه طاقت نمی آورد، حالا آمده . پدر گفت : پسر جان چرا فرار کردی ؟ گفتم : پدر بخ دا من فرار نکردم . گفت : پس چطور شد آمدی ؟ گفتم : بابا حسین عليه السلام آزادم کرد. @mojaradan
💞💍💞💍 💞 💍💞💍💞 💞💍💞 💍💞 💞 📗منبع : آیات 5 تا 7 سوره مومنون و 29 و 31 سوره معارج 💠 الاسلام روحبخش یکی دیگر از دلایل عاطفی را که قرآن به شدت آن را نهی کرده ، جنسی آزاد می داند ⛔️ « متاسفانه روابط جنسی خارج از خانواده و تاثیر منفی بر روابط حلال همسران دارند و به شدت از خداوند نهی شده اند » . او آیات 5 تا 7 سوره مومنون را مثال می زند؛ « و آنها که خود را از آلوده شدن به بی عفتی حفظ می کنند و تنها آمیزش جنسی با و کنیزانشان دارند که در بهره گیری از آنها ملامت نمی شوندو کسانی که غیر ازاین طریق را کنند تجاوز گرند» این محقق قرآنی در ادامه می گوید:« این آیات در توصیف ویژگی های انسان های مومن نازل شده که بر جنسی خود کنترل دارند؛ مگر در باره حلال خویش عین این مفهوم در آیات 29 تا 31 سوره معارج هم آمده است . در این آیات هم از کلمه « » به معنی خواستن شدید استفاده شده یعنی کسی که به شدت به رابطه جنسی تمایل دارد و بنابر این عاطفه و رابطه با برایش کافی نیست و به همین دلیل دنبال روابط دیگری است که لاجرم به شدن با همسرش می انجامد »❌ ‌ ❣🌸❣🌸❣🌸❣🌸❣ ♥️ @mojaradan •┈••✾🍃💞🍃✾••┈•
‍ ‍ 🔻اثر اهل بیت (ع) در لحظه مرگ 💠یکی از چیزهایی که انسان را در «قبر» از و ناراحتی نجات می دهد و از همه اعمال کارسازتر است، اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است. 💠حضرت رضا، علیه السلام، فرمود: «از مواردی که به زیارت زائرم می آیم -شب اول قبر اوست». مرحوم «محدث قمی» در مفاتیح نقل می کند که: 💠 پس از مرگ به خواب یکی از آمد. مرد عالم از او پرسید چگونه در بسر می بری حال آنکه باید دچار درد و باشی؟ ظالم در پاسخ گفت: تا در عذاب می سوختم و مملو از آتش بود، ولی از دیشب تاکنون عذاب بطور موقت از برداشته شده. زیرا، حضرت سید الشهداء، علیه السلام، دیشب بار به دیدن یک بانوی محترم آمد! مرد عالم به جستجو و تحقیق درباره این یانو پرداخت، تا همسر او را پیدا کرد. از او پرسید: «همسر شما چه نیکی انجام می داد که امام حسین، علیه السلام، به دیدنش آمده است؟!» مرد از اعمال صالح را برشمرد که از جمله آنها این بود که او بر زیارت عاشورا مداومت داشت. یک عمر زیارت عاشورا می خواند. با این سخن مرد عالم پی برد که چرا امام حسین (ع) در شب اول قبر به دیدن آن زن آمده بود. 🌿🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤🌿 📙📘📒منبع : معاد در قرآن؛ ؛ ص140؛ مظاهری، حسین @mojaradan
💞💞💍💍💞💞 ✅ چند نكته در باره گفتگوی 🔹1- سوالاتی با جوابهای توضيحی ☘شيوه درست در جلسه خواستگاري ، آن است كه سوالاتي مطرح شود كه اولا انسان را لو ندهد و دوم اينكه پاسخش با بله نخير تمام نشود . 👌👱مثالي براي : پسري عقيده دارد كه حرف اول و آخر را در زندگي بايد خودش بزند ( اين فقط يك مثال است كاري به و غلط بودنش نداريم) اين عقيده را به دو گونه ميتواند مطرح كند الف) من دارم كه مدير خانه است و حرف آخر را او ميزند و دختر در پاسخ يا جوابش بله است يا نخير ب) پسر: به نظر شما مديريت خانه بايد چگونه باشد؟ دختر: بايد بر اساس و مشورت باشد پسر: آمديم و گفتگوي منطقي به نتيجه اي نرسيد ،‌آنوقت چه ؟ دختر : خب بيشتر حرف ميزنيم و با كسي كه قبولش داريم ميكنيم پسر: اگر اين هم جواب نداد ، گاهي هست كه از نظر من حرف خودم درست است و از نظر شما حرف خودتان........ 👌👰 مثالي براي : فرض كنيد دختري از اينكه با فرد نا محرمي گرم بگيرد و خواهرانه بر خورد كند متنفر است . ميتواند به دو گونه مطرح كند الف) من از اينكه همسرم با خواه غريبه يا آشنا باز و گرم برخورد كند متنفرم . ب) به نظر شما با توجه به اينكه معاشرت حكم ميكند كه انسان به گونه اي با ديگران برخورد كند كه او را و بي ادب نخوانند ، يك مرد در روابطش با نامحرم چگونه بايد باشد؟ اگر اين آشنا بود چه ؟ فرقي بين نامحرم آشنا و غريبه هست ؟ نظر شما چيست؟ ☘اگر چند سوال اين چنيني در گفت و گو باشد طرف مقابل است چيزي را كه اعتقاد دارد بيان كند زيرا كه نميداند موضع شما چيست؟ البته اين نوع سوال كردن هم وقت ميبرد ، يعني بايد از قبل سوالها را بر اساس# معيارها تنظيم كرد . .... @mojaradan
📚 📕این داستان : مردی که را از دست داده بود، سه ساله اش را بسیار دوست داشت. دخترک به سختی مبتلا شد. پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه داشت برای درمان او خرج کرد ولی بیماری دخترک را گرفت و او مرد. پدر درِ خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس نمی کرد. سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی برگردانند ولی موفق نشدند. شبی رویای دید. دید که در بهشت است و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند. همه های کوچک در حال شادی بودند. هر شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود. مرد رفت و دید فرشته ای که شمعش است، همان دختر خودش است. پدر فرشته غمگینش را در گرفت و او را نوازش داد. از او پرسید: دلبندم، چرا ؟ چرا شمع تو خاموش است؟ دخترک به پدرش گفت: ، هر وقت شمع من می شود، اشک های تو آن را خاموش می کند و هر وقت تو می شوی، من هم غمگین می شوم. هر وقت تو گوشه گیر می شوی، من نیز گیر می شوم و نمی توانم همانند بقیه شاد باشم. پدر در حالی که اشک در چشمانش زده بود، از خواب پرید و اشکهایش را پاک کرد. ✓ @mojaradan
🍂🍃🍂🍃🍂 آسیب های روانی روابط دختر و پسر😊 عاطفی و احساسی روابط دختر پسر مخصوصاً در سن نوجوانی، از آن جا که به ازدواج نمی انجامد،❗️ ممکن است فرد را افسردگی کند. 😐 گاهی دختری به پسری مند شده و تنها به این خاطر که فکر می کند آنها فقط برای هم هستند حتی خود را در اختیار او قرار می دهد😐 اما بعد از بی‌ وفایی پسر، به شدت سرخوردگی و افسردگی شدید می شود❗️ و اعتمادش از مخالف نیز به خاطر بی وفایی هایی که در نتیجه آن ارتباط دیده، سلب خواهد شد ❗️و حتی در زندگی آینده نمی تواند به اعتماد کند و همیشه فکر می کند ممکن است همسرش هم روزی به او کرده و او را کند.😐 🍂🍃🍂🍃🍂 @mojaradan
💜•° ✌️🏼 💁🏻‍♂ .... 👊🏼 ای مــــردی که همسرت را کتک می‌زنی و بهش می‌کـــنی، به خاطر اینکه روزی غــــذایت آماده نبوده یا لباستــــ رو نشسته یا اشتبــــاه کوچکی از او سر زده و او را به باد می‌گــــیری.... ☝️🏼این را بدان خــداوند پشت و پناه آن است.... 💪🏼و خــــداوند خودش فرمــــوده من خودم جواب آن ظالم را می‌دهــــم... 😏نــــگو خانواده زنم و توانایی مقابله با من را ندارن... ای مردی که به همسرت ظـــلم میکنی شک نکن تو با طــــرفی... 🤐آقا اصــــلا من چیـــزی نمیـــگم....✋🏼 😳خــــودتون ببینید رسول‌اللهﷺ در مورد کسی که به زنان می‌گذارد و به آنها می‌کند چه می‌فرمـــاید: 📃ما اَکرَمَهُنَّ اِلّا کَریم وَ مَا اَهانَهُنَّ اِلّا لَئیم.... ❓حالا ایــــن ؟ 🔷یعــــنی کسی که به ( مادر ، خواهر ، همسر ، دختر ) احتــــرام بگذارد آن شخص و و بــــزرگوار است... 🔷و شخـــصی که به ( مادر ، خواهر ، همسر ، دختر ) و بی احترامی کند (مخصوصا همسرش) آن شخص است.... 🔍🗞خیـلی در مورد کلمه کردم... 😖این کلـــمه اینقدر که پیامـبرﷺ در اینجا به کار برده... لئیـــم یعنی: ، ، ، ، و از و .... 😳حتی کسی که است در شهادتش قبول نمی‌شــود.... 👈🏽 کلمه فقط شایســــته کسی است که فقط اهانت کرده و یا با حرفی دلش را رنجـــانده و یا خجالـــت زده اش کرده پیش دیگران و با بهش داده..... 🤦🏻‍♂حــــالا اگر کسی که خانمــــش رو بزنه و و کنه یا ازش بیاد دیگه پیامــــبرﷺ به اون شخــــص چی بگه..... 😔حــــتی بعضی از مردها آنقدر همســــرشان را می‌زنند که مورد داشتیم بچه اش شده دست و پایش شـــکسته شده و حتی را زیر و از دست داده.... 👆🏼😠این مـــردها دیگه از حـد هم گذشـــته اند..... 🤔آیــــا می‌دانید پیامبرﷺ در آخــــرین لحظات عمرش تا لحظه‌ای که از بدنش خــارج شد چی می‌گفت به اطرافیـــانش.... 📜انس رضی‌الله‌عنه روایت می‌کند که شنیــــدم پیامبرﷺ در لحظات آخر عمرش فقط می‌گفت..... ☝️🏼( و ) مواظـــب و باشید... 😔پیامبرﷺ تا وقتی که روح از بدنش خارج شد می‌فرمود زنها خداوند هستن ای مردان امتم مواظب آنها باشــــید... 💥آخــــه چه کــــسی مثل پیامبر عزیزمان روحــــم فدایش از زنان کرده و اینقدر سفارششــان را کرده.... 😰اونــــم در سختترین زندگی و که لحظات است 😏حالا بعــــضی‌ از اسلام هی بگن به زنان ظــــلم کرده؛ هیـــچ دفاع از زنان مانند کمپین رسول اللهﷺ از حقوق زنان دفاع نکــــرده و کرد... 🙋🏻‍♂پس ای مواظب خــــواهرت مــــادرت دخــــترت و از همه همســــرت باش... ♥️به آنان احتــرام بگذار تا پیش الله و رسولش و و بزرگــــوار شوی... .•°``°•.¸.•°``°•                               @mojaradan            •.¸        ¸.•       °•.¸¸.•°`       ¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)      (¸.·´    (¸·´   .·´