مجردان انقلابی
#مهارت_های_زندگی_مشترک #قسمت_اول #ازدواج موفق نیازمند وجود #مهارت هایی در زوجین است. ازدواج مهم تر
#مهارت_های_زندگی_مشترک
#قسمت_دوم
مهارت دوم: #مهارت مقدم دانستن همسر
دیکسون می گوید اول #خدا و بعد همسر؛ جالب است این روانشناس بزرگ، همسر را بر #خانواده، فرزندان، شغل، پول، آشنایان و هر چیز دیگری #ترجیح می دهد.
او معتقد است: اول خدا، دوم همسر و سوم فرزندان!
دیکسون می گوید #همسرش تمام زندگی اوست و #هرگز کسی یا چیزی را بر او مقدم نمی داند و در مواقعی که همسرش #دچار بیماری یا گرفتاری خاصی می شود و شرایط خوبی ندارد، همچنان #اولویت اول زندگی دیکسون خواهد بود، زیرا خودش هم #انتظار دارد همیشه اولویت اول همسرش باشد.
پ.ن۱: نه اینکه باز اصلا به والدین تون احترام نذارید.
@mojaradan
🌸🍃🌸🍃
#داستان_شب
#ضرب_المثل
#استخوان_لای_زخم_گذاشتن
#قصابی بود که هنگام کار با #ساتور دستش را بریده بود و خون زیادی از زخمش می چکید . #همسایه ها جمع شدند و او را نزد حکیم باشی که دکتر شهرشان بود، بردند . #حکیم بعد از ضد عفونی زخم می خواست آن را ببندد که متوجه شد لای #زخم قصاب استخوان کوچکی مانده است . می خواست آن را بیرون بکشد، اما #پشیمان شد و با همان حالت زخم دست قصاب را بست و به او گفت :
زخمت خیلی #عمیق است و باید یک روز در میان نزد من بیایی تا زخمت را پانسمان کنم.
از آن روز به بعد کار قصاب درآمد . هر روز #مقداری گوشت با خود می برد و با مبلغی به حکیم باشی می داد و حکیم هم همان کار #همیشگی را می کرد، اما -#زخم قصاب خوب نشد که نشد .
مدتی به همین منوال گذشت. تا این که #روزی حکیم برای مداوای بیماری از شهر خارج شد و چند روزی به سفر رفت و از آنجایی که #پسرش طبابت را از او یاد گرفته بود، به جای او بیماران را مداوا می کرد .
آن روز هم طبق #معمول همیشه قصاب نزد حکیم رفت و حکیم باشی دست او را مداوا کرد و پس از #ضد عفونی می خواست پانسمان کند که متوجه استخوان# لای زخم شد و آن را بیرون کشید و زخم را بست و به #قصاب گفت : به زودی زخمت بهبود پیدا می کند .
دو روز بعد #قصاب خوشحال نزد پسر حکیم آمد و به او گفت :
تو بهتر از# پدرت مداوا می کنی . زخم من امروز خیلی بهتر است .
پسر حکیم هم بار دیگر زخم را #ضدعفونی کرد و بست و به قصاب گفت :
از فردا #نیازی نیست که نزد من بیایی.
چند روزی گذشت و حکیم از سفر برگشت . وقتی #همسرش سفره را پهن کرد متوجه شد که غذایش گوشت ندارد و# فقط بادمجان و کدو در آن است .
با تعجب گفت :
این غذا چرا گوشت ندارد؟
همسرش گفت: تو که رفتی #پسرمان هم گوشتی نخریده .
حکیم با تعجب از پسر سوال کرد : مگر قصاب نزد تو نیامد ؟
پسر حکیم با خوشحالی گفت : چرا پدر آمد و من #زخمش را بستم و استخوانی را که لای آن مانده بود، بیرون کشیدم . مطمئن باشید #کارم را خوب انجام دادهام .
حکیم آهی کشید و روی دستش زد و گفت :
از قدیم گفته بودند : #نکرده کار ، نبر به کار .پس بگو، از امشب #غذای ما گوشت ندارد. من خودم استخوان را#لای زخم گذاشته بودم تا قصاب هر روز نزد من امده و#مقداری گوشت برایمان بیاورد .
از آن روز به بعد درباره کسی که #جلوی پیشرفت کارها را بگیرد یا دائم اشکال تراشی کند ، می گویند : #استخوان لای زخم می گذارد .
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
🆔
@mojaradan
#سبک_زندگی
#زندگی_عاشقانه
#عاشقانه
#دختر امانت خداست
در صدا کردن #خانم ها و بچه ها، اخلاق خاصی داشت. حتی تا آخرین روز زندگی با #همسرش هم، او را با الفاظ سبک خطاب نکرده بود. همیشه «خانم» را همراه با #نام او به کار می برد. غیر از همسرش، به بچه ها هم #احترام می گذاشت؛ مخصوصاً به دخترها. همیشه کنار #اسمشان لقب سادات را هم بیان می کرد. می گفت حرمت دختر، مخصوصاً #سیده باید حفظ شود. دختران امانت خدا هستند. هرچه آدم به آنها احترام بگذارد، خدا و پیغمبر خوشحال می شوند.
فرزند علامه می گویند: #رفتارش با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می کرد که گویی #مشتاق دیدار مادرم است. ما هرگز بگو مگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم. به قدری نسبت به هم #مهربان و فداکار و باگذشت بودند که گمان می کردیم آن ها هرگز با هم #اختلافی ندارند. آنها واقعا مانند دو دوست با هم بودند.
به قدری نسبت به #هم مهربان و فداکار و باگذشت بودند که گمان می کردیم آن ها #هرگز با هم اختلافی ندارند
@mojaradan
#زندگی_عاشقانه
#عاشقانه
#سبک_زندگی
به #احترام خانم و بچه ها می ایستاد
اهل کمک در #خانه بود. با این که همسرش اجازه نمی داد، #کوچکترین کار خانه را انجام دهد و همیشه همه چیز را برای #مطالعه، تحقیق و کتاب نوشتنش آماده می کرد، اما #علامه مردی نبود که اهل نشستن در اتاق و# امر و نهی باشد. مهمان که می آمد، با هیجان می رفت کمک #همسرش. همه کار می کرد؛ از مقدمات پذیرایی گرفته تا کارهای آشپزخانه. #طوری کمک می کرد که خانم حتی یک لحظه از مهمان داری و پذیرایی #احساس خستگی نکند. در خانه، مهربان بود و هروقت به هرچیزی نیاز داشت، #خودش می رفت و می آورد. به اهل خانه #خیلی احترام می گذاشت. خیلی وقت ها وقتی خانم یا یکی از# بچه هاوارد اتاق می شد، بلند می شد و به #نشانه احترام، #تمام قد می ایستاد.
#علامه_طباطبایی
@mojaradan
🌸🍃🌸🍃
#داستان_شب
اگر خواندي و دلت شكست التماس دعا
یکی از #شیعیان در بصره سالی ده شب در خانه اش دهه عاشورا روضه خوانی می کرد این بنده خدا #ورشکست شد و وضع زندگی اش از هم پاشیده شد حتی خانه اش را هم فروخت .
نزدیک محرم بود با #همسرش داخل منزل روی تکه حصیری نشسته بودند یکی دو ماه دیگر بنا بود #خانه را تخلیه کنند، و تحویل صاحبخانه بدهند و بروند.
همسرش می گوید: یک وقت دیدم شوهرم #منقلب شد و فریاد زد.
گفتم : چه شده ؟ چرا داد می زنی ؟
گفت : ای زن ما همه جور می توانستیم دور و بر #کارمان را جمع کنیم ، آبرویمان یک مدت محفوظ باشد، اما بناست آبرویمان برود. گفتم : چطور؟ گفت : هر سال #دهه عاشورا امام حسین (ع ) روی بام خانه ما یک پرچم داشت مردم به عادت هر ساله امسال هم می آیند ما هم #وضعمان ایجاب نمی کند و دروغ هم نمی توانیم بگوئیم آبرویمان جلوی مردم می رود. یکدفعه منقلب گردید، گفت : ای حسین (ع) #مپسند آبرویمان میان مردم برود، قدری گریه کرد.
همسرش گفت : ناراحت نباش یک چیز فروشی داریم . گفت : چی داریم ؟ گفت : من هیجده سال زحمت کشیدم یک #پسر بزرگ کردم پسر وقتی آمد گیسوانش را می تراشی ، و فردا صبح دستش را می گیری می بری سر بازار، چکار داری بگوئی پسرم است ، بگو #غلامم است .
و به یک قیمتی او را بفروش و پولش را بیاور و این چراغ #محفل حسینی را روشن کن .
مرد گفت : مشکل می دانم پسر راضی بشود و شرعاً نمی دانم درست باشد که او را بفروشیم یا نه . زن و شوهر رفتند خدمت #علماء و قضیه را پرسیدند، علماء گفتند: پسر اگر راضی باشد خودش را در اختیار کسی بگذارد اشکالی ندارد، و بعد از سؤ ال بر گشتند خانه .
یک وقت دیدند در خانه باز شد پسرشان وارد شد، پسر می گوید. وقتی وارد منزل شدم دیدم مادرم مرتب به قد و بالای من نگاه می کند و گریه می کند، پدرم مرتب مرا مشاهده می کند #اشک می ریزد گفتم : مادر چیزی شده ؟ مادر گفت : پسر جان ما #تصمیم گرفته ایم تو را با امام حسین (ع ) معامله کنیم .
پسر گفت : چطور؟ جریان را نقل کردند پسر گفت : به به #حاضرم چه از این بهتر. شب صبح شد گیسوان پسر را تراشیدند، پدر دست پسر را گرفت که به #بازار ببرد پسر دست انداخت گردن مادرش (مادر است و اینهم جوانش است ) پس یکمقدار بسیار زیادی گریه کردند و از هم #جدا شدند. پدر، پسر را آورد سر بازار برده فروشان ، به آن قیمتی که گفت ، تا غروب آفتاب هیچکس نخرید، غروب آفتاب پدر خوشحال شد، گفت : امشب هم می برمش خانه یکدفعه دیگر مادرش او را ببیند فردا او را می آورم و می فروشم .
تا این فکر را کردم دیدم یک سوار از در دروازه بصره وارد شد و سراسیمه نزد ما آمد بمن سلام کرد جوابش را دادم . فرمود: آقا این را می فروشی ؟ (نفرمود غلام یا پسرت را می فروشی ) گفتم : آری . فرمود: چند می فروشی ؟ گفتم : این قیمت ، یک کیسه ای بمن داد دیدم دینارها درست است .
فرمود: اگر بیشتر هم می خواهی بتو بدهم ، من خیال کردم# مسخره ام می کند. گفتم : نه . فرمود: بیا یک مشت پول دیگر بمن داد. فرمود: پسر جان بیا برویم . تا فرمود پسر بیا برویم ، این پسر خود را در آغوش پدرش انداخت ، مقدار زیادی هم گریه کرد بعد پشت سر آن آقا سوار شد و از در دروازه بصره رفتند بیرون . پدر می گوید: آمدم منزل دیدم مادر #منتظر نتیجه بود گفت : چکار کردی ؟ گفتم : فروختم .
یک وقت دیدم مادر بلند شد گفت : ای حسین (ع) به خودت قسم دیگر اسم بچه ام را به زبان نمی برم . پسر می گوید: دنبال سر آن آقا سوار شدم و از در دروازه بصره خارج شدیم بغض راه گلویم را گرفته بود بنا کردم گریه کردن ، یک وقت آقا رویش را برگرداند، فرمود: پسر جان چرا گریه می کنی ؟ گفتم آقا این اربابی که داشتم خیلی مهربان بود، خیلی با هم #الفت داشتیم ، حالا از او جدا شدم و ناراحتم .
فرمود: پسرم نگو اربابم بگو پدرم . گفتم : آری پدرم . فرمود: می خواهی برگردی نزدشان ؟ گفتم : نه . فرمود: چرا؟ گفتم : اگر بروم می گویند تو فرار کردی . فرمود: نه پسر جان ، برو پائین من را پائین کرد، فرمود: برو خانه . گفتم : نمی روم ، می گویند تو فرار کردی .
فرمود: نه آقا جان برو خانه اگر گفتند فرار کردی بگو نه ، #حسین مرا آزاد کرد. یک وقت دیدم کسی نیست . پسر آمد در خانه را کوبید مادر آمد در را باز کرد. گفت : پسرجان چرا آمدی ؟ دوید شوهرش را صدا زد گفت : بتو نگفته بودم این بچه طاقت نمی آورد، حالا آمده .
پدر گفت : پسر جان چرا فرار کردی ؟ گفتم : پدر بخ دا من فرار نکردم . گفت : پس چطور شد آمدی ؟ گفتم : بابا حسین عليه السلام آزادم کرد.
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
💞💍💞💍 💞
💍💞💍💞
💞💍💞
💍💞
💞
#روابط_جنسی_آزاد_ممنوع
📗منبع : آیات 5 تا 7 سوره مومنون و 29 و 31 سوره معارج
💠#حجت الاسلام روحبخش یکی دیگر از دلایل #طلاق عاطفی را که قرآن به شدت آن را نهی کرده ، #روابط جنسی آزاد می داند ⛔️
« متاسفانه روابط جنسی خارج از خانواده و #نامشروع تاثیر منفی بر روابط حلال همسران دارند و به شدت از #جانب خداوند نهی شده اند » . او آیات 5 تا 7 سوره مومنون را مثال می زند؛
« و آنها که #دامان خود را از آلوده شدن به بی عفتی حفظ می کنند و تنها آمیزش جنسی با #همسران و کنیزانشان دارند که در بهره گیری از آنها ملامت نمی شوندو کسانی که غیر ازاین طریق را #طلب کنند تجاوز گرند» این محقق قرآنی در ادامه می گوید:« این آیات در توصیف ویژگی های انسان های مومن نازل شده که بر #قوای جنسی خود کنترل دارند؛ مگر در باره حلال خویش عین این مفهوم در آیات 29 تا 31 سوره معارج هم آمده است . در این آیات هم از کلمه « #بغی» به معنی خواستن شدید استفاده شده یعنی کسی که به شدت به رابطه جنسی تمایل دارد و بنابر این عاطفه و رابطه با #همسرش برایش کافی نیست و به همین دلیل دنبال روابط دیگری است که لاجرم به #سرد شدن #رابطه با همسرش می انجامد »❌
❣🌸❣🌸❣🌸❣🌸❣
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
♥️ @mojaradan
•┈••✾🍃💞🍃✾••┈•
#داستان_شب
🔻اثر #محبت اهل بیت (ع) در لحظه مرگ
💠یکی از چیزهایی که انسان را در «قبر» از #عذاب و ناراحتی نجات می دهد و از همه اعمال کارسازتر است، #محبت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است.
💠حضرت #امام رضا، علیه السلام، فرمود: «از مواردی که به زیارت زائرم می آیم -شب اول قبر اوست».
مرحوم «محدث قمی» در مفاتیح نقل می کند که:
💠#ظالمی پس از مرگ به خواب یکی از #علما آمد. مرد عالم از او پرسید چگونه در #راحتی بسر می بری حال آنکه باید دچار درد و #عذاب باشی؟
ظالم در پاسخ گفت: تا #دیشب در عذاب می سوختم و #قبرم مملو از آتش بود، ولی از دیشب تاکنون عذاب بطور موقت از #قبرستان برداشته شده. زیرا، حضرت سید الشهداء، علیه السلام، دیشب #سه بار به دیدن یک بانوی محترم آمد! مرد عالم به جستجو و تحقیق درباره این یانو پرداخت، تا همسر او را پیدا کرد. از او پرسید: «همسر شما چه #اعمال نیکی انجام می داد که امام حسین، علیه السلام، به دیدنش آمده است؟!» مرد #مقداری از اعمال صالح #همسرش را برشمرد که از جمله آنها این بود که او بر #خواندن زیارت عاشورا مداومت داشت. یک عمر زیارت عاشورا می خواند. با این سخن مرد عالم پی برد که چرا امام حسین (ع) در شب اول قبر به دیدن آن زن آمده بود.
🌿🖤🌿🖤🌿🖤🌿🖤🌿
📙📘📒منبع : معاد در قرآن؛ ؛ ص140؛ مظاهری، حسین
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
💞💞💍💍💞💞
#انچه_مجردان_باید_بدانند
#قسمت_اول
✅ چند نكته در باره گفتگوی #خواستگاری
🔹1- سوالاتی با جوابهای توضيحی
☘شيوه درست #پرسشگري در جلسه خواستگاري ، آن است كه سوالاتي مطرح شود كه اولا #موضع انسان را لو ندهد و دوم اينكه پاسخش با بله نخير تمام نشود .
👌👱مثالي براي #پسر : پسري عقيده دارد كه حرف اول و آخر را در زندگي بايد خودش بزند ( اين فقط يك مثال است كاري به #درست و غلط بودنش نداريم) اين عقيده را به دو گونه ميتواند مطرح كند الف) من #اعتقاد دارم كه مدير خانه #مرد است و حرف آخر را او ميزند و دختر در پاسخ يا جوابش بله است يا نخير ب) پسر: به نظر شما مديريت خانه بايد چگونه باشد؟ دختر: بايد بر اساس #تفاهم و مشورت باشد پسر: آمديم و گفتگوي منطقي به نتيجه اي نرسيد ،آنوقت چه ؟ دختر : خب بيشتر حرف ميزنيم و با كسي كه قبولش داريم #مشاوره ميكنيم پسر: اگر اين هم جواب نداد ، گاهي هست كه از نظر من حرف خودم درست است و از نظر شما حرف خودتان........
👌👰 مثالي براي #دختر : فرض كنيد دختري از اينكه #همسرش با فرد نا محرمي گرم بگيرد و خواهرانه بر خورد كند متنفر است . ميتواند به دو گونه مطرح كند الف) من از اينكه همسرم با #نامحرم خواه غريبه يا آشنا باز و گرم برخورد كند متنفرم . ب) به نظر شما با توجه به اينكه #آداب معاشرت حكم ميكند كه انسان به گونه اي با ديگران برخورد كند كه او را #متحجر و بي ادب نخوانند ، يك مرد در روابطش با نامحرم چگونه بايد باشد؟ اگر اين #نامحرم آشنا بود چه ؟ فرقي بين نامحرم آشنا و غريبه هست ؟ نظر شما چيست؟
☘اگر چند سوال اين چنيني در گفت و گو باشد طرف مقابل #مجبور است چيزي را كه اعتقاد دارد بيان كند زيرا كه نميداند موضع شما چيست؟ البته اين نوع سوال كردن هم وقت ميبرد ، يعني بايد از قبل سوالها را بر اساس# معيارها تنظيم كرد .
#ادامه_دارد....
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
📚#داستان_شب
📕این داستان :#اشك_پدر
مردی که #همسرش را از دست داده بود، #دختر سه ساله اش را بسیار دوست داشت. دخترک به #بیماری سختی مبتلا شد. پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه #پول داشت برای درمان او خرج کرد ولی بیماری #جان دخترک را گرفت و او مرد. پدر درِ خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس #صحبت نمی کرد. سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی #عادی برگردانند ولی موفق نشدند.
شبی رویای #عجیبی دید. دید که در بهشت است و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای #طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند. همه #فرشته های کوچک در حال شادی بودند. هر #فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود. مرد #جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش #خاموش است، همان دختر خودش است. پدر فرشته غمگینش را در #آغوش گرفت و او را نوازش داد. از او پرسید: دلبندم، چرا #غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
دخترک به پدرش گفت: #پدرجان، هر وقت شمع من #روشن می شود، اشک های تو آن را خاموش می کند و هر وقت تو #دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم. هر وقت تو گوشه گیر می شوی، من نیز #گوشه گیر می شوم و نمی توانم همانند بقیه شاد باشم. پدر در حالی که اشک در چشمانش #حلقه زده بود، از خواب پرید و اشکهایش را پاک کرد.
✓
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
🍂🍃🍂🍃🍂
#انچه_مجردان_باید_بدانند
آسیب های روانی روابط دختر و پسر😊
#برقراری عاطفی و احساسی روابط دختر پسر مخصوصاً در سن نوجوانی، از آن جا که #اغلب به ازدواج نمی انجامد،❗️ ممکن است فرد را #دچار افسردگی کند. 😐
گاهی دختری به پسری #علاقه مند شده و تنها به این خاطر که فکر می کند آنها فقط برای هم هستند حتی خود را در اختیار او قرار می دهد😐 اما بعد از بی وفایی پسر، به شدت #دچار سرخوردگی و افسردگی شدید می شود❗️ و اعتمادش از #جنس مخالف نیز به خاطر بی وفایی هایی که در نتیجه آن ارتباط دیده، سلب خواهد شد ❗️و حتی در زندگی آینده نمی تواند به #همسرش اعتماد کند و همیشه فکر می کند ممکن است همسرش هم روزی به او #خیانت کرده و او را #رها کند.😐
🍂🍃🍂🍃🍂
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
@mojaradan
💜•°
✌️🏼 #دو_کلوم_حرف_حساب
💁🏻♂ #آقــایــان_بخــــوانند....
👊🏼 ای مــــردی که همسرت را کتک میزنی و بهش #بی_احترامی میکـــنی، به خاطر اینکه روزی غــــذایت آماده نبوده یا لباستــــ رو نشسته یا اشتبــــاه کوچکی از او سر زده و او را به باد #کتک میگــــیری....
☝️🏼این را بدان خــداوند پشت و پناه آن #زن_مظلــوم است....
💪🏼و خــــداوند خودش فرمــــوده من خودم #مستــــقیم جواب آن #مرد ظالم را میدهــــم...
😏نــــگو خانواده زنم #فقــــیرن و توانایی مقابله با من را ندارن... ای مردی که به همسرت ظـــلم میکنی شک نکن تو با #الله طــــرفی...
🤐آقا اصــــلا من چیـــزی نمیـــگم....✋🏼
😳خــــودتون ببینید رسولاللهﷺ در مورد کسی که به زنان #احتــــرام میگذارد و به آنها #بی_احتــــرامی میکند چه میفرمـــاید:
📃ما اَکرَمَهُنَّ اِلّا کَریم وَ مَا اَهانَهُنَّ اِلّا
لَئیم....
❓حالا ایــــن #یعـــــــنی_چــــــی؟
🔷یعــــنی کسی که به #زنــــان ( مادر ، خواهر ، همسر ، دختر ) احتــــرام بگذارد آن شخص #محتــــرم و #کــــریم و بــــزرگوار است...
🔷و شخـــصی که به #زنــــان ( مادر ، خواهر ، همسر ، دختر ) #اهــــانت و بی احترامی کند (مخصوصا همسرش) آن شخص #لئــــیم است....
🔍🗞خیـلی در مورد کلمه #لئیــم #تحقـیق کردم...
😖این کلـــمه اینقدر #سنگـــینه که پیامـبرﷺ #فقـــط در اینجا به کار برده...
لئیـــم یعنی: #نفــــهم ، #نامــــرد ، #بی_فرهـــنگ ، #جـــاهل ، #عقـــب_افتاده_از_مدنیت و #دور از #روشنفکــــری و ....
😳حتی کسی که #لئیم است در #دادگــــاه شهادتش قبول نمیشــود....
👈🏽 کلمه #لئیم فقط شایســــته کسی است که فقط اهانت کرده و یا با حرفی دلش #همسرش را رنجـــانده و یا خجالـــت زده اش کرده پیش دیگران و با بهش #فحـــش داده.....
🤦🏻♂حــــالا اگر کسی که خانمــــش رو بزنه و #سیــــاه و #کبــــودش کنه یا ازش #خون بیاد دیگه پیامــــبرﷺ به اون شخــــص چی بگه.....
😔حــــتی بعضی از مردها آنقدر همســــرشان را #کتک میزنند که مورد داشتیم بچه اش #ســـقط شده دست و پایش شـــکسته شده و حتی #جـــانش را زیر #مشـــت و #لگـــد از دست داده....
👆🏼😠این مـــردها دیگه از حـد #حیــوان_درنده هم گذشـــته اند.....
🤔آیــــا میدانید پیامبرﷺ در آخــــرین لحظات عمرش تا لحظهای که #روح از بدنش خــارج شد چی میگفت به اطرافیـــانش....
📜انس رضیاللهعنه روایت میکند که شنیــــدم پیامبرﷺ در لحظات آخر عمرش فقط میگفت.....
☝️🏼( #الصــــلات و #النســــاء) مواظـــب #نمــــازهایتان و #همســــرانتان باشید...
😔پیامبرﷺ تا وقتی که روح از بدنش خارج شد میفرمود زنها #امــــانت خداوند هستن ای مردان امتم مواظب آنها باشــــید...
💥آخــــه چه کــــسی مثل پیامبر عزیزمان روحــــم فدایش از زنان #دفــــاع کرده و اینقدر سفارششــان را کرده....
😰اونــــم در سختترین #لحظات زندگی و که لحظات #مــــرگ است
😏حالا بعــــضی از اسلام #ستیــــزان هی بگن #اسلام به زنان ظــــلم کرده؛ هیـــچ #کمپینِ دفاع از #حقـــوق زنان مانند کمپین رسول اللهﷺ از حقوق زنان دفاع نکــــرده و #نخواهد کرد...
🙋🏻♂پس ای #مــــرد مواظب خــــواهرت مــــادرت دخــــترت و از همه #مهمتر همســــرت باش...
♥️به آنان احتــرام بگذار تا پیش الله و رسولش #محتــرم و #عــزیز و بزرگــــوار شوی...
.•°``°•.¸.•°``°•
@mojaradan •.¸ ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´