eitaa logo
پسرفاطمه(عج)
6.5هزار دنبال‌کننده
13.1هزار عکس
15.2هزار ویدیو
82 فایل
﷽ ❤ #اللﮩـم_عجـل_لولیـڪ_الفـرجــــ ‍ ⚠️ تبادل فقط باکانالهای مذهبی وآموزشی بالای 2 کا ادمین نظرات ، پیشنهادات و تبادل ⬅️ @SeydAli_Alavi تبلیغات ارزان ⬅️ @tabtarefe
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸 #تغییروضعیت #جایگاه_نامه_ای که نخست وزیر ژاپن از طرف ترامپ آورده بود بعد از صحبت های رهبر انقلاب 🆔 @montazar
🎧 #شب_جمعه است هوایت نکنم می میرم 2 قطعه ویژه #شب_زیارتی امام حسین (ع) 🎤 نریمان پناهی 👇👇👇
هدایت شده از پسرفاطمه(عج)
4_5769296695313565394.mp3
5.24M
🎧به سمت گودال از خیمه دویدم من 🎤 نریمان پناهی #شب_جمعه ست هوایت نکنم می میرم 🌹 @montazar
پسرفاطمه(عج)
#سلام_بر_ابراهیم #قسمت1 درخانه اي کوچک و مســتاجري درحوالي ميدان خراسان تهران زندگي .مي كرديم اولين
۲ ،پيامبراعظم مي فرمايــد: »فرزندانتان را در خوب شدنشــان ياري كنيد ».زيرا هر كه بخواهد مي تواند نافرماني را از فرزند خود بيرون كند بر اين اساس پدرمان در تربيت صحيح ابراهيم و ديگر بچه ها اصاً كوتاهي نكرد. البته پدرمان بسيار انسان با تقوائي بود. اهل مسجد و هيئت بود و به رزق :حال بسيار اهميت مي داد. او خوب مي دانست پيامبر مي فرمايد .عبادت ده جزء دارد كه نه جزء آن به دست آوردن روزي حال است« ،براي همين وقتي عده اي از اراذل و اوباش در محله اميريه)شاپور(آن زمان اذيتش كردند و نمي گذاشتند كاسبي حالي داشته باشد، مغازه اي كه از ارث .پدري به دست آورده بود را فروخت و به كارخانه قند رفت آنجا مشــغول كارگري شد. صبح تا شــب مقابل كوره مي ايستاد. تازه آن .موقع توانست خانه اي كوچك بخرد ابراهيــم بارها گفته بود: اگر پــدرم بچه هاي خوبي تربيــت كرد. به خاطر .سختي هائي بود كه براي رزق حال مي كشيد هــر زمان هم از دوران كودكي خودش يــاد مي كرد مي گفت: پدرم با من حفــظ قرآن را كار مي كرد. هميشــه مرا با خودش به مســجد مي برد. بيشــتر .وقت ها به مسجد آيت الله نوري پائين چهارراه سرچشمه مي رفتيم آنجا هيئت حضرت علي اصغر بر پا بود. پدرم افتخار خادمي آن هيئت .را داشت يادم هســت كه در همان سال های پاياني دبســتان، ابراهيم كاري كرد كه .پدر عصباني شد و گفت: ابراهيم برو بيرون، تا شب هم برنگرد ابراهيم تا شب به خانه نيامد. همه خانواده ناراحت بودند كه براي ناهار چه .كرده. اما روي حرف پدر حرفي نمي زدند شــب بود كه ابراهيم برگشــت. با ادب به همه سام كرد. بافاصله سؤال كــردم: ناهار چيكار كردي داداش؟! پدر در حالي كه هنوز ناراحت نشــان .مي داد اما منتظر جواب ابراهيم بود ابراهيم خيلي آهسته گفت: تو كوچه راه مي رفتم، ديدم يه پيرزن كلي وسائل .خريده، نمي دونه چيكار كنه و چطوري بره خونه. من هم رفتم كمك كردم .وسايلش را تا منزلش بردم. پيرزن هم كلي تشكر كرد و سكه پنج ريالي به من داد نمي خواستم قبول كنم ولي خيلي اصرار كرد. من هم مطمئن بودم اين پول .حاله، چون براش زحمت كشيده بودم. ظهر با همان پول نان خريدم و خوردم پدر وقتي ماجرا را شنيد لبخندي از رضايت بر لبانش نقش بست . خوشحال .بود كه پسرش درس پدر را خوب فرا گرفته و به روزي حال اهميت مي دهد دوستي پدر با ابراهيم از رابطه پدر و پسر فراتر بود. محبتي عجيب بين آن دو برقرار بود كه ثمره آن در رشــد شخصيتي اين پسر مشخص بود. اما اين !رابطه دوستانه زياد طولاني نشد ابراهيم نوجوان بود كه طعم خوش حمايت هاي پدر را از دســت داد. در يك غروب غم انگيز ســايه ســنگين يتيمي را بر سرش احساس كرد. از آن پس مانند مردان بزرگ به زندگي ادامه دادآن ســال ها بيشــتر دوســتان .آشنايان به او توصيه مي كردند به سراغ ورزش برود. او هم قبول كرد 💕join ➣ @montazar 🔹 🔹
🌷 #امام_صادق فرمودند هیچ عملی در روز جمعه برتر و با فضیلت‌تر از صلوات بر محمّد و آل محمّد نمی‌باشد.  وسائل الشیعۀج۷ :۳۸۱ ⚡تا میتوانیم در هر حال(نشسته،سواره،پیاده و...)از فرستادن صلوات، آنهم با آرامش و با توجه، غفلت نکنیم. به نیابت از جمیع مومنین هدیه کنیم به #امام_زمان ارواحنافداه به نیت تعجیل در فرج حضرت و عاقبت به خیر شدن جمیع مومنین ◻️ @montazar
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠غریبی امام زمان 🎤 #دانشمند 👇👇👇
4_6026216867251618605.mp3
4.62M
💠غریبی امام زمان 🎤 #دانشمند ✅ @montazar
7.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #کلیپ_صوت_مذهبی 💽 مثل #یهـودی‌ها تـوبه کن❗️ 🎤 #استاد_پناهیان 👌 #بسیار_زیبا 🖥 ببینید و نشر دهید📡 💻 @montazar
👤 توییت استاد #رائفی_پور در واکنش به برپایی جشن تولد ملکه انگلیس با پول ایرانی‌ها : بد نیست به بهانه برپایی جشن تولد #ملکه_عنگلیس با هزینه ایرانی ها بدانید بسیاری از جوکهایی که درباره #جنتی در ایران رواج یافته ،عینا کپی از لطیفه هایی است که مردم بریتانیا علیه ملکه می سازند البته انتظار نداشته باشیدBBC و کاسه لیسان داخلی در این باره به شما چیزی بگویند #جشن_حقارت ✅ @montazar
پسرفاطمه(عج)
#قسمت۲ ،پيامبراعظم مي فرمايــد: »فرزندانتان را در خوب شدنشــان ياري كنيد ».زيرا هر كه بخواهد مي تو
۳ اوايل دوران دبيرســتان بود كه ابراهيم با ورزش باستاني آشنا شد. او شب ها .به زورخانه حاج حسن مي رفت حاج حســن توكل معــروف به حاج حســن نجار، عارفي وارســته بود. او زورخانه اي نزديك دبيرستان ابوريحان داشت. ابراهيم هم يكي از ورزشكاران .اين محيط ورزشي و معنوي شد حاج حسن، ورزش را با يك يا چند آيه قرآن شروع مي كرد. سپس حديثي مي گفت و ترجمه مي كرد. بيشتر شب ها، ابراهيم را مي فرستاد وسط گود، او هم در يك دور ورزش، معمولاً يك ســوره قرآن، دعاي توسل و يا اشعاري .در مورد اهل بيت مي خواند و به اين ترتيب به مرشد هم كمك مي كرد از جملــه كارهاي مهم در اين مجموعه اين بود كه؛ هر زمان ورزش بچه ها به اذان مغرب مي رســيد، بچه ها ورزش را قطع مي كردند و داخل همان گود .زورخانه، پشت سر حاج حسن نماز جماعت مي خواندند به اين ترتيب حاج حسن در آن اوضاع قبل از انقاب، درس ايمان و اخاق .را در كنار ورزش به جوان ها مي آموخت فرامــوش نمي كنم، يكبــار بچه ها پس از ورزش در حال پوشــيدن لباس و مشغول خداحافظي بودند. يكباره مردي سراسيمه وارد شد! بچه خردسالي را .نيز در بغل داشت بــا رنگي پريده و با صدائــي لرزان گفت: حاج حســن كمكم كن. بچه ام مريضه، دكترا جوابش كردند. داره از دستم مي ره. نَفَس شما حقه، تو رو خدا .دعا كنيد. تو رو خدا... بعد شروع به گريه كرد .ابراهيم بلند شد و گفت: لباساتون رو عوض كنيد و بيائيد توي گود خودش هم آمد وســط گود. آن شــب ابراهيم در يك دور ورزش، دعاي .توســل را با بچه ها زمزمه كرد. بعد هم از سوزدل براي آن كودك دعا كرد .آن مرد هم با بچه اش در گوشه اي نشسته بود و گريه مي كرد دو هفته بعد حاج حسن بعد از ورزش گفت: بچه ها روز جمعه ناهار دعوت شديد! با تعجب پرسيدم: كجا !؟ گفت: بنده خدائي كه با بچه مريض آمده بود، همان آقا دعوت كرده. بعد ادامه داد: الحمدلله مشكل بچه اش برطرف شده. دكتر هم گفته بچه ات خوب .شده. براي همين ناهار دعوت كرده برگشــتم و ابراهيم را نگاه کردم. مثل کسي که چيزي نشنيده، آماده رفتن مي شد. اما من شک نداشتم، دعاي توسلي که ابراهيم با آن شور و حال عجيب .خواند کار خودش را کرده ٭٭٭ بارها مي ديدم ابراهيم، با بچه هائي که نه ظاهر مذهبي داشــتند و نه به دنبال مسائل ديني بودند رفيق مي شــد. آن ها را جذب ورزش مي کرد و به مرور به .مسجد و هيئت مي كشاند يکي از آن ها خيلي از بقيه بدتر بود. هميشــه از خوردن مشروب و کارهاي خافش مي گفت! اصاً چيزي از دين نمي دانســت. نه نماز و نه روزه، به هيچ چيــز هم اهميت نمي داد. حتي مي گفت: تا حالا هيچ جلســه مذهبي يا هيئت نرفته ام. به ابراهيم گفتم: آقا ابرام اين ها کي هستند دنبال خودت مي ياري!؟ با !تعجب پرسيد: چطور، چي شده؟ 💕join ➣ @montazar 🔹 🔹