🌷 #امام_صادق فرمودند
هیچ عملی در روز جمعه برتر و با فضیلتتر از صلوات بر محمّد و آل محمّد نمیباشد.
وسائل الشیعۀج۷ :۳۸۱
⚡تا میتوانیم در هر حال(نشسته،سواره،پیاده و...)از فرستادن صلوات، آنهم با آرامش و با توجه، غفلت نکنیم. به نیابت از جمیع مومنین هدیه کنیم به #امام_زمان ارواحنافداه به نیت تعجیل در فرج حضرت و عاقبت به خیر شدن جمیع مومنین
◻️ @montazar
7.67M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #کلیپ_صوت_مذهبی
💽 مثل #یهـودیها تـوبه کن❗️
🎤 #استاد_پناهیان
👌 #بسیار_زیبا
🖥 ببینید و نشر دهید📡
💻 @montazar
👤 توییت استاد #رائفی_پور در واکنش به برپایی جشن تولد ملکه انگلیس با پول ایرانیها :
بد نیست به بهانه برپایی جشن تولد #ملکه_عنگلیس با هزینه ایرانی ها بدانید
بسیاری از جوکهایی که درباره #جنتی در ایران رواج یافته ،عینا کپی از لطیفه هایی است که مردم بریتانیا علیه ملکه می سازند
البته انتظار نداشته باشیدBBC و کاسه لیسان داخلی در این باره به شما چیزی بگویند
#جشن_حقارت
✅ @montazar
پسرفاطمه(عج)
#قسمت۲ ،پيامبراعظم مي فرمايــد: »فرزندانتان را در خوب شدنشــان ياري كنيد ».زيرا هر كه بخواهد مي تو
#قسمت۳
#سلام_بر_ابراهیم
اوايل دوران دبيرســتان بود كه ابراهيم با ورزش باستاني آشنا شد. او شب ها
.به زورخانه حاج حسن مي رفت
حاج حســن توكل معــروف به حاج حســن نجار، عارفي وارســته بود. او
زورخانه اي نزديك دبيرستان ابوريحان داشت. ابراهيم هم يكي از ورزشكاران
.اين محيط ورزشي و معنوي شد
حاج حسن، ورزش را با يك يا چند آيه قرآن شروع مي كرد. سپس حديثي
مي گفت و ترجمه مي كرد. بيشتر شب ها، ابراهيم را مي فرستاد وسط گود، او
هم در يك دور ورزش، معمولاً يك ســوره قرآن، دعاي توسل و يا اشعاري
.در مورد اهل بيت مي خواند و به اين ترتيب به مرشد هم كمك مي كرد
از جملــه كارهاي مهم در اين مجموعه اين بود كه؛ هر زمان ورزش بچه ها
به اذان مغرب مي رســيد، بچه ها ورزش را قطع مي كردند و داخل همان گود
.زورخانه، پشت سر حاج حسن نماز جماعت مي خواندند
به اين ترتيب حاج حسن در آن اوضاع قبل از انقاب، درس ايمان و اخاق
.را در كنار ورزش به جوان ها مي آموخت
فرامــوش نمي كنم، يكبــار بچه ها پس از ورزش در حال پوشــيدن لباس و
مشغول خداحافظي بودند. يكباره مردي سراسيمه وارد شد! بچه خردسالي را
.نيز در بغل داشت
بــا رنگي پريده و با صدائــي لرزان گفت: حاج حســن كمكم كن. بچه ام
مريضه، دكترا جوابش كردند. داره از دستم مي ره. نَفَس شما حقه، تو رو خدا
.دعا كنيد. تو رو خدا... بعد شروع به گريه كرد
.ابراهيم بلند شد و گفت: لباساتون رو عوض كنيد و بيائيد توي گود
خودش هم آمد وســط گود. آن شــب ابراهيم در يك دور ورزش، دعاي
.توســل را با بچه ها زمزمه كرد. بعد هم از سوزدل براي آن كودك دعا كرد
.آن مرد هم با بچه اش در گوشه اي نشسته بود و گريه مي كرد
دو هفته بعد حاج حسن بعد از ورزش گفت: بچه ها روز جمعه ناهار دعوت
شديد! با تعجب پرسيدم: كجا !؟
گفت: بنده خدائي كه با بچه مريض آمده بود، همان آقا دعوت كرده. بعد
ادامه داد: الحمدلله مشكل بچه اش برطرف شده. دكتر هم گفته بچه ات خوب
.شده. براي همين ناهار دعوت كرده
برگشــتم و ابراهيم را نگاه کردم. مثل کسي که چيزي نشنيده، آماده رفتن
مي شد. اما من شک نداشتم، دعاي توسلي که ابراهيم با آن شور و حال عجيب
.خواند کار خودش را کرده
٭٭٭
بارها مي ديدم ابراهيم، با بچه هائي که نه ظاهر مذهبي داشــتند و نه به دنبال
مسائل ديني بودند رفيق مي شــد. آن ها را جذب ورزش مي کرد و به مرور به
.مسجد و هيئت مي كشاند
يکي از آن ها خيلي از بقيه بدتر بود. هميشــه از خوردن مشروب و کارهاي
خافش مي گفت! اصاً چيزي از دين نمي دانســت. نه نماز و نه روزه، به هيچ
چيــز هم اهميت نمي داد. حتي مي گفت: تا حالا هيچ جلســه مذهبي يا هيئت
نرفته ام. به ابراهيم گفتم: آقا ابرام اين ها کي هستند دنبال خودت مي ياري!؟ با
!تعجب پرسيد: چطور، چي شده؟
💕join ➣ @montazar
🔹 #نشر_صدقه_جاریست 🔹
8.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 #کلیپ
👤 استاد #رائفی_پور « بیشترین یهودی را در طول تاریخ خود صهیونیست ها کشتند »
✅ @montazar