📘 #از_آدم_تا_خاتم📖
📝 #پارت_صد_وچهلوپنجم
🔻 #از_جمله_حکمتهای_لقمان
1⃣ ✋🏻فرزندم، از روزی که متولد می شوی، #پشت_به_دنیا🌏 و #رو_به_آخرت داشته باش. ✅
🏡خانهای که تو خود به سوی آن حرکت میکنی بسیار #نزدیکتر است از خانهای که از آن #دور میشوی.
2⃣ پا به پای #دانشمندان🧐 در مجالس بنشین و هرگز با آنها #جدال_نکن❌
از دنیا آنقدر بهره بجوی که #محتاج_کسی_نباشی😉
☝️🏻تا آن حد به #روزهداری مشغول باش که #شهواتت به کنترل تو درآید.☑️
3⃣ دنیا #دریایی🌊 عمیق است. ☝️🏻پس فرزندم کشتی 🛳خود را از #ایمان بنا ساز و بادبان آن را #توکل_بر_خدا قرار بده✅
👈🏻و توشه راهت را #تقوای_الهی قرار بده که بسیاری در این دریا #غرق_گشتهاند.😔
4⃣فرزندم آنطور از خداوند #ترس😰 در دل❤️ داشته باش که اگر در #صحنه_محشر با حسنه تمام و توشه ای پر حاضر شوی،
☝️🏻باز به خود #مطمئن_نباش❌
👈🏻 و آنقدر به خداوند #امید داشته باش ✔️که اگر با #گناه تمامی جن و انس در #قیامت حاضر شدی باز هم امید به #بخشش_پروردگارت داشته باش.😊
5⃣ اگر در کودکی👦🏻 #تربیت شدی،
☝️🏻 #نفع آن را در بزرگی خواهی دید.☑️
6⃣ به دنیا🌍 #وابسته_نباش،❌ چرا که آن #پستترین خلق شده خداست.
7⃣ فرزندم سلاح ⚔تو در برابر دشمن، #مدارا_کردن و #اعلام_رضایت اوست😊 و هیچگاه #نغمه_جدایی را به گوش او نرسانی.❌
8⃣هیچ باری #سنگینتر و #سختتر از همسایه بد نیست.❌
☝️🏻 هیچ #تلخی و ٫رنجی بدتر از #فقر و #تنگدستی😔 نیست.
9⃣ #هزار_دوست😊 برای خود برگزین اما از #یک_دشمن😈 بپرهیز.
✨ #هزار_دوست کم است و #یک_دشمن زیاد.
🔟 فرزندم اگر نسبت به #مرگ⚰ در دل #تردیدی داری،
پس خواب 😴را بر خود حرام گردان☑️
☝️🏻 و اگر نسبت به #برانگیخته شدن در #قیامت تردیدی داری،
پس #هوشمندی را از خود دور کن✅ که اگر تو درباره این مسائل فکر🤔 کنی، اختیار از دست تو #خارج_میشود،
☝️🏻زیرا که #خواب نوعی #مرگ است ✔️و #بیداری بعد از آن نشانه برانگیخته شدن،
👈🏻 آنقدر #نزدیک_مشو که باعث دوریت شود و آنقدر #دور_نشو که خوار شمرده شوی.✅
ادامه دارد...
_☀️ 🌤 🌥 ☁️ _
ڪلیڪ ↩️
↶به مابپـــ💕ــــیوندید↷
─➤🌿⊱•❁•─ 🥀─•❁•⊰
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
https://eitaa.com/joinchat/2028601538C14264c1e4a
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
📘 #از_آدم_تا_خاتم📖
📝 #پارت_دویست_وشانزدهم
🔻 #مریم_خادم_بیت_المقدس
🧕🏻مادر مریم طبق #نذری☝️🏻 که کرده بود او را به #بیت_المقدس فرستاد، و چون فهمید🤔 مریم در خدمت به بیت المقدس پذیرفته✔️ شده است،
☝️🏻بار دیگر غمهایش زدوده شد 😊
🔹و دانست که خدا او را مشمول #لطف و #کرم خاص خود قرار داده است 😍و او را بر این نعمت برگزیده است.
👈🏻لذا #مریم را در پارچه ای پیچید و به سوی بیت المقدس روان شد و او را به #روحانیون حرم 🕌سپرد و
🧕🏻گفت؛☝️🏻 این دختر نزد شما باشد، زیرا من نذر کردم که #خدمت_گذار_خانه_خدا باشد.
⬅️آنگاه که مریم تحویل روحانیون بیت المقدس شد، #خادمین و #متولیان اطراف او جمع 👥شدند و در پرستاری و تکفل او به نزاع پرداختند و هر یک می خواستند☝️🏻 #امور_دختر را زیر نظر داشته باشند و #تربیت او را به عهده بگیرند،
👈🏻زیرا #مریم دختر پیشوای آنها بود و #پدرش در زمان حیات در بین خادمین بیت المقدس، #مقامی_والا و #ارجمند 😌داشت، از این رو همگی می خواستند که این افتخار نصیب آنها گردد.
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
🔻 #زکریا_و_کفالت_مریم
🔸در میان #خادمین_بیت_المقدس زکریا نسبت به مریم مهربان تر 😊بود و #رغبت_بیشتری به نگهداری او داشت.
✨او می گفت؛✋🏻 من #شوهر_خاله او هستم، این دختر را به من بدهید و مرا مخصوص توجه به او قرار دهید،☑️
☝️🏻زیرا من از جهت #ارتباط_خویشاوندی به او نزدیکتر و بیشتر مورد اعتمادم.
👥مشاجره بالا گرفت و هر یک برای مقصود خود دلیلی📜 بیان می کرد، و با #اصرار می خواستند #سرپرستی_مریم را خود به عهده بگیرند✅
❌ هیچکدام حاضر نشدند که این #افتخار نصیب شخص دیگری شود و #کفایت_مریم را به او بسپارند،😒
زیرا هر کدام امیدوار بودند که بدینوسیله به پروردگار خود #تقرب جویند🤲🏻.
⬅️بالاخره همگی 👥تصمیم به #قرعه_کشی گرفتند و در کنار نهری جمع شدند و #قلمهای ✍🏻خود را در آب انداختند، تا قلم هر کس بالا آمد #کفالت_مریم از آن او باشد.
☝️🏻پس از لحظاتی⏳ قلمها زیر آب رفت و تنها #قلم_زکریا🖋 بود که روی آب 🌊آمد، لذا تسلیم رأی او شدند و مریم را به او سپردند.
🔸 از آن پس مریم تحت سرپرستی و کفالت #زکریا درآمد و زکریا تربیت او را به عهده گرفت.✅
🌿زکریا تصمیم گرفت به #شکرانه🤲🏻 این کار وسایل آسایش و رفاه مریم را به بهترین وجه فراهم سازد.
♥️ عشق و علاقه زکریا به مریم، او را وا داشت تا مریم را دور از #دسترس_مردم نگهدارد.
☝️🏻لذا اطاق بلندی در #بیت_المقدس بنا کرد که راهی به آن جز بوسیله نردبان نبود.❌
🍃زکریا شخصاً به بررسی و کفالت امور مریم پرداخت✔️. او مرتب به #مسکن🏠 و #محراب عبادت 🤲🏻مریم سر می زد تا از حال وی آگاه گردد و #مایحتاج_زندگی او را فراهم سازد.
☝️🏻هرگاه که زکریا به نزد مریم می رفت، او را در حال #عبادت🤲🏻 می دید و همیشه غذایی🍲 آماده که در برابرش ظاهر می گشت،
🌿گفت؛ ای مریم این از کجا آمده است؟🤔
✨ او پاسخ گفت:
☝️🏻این از جانب #خداست که خدا به هرکس بخواهد بی شماری روزی می دهد.😊
🌸مریم نیز از مردم کناره گرفت و در مکانی #سکنا گزید و پوششی برای خود برگزید☝️🏻 تا از دید مردم دور باشد و در برابر آنان پرده ای بر خود گرفت☑️.
ادامه دارد.....
_☀️ 🌤 🌥 ☁️ _
ڪلیڪ ↩️
↶به مابپـــ💕ــــیوندید↷
─➤🌿⊱•❁•─ 🥀─•❁•⊰
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥ https://eitaa.com/joinchat/2028601538C14264c1e4a
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
📘 #از_آدم_تا_خاتم📖
📝 #پارت_دویست_وبیست_ویکم
🔻 #بی_اعتنایی_مریم_در_برابر_تیره_دلان
🔹 #بیان_حکیمانه کودک مردم را مبهوت ساخت😳 و این #معجزه_بزرگ زبان قوم را از تهمت بست😐
📜 و داستان مریم را در ناصره شایع و در خانه های شهر 🏠منتشر کرد.
☝️🏻 این موضوع، #بحث_روز مردم شد و به همین جهت #مقام این کودک را ارج✨ نهادند و سوء ظن آنها نسبت به مریم به برائت او تبدیل گشت ☑️و دریافتند که این طفل همانند دیگر اطفال ناصره نیست بلکه وی #مقامی_بزرگ و #عظیم دارد.😇
🔹با وجود تمام این شواهد و برائت مردم با مریم، هنوز عده ای بودند که حاضر به قبول این واقعیت نشدند😒 و آن را #خرافه و #خیالات می دانستند😏 و یا آن را #داستانی_ساختگی📖 برای سرپوش گذاشتن بر خطای مردم و تلاش او برای حفظ آبروی وی می پنداشتند 🤔
☝️🏻تا به این وسیله #سوءظن ها برطرف گردد و سخن پراکنی مردم متوقف✋🏻 شود.
🔸آن عده #تیره_دل گروهی اندک بیش نبودند✖️ که #جهل و #نادانی آنها مانع نفوذ حقایق و #نور_حق ✨در قلب تیره شان🖤 بود،
👈🏻و #ظلمت
👈🏻و #سیاهی
👈🏻 #شک🤨
👈🏻و #تردید😒
بر ذهن آنها غالب گشته بود و چنین دلایل #واضح و #روشنی نمی توانست وسوسه را از وجود آنها پاک کند.
👥آن عده قادر به درک این موضوع نبودند❌ که خدایی که #قادر مطلق آسمانها و زمین 🌏است، آنها را از #زوال و #نابودی حفظ می کند.✅
☝️🏻او می تواند فرمان آفرینش انسانی👤 را بدون نیاز به #پدر صادر کند و تنها اراده او برای #آفرینش هر موجودی کفایت می کند.😊
🌿چنین آفریننده ای قادر است از طریق #غیر_معمول و #بدون_نیاز به لوازم طبیعی موجودی را خلق کند.
🔹آن قوم نادان سزاوار بودند که همچون #هسته_خرما کنار گذاشته شده و توجهی به رأی و گفتارشان نشود😒
👈🏻 زیرا که این #لجاجت و #عناد ورزی ناحق، ناشی از #کینه کهنه و دیرینه ای نشأت می گیرد که در قلب♥️ آنها ریشه دوانده و چشم و گوش آنها را بر حقایق کور😑 و کر ساخته و دلهای آنها را از درک حقیقت #عاجز کرده است.
☝️🏻 به همین خاطر مریم نیز اعتنایی به گفتار و رفتار و رأی آن گروه ستمگر نکرد😌 و با آسودگی خاطر و با امید 😊به پروردگار متعال سرگرم #مراقبت و #تربیت فرزند خویش شد،
زیرا او می دانست که خداوند طفلش☝️🏻 را تحت توجهات خود قرار داده و با عنایت خود از او محافظت می کند تا آنگاه که به رسالت خود در هدایت مردم #قیام_کند.⚔
ادامه دارد ....
_☀️ 🌤 🌥 ☁️ _
ڪلیڪ ↩️
↶به مابپـــ💕ــــیوندید↷
─➤🌿⊱•❁•─ 🥀─•❁•⊰
ڪپےبہنیتظہوࢪ#امام_زمان
⛥ߊࡋࡋܣُܩَ ࡃَܟ᳝ߺّࡋ ࡋ၄ࡋܢߺِِّ࡙ࡏ ߊࡋܦ߭ܝّܟ᳝ߺ
╔═ೋ✿࿐
⛥
╚🦋⃟ٖٜٖٜٖٜ🌤════ೋ❀⛥࿐
.
🔘 در #تربیت_کودک
بیشتر #چشمی کار کنید...😳
فکر کنید #گوش نداره، چون کودک هر چی میبینه، اون رو کپی میکنه، پس اگر نماز نخونی، بگی نماز بخون، قبول نمیکنه، ولی اگر نماز خوندن پدر ومادر ببینه، اتوماتیک خودش انجام میده.
🔘 نود درصد تا ۷ سالگی چشمی است، بعدا کمی میتونید با حرف هم برید جلو، ولی حرفی که خودت بهش عامل باشی. نمیشه بگی، برو بگو بابا خونه نیست و اون ببینه هستی و بعد بهش بگی دروغ بده.
🔘 این حرفتو قبول نمیکنه، چون تو به صورت عملی یادش دادی، یه جاهایی میشه دروغ گفت.
#تربیت فرزند
#نَشـــــــر=صَــــدَقِہ جاریِہ
┈┉┅━❀🔸❀━┅┉┈┄
👈 لینک کانال ما@rafe_ahobhe
📹 ولایت یا محبت؟!
✏️ اينكه چند هزار ساعت از على و پيامبر سخنرانى كنيم، آيا عشقى از آنها در دلمان مىآيد؟ اگر عشقى هست، در حد جُرج جُرداق و احمد حنبل است يا نه، عشقِ بالاتر است؟
آنچه مطلوب است، ولايت على است، نه صِرف محبت او. محبت على را هر كسى دارد. كسانى كه در اين هستى عاشق يك بلبل و يك برگ مىشوند، شكوه يك جنگل يا يك منظره آنها را مىگيرد، چگونه شكوه و عظمت على، آنها را به خودش جذب نكند؟!
✏️معاويه هم على را دوست داشت. مگر كسى مىتواند على را دوست نداشته باشد؟! ولى مسئله، ولايت است؛ يعنى فقط على را دوست داشته باشيم و فقط او را حاكم بگيريم. اين ولايت بهمعناى اولويّت است. يعنى آنها در ما نسبت به ما حاكمتر و سزاوارتر باشند.
✏️ چنين ولايتى زيربنا مىخواهد. دو عنصر، زيربناى آن را مىسازند: يكى شناخت و آگاهى نسبت به ولىّ و دومى محبت ولىّ است كه آن ولايت را بر من هموار مىكند. همانطور كه من وقتى به آگاهىِ طبيب يا مكانيك پى بردم، بدنم يا ماشينم را به او واگذار مىكنم و او، چون آگاهتر است، نسبت به ماشين يا بدن من سزاوارتر است.
📄 برشی از کتاب
📚 عوامل رشد، رکود، انحطاط
#تربیت
استاد علی صفائی حائری