نرگِث
-تصویر اول اشتیاق را در کجا دیدی؟ در کدام سو دست بر آسمان میچرخانی؟
اصلاً سیسش و
خیلی خیلی ریلکس، پا جفت کرده و داره آبمیوهَش و [ نوشجان ] میکنه
هدایت شده از دفتر خاطرات خانوم علیا -
آسمون از اون دسته مخلوقاته که حیرت انگیز به معنای واقعی کلمهست.
نرگِث
عزیزم، غم غم دلتنگیه؛ شرح ناپذیره و طاقتفرسا. عزیزم، غم غم دلتنگیه؛ شرح ناپذیره و طاقتفرسا. عزیز
ما آدمِ دوری نبودیم آقارضا
راه بیا با ما
عشق بذر آفتابگردان است و نور هرجا بتابد آنجا جوانه سبز میکند
روز خوب، ته ماندهٔ توبرهٔ بذر است.
مطیع نور است و مزین به زیبایی.
روزی که خوب باشد را از سحرش نیز بجوی، چرا که سحرگاه معروف است به [ چای ].
نیز بعد از ظهر ها، همینچُنین آخرشبها.
آمده است چای باید لبریز و لبسوز و لبدوز باشد.
راستش را بخواهی بعد از کارهای توانسوز؛ دم کردن چای همراه غنچههای خشک شدهٔ محمدی و چوبهٔ دارچین، از روزی معمولی [ روز خوب ] میسازد.
- نرگس | در ستایش چای و بارون
امّا اشعار.
عجیب قلب و به بازی میگیرن.
[ بس که آزاد خواهم شد از تکرار هجاهای همهمه ]
- اشعار شاملو | 02
نرگِث
امّا اشعار. عجیب قلب و به بازی میگیرن. [ بس که آزاد خواهم شد از تکرار هجاهای همهمه ] - اشعار شاملو
امّا در کشاکش این جنگ بیشکوه و پاکیزگی این آب، آزاد خواهم شد.
از نامهٌ هشتم سلام، هر بار سلیقه به خرج میدم و شمارهبندی میکنم تا برسونم دستت این دغدغهَ رو روحانگیز.
اینجا شهریوره ولی هوا هوای پائیزه و غمزده.
اونجا چهطور؟
هدایت شده از خاورمیانهزدگی
هرشب. از ابتدا تا انتها را هزار بار مرور میکنم. «برای کدام عملِ انجام شدهام، درب خانهٔ دلم به بغض، روی خوش نشان داد و مهمان نوازیاش گُل کرد؟»