نرگِث
عزیزم، غم غم دلتنگیه؛ شرح ناپذیره و طاقتفرسا. عزیزم، غم غم دلتنگیه؛ شرح ناپذیره و طاقتفرسا. عزیز
ما آدمِ دوری نبودیم آقارضا
راه بیا با ما
عشق بذر آفتابگردان است و نور هرجا بتابد آنجا جوانه سبز میکند
روز خوب، ته ماندهٔ توبرهٔ بذر است.
مطیع نور است و مزین به زیبایی.
روزی که خوب باشد را از سحرش نیز بجوی، چرا که سحرگاه معروف است به [ چای ].
نیز بعد از ظهر ها، همینچُنین آخرشبها.
آمده است چای باید لبریز و لبسوز و لبدوز باشد.
راستش را بخواهی بعد از کارهای توانسوز؛ دم کردن چای همراه غنچههای خشک شدهٔ محمدی و چوبهٔ دارچین، از روزی معمولی [ روز خوب ] میسازد.
- نرگس | در ستایش چای و بارون
امّا اشعار.
عجیب قلب و به بازی میگیرن.
[ بس که آزاد خواهم شد از تکرار هجاهای همهمه ]
- اشعار شاملو | 02
نرگِث
امّا اشعار. عجیب قلب و به بازی میگیرن. [ بس که آزاد خواهم شد از تکرار هجاهای همهمه ] - اشعار شاملو
امّا در کشاکش این جنگ بیشکوه و پاکیزگی این آب، آزاد خواهم شد.
از نامهٌ هشتم سلام، هر بار سلیقه به خرج میدم و شمارهبندی میکنم تا برسونم دستت این دغدغهَ رو روحانگیز.
اینجا شهریوره ولی هوا هوای پائیزه و غمزده.
اونجا چهطور؟
هدایت شده از خاورمیانهزدگی
هرشب. از ابتدا تا انتها را هزار بار مرور میکنم. «برای کدام عملِ انجام شدهام، درب خانهٔ دلم به بغض، روی خوش نشان داد و مهمان نوازیاش گُل کرد؟»
غم عظمت داره، غم بزرگه، غم آقاست.
غم مادر تجربهست، این غم پدَ سوخته ظاهر غلطاندازی داره.
غم عظیمه و محترم
نرگِث
غم عظمت داره، غم بزرگه، غم آقاست. غم مادر تجربهست، این غم پدَ سوخته ظاهر غلطاندازی داره. غم عظیمه
به قدری فضای اینجا غبارآلوده که برای شرحیات فقط باید زیپ دهنِ رِ بکشیم