هدایت شده از آبي بداهه .
گفته بودم آدمیزاد عجول است؟ حالا تصحیح میکنم ؛ آدمیزاد عجول و بسیار غافل است. غافل از همه چیز و همه کس. گاهی وقتها خدا دردهایی به آدم میده که حس میکنی از تحملت خارجه. گاهی هر چقدر فکر میکنی، هر چقدر دو دو تا چهارتا میکنی به اشتباه فکر میکنی یه جای حساب و کتابِ خدا میلنگه و این درد رو اشتباها به تو دادن. اما در اصل اینطور نیست. لایِ حساب و کتابِ اون بالاسری مو درز نمیکنه. اگر دردی رو میده تحملش رو هم میده. میخواد به خودت بیای. میخواد متوجه اون چیزی که ازش غافل هستی بشی. میخواد قوی بشی. میخواد رشد کنی. گفته بودم ادب نجاتت میده مگه نه؟ اینجاست که باید ادبت رو خرج کنی. اینجاست که باید سکوت کنی. غر نزن و تحمل کن، قول میدم اگر صبور باشی خیلی زود نجات پیدا کنی. :)
نرگِث
گفته بودم آدمیزاد عجول است؟ حالا تصحیح میکنم ؛ آدمیزاد عجول و بسیار غافل است. غافل از همه چیز و همه
آدمیزاد از عجایب خلقت است.
ثابت است و دمدمی مزاج، ترش رویی میکند و عبوس است، مهربان است و رئوف
آدمیزاد مملوء از تناقضهائیست عجیب
رونوشت: این مسئله، نظریهٔ معمولیه.
تقثیلنویسی میتونه اصالت ببخشه به اثر، امّا رواننویسی اثر رو با نور عجین میکنه.
اکثر متون تلخ و غیره منتظره، تو محور رواننویسی هستن. درک عموم و عوام از این سبك بیشتره.
عزیزم، لطفاً بدون تجملات خودت رو بروز بده؛ قطعاً اطرافیانت برای درک کردن تو، خودشون رو دریغ نمیکنن
- نرگس | مرداد
نرگِث
روحِ سبز، نورسازه و روحنوا
" رونوشت: شرح معمولی برای آدم معمولی"
محبت رنگ سبز داره، با توجه به میزان مهر و عطوفت تن رنگ تغییر میکنه.
در هرحال انسان مهربون نرمدله و سبز، روحانگیزه و حفی.
دلگیری. [ دِ ] ( حامص مرکب ) صفت دلگیر. دلگیر بودن.کراهت و نفرت. ( ناظم الاطباء ). || حزن و اندوه. ( ناظم الاطباء ). غم و غصه. ( لغت محلی شوشتر، نسخه خطی ). || غضب و خشم. ( ناظم الاطباء )
نرگِث
دلگیری. [ دِ ] ( حامص مرکب ) صفت دلگیر. دلگیر بودن.کراهت و نفرت. ( ناظم الاطباء ). || حزن و اندوه. (
[ یادداشت اول ]
خاصیت فصول این است. آدمیزاد را مجاب میکند تا رنگ عوض کند، تا آدمیزاد را همسوی خود کند.
بهار دل آدمیزاد را میتکاند، نونوار میکند.
تابستان تنپرور و راحتطلب
پائیز فرزندانش را دمیدمی مزاج بار میاورد.
پائیز داستانها دارد، پائیز دلگیر است و غمزده
- نرگسخاتون