✳️ مدرسه قرآن و حدیث
مشهد تابستان 1403
فیلم سخنرانی استاد نصیری با عنوان:
«کاربرد قواعد اصولی در فهم قرآن و حدیث»
جلسه سوم
https://www.aparat.com/v/qvpg1iq?playlist=11626143
✳️ مدرسه قرآن و حدیث
مشهد تابستان 1403
فیلم سخنرانی استاد نصیری با عنوان:
«کاربرد قواعد اصولی در فهم قرآن و حدیث»
جلسه چهارم
https://www.aparat.com/v/iovu55a?playlist=11626143
✳️ انتشار شصت و هفتمین اثر استاد علی نصیری با عنوان «تبار شناسی روایات طبی»
به لطف الهی اثر جدید استاد علی نصیری با عنوان «تبار شناسی روایات طبی» از سوی انتشارت وحی و خرد وابسته به موسسه معارف وحی و خرد انتشار یافت.
در بخشی از مقدمه این کتاب چنین آمده است:
نگارنده با امعان توجه به اهمیت و جایگاه روایات طبی، در سه دهه گذشته، بخشی از مطالعات خود را به واکاوی این دست از روایات اختصاص داد که حاصل این دست از مطالعات در قالب چند مقاله انتشار یافت. آن چه اینک در قالب این کتاب در اختیار خوانندگان مکرم قرار میگیرد، ویراست و نگاهی نو از مجموع چند مقاله منتشره در این زمینه است که در هفت فصل به شرح ذیل سامان یافته است:
فصل اول: مفاهیم و کلیات
فصل دوم: گستره آموزههای طبی در قرآن و روایات
فصل سوم: معناشناسی سلامت از نگاه آموزههای دینی
فصل چهارم: روایات طبی و قلمروی دین
فصل پنجم: اعتبارسنجی روایات طبی
فصل ششم: نقد شبهه راهیافت خطا در روایات طبی
فصل هفتم: اعتبار سنجی حدیث ذباب
مهمترین محورهای مورد نظر نگارنده در باره روایات طبی که در این کتاب مورد تاکید قرار گرفتهاند، به شرح ذیلاند:
یک؛ همانگونه که سلامت از نگاه اسلام به دو حوزه سلامت روحی و سلامت جسمی تقسیم میشود، روایات طبی نیز ناظر به این دو حوزه صادر شدهاند.
دو؛ از آن جا که هدف آموزههای وحیانی اسلام هدایت و تربیت آدمیان است که بالطبع با مقوله روح و روان آنان به عنوان ماهیت اصلی وجود انسان، سر و کار دارد و از این جهت بدن انسان از محدوده این هدف خارج است، آن بخش از طب و درمان که با بدن انسان سر و کار دارد، خارج از قلمروی دین قلمداد میگردد و بازتاب آنها در آموزههای دینی از باب ارتباط بدن با روان است.
سه؛ روایات طبی بسان سایر روایات به شمار میروند و از این جهت در اعتبار سنجی آنها باید از روش بررسی صدوری و متنی بهره جست. بر این اساس آن دست از روایات طبی که در منابع معتبر بازتاب یافته و دارای صحت صدور بوده و متن آنها با دستاوردهای قطعی علم مخالفت نداشته باشند، صحیح و قابل استناد خواهند بود.
چهار؛ روایات طبی با فرض صحت صدور از معصومان، دارای اعتبار و حجیت بوده و شبهه راهیافت خطا در آنها از هر جهت مردود است.
برای تهیه نسخه الکترونیک کتاب «تبار شناسی روایات طبی» به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:
https://taaghche.com/book/214358/
🆔 @nasirigilani_ir
🌐 www.maref.ir
تبار شناسی روایات طبی.jpg
9.2K
✳️ برای تهیه نسخه الکترونیک کتاب «تبار شناسی روایات طبی» به آدرس ذیل مراجعه فرمایید:
https://taaghche.com/book/214358/
🆔 @nasirigilani_ir
🌐 www.maref.ir
✳️ پیام ارسالی یکی از دوستان فاضل
سلام علیکم وقت بخیر
ضمن عرض تسلیت شهادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها ،
در مورد روایت شریفی که امروز ، مورد بحث بود ، و امام علیه السلام فرمودند مگر می شود در جامعه اسلامی زنی اطلاع نداشته باشد که .....
نکته ای می خواستم عرض کنم
از سوالاتی که برخی افراد می پرسند برداشت می شود ، بله افرادی هم هستند که واقعا هیچ اطلاعی از احکام شرعی ندارند و متاسفانه مرتکب خطاها و گناهان کبیره ای هم می شوند که بعضاً پیامدهای خیلی بدی برای زندگی فردی و خانوادگی شان دارد.
از باب نمونه
این سوال را پرسیده اند
که دختر و پسری به هم علاقمند بوده اند ، به هر دلیلی ازدواج نکرده اند ، و دختر با فرد دیگری ازدواج کرده ، بعد از او خوشش نیامده قصد طلاق داشته، قبل از طلاق با همان مردی که از قبل همدیگر را می خواستند، ارتباط برقرار کرده ، بعد هم که طلاق گرفته ، بدون نگه داشتن عده ، با اون مرد قبلی ازدواج می کند الان هم چند فرزند دارد
حالا بعد از گذشت ۲۰ سال عذاب وجدان گرفته و می خواهد خودکشی کند و دنبال راه حل هست؟
یا متاسفانه با ورود ماهواره و پخش فیلم ها، اینطور به خانم ها القا کرده اند اگر مرد زن دیگری گرفت به شما خیانت کرده و شما هم خیانت او را باید مثل خودش پاسخ دهید و مع الاسف هستند خانم های که مرتکب خطا می شوند
یا معضل دیگری که هست برخی خانم ها به جهت شغل و کسب درآمد در کارگاه یا شرکت خصوصی استخدام می شوند و چون ساعات زیادی با نامحرم و صاحب کار سپری می کنند در دام شیطان می افتند در حالیکه همسر و فرزند هم دارند.
قصدم خدای ناخواسته جسارت و اعتراض به فرمایش امام معصوم علیه السلام نیست ،
می خواهم عرض کنم وضعیت امروز جامعه ما متاسفانه خیلی متفاوت است و نباید فکر شود همه مردم همه احکام و مسائل شرعی را می دانند
هر گاه در متن جامعه می روم به این مطلب می رسم هر چند بسیاری از افراد ادعاهای فراوانی نسبت به علم و مدرک و ثروت و قدرت و .... دارند ولی واقعا از حقایق و حتی از احکام ابتدایی دین بی اطلاع هستند.
به هر جهت هواهای نفسانی خود مردم ، تبلیغات مسموم دشمن ، خطاهای مسئولین و ....همه دست به دست هم داده و موجب شده ، که نوجوانان و جوانان ما رغبتی به یادگیری مسایل دینی ندهند
و در مسجد و پای منبر و ...نروند
در مدارس و دانشگاه هم که هدف دروس دیگر و مدرک و تخصص است
لذا به نظر می رسد دلسوزان دین و حوزه های علمیه باید راه حلی بیابند
و ایتام آل محمد صلی الله علیه و آله وسلم را از این مصیبت ها نجات دهند.
امیدوارم خداوند متعال به شما استاد بزرگوار و فرهیخته طول عمر با عزت و سربلندی عنایت فرماید و همواره موفق باشید.
علیکم السلام
با عموم درد دل های جنابعالی موافقم.
بحث دیروز ما ناظر به جهل قاصر و مقصر بود و عرض شد هر کس که ادعای جهل به حکم داشته باشد و در این مدعا صادق باشد با فرض عدم کوتاهی در دستیابی به احکام الهی معذور است.
بخشی از مشکلات مورد اشاره شما ناظر به کنار گذاشته شدن روحانیت به عنوان مرجع علمی و اخلاقی مردم است که هم تبلیغات دشمنان به آن دامن زد و هم کوتاهی ها و غفلت های گسترده امثال ما.
موفق باشید.
@nasirigilani_ir
✳️ تفسیر حدیث: مُحَادَثَةُ الْعَالِمِ عَلَى الْمَزَابِلِ خَيْرٌ مِنْ مُحَادَثَةِ الْجَاهِلِ عَلَى الزَّرَابِيِّ
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيه ومُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: مُحَادَثَةُ الْعَالِمِ عَلَى الْمَزَابِلِ خَيْرٌ مِنْ مُحَادَثَةِ الْجَاهِلِ عَلَى الزَّرَابِيِّ
واژه «مزابل» جمع «مزبله» به معنای جای زباله است: «الزبل بالكسر: السرجين و موضعه مزبلة ومزبلة أيضا بضم الباء.» (الصحاح، ج 4، ص 1715) و واژه «زرابی» جمع «زِربی» است؛ به معنای بالشچه ها و گستردنی ها وهر چه که گسترده و بر آن تکیه شود: «الزرابي بالفتح والتشديد: الطنافس المخملة ، واحدها زربية مثلثة الزاي والزرابي : البسط أيضا وزرابي البيت: ألوانه ، وشبهوا ألوان البسط بها ، ومبثوثة مفرقة في مجالسهم بكثرة وفي القاموس الزرابي النمارق والبسط وكلما بسط واتكي عليه ، الواحد زربي يكسر ويضم.» (مجمع البحرین، ج 2، ص 78)
مزبله یا خاکدان؛ یعنی همان جایی که زباله و خس و خاشاک در آن می ریزند، جزو بی مقدارترین مکان ها به شمار می رود که هیچ انسان با طبع سلیم حاضر به توقف در آن نمی شود؛ تا چه رسد به آن که بر روی آن بنشیند و ساعتی به گفت و شنود بپردازد.
بی مقداری مزبله یا توقف و استراحت در آن در برخی از روایات نیز مورد تاکید قرار گرفته است؛ به عنوان نمونه در بخشی از یک روایت که به گفتگوی حضرت عیسی (ع) با یاران ایشان اختصاص یافته، چنین آمده است: «فَالْتَفَتَ عِيسَى (ع) إِلَى الْحَوَارِيِّينَ فَقَالَ: يَا أَوْلِيَاءَ اللَّه أَكْلُ الْخُبْزِ الْيَابِسِ بِالْمِلْحِ الْجَرِيشِ والنَّوْمُ عَلَى الْمَزَابِلِ خَيْرٌ كَثِيرٌ مَعَ عَافِيَةِ الدُّنْيَا والآخِرَةِ.» خوردن نان خشک با نمک نیم کوفته و خواب بر خاکدان در صورتی که همراه با عافیت دنیا و آخرت باشد، خیر بسیار است. چنان که پیداست در این روایت خوابیدن در زباله دان به عنوان نماد محرومیت از نعمت های دنیوی برشمرده است.
در روایت دیگر به نقل از امام صادق (ع) چنین آمده است: «مَرَّ رَسُولُ اللَّه (ص) بِجَدْيٍ أَسَكَّ مُلْقًى عَلَى مَزْبَلَةٍ مَيْتاً فَقَالَ لأَصْحَابِه كَمْ يُسَاوِي هَذَا فَقَالُوا لَعَلَّه لَوْ كَانَ حَيّاً لَمْ يُسَاوِ دِرْهَماً فَقَالَ النَّبِيُّ ص والَّذِي نَفْسِي بِيَدِه لَلدُّنْيَا أَهْوَنُ عَلَى اللَّه مِنْ هَذَا الْجَدْيِ عَلَى أَهْلِه (الکافی، ج 2، ص 139) به استناد این روایت دنیا از نگاه رسول اکرم (ص) از بچه میشی که گوش آن بریده شده و بر زباله دانی افتاده باشد، بی مقدارتر است.
نیز نقل شده که حضرت امیر (ع) از کنار مزبله ای عبور می کرد و فرمود: این زباله ها همان است که اهل بخل نسبت به آن بخل و رقابت داشتند: «وقَدْ مَرَّ بِقَذَرٍ عَلَى مَزْبَلَةٍ - هَذَا مَا بَخِلَ بِه الْبَاخِلُونَ - ورُوِيَ فِي خَبَرٍ آخَرَ أَنَّه قَالَ - هَذَا مَا كُنْتُمْ تَتَنَافَسُونَ فِيه بِالأَمْسِ» (حکمت، 195)
نیز در روایت دیگر در باره حضرت یوسف (ع) چنین آمده است: «أن يوسف (ع) مر في موكبه على امرأة العزيز وهي جالسة على مزبلة فقالت: الحمد لله الذي جعل الملوك بمعصيتهم عبيدا ، وجعل العبيد بطاعتهم ملوكا أصابتنا فاقة فتصدق علينا . (الامالی، ص 52)
بر این اساس، برتری گفت و شنود با عالم بر روی مزبله با گفت و شنود با جاهل بر روی فرش به معنای آن است که نشست و برخاست با عالم در هر حال از نشست و برخاست با جاهل برتر است. از این جهت در این روایت مزبله یا بالشچه موضوعیت ندارد و معنای آن این است که همنشینی با عالم در هر حالتی که همراه با تنگنا و سختی باشد، بر همنشینی با جاهل برتری دارد.
راز این برتری آن است که وقتی انسان با عالم می نشیند بر دانش او افزوده می شود؛ برای حرکت به سوی رشد و کمال تشویق می شود؛ گره های علمی او باز می شود یا بر علم و دانش همنشینان افزوده می شود، اما در برابر همنشینی با جاهل بر جهل انسان می افزاید و چه بسا چنین نشستی آزار دهنده باشد؛ از جاهل عمل و حرکتی سر زند که معتقدات و باورهای فرد مورد سخریه قرار گیرد.
از این جهت همنشینی با عالم هم به علم و هم به عمل می افزاید و در برابر؛ همنشینی با جاهل افزون بر آن که از علم انسان می کاهد، در بُعد عملی باعث زیان می شود؛ مگر آن که شرایط و مقتضیات به گونه ای باشد که حضور عالم به رشد و تعالی جاهل منتهی گردد.
برگرفته از کتاب «تفسیر برگزیده کافی شریف» اثر استاد علی نصیری
🆔 @nasirigilani_ir
🌐 www.maref.ir
🔹 پرسش ارسالی یکی از دوستان فاضل
سلام علیکم و طاب صباحکم شیخنا الجلیل؛
پیرو روایت اخیرکه در گروه قرار دادید سوال این است که چطور خوابیدن در مزبله وخوردن نان خشک ونمک خشن باعافیت در دنیا قابل جمع است ... میفرماید ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنة و روايات حسنه را به راحتي در دنيا تفسير كرده اند وحسنه رتبه کمتری از عافیت دارد ...
ظاهر عافیت در دنیا با اینگونه امور قابل جمع نیست مگر با تجوز وتکلف در تفسیر عافیت.
علیکم السلام و رحمه الله
به استناد روایتی که در نهج البلاغه از حضرت امیر (ع) نقل شده است، نعمت دارای سه مرحله و سه مرتبه است:
اول ایمان به خداوند است دوم سلامتی بدن است و سوم کفاف و غنای مالی است.
در برابر فرمود که نقمت، شقاوت و نگون ساری هم سه مرحله دارد مرحله اول کفر و بی ایمانی است دوم بیماری است و سوم فقر است.
بر این اساس روایت مورد اشاره شما که در آن از عافیت دنیا سخن به میان آمده است را می توان به عافیت و سلامت جسمی تفسیر کرد چون در این روایت سخن از این است که اگر شخصی بر روی زباله دان زندگی بکند و قوت و غذای او نان خشک و نمکی نامناسب باشد، در صورتی که عافیت دنیا و آخرت داشته باشد، آدم سعادتمندی هست.
از این جهت جمع میان فقر و عافیت دنیا می تواند همین نکته باشد؛ یعنی می توان تصور کرد که فردی از نظر مالی فقیر باشد، ولی در عین حال دارای سلامت جسمانی باشد و سلامت جسمانی چون نعمت بسیار مهم و اساسی است، این می تواند آن فقر مالی را تدارک کند. در نتیجه چنین فردی انسان سعادتمند تلقی می شود.
موفق باشید.
@nasirigilani_ir
✳️ جایگاه باور به مهدویت در نظام فکری شیعه
«وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ»
پدیده «منجی گرایی» و «فرجام اندیشی» و باور ظهور انسانی والا در پایان هستی و در هم پیچیده شدن بساط ستم و پلشتی به شکلهای مختلف همچون تار و پودی در اندیشهها و آموزههای ادیان و اقوام و ملل مختلف جهان تنیده شده است. در کتب مقدس زرتشتیان همچون «زند»، «جاماسبنامه» و «یسنا» نیز از انتظار آمدن «خورشید جهان»، سوشیانس، یعنی نجاتدهندة بزرگ جهان گفتگو شده است. دربارة سایر ملل همچون اِسِنها، سلتها، اقوام اسکاندیناوی و یونانیان نیز گفته میشود که چشم به انتظار ظهور مصلحی بزرگ بهسر میبرند. عبرانیان منتظر قدوم مبارک «مسیح» نسلاً بعد نسل بودند و وعدة آن وجود مبارک... مکرراً در زبور و کتب انبیا، علیالخصوص در کتاب اشعیا داده شده است. بر این اساس زردتشتیان در انتظار «سوشیاسن»، یهودیان در انتظار «ماشیع»، مسیحان در انتظار «مسیح» و مسلمانان چشم به راه «مهدی» هستند.
در این بین نگرش شیعه به پدیده «منجی گرایی» از جهات عدیده دارای ویژگیها و برجستگیهای مخصوص به خود است. یکی از امتیازات نظریه منجی گرایی از نگاه شیعه اعتقاد به حضور کنونی منجی در میان مردم از یکسو و امکان دسترسی و برقراری ارتباط متقابل و دو سویه با او از سوی دیگر است؛ زیرا زردتشتیان، یهودیان و سایر مسلمانان اگر چه چشم به راه منجی موعود دوختهاند، اما با این حال بر این باوراند که این منجی هنوز چشم به جهان نگشوده و مقدر الهی چنین است که در فرجام تاریخ پا به عرصه کره خاکی خواهد گذاشت.
مسیحیان گرچه بخاطر اعتقاد به حیات کنونی عیسی(ع) با شیعیان در این جهت که به بقا و حیات کنونی منجی باور دارند، هم صدا هستند؛ اما از آن جهت که برای عیسی (ع) در دوران انتظار، نقش چندانی قایل نبوده و راه هرگونه ارتباط دو سویه میان مسیحیان و مسیح را مسدود میدانند، از نظریه شیعه در زمینه «منجی گرایی» همچنان فاصله دارند.
شیعه معتقد است که حضرت حجت× دوازدهمین وصی تعیین شده پیامبر| است که در سال دویست و پنجاه و پنج هجری قمری متولد شده و با شهادت پدر بزرگوارش؛ امام حسن عسگری(ع)، از سال سیصد هجری تاکنون مسئولیت سنگین هدایت علمی و معنوی امت اسلامی بکله فیضرسانی و نور افشانی به نام جهانیان را بسان خورشید پشت ابر بر عهده داشته و دارد.
با این نگاه، امام عصر# در تمام دوران گذشته با تمام تلخیها و شیرینیهای امت اسلامی، رخدادهای خُرد و کلان، پیروزیها یا شکستهای آنان، همراه بوده و بیآنکه بر حضور آشکار خود اصرار ورزد، وظایف الاهی خود را به انجام رسانده است. بر این اساس، اگر متوسط گذار هر نسل را هشتاد سال بدانیم، از دوران حیات امام زمان تا کنون حدود چهارده نسل جابجا شده است و امام تمام تلخیها و شیرینیها، شکستها و پیروزیها، غارتگریها و جنگهای ویرانگر؛ همچون غارتگری مغول و دو جنگ جهانی رخ داده را شاهد بوده است.
از سویی دیگر، براساس نظریه شیعه اراده الهی بر آن تعلق گرفته است تا امام عصر(ع) پس از ظهور، بساط دهها دین کهنه و جدیدِ برساخته و اندیشههای فلسفی الحادی را برچیند و به جای پراکندگی پیروان ادیان آسمانی، اسلام را در جهان گسترش دهد و به تقسیم دنیا به شمال و جنوب و انباشتن قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی در چند کشور محدود و سیطره همه جانبه آنان بر تمام ثروت و سازمانهای جهانی پایان دهد و در یک کلمه دین، اخلاق، معنویت و عدالت را در جهان حاکم سازد.
باری، مقرر است که حضرت حجت(ع) به تمام این کژرویها، پلیدیها و پلشتیها با مبارزهای نه لزوماً با همراهی خون و خونریزی، به مقابله پرداخته و حکومت جهانگیر خود را که آرزوی چند هزار ساله تمام انبیاء و اولیاء الهی و مصلحان خیراندیش عالم است، عینیت بخشد.
📙برگرفته از کتاب «آموزه های مهدوی» اثر استاد علی نصیری
👇کانال نشریه معارف:👇
https://eitaa.com/maarefmags_ir
خارج فقه جلسه ۱۲۶۱.mp3
9.98M
#خارج_فقه (سال چهاردهم)
🔸 #وسائل الشیعه #کتاب_الحدود_و_التعزیرات:
أَبْوَابُ حَدِّ الزِّنَا
🔹 جلسه 1261
🗓 یکشنبه 15 مهر 1403
🔻مـبـاحـث ایـن جـلسـه:
بررسی فقهی روایات: «بَابُ أَنَّهُ إِذَا شُهِدَ عَلَى الْمَرْأَةِ بِالزِّنَا فَشَهِدَ لَهَا النِّسَاءُ بِالْبَكَارَةِ قُبِلَتْ شَهَادَتُهُنَّ وَ سَقَطَ الْحَدُّ»
@nasirigilani_ir
خارج تفسیر جلسه ۲۰۶.mp3
12.83M
📚 #خارج_تفسیر (سال پنجم)
🔹 جلسه: 206
🗓 یکشنبه 15 مهر 1403
🔻مـبـاحـث ایـن جـلسـه:
ادامه تفسیر آیات شریفه:
«وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیاطِینُ عَلَی مُلْک سُلَیمَانَ وَمَا کفَرَ سُلَیمَانُ وَلَکنَّ الشَّیاطِینَ کفَرُوا یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَی الْمَلَکینِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّی یقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَکفُرْ فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَیتَعَلَّمُونَ مَا یضُرُّهُمْ وَلَا ینفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنْ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یعْلَمُونَ وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَیرٌ لَوْ کانُوا یعْلَمُونَ» (بقره، 102 – 103)
@nasirigilani_ir