زمزمه ی مناجات با خدا – ایام اعتکاف
یا اِلهَ العاصین یا اِلهَ العاصین...
رو میگردانم من،دیگر از آن و این،که بر من ِ عاصی،هستی یارِ دیرین
هر لحظه نامت را،خوانم به تاب و تب،بیچاره بر دَرَت،رو آورده یا رب
در کوله بارِ خود،ای حیّ سبحانم،چیزی ندارم من،غیر از گناهانم
دلخوشیِ بنده،عنایتت باشد،فقط اُمید من،به رحمتت باشد
از فرط ِ گناهم،نبرده ام سودی،من بد بودم امّا،تو خوبی نمودی
بر حال خرابم،زاری نکردم من،جز معصیت دیگر،کاری نکردم من
شُهره به گُنه در،بازار تو بودم،تو فخر من بودی،من عار تو بودم
جانها فدای آن،نورِ عالَمینت،در گذر از جرمم،به حقّ حسینت
یا رب مرا دیگر،عبد خدایی کن،مرا چو خوبانت،کرببلایی کن
کاری کن بمیرم،با عشق ثارالله،ذکر لبم باشد،یا اباعبدالله
یا اباعبدالله یا اباعبدالله...
نمودی بر نیزه،تلاوت قرآن،جانها به قربانت،یا ذبیحَ العطشان
یا اباعبدالله یا اباعبدالله...
ای سرت بر نیزه،ای تنت به صحرا،باَبی اَنتَ وَ،اُمّی یا ثارالله
یا اباعبدالله یا اباعبدالله...
@navaye_asheghaan
*چشمانِ پر از اشک و،روی سیه آوردم
بر درگه ِ لطف تو،کوه گنه آوردم
اَستَغفِرُکَ یا رب اَستَغفِرُکَ یا رب...
*ای خالق بی همتا،حیّ ِ صمدِ اعلا
رو بر درت آوردم،با ناله ی یا زهرا،اَستَغفِرُکَ یا رب...
*بر شمع تجلایت،دل گشته چو پروانه
بیچاره کجا دارد،غیر از درِ این خانه اَستَغفِرُکَ یا رب...
*عُمرم همه شد صرف ِ،عصیان و تباهی ها
بر گو چه کنم من با،این نامه سیاهی ها اَستَغفِرُکَ یا رب...
*رو بر تو نمودم با،این دیده ی گریانم
از فرط گناهانم،دلخون و پشیمانم اَستَغفِرُکَ یا رب...
*هر چند سیه رویم،در راهِ ولا هستم
من گریه کنِ داغ ِ،شاهِ شهدا هستم مظلوم حسین جانم...
*بگذر ز گناه ِ من،حقّ شه ِ بی لشگر
آنکه شده در گودال،لب تشنه تنش بی سر مظلوم حسین جانم...
*آقای غریبی که،چون لاله ی پرپر شد
شرح ِ غم ِ هجرانش،سوز دل مادر شد مظلوم حسین جانم...
*آقای غریبی که،در غربت ِ بی پایان
از کرببلا تا شام،خوانده روی نی قرآن مظلوم حسین جانم...
@navaye_asheghaan
مدح میلاد امام زمان عج
ای مَه و مهتاب سلامٌ عَلَیْک
روشنی آب سلامٌ عَلَیْک
منتظران دیده براه تواَند
منتظر صبح نگاه تواَند
ماه تر از ماه تویی در زمین
نَصْرُ مِنَ الله تویی در زمین
نور رخت آینه ی مطلق است
آمدنت جلوه ی جاءَالْحَق است
پرده برانداز ز رخسار خود
یک نظر انداز به بیمار خود
منتظر روی تواَم خود ببین
دربِدَر کوی تواَم خود ببین
در ره تو بی سر و سامان منم
مشتعل از آتش هجران منم
کاش به دل جلوه ی هستت رسد
دستِ تهیدست به دستت رسد
ای تو تجلّیگه نُورُالْهدی
صاحب تیغ دو دم مرتضی
در کف تو با همه ی اقتدار
فخر و مباهات کند ذوالفقار
ای پسر مقتدر بوتراب
شمس و قمر روی تو باشد ، بتاب
منجی هر غرقه به توفان تویی
منتقم خون شهیدان تویی
از تو شود خانه ی عصیان خراب
پایه ی هر فتنه و طغیان خراب
ای ز وجود تو جهان در امان
دست خداوند تویی بی گمان
می شود ای عشق امانم دهی
خیمه ی خود را تو نشانم دهی
گرچه به شوق رخ تو زیستم
« لایق دیدار تو من نیستم »
از دل من آتش بُحران ببر
گوشه ی چشمی بنما جان ببر
بی تو خزان همسفر باغ هاست
وصل تو پایان همه داغ هاست
رخ بنما چون که بهاران تویی
مژده ی جوشیدن باران تویی
باز به بار و دل ما را ببر
از دل ما غیر خدا را ببر
ساعت دلهای نرفته به حجّ
کوک شده ، کوک به وقت فرج
دیده و دلها شده در التهاب
کی فرج ات می رسد ای آفتاب
ما که دعاگوی فرج گشته ایم
مُحرم روی تو به حجّ گشته ایم
وصل تو باشد همه ی حجّ من
سوی تو زد نبض خدا سنج من
دل که شود جاذبه اش معنوی
فرق ندارد غزل و مثنوی
حجّت معبود سلامٌ عَلَیْک
مهدی موعود سلامٌ عَلَیْک
در همه جا حاضری و نیستی
غایبِ مشهود سلامٌ عَلَیْک
یوسف کنعانیِ مصر وجود
نغمه ی داوود سلامٌ عَلَیْک
ای که تویی عاشق دلداده را
مقصد و مقصود سلامٌ عَلَیْک
ای همه دریای صداقت درود
جاریِ هر رود سلامٌ عَلَیْک
انجمن آرای دلِ سالکان
طالعِ مسعود سلامٌ عَلَیْک
ای که وجود تو همه مصطفاست
احمد و محمود سلامٌ عَلَیْک
«یاسر» دلخسته به دیباچه اش
بهر تو بسرود سلامٌ عَلَیْک
@navaye_asheghaan
من خجالت زده از تو هستم
بر سر کوی لطفت نشستم
گِرد الطاف تو در طوافم
مُحرم وادی اعتکافم
گرچه عاصیّ و نامه سیاهم
دادی یک بار دیگر تو راهم
قلبم از شعله ها پرشرر شد
عمرمن درگناهان به سر شد
ای خدا غفلت آواره ام کرد
نفس عمّاره بیچاره ام کرد
هستم ای مهربان عبد رسوا
ای خدا کن مرا اهل تقوی
کن مرا اهل نور و سعادت
اهل قرآن و ذکر و عبادت
من که بیگانه ام با مناجات
هم به توحید و یاسین و صافات
تحفه ای بر من بی وفا ده
درد بی دردی ام را شفا ده
یا رب ای خالق حیّ منّان
نور دانش به قلبم بتابان
کن عنایت شوم عبد گمنام
زینت را قرآن و اسلام
بار الها مرا کن عطایی
چون شهیدان شوم کربلایی
مثل جان بر کفان خمینی
کن مرا فاطمی و حسینی
آن حسینی که نامت صدا زد
بین گودال خون دست و پا زد
آن حسینی که عطشان فدا شد
ماه تابنده ی نیزه ها شد
@navaye_asheghaan
مناجات با امام زمان عج
چون مهر به نورِ خود پیدایی و پنهانی
با آنکه زمن دوری نزدیک تر از جانی
اوصافِ کمالت را آیاتِ جمالت را
میخوانم و می بوسم انگار که قرآنی
از صوت تو مبهوتم در حسن تو حیرانم
تو حضرتِ داوودی یا یوسفِ کنعانی
من با تو و تو با من، انصاف کجا رفته؟
من کمترم از مور و تو فوقِ سلیمانی
من زخم و تویی مرهم ، من درد و تویی درمان
من خشکی و تو دریا ، من تشنه تو بارانی
من بر سر راه تو چون گوی به چوگانم
تو در دلِ زار من ، چون نوح به طوفانی
با گل کنمت تشبیه یا با نَفَسِ عیسی
هم خوب تر از اینی ، هم پاک تر از آنی
قرآن به تو می نازد عترت به تو می بالد
تو منتقم خون سالارِ شهیدانی
یا ابن الحسن دورت بگردم آقا .. گفت رفیقم تا تیر خورد ، داشت جون میداد ، زود اومدم سرشُ به دامن گرفتم ، همچین که نفسایِ آخرش بود چشمشُ باز کرد گفت بزار سرم رو زمین بمونه .. گفتم رفیق مگه چی شده ؟ ..
گفت یادته میرفتیم تو روضه ها...
( بریده بریده می گفت ) گفتم آره " گفت یه شب خیلی گریه کردم گفتم یابن الحسن یه آرزو دارم وقتِ جون دادن سرم رو پایِ شما باشه ...
سرمُ بزار رو خاکا بلکه صاحبم بیاد ...
امشب منم اومدم بگم یابن الحسن بلاگردونتم ..
دوس دارم وقتِ جون دادن سرم رو پایِ شما باشه .. هرکی امشب اومده با امام زمان کار داره صدا بزنه :
یاابن الحسن ....
@navaye_asheghaan
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
معتکف در بیتت شدم به ناله و آه
بیچاره منم که هستم اسیر گناه
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
زلال رحمت را بر قلبم جاری کردی
هر چه بد بودم تو آبرو داری کردی
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
فرار از تو کردم به تقلید از اشقیا
من رفتم امّا تو دوباره گفتی بیا
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
بهار دلم را شور خزانی دادم
جواب لطفت را با نا فرمانی دادم
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
دلم با مهر تو دیگر قرین نمیشد
ببخشید ، ای خدا بدتر ازین نمیشد
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
امّا یا الهی خجل و مضطر گشتم
بر درخانه ات ببین که من برگشتم
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
قلب من قلب من از لطف توآکنده
مهربام مهربان شرمنده ام شرمنده
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
از بهر نگاهت دارم هر لحظه آوا
از جرمم گذرکن یا رب به حقّ زهرا
من هستم رو سیاه یا رب استغفر ا...
او که بر مصحف توسوره کوثر بود
زهرایی که دار و ندار پیغمبر بود
فاطمه فاطمه فاطمه یا فاطمه
زهرایی که گردید ولایت را علمدار
او که مجروحه شد در بین در و دیوار
فاطمه فاطمه فاطمه یا فاطمه
زهرایی که چون گل شد بعد بابا پرپر
محسنش فدا شد درراه عشق حیدر
فاطمه فاطمه فاطمه یا فاطمه
اگربر فاطمه کینه روا نمیشد
بر زینب درگودال ظلم و جفا نمیشد
یا حسین یا حسین ای تشنه لب یا حسین...
ناله زد دختری انا بنت المظلومة
اُنظُر یا ابتا عمّتی المضروبة
یا حسین یا حسین ای تشنه لب یا حسین...
@navaye_asheghaan
پرگناه آمدم یا الهی
روسیاه آمدم یا الهی
یا الهی....
من خجالت زده از تو هستم
بر سر کوی لطفت نشستم
گِرد الطاف تو در طوافم
مُحرم وادی اعتکافم
گرچه عاصیّ و نامه سیاهم
دادی یک بار دیگر تو راهم
قلبم از شعله ها پرشرر شد
عمرمن درگناهان به سر شد
ای خدا غفلت آواره ام کرد
نفس عمّاره بیچاره ام کرد
هستم ای مهربان عبد رسوا
ای خدا کن مرا اهل تقوی
کن مرا اهل نور و سعادت
اهل قرآن و ذکر و عبادت
من که بیگانه ام با مناجات
هم به توحید و یاسین و صافات
تحفه ای بر من بی وفا ده
درد بی دردی ام را شفا ده
یا رب ای خالق حیّ منّان
نور دانش به قلبم بتابان
کن عنایت شوم عبد گمنام
زینت را قرآن و اسلام
بار الها مرا کن عطایی
چون شهیدان شوم کربلایی
مثل جان بر کفان خمینی
کن مرا فاطمی و حسینی
آن حسینی که نامت صدا زد
بین گودال خون دست و پا زد
آن حسینی که عطشان فدا شد
ماه تابنده ی نیزه ها شد
@navaye_asheghaan