.
#صلواتی
#میلاد_امیرالمؤمنین
گیتی گِله کرد و عدل را طالب شد
خورشید دمید و نور حق غالب شد
آمیخـته بـزم عرشیان با صلـوات
میـلاد علی ابن ابیطالب«ع» شد
#محمدجواد_منوچهری ✍
.
@navaye_asheghaan
تسنیم قطره قطره مهیای شستشو
تسبیح دانه دانه بگیرد در آن وضو
شاید ستاره گون بشود گرم گفتگو
گوید درود بر خودش و اهل بیت او
آنگاه اله نیم نگاهی به ما کند
مفتاح فاطمی دل این قفل وا کند
باید تمام مهریه اش را گلاب کرد
از کاسه جهیزیه اش کسب آب کرد
با برگ های یاس ازاسمش کتاب کرد
تسبیح را به ابجد نامش حساب کرد
آنگاه گفت عرض سلامی به فاطمه
شاید رود از این دل پر غصه واهمه
باید به پا کند این شعر کفش نور
از ماورای نور کند این قلم عبور
مریم ،خدیجه ،آسیه ها را کند مرور
در کعبه اعتکاف کند با شعور و شور
تا دوزد از پناه کسا قدر سوزنی
تا بوید از امان عبا عطر بودنی
باید به نام نامی مادر قیام کرد
باید به لحن فضه و قران سلام کرد
باید که ختم نور به ماه تمام کرد
باید که اقتدا به قیام امام کرد
تا دست را به دسته ی دستاس او رساند
تا واژه های شعر به احساس او رساند
زینت کریمی نیا
@navaye_asheghaan
(زبانحال حضرت علی علیهالسلام)
#شمع_کاشانهی_علی
ای مَه ِ آسمــــــان مهر و وفا
ای گل گلسِتان لطف و صفا
ای دُر دُرج قــــلزم توحــــــید
ای مَـــــــهِ برج عالم تجـــرید
ای بلند اخــــــتر سپـــــهر ولا
ای مهین دخت خســروِ بطحا
ای یگانه معـــــین و یاور من!
فاطمه! ای انیس و همسر من
رفتی و رفت جـــان من از تن
زندگی بی تو بدتـــر از مـردن
خود بگفتی ز ضــربت ســیلی
خصم دون کرده صورتت نیلی
شرم ، قنفذ نکـــــرد از رویت
تازیانه چــــــو زد به بازویت؟
لیک ناگفتی آن حرامی مست
با لگد پهلوی تو را بشکــــست
محسنات سقط شد زضربت در
تو نکردی مرا چگــــــونه خبر ؟
کار خود را به فضّــه فرمودی
راز خود را به فضّـــه بنمودی
که نبینـد علی مصــــــائب تو
نشــــود آگه از نوائـــــــب تو
کردی آن رازها نهـــــان از من
تا که شدفاش وقت غسل وکفن
بلکه گفتی که مخفی از انظار
بسپارم تو را به خـــاک مزار
شب به خاکت همی نهان دارم
مخفی از چشم دشمنـان دارم
کس خــبر از مــــزار تو نشود
آگـــــه از رازِ کار تو نشـــــود
رمز آن گفته شد کنـــون افشا
کــــه ندانـد علی ، ملال تو را
جان به قـــــربان قبر گمنامت
وآن نـهانگاه بی در و بامــــت
جان من ازشرار داغ توسوخت
بر سر ِ قبر بی چراغ تو سوخت
بی تو شد شــام تار ، روز علی
سوخت عالم ز داغ و سوز علی
بی تو تاریک ، گشــته کاشـانه
از غمت خانه گــشته غمخــانه
تا تو در خـــــانهی علی بودی
شمــع کاشـــــانهی علی بودی
بی تو گردیده تلخ ، کام علی
که یکی گشته صبح و شام علی
بعدِ تو زندگی مراســـت حرام
که مرا بعد توســت کار ، تمام
گر مــــزارت نبُد ز خلق ، نهان
بود تعطیل ، بارگاهِ جهــــــان
کودکان تو شـــــام تا به سحر
وردشان هست ذکـــــر یا مادر
گوششان گربه نالهی پدر است
همه_چشم امیدشان به در است
یادِ روی توشمع خانهی ماست
روشنی بخش آشیانهی ماست
حالیا چــــون رَوی به نزد پدر
فاش کن ظلـم آن دو بداختر
چو برفــــتی به محضـــر بابا
گو علی را ، گذاشـــــــتم تنها
گو اگر کـودکان یتـــیم شدند
جمله بی مادر و لطــیم شدند
در حقیقت علی شدهست یتیم
بعد من گشته داغــدار و لطیم
کودکان را به من چه بسپردی
کاش با خود ، مرا تو میبردی
(شمس قم) بسکه از فراق تو سوخت
عالمی را ـ ز افتراق تو سوخت
روز و شب گوید ای مهین مادر
به فدای تو ، جانِ جـــــنّ و بشر
شادروان سید علیرضا شمس قمی
@navaye_asheghaan
Sorod_astanevsal118.mp3
524.2K
#امیرالمومنین_علیهالسلام_ولادت
سرود ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام
امشب خـدا از خـانـه اش جـلـوه نـموده
از چـهـرۀ وجه الله ش پـرده گــشــوده
رکن حرم شد چون گل شکوفا
در بیت حـق کن حق را تماشا
صاحب بیـت داور خوش آمد
حیدر خوش آمد حیدر خوش آمد
مولا علی جان؛ مولا علی جان (2 )
* بند دوم *
کعبه مشرف شد که جانـانش عـلـی شد
حق میزبان گردید و مهمانش عـلی شد
نــقــطــۀ بـائ بــسـم الله آمــد
قــرآن رسـیـده دسـت مـحـمـد
بر دست دلدار دلبر خوش آمد
حیدر خوش آمد حیدر خوش آمد
مولا علی جان؛ مولا علی جان (2 )
* بند سوم *
قـرآن نـاطـق می کـنـد قــرآن تــلاوت
عـطـر کـلامش بر حـرم داده طـراوت
بر اهـل ایـمـان شد معنیِّ دین
بوسد لـبـش را لبـهـای یاسیـن
ساقیِّ حوض کوثر خوش آمد
حیدر خوش آمد حیدر خوش آمد
مولا علی جان؛ مولا علی جان (2 )
* بند چهارم *
این خانه بی نام علی بیت الشرف نیست
کعبه مقامی دارد اما چون نجف نیست
دین بی ولای او نا تـمام است
هرجا نهد پا بیت الحرام است
شافع به روز محشر خوش آمد
حیدر خوش آمد حیدر خوش آمد
مولا علی جان؛ مولا علی جان (2 )
شاعر: میثم مؤمن نژاد
@navaye_asheghaan
زمزمه ی مناجات با خدا – ایام اعتکاف
یا اِلهَ العاصین یا اِلهَ العاصین...
رو میگردانم من،دیگر از آن و این،که بر من ِ عاصی،هستی یارِ دیرین
هر لحظه نامت را،خوانم به تاب و تب،بیچاره بر دَرَت،رو آورده یا رب
در کوله بارِ خود،ای حیّ سبحانم،چیزی ندارم من،غیر از گناهانم
دلخوشیِ بنده،عنایتت باشد،فقط اُمید من،به رحمتت باشد
از فرط ِ گناهم،نبرده ام سودی،من بد بودم امّا،تو خوبی نمودی
بر حال خرابم،زاری نکردم من،جز معصیت دیگر،کاری نکردم من
شُهره به گُنه در،بازار تو بودم،تو فخر من بودی،من عار تو بودم
جانها فدای آن،نورِ عالَمینت،در گذر از جرمم،به حقّ حسینت
یا رب مرا دیگر،عبد خدایی کن،مرا چو خوبانت،کرببلایی کن
کاری کن بمیرم،با عشق ثارالله،ذکر لبم باشد،یا اباعبدالله
یا اباعبدالله یا اباعبدالله...
نمودی بر نیزه،تلاوت قرآن،جانها به قربانت،یا ذبیحَ العطشان
یا اباعبدالله یا اباعبدالله...
ای سرت بر نیزه،ای تنت به صحرا،باَبی اَنتَ وَ،اُمّی یا ثارالله
یا اباعبدالله یا اباعبدالله...
@navaye_asheghaan
*چشمانِ پر از اشک و،روی سیه آوردم
بر درگه ِ لطف تو،کوه گنه آوردم
اَستَغفِرُکَ یا رب اَستَغفِرُکَ یا رب...
*ای خالق بی همتا،حیّ ِ صمدِ اعلا
رو بر درت آوردم،با ناله ی یا زهرا،اَستَغفِرُکَ یا رب...
*بر شمع تجلایت،دل گشته چو پروانه
بیچاره کجا دارد،غیر از درِ این خانه اَستَغفِرُکَ یا رب...
*عُمرم همه شد صرف ِ،عصیان و تباهی ها
بر گو چه کنم من با،این نامه سیاهی ها اَستَغفِرُکَ یا رب...
*رو بر تو نمودم با،این دیده ی گریانم
از فرط گناهانم،دلخون و پشیمانم اَستَغفِرُکَ یا رب...
*هر چند سیه رویم،در راهِ ولا هستم
من گریه کنِ داغ ِ،شاهِ شهدا هستم مظلوم حسین جانم...
*بگذر ز گناه ِ من،حقّ شه ِ بی لشگر
آنکه شده در گودال،لب تشنه تنش بی سر مظلوم حسین جانم...
*آقای غریبی که،چون لاله ی پرپر شد
شرح ِ غم ِ هجرانش،سوز دل مادر شد مظلوم حسین جانم...
*آقای غریبی که،در غربت ِ بی پایان
از کرببلا تا شام،خوانده روی نی قرآن مظلوم حسین جانم...
@navaye_asheghaan
مدح میلاد امام زمان عج
ای مَه و مهتاب سلامٌ عَلَیْک
روشنی آب سلامٌ عَلَیْک
منتظران دیده براه تواَند
منتظر صبح نگاه تواَند
ماه تر از ماه تویی در زمین
نَصْرُ مِنَ الله تویی در زمین
نور رخت آینه ی مطلق است
آمدنت جلوه ی جاءَالْحَق است
پرده برانداز ز رخسار خود
یک نظر انداز به بیمار خود
منتظر روی تواَم خود ببین
دربِدَر کوی تواَم خود ببین
در ره تو بی سر و سامان منم
مشتعل از آتش هجران منم
کاش به دل جلوه ی هستت رسد
دستِ تهیدست به دستت رسد
ای تو تجلّیگه نُورُالْهدی
صاحب تیغ دو دم مرتضی
در کف تو با همه ی اقتدار
فخر و مباهات کند ذوالفقار
ای پسر مقتدر بوتراب
شمس و قمر روی تو باشد ، بتاب
منجی هر غرقه به توفان تویی
منتقم خون شهیدان تویی
از تو شود خانه ی عصیان خراب
پایه ی هر فتنه و طغیان خراب
ای ز وجود تو جهان در امان
دست خداوند تویی بی گمان
می شود ای عشق امانم دهی
خیمه ی خود را تو نشانم دهی
گرچه به شوق رخ تو زیستم
« لایق دیدار تو من نیستم »
از دل من آتش بُحران ببر
گوشه ی چشمی بنما جان ببر
بی تو خزان همسفر باغ هاست
وصل تو پایان همه داغ هاست
رخ بنما چون که بهاران تویی
مژده ی جوشیدن باران تویی
باز به بار و دل ما را ببر
از دل ما غیر خدا را ببر
ساعت دلهای نرفته به حجّ
کوک شده ، کوک به وقت فرج
دیده و دلها شده در التهاب
کی فرج ات می رسد ای آفتاب
ما که دعاگوی فرج گشته ایم
مُحرم روی تو به حجّ گشته ایم
وصل تو باشد همه ی حجّ من
سوی تو زد نبض خدا سنج من
دل که شود جاذبه اش معنوی
فرق ندارد غزل و مثنوی
حجّت معبود سلامٌ عَلَیْک
مهدی موعود سلامٌ عَلَیْک
در همه جا حاضری و نیستی
غایبِ مشهود سلامٌ عَلَیْک
یوسف کنعانیِ مصر وجود
نغمه ی داوود سلامٌ عَلَیْک
ای که تویی عاشق دلداده را
مقصد و مقصود سلامٌ عَلَیْک
ای همه دریای صداقت درود
جاریِ هر رود سلامٌ عَلَیْک
انجمن آرای دلِ سالکان
طالعِ مسعود سلامٌ عَلَیْک
ای که وجود تو همه مصطفاست
احمد و محمود سلامٌ عَلَیْک
«یاسر» دلخسته به دیباچه اش
بهر تو بسرود سلامٌ عَلَیْک
@navaye_asheghaan
من خجالت زده از تو هستم
بر سر کوی لطفت نشستم
گِرد الطاف تو در طوافم
مُحرم وادی اعتکافم
گرچه عاصیّ و نامه سیاهم
دادی یک بار دیگر تو راهم
قلبم از شعله ها پرشرر شد
عمرمن درگناهان به سر شد
ای خدا غفلت آواره ام کرد
نفس عمّاره بیچاره ام کرد
هستم ای مهربان عبد رسوا
ای خدا کن مرا اهل تقوی
کن مرا اهل نور و سعادت
اهل قرآن و ذکر و عبادت
من که بیگانه ام با مناجات
هم به توحید و یاسین و صافات
تحفه ای بر من بی وفا ده
درد بی دردی ام را شفا ده
یا رب ای خالق حیّ منّان
نور دانش به قلبم بتابان
کن عنایت شوم عبد گمنام
زینت را قرآن و اسلام
بار الها مرا کن عطایی
چون شهیدان شوم کربلایی
مثل جان بر کفان خمینی
کن مرا فاطمی و حسینی
آن حسینی که نامت صدا زد
بین گودال خون دست و پا زد
آن حسینی که عطشان فدا شد
ماه تابنده ی نیزه ها شد
@navaye_asheghaan