9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهت گیری به سوی ظهور
در این عالم یک پروژهی بزرگ در حالِ پیش رفتن است: «ظهور حضرت حجت عج». این جدیترین و بزرگترین مأموریتی است که در کلِ تاریخِ خلقت تعریف شده.
توی این نقشهی عظیم، ایران فقط یک نقطهی جغرافیایی نیست؛ یک «قرارگاه» است.
اما سوالِ اصلی اینجاست: در این قرارگاهِ بزرگ، جایگاهِ من کجاست؟
اگر هر کدام از ما نفهمیم کجای این پازل ایستادهایم، عمرمان را در پروژههای فرعی و کوچک تلف کردهایم.
«جهتگیری» یعنی پیدا کردنِ همین نقطهی اتصال؛ یعنی بفهمی خدا تو را برای باز کردنِ کدام گره در این مسیرِ جهانی آفریده است.
📍محتوای کامل تر این ارائه در وب سایت "جهت گیری"
🔗 زیلینک | جهتگیری https://zil.ink/jahatgirii
#جهت_گیری
#ظهور
#امام_زمان
در الغارات اینگونه بیان شده که معاویه «سفیان بن عوف غامدی» (و در روایتی دیگر ضحاک یا بسر) را فرستاد و به او دستور داد مردم بیگناه را بکشد تا تقصیر ناامنی را گردن علی (ع) بیندازد:
«...فَاقتُل مَن لَقِیتَ مِمَّن لَیسَ هُوَ عَلی مِثلِ رَأیِکَ، وَ اَخِرب کُلَّ مَا مَرَرتَ بِهِ مِنَ القُرَی، وَ احْرَبِ الاَموَالَ، فَاِنَّ حَربَ الاَموَالِ شَبِیهٌ بِالقَتلِ وَ هُوَ اَوجَعُ لِلقَلبِ.»
ای سفیان! این غارتها بر اهل عراق دلهایشان را به هراس میافکند، و هر کس را که در دل به ما تمایل دارد و در فکر جدا شدن از آنان است، جرئت میبخشد، و هر که از حوادث میترسد، به سوی ما میکشاند.
هر روستایی را که از آن میگذری ویران کن؛ و هر کس را که دیدی و بر عقیده تو نیست، به قتل برسان؛ و اموال را به غارت ببر، که غارت مال همانند کشتن است، بلکه برای دلها دردناکتر و سوزانندهتر است.
و علی علیه السلام در نهج البلاغه چنین از پروپاگاندای دستگاه رسانه ای دشمنان علی که خود خون میریزند و خودشان مدعی میشوند شکوه میکند:
«وَ إِنَّهُمْ لَيَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَكُوهُ وَ دَماً هُمْ سَفَكُوهُ»
اينان حقّى را مىخواهند كه خود ترك كردند، و خونى را مىطلبند كه خود ريختند
بله مراقب باشیم باز هم فرزندان معاویه و شیطان، سردمداران جزیره اپستین طلبکاران خون ریزی خود نشوند!
@nazare3
🔴یادداشت اول: شبی که تقدیر رفتن رقم خورد
بسم ربّ المهدی
ما را به سختجانی خود این گمان نبود.
🔻شبهای قدری که تقدیر امسال رقم میخورد، طلبیدند یک دهه پابوس امام رضا علیهالسلام باشم. دلشورهٔ عجیبی در دلم افتاده بود که امسال تقدیر رفتن آقا رقم میخورد. چرا؟ نمیدانستم. اما عجیب در دلم افتاده بود.
🔻یکی از دوستانم بعداً نقلی از آقای جاودان – حفظهالله – هم فرمودند که «خلاصه نگران باشید». دیگر آتش گرفتم. یکی دو تا از گروههای دوستانه را هم التماس کردم این شبهای قدر برای این موضوع دعای خاص کنید. به امام رضا علیهالسلام التماس کردم به قلم محو و اثبات واسطه شوند آقا امام زمان عجلالله تعالی فرجه چنین تقدیری را امضا نکنند. التماس کردم جان خودم و بچهها و خانوادهام را بگیرند و چنین چیزی نشود.
🔻باز به دلم مراجعه کردم ببینم راضی هستم یا الکی این جملات را میگویم. گفتم شما که میتوانید چنین هم نکنید، اما اگر تنها به این بشود، به خدا که راضیم خودم را بکشید و ولو فقط چند روز سایهٔ این سید بر سر این مملکت و جهان مظلوم مستضعفان بیشتر باقی بماند. باز خواستم اگر قرار است چنین شود و امر الهی لایتغیر است، شما را به خدا قبلش مرا شهید کنید.
🔻راستش از نوجوانی بود یا همان اوایل جوانی، شاید بیست سال قبل، بارها و بارها از خدا خواسته بودم که من تصویری از دنیای بدون خامنهای ندارم! مگر قبلش ظهور شده باشد. اما حتی نمیتوانم تصور کنم که چنین روزی زنده باشم. بارها خواستم که مرا به چنین روزی مبتلا نکن.
🔻آخر میدانید؟ ما خدا و قرآن و امام زمان علیهالسلام را هم با خامنهای شناخته بودیم، چه رسد به آرمان و عزت و نورانیت، چه رسد به دنیا و سیاست و مدیریت و...
🔻چند ساعت قبل از شهادت آقا، داشتم برای یک جمع جوان با آب و تاب از مکتب امام و بینظیر بودن خمینی و خامنهای در طول دوران غیبت در بین تمام علما سخن میگفتم. میگفتم: ببین من طلبه شدم تا ببینم اسلام چیست؟ دیدم سقفی بلندتر از فهم خمینی به تفسیر خامنهای از اسلام ناب محمدی صلواتالله علیه و آله، اسلام قرآن و امام زمان، برای ما در دسترس نیست! باقی حوزه که مدارش مکتب امام نیست، اگر بر طریق شرک خفی و جلی یا اسلام آمریکایی نروند، یک اسلام سنتی حداقلی دور از افقهای قرآن بیشتر برای عرضه ندارند. این دو نفر، فقیهِ فقه اکبرند، نه یک متخصص فقه شناسی چهار احکام رساله... گفتم اینها ولیفقیه در حد نظریهٔ ولایت فقیه کتابهای فقه و مقبولهٔ عمر بن حنظله، سیرهٔ متشرعه بر ضرورت رجوع و اصل ۵۷ و ۱۱۰ قانون اساسی نیستند؛ اینها قلههای آن دو حرف از ۲۷ حرف علم دورهٔ غیبتند. اینها واقعاً ما را با مفهوم امامت آشنا کردند...
🔻چه میدانستم که تنها چند ساعت بعد قرار است چه خاکی بر سرم بشود. این ذهن مخروبهٔ جوّال هر بار که میخواست به تحلیل دنیای بدون خامنهای برسد، دل محکم به او میگفت: ساکت! تو آن روز باید مرده باشی، خیلی قبلتر پیشمرگش شده باشی.
🔻این دو سال و نیم بعد از طوفانالاقصی، که عقل تحلیلی به ما میگفت سیر حوادث با این وضعیت چنین خواهد شد که گروههای مقاومت یکبهیک ضربههای جبرانناپذیر میخورند ولو در باطن قوی شوند، ماجرا به جنگ مستقیم ایران خواهد رسید، به مکر عدهای در داخل و جنایت یهود خبیث و آمریکای شیطان، اینها به دنبال ترور آقا هم میروند! و مثل سیر و سرکه میجوشیدم و این همه مُخدری که در صحنه میدیدم نفسم را میبرید و دلم را به آتش میکشید. در دل میگفتم بابا نه، امکان ندارد. خدا نمیگذارد تاوان خطاهای ما به اینجاها برسد. خدا همه چیز ما را ممکن است بگیرد: رئیسی را، سید حسن آن قلهٔ یگانه را، سوریه را... اما در این یکی به ما رحم میکند. ما نمیتوانیم، ایران کشش این را ندارد.
🔻شب عاشورا که آخرین باری بود چشمم به جمال نورانیاش از نزدیک منور شد، با کلی هیجان در دلم گفتم: پس خطر رفع شد، خدا یک سال دیگر هم به ما رحم کرده.
🔻پارسال که سید حسن ما را برای تشییع فراخواند، خیلی با دقت و جزئیات حال و روز حزبالله و جامعهٔ لبنان را وارسی میکردم. چرایی این ابتلا برایم مهم بود. اینکه این جامعهٔ مؤمنین «کَزبر الحدید» را خدا به چه دلیل به این ابتلا رساند؟ به نکتهای رسیدم که در آخرین یادداشتم از لبنان پارسال منتشر کردم. برداشتم این شد که در مسیر توحیدیتر شدن جامعهٔ مؤمن لبنان، امتحان بعدی خدا در اتکای مستقیم به حق بدون وجود هر غیری است؛ لبنان باید به جهان تکیه نکند، مستقیمتر و تنها بر خود خدای تبارک و تعالی و امام غایب تکیه کند، و به دوران شکلگیری امامت خودِ امت و عبور از دوران امامت ویژهٔ یک نایب قهرمان برسد! یعنی گام بعدی رشد این جامعه، امامت در قالب امت و حلقههای پیشتاز میانی امت را باید بچشد. پس مبتلاست به اینکه رهبری در سطح سید حسن و سید هاشم نخواهد دید.
(ادامه متن در پیام بعد)
#نظر_سومـــ
@nazare3
نظر سوم
🔴یادداشت اول: شبی که تقدیر رفتن رقم خورد بسم ربّ المهدی ما را به سختجانی خود این گمان نبود. 🔻ش
🔴 یادداشت دوم: حالا رسید همان دنیایی که از آن میترسیدم
🔻این دل لامصب دائماً میگفت: خب به ما چه! اینکه راجع به موقعیت ما نیست. جامعهٔ ایران که هنوز به چنین رشدی نرسیده که با یک ولیفقیه عدول کرده تا حد ولیفقیه قانونی و نه قلههایی مثل خمینی و خامنهای، اصلاً باقی بماند! اصلاً مگر میشود؟! بابا بقای خود حزبالله لبنانش هم به سایهٔ علی خامنهای است. مگر میشود امام زمان ما را اینچنین رها کند؟!
🔻حالا رسید همان دنیایی که از آن میترسیدم. و من مثل کودکی که هیچ شناختی از چنین دنیایی ندارد، هیچ فکر و تحلیل و اطلاعی از این دنیا ندارد، فقط مطمئن است به خدا و صاحبداری ما و نظر رحمت حجت خدا علیهالسلام بر این ملت. و اینکه مطمئن است خیلی سطح پایینتر از خامنهای، «موت اختیاری» دارند و او روز رفتن و شهادتش را خودش انتخاب کرده. و من سالها خامنهای را زندگی کردهام که چقدر حکیم است. هر چقدر هم که ما تنهايش گذاشته باشیم در برابر مکرها، او میداند برای این مردم چه کند.
🔻این ساعتهای سخت ظاهراً دارد جلو و جلوتر میرود. مثل کسی که عزیزترین کسی را که در ظاهر دنیا داشته از دست داده. مثل کسی که حتی میخواهد گریه نکند، مراسمی نرود، حرفی نزند و فقط با سرعت از این تقدیر فرار کند! حتی بخوابد اما یادش نیاید در دنیای بیعلی خامنهای نفس میکشد.
جگرم سوخت وقتی دیدم در این همه حوزهٔ علمیه و این همه جهان اسلام، بعد از او حتی یک نفر نیست که در وزن شهادت او بلد باشد پیامی صادر کند! حکم جهاد و تدبیر و درایت، بسیج خونخواهی این ذبح عظیم، پیشکش! حتی انگار متن هم بلد نیستند بنویسند.
🔻جگرم سوخت وقتی فردای شهادتش در گروهی، پیامهای کفتارهای سیاسی در معامله بر جنازهٔ مطهر او را دیدم. از تعیین رهبری غربگرا که سریع سازش کند و جنگ را تمام! شتر دیدی، ندیدی! روبروی قاتل عزیزترین رهبر ایرانی تاریخ ایران بنشینند و مشق سازش بنویسند!
رفقا گفتند: کجایی؟ حرفی نمیزنی؟!
در جهانی که بودنم را مازاد میدانم و نمیشناسمش، چه بگویم؟! از کجا بگویم؟!
🔻چطور برخی اینقدر راحت با چهار حرف الهیاتی غلط که «شهید خامنهای دستش بازتر از خامنهای امام است»، تصویر رسالت زینبی و پایانیافته دیدن ماجرای کربلا با شهادت امام ما، تطبیق غلط قاعدهٔ لطف به هر انتخاب خبرگان، ندیدن امتحانهای تاریخی شیعه و ابتلائات سخت، مکرهای عمیق داخلی برای عدول از خط خامنهای شهید، وسوسههای سنگین دشمن خارجی و فشار او برای تغییر ایران از ایران خامنهای و...
چطور اینقدر راحت برای خودشان عادی کردند که امام ما را کشتند! راحت از وداع و تشییع و قاعدهٔ لطف و تسدید بر انتخاب بعدی خبرگان میگویند؟!
🔻فقط یک چیز را میدانم: هر کاری کنید تا جمهوری اسلامی یک قدم از خط خامنهای عدول نکند. این با خیال راحتی و سپردن کار به انتخاب بعدی خبرگان و تکیه بر بچههای سپاه و اینها به تنهایی نمیشود. این جز با حضور در میدانِ تمام مردم و خصوصاً حزبالله در میدان، از حفظ خیابان و شهر تا حفظ اصول نبرد و آیندهٔ جمهوری اسلامی بر اساس معماری خامنهای، میسر نخواهد شد.
روزگار بسیار سختی از حضور همه شما آغاز شد.
یا ایها العزیز دیگر هیچ تکیهگاهی جز شما برای این مردم با ایمان نمانده و خودت رحمی کن و آن پیروزیهای شیرین که نائبت وعده داده بود را بر آنها برسان.
🔻گرچه هیچ چیز و هیچ چیز جز خود ظهور این داغ را بر ما ساده نمیکند ، سر بریده ترامپ و نتانیاهو هم انتقام داغ او نیست، اخراج آمریکا از منطقه برای همیشه و نابودی اسرائیل هم در برابر انتقام او کم است
فأما حزني بعدُه سرمد
ننگ بر دنیای بعد از علی خامنه ای
✍حجت الاسلام مجتبی عرب
#نظر_سومـــ
@nazare3
🔴بسم رب فاطمه
«خون بهای امام»
فکر میکنم این شب ها باید ماجرای این آیات سوره مبارکه مائده که سوره ولایت است را گفت:
﴿مِنۡ أَجۡلِ ذَٰلِكَ كَتَبۡنَا عَلَىٰ بَنِي إِسۡرَٰٓءِيلَ أَنَّهُۥ مَن قَتَلَ نَفۡسَۢا بِغَيۡرِ نَفۡسٍ أَوۡ فَسَادࣲ فِي ٱلۡأَرۡضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعࣰا وَمَنۡ أَحۡيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحۡيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعࣰا﴾
🔻خیلیها این آیه را با تطبیق بر آتشنشانی، هلال احمر، یا نجات جان بیماران به یاد میآورند. بعضی هم روایات را دیدهاند که تأویل اعظمش را گمراهی و هدایت معنا کردهاند؛ یعنی حیات و مرگ یک نفر در روح و ایمان و جهتگیریهای زندگیاش.
🔻اما بیایید دقیقتر به داستان آیه نگاه کنیم. این آیه در سوره مائده، ادامه ماجرای قتل هابیل به دست قابیل است. دعوای سادهای که صرفا از سر یک حسادت عادی نبود؛ کینه قابیل به خاطر رسیدن مقام امامت به هابیل بود. این بود که او را به کشتن امام رساند چون نمیخواست بپذیرد که خدا از متقین قبول میکند، نه هر کس که خود را شایسته و در مظان امامت بداند.
{...فَتُقُبِّلَ مِنۡ أَحَدِهِمَا وَلَمۡ یُتَقَبَّلۡ مِنَ ٱلۡـَٔاخَرِ قَالَ لَأَقۡتُلَنَّكَۖ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِینَ }
[سوره المائدة: ۲۷]
🔻مفسران همین آیه ۳۲ را در ادامه داستان هابیل و قابیل دیدهاند؛ جایی که اصل ماجرا روشن میشود: کشتنِ امام عادل، معادل کشتن همه مردم است و زنده کردن او، یعنی زمینهسازی برای اثرگذاریاش، معادل زنده کردن همه مردم. حتی ابنعباس و برخی منابع روایی هم به این معنا اشاره کردهاند.
🔻حالا چرا قرآن این حکم را برای بنیاسرائیل نوشت؟ در حالی که پیامش جهانی و فراتر از یک امت است و فرزندان آدم سالها پیش از بنیاسرائیل بودند. به نظر میرسد چون بنی اسرائیل آنچنان که در قرآن زیاد میبینیم، خوب قاتلانی بر انبیاء و امامان حق هستند!
🔻و باز هم بنیاسرائیل حرامی، امام حق را در زمانه ما کشتند. در روایات ما هم آمده که یهود در پشت صحنه قتل امام حسین علیهالسلام نقش داشتند و ردپایشان در جنگ یزیدی پیدا بود.
خونبهای کشتن امام چیست؟
خود قرآن میگوید: این قتل، معادل کشتن همه مردم است. یعنی اگر حداقلی نگاه کنیم، گویی همه مردم ایران را کشتهاند، اگر نگوییم همه امت اسلام یا همه مستضعفان جهان را.
حال ، خون بهای چنین قتلی میتواند زیرساخت های پایگاه های آمریکایی در منطقه و زیرساخت های اسرائیل باشد؟ میتواند جان بی ارزش هزاران سرباز آمریکایی و شهروند بی شهر اسرائیلی باشد؟ حتی جان بی ارزش نتانیاهو و ترامپ میتواند خون بهای این خون الهی باشد؟
🔻فرض کنید کسی همه مردم ایران را کشته باشد. آن وقت میگویید شتر دیدی ندیدی؟ میگویید جنگ تا کجا؟ پاسخ این سؤالها را باید با همین معادله بدهید.
جنگ وجودی یعنی همین. با کشتن امام، همه ما را کشتند. خونبهایی جز نابودی کاملشان نمیتوان متصور شد.
پس حداقل مرز این جنگ، اخراج همیشگی آمریکا از منطقه و نابودی کامل اسرائیل است. کمتر از این، یعنی اگر ما همصدا با عده ای از توقف تجاوز آنها حرف بزنیم و بزرگی خسارت وارده به جبهه حق را نبینیم.
🔻این بار، کربلا با شهادت حسین علیه السلام تمام نمیشود و صرفا یک رسالت تبیینی و هدف بلندمدت تاریخی آغاز نمیشود! بلکه اینبار مسیر انتقام تا ظهور ادامه دارد و ذرهای آرام نخواهد شد.
🔻کاش بزرگان و سروران ما در مجلس خبرگان به آنسوی این آیات شریفه هم عنایت کامل کنند:
کسی که امام را احیا کند، تمام مردم را احیاء کرده است! مسأله امامت، مسأله حیات بخش کل جامعه است
تاخیر در آن، عنایت به وسوسه های خناسانی که نگران تزلزل پایه های قدرت خود هستند یعنی بازی کردن با حیات کل جامعه.
🔻«۱»:که فرمود باطن شب قدر اوست و لیل بر او و قدر بر خدا تطابق دارد و امشب یعنی فاطمة الله
✍حجت الاسلام مجتبی عرب
#نظر_سومـــ | با ما همراه باشید...
@nazare3
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند…
#لبیک_یا_امام
#لبیک_یا_خامنهای
@nazare3
🔴بسم الله
ایران زنده شد!
🔻کلام آن پیرِ مرادی که با نفَس مسیحاییاش این جامعه را زنده کرد، زیاد در گوشم میپیچید، اما دلم راضی نمیشد:
«بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود. بریزید خونها را، ملت ما بیدارتر میشود.»
🔻آن خونِ ته قلب، آن «مُهَجَتَه» را وقتی امام، هدیه به مسیر الهی یک جامعه کند، باید هم جامعه زنده شود.
باید هم جریان عمیقِ زیرپوستِ جامعه بیاید، کفهای پرسر و صدای روی جامعه که خودشان در مَثل ۱۸ دی نشان میدهند، بزداید.
🔻در این حدود ده روز جنگ، وقتی کف شهر و جامعه را نگاه میکنم،
انگار دوباره ۵۷ شده! جامعه انقلاب کرده.
جامعه «ما بِأَنْفُسِ» خود را تغییر داده، پس خدا هم اراده کرده سرنوشت او را تغییر بزرگی بدهد.
🔻همان جامعهای که حوصله مسجدِ پیرمردی و نماز جمعهِ تکرار مکرّرات را نداشت، حالا رفته به زور مسجد را زنده کرده، نماز جمعه را جدی کرده، محله را بیدار کرده.
همان جامعهای که حضورش راهپیماییطور در کنار چند استیج مهیج و موکب پُرصدا بود، حالا دارد طرح جدید و نَصاب تازهای از معنی حضور مردم در صحنه را میپوشاند.
همان جامعهای که امنیت و سرنوشت خودش را روی مسئولین رها کرده بود و برای خودش نقش کاریکاتوری و نمادین تعریف کرده، با حضور مجاهدانه و غیورانه و همان فریاد اللهاکبر که پیر جماران میگفت، دارد سنگر به سنگر را فتح میکند.
برای همه مسئولین هم خط مشی تعیین میکند:
من میگویم آتشبس کی، من میگویم حق نداری نجنگیم حتی اگر کنار من موشک میخورد و فرزندان من شهید میشوند، من میگویم خبرگان زودتر تکلیف را روشن کن،...
این یعنی «ثارالله» و خون امامی که پسر این «ثارالله» بود، یک جهش نجومی به امت ایران داد.
🔻دستپاچگی و بهتناقضگویی افتادن دشمن را ببینید! در خوابش هم نمیدید ملت چنین کند و اینطور تمام بازی او و تهدیدات او را بیاثر کند.
🔻کف صحنه شهر، بیشترین کسانی که این حیات و زندگی اجتماعی را رقم زدند، زنان هستند! باز دقیقاً با همان فرمولی که امام راحل و امام شهید به ما یاد داد! زنان راهبران نهضتاند و اگر جامعه نهضت بخواهد، فقط در نگاه اسلامی وقتی برخواهد خاست که زنان پای کار بیایند.
جایجای صحنه را که نگاه میکنم، این زنان هستند که موتور محرک این حضورند.
روبهروی تنبلیهای مردانه و بهانه جویی برای جهاد با نهیب ایستادند و بهزور عقل عاطفی جامعه را پشت عقل مدبّری که باید تصمیم به جهاد و ایستادگی تا پایان بگیرد، ایستادهاند.
🔻حالا نوبت نخبگان است، از زنان و مردان، که نحوه حضور جامعه را سروسامان دهند و معنادارتر کنند.
نگذارند این حضور به استیجزنی، افطار آمادهکردن و موکبزدن و پرچمچرخاندن محدود شود.
نگذارند چهارچوبهای تنگ شورای هماهنگی تبلیغات و در و دکان دیگر، قد این حضور را قیچی کند.
این صحنه هم دست تمام نخبگان، بویژه بانوان نخبه را میبوسد که نگذارند حضور مردم به شابلونهای تنگ بخورد.
🔻این اراده اجتماعی باید خیز ابرقدرتشدن نهایی ایرانِ جمهوری اسلامی را بسازد.
«ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا»
✍حجت الاسلام مجتبی عرب
#نظر_سومـــ | با ما همراه باشید...
@nazare3
نظر سوم
🔴بسم الله الرحمن الرحیم
در این سالها بسیار دیدهام که از الگوی فتح مکه برای فتح قدس سخن گفته میشود. این الگو را میتوان بر فتح تمدن غرب و رأس آن از درون تطبیق داد و چندان دور نمینماید؛ با آنچه از برخی روایات و علائم ظهور به گوشمان رسیده نیز دور نیست: یک فتح هویتیفرهنگیتمدنی بدون جنگ.
اما بسیار دیدهام که این الگو بر نوع فتح قدس نیز تطبیق داده میشود که از منظر حقیر تطبیق درستی نیست. گهگاه از ایدهٔ اعلامی دیپلماتیک سالیان سال جمهوری اسلامی در برگزاری رفراندوم از تمام ساکنان گذشتهٔ قدس برای تعیین سرزمین، بهعنوان شاهدی بر این مدل سخن گفته میشود؛ اما حقیقت ماجرا بر اساس آموختههای قرآنی، سنن جاری الهی و داشتههای تجربی چنین نمینماید. جز اینکه وعدهٔ سورهٔ مبارکهٔ اسراء در برابر دو مرتبه فساد بزرگ یهود، اساساً شبیه سورهٔ فتح و سخن فتح مکه نیست:
{فَإِذَا جَاۤءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا بَعَثۡنَا عَلَیۡكُمۡ عِبَادࣰا لَّنَاۤ أُو۟لِی بَأۡسࣲ شَدِیدࣲ فَجَاسُوا۟ خِلَـٰلَ ٱلدِّیَارِۚ وَكَانَ وَعۡدࣰا مَّفۡعُولࣰا}
[سورهٔ اسراء: ۵]
سخن از بعثت بندگان قدرتمند مخصوص خدا و «جاسوا خلال الدیار» است؛ یعنی گشتن و در تکتک سوراخها بنیاسرائیل را گیر آوردن و لگدمال کردن.
{فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ لِيَسُـُٔواْ وُجُوهَكُمۡ وَلِيَدۡخُلُواْ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةࣲ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوۡاْ تَتۡبِيرًا}
وعدهٔ دوم نیز ورود به مسجدالاقصی و دمار از تبار یهود درآوردن و به هلاکت رساندن و غصهدار کردن آنهاست.
اساساً آنچه از سنت تمییز خبیث و طیب، تراکم و روی هم جمع شدن خبیث، تمحیص و خالصسازی حق از باطل، محوضت و محضِ محض شدن باطل و از آن سو حق، و دیگر سنن مشابه الهی و قرآنی سراغ داریم، جایی که باطل و شر مطلق به شکل چگال و متراکم دور هم جمع شود، شبیه اغلب مخلوطشدنهای حق و باطل آنچنان که در کفار مکه نیز حاضر بود و در سورهٔ فتح از آن سخن فرموده نیست.
یهود غاصب و قاتل آخرالزمان، در مقیاس مردمی و نه فقط سرانش، جمع تمام کفر و خباثت تاریخ به شکل متراکم است. حکایت مردم حاضر در اسرائیل، حتی حکایت مردم آمریکا و سهم آنها در استکبار دولتمردانشان نیست. اینها کفر بیدارشونده و با احتمال ذرهای هدایت نیستند، بلکه مصدر شرارت و عصارهٔ خباثت تمام دوران هستند که با اختیار مسیر این تمحیص و محضشدن کافرانه را برگزیدند.
تعجب نکنید اگر با قاعدهٔ قرآن و مبنای تشابه قلوب، تمام جنایتهای طول تاریخ یهود ـ از پیغمبرکشی و امامکشی تا گوسالهپرستی و دیگر شرارتهای کل تاریخ ـ را به یهود متراکم آخرالزمان تطبیق دهیم؛ که البته جنایاتی که در غزه و غیر آن مرتکب شدند خود شاهدی بر این ادعاست که اینها حاملان تمام شرارت تاریخاند و شایستهٔ تجلی تامّی بر اسماء غضبیه و بسط ید واقعی شیطان در دوران آخرالزماناند!
مثل این نظرسنجیِ پیوستشده به شکل تصویری از جامعهٔ غاصب اسرائیل، یک نمونه از تصویر حقیقت و ارادهٔ جمعی این مردمان است.
لذا باید بدانیم که فتح قدس جز با کشتار بسیار وسیعی از این عصارههای شرارت تاریخ رخ نخواهد داد و به خطاست که الگوی فتح مکه را بر فتح قدس تطبیق دهیم. چارهای نیست جز اینکه حالا که مردم ایران به مقابله با این شر اعظم مبعوث شدند، تا انتهای تتبیر و إسائهٔ وجه و جاسوا خلال الدیار پیش روند و خواهیم رفت إنشاءالله.
✍حجت الاسلام مجتبی عرب
#نظر_سومـــ
@nazare3
شیطان فقط دوستان و اولیای خودش را میترساند! پس شما از آنها نترسید
اصلی که قرآن به جامعه مؤمن و مقاوم ایران یاد میدهد این است که از هارت و پورت و ادعاهای شیطان، آنهم شیطان اینقدر دروغگو نترسید
هرچه این نترسیدن در سیاست اعمالی و اعلامی ، در تهدید متقابل و حتی اعمال پیشدستانه به کار گرفته شود
و خوف از ذات اقدس اله را جایگزین واقعی ترس از اداهای شیطان بکنیم
ثمراتش که یکی عقبنشینی شیطان است را بیشتر خواهیم دید.
این خودِ تدبیر است نه معارض تدبیر کردن!
@nazare3