نظر سوم
🔴بسم الله الرحمن الرحیم
در این سالها بسیار دیدهام که از الگوی فتح مکه برای فتح قدس سخن گفته میشود. این الگو را میتوان بر فتح تمدن غرب و رأس آن از درون تطبیق داد و چندان دور نمینماید؛ با آنچه از برخی روایات و علائم ظهور به گوشمان رسیده نیز دور نیست: یک فتح هویتیفرهنگیتمدنی بدون جنگ.
اما بسیار دیدهام که این الگو بر نوع فتح قدس نیز تطبیق داده میشود که از منظر حقیر تطبیق درستی نیست. گهگاه از ایدهٔ اعلامی دیپلماتیک سالیان سال جمهوری اسلامی در برگزاری رفراندوم از تمام ساکنان گذشتهٔ قدس برای تعیین سرزمین، بهعنوان شاهدی بر این مدل سخن گفته میشود؛ اما حقیقت ماجرا بر اساس آموختههای قرآنی، سنن جاری الهی و داشتههای تجربی چنین نمینماید. جز اینکه وعدهٔ سورهٔ مبارکهٔ اسراء در برابر دو مرتبه فساد بزرگ یهود، اساساً شبیه سورهٔ فتح و سخن فتح مکه نیست:
{فَإِذَا جَاۤءَ وَعۡدُ أُولَىٰهُمَا بَعَثۡنَا عَلَیۡكُمۡ عِبَادࣰا لَّنَاۤ أُو۟لِی بَأۡسࣲ شَدِیدࣲ فَجَاسُوا۟ خِلَـٰلَ ٱلدِّیَارِۚ وَكَانَ وَعۡدࣰا مَّفۡعُولࣰا}
[سورهٔ اسراء: ۵]
سخن از بعثت بندگان قدرتمند مخصوص خدا و «جاسوا خلال الدیار» است؛ یعنی گشتن و در تکتک سوراخها بنیاسرائیل را گیر آوردن و لگدمال کردن.
{فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡأٓخِرَةِ لِيَسُـُٔواْ وُجُوهَكُمۡ وَلِيَدۡخُلُواْ ٱلۡمَسۡجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةࣲ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوۡاْ تَتۡبِيرًا}
وعدهٔ دوم نیز ورود به مسجدالاقصی و دمار از تبار یهود درآوردن و به هلاکت رساندن و غصهدار کردن آنهاست.
اساساً آنچه از سنت تمییز خبیث و طیب، تراکم و روی هم جمع شدن خبیث، تمحیص و خالصسازی حق از باطل، محوضت و محضِ محض شدن باطل و از آن سو حق، و دیگر سنن مشابه الهی و قرآنی سراغ داریم، جایی که باطل و شر مطلق به شکل چگال و متراکم دور هم جمع شود، شبیه اغلب مخلوطشدنهای حق و باطل آنچنان که در کفار مکه نیز حاضر بود و در سورهٔ فتح از آن سخن فرموده نیست.
یهود غاصب و قاتل آخرالزمان، در مقیاس مردمی و نه فقط سرانش، جمع تمام کفر و خباثت تاریخ به شکل متراکم است. حکایت مردم حاضر در اسرائیل، حتی حکایت مردم آمریکا و سهم آنها در استکبار دولتمردانشان نیست. اینها کفر بیدارشونده و با احتمال ذرهای هدایت نیستند، بلکه مصدر شرارت و عصارهٔ خباثت تمام دوران هستند که با اختیار مسیر این تمحیص و محضشدن کافرانه را برگزیدند.
تعجب نکنید اگر با قاعدهٔ قرآن و مبنای تشابه قلوب، تمام جنایتهای طول تاریخ یهود ـ از پیغمبرکشی و امامکشی تا گوسالهپرستی و دیگر شرارتهای کل تاریخ ـ را به یهود متراکم آخرالزمان تطبیق دهیم؛ که البته جنایاتی که در غزه و غیر آن مرتکب شدند خود شاهدی بر این ادعاست که اینها حاملان تمام شرارت تاریخاند و شایستهٔ تجلی تامّی بر اسماء غضبیه و بسط ید واقعی شیطان در دوران آخرالزماناند!
مثل این نظرسنجیِ پیوستشده به شکل تصویری از جامعهٔ غاصب اسرائیل، یک نمونه از تصویر حقیقت و ارادهٔ جمعی این مردمان است.
لذا باید بدانیم که فتح قدس جز با کشتار بسیار وسیعی از این عصارههای شرارت تاریخ رخ نخواهد داد و به خطاست که الگوی فتح مکه را بر فتح قدس تطبیق دهیم. چارهای نیست جز اینکه حالا که مردم ایران به مقابله با این شر اعظم مبعوث شدند، تا انتهای تتبیر و إسائهٔ وجه و جاسوا خلال الدیار پیش روند و خواهیم رفت إنشاءالله.
✍حجت الاسلام مجتبی عرب
#نظر_سومـــ
@nazare3
شیطان فقط دوستان و اولیای خودش را میترساند! پس شما از آنها نترسید
اصلی که قرآن به جامعه مؤمن و مقاوم ایران یاد میدهد این است که از هارت و پورت و ادعاهای شیطان، آنهم شیطان اینقدر دروغگو نترسید
هرچه این نترسیدن در سیاست اعمالی و اعلامی ، در تهدید متقابل و حتی اعمال پیشدستانه به کار گرفته شود
و خوف از ذات اقدس اله را جایگزین واقعی ترس از اداهای شیطان بکنیم
ثمراتش که یکی عقبنشینی شیطان است را بیشتر خواهیم دید.
این خودِ تدبیر است نه معارض تدبیر کردن!
@nazare3
نظر سوم
🔴بسم الله الرحمن الرحیم
(ابتدای کلام: حوصله نکردید فقط سومیش را بخوانید، بیشتر حوصله داشتید دومی را هم بخوانید، زیادتر لطف کردید همه اش را بخوانید)
۱
مردمی که یک ماه، هر شب، در برف و باران و سرما، پیاده و سواره به میدان آمدند را چگونه باید توصیف کرد؟
چه کلمهای میتواند توضیح دهد چه صحنهای را میبینیم؟
صحنهای که در تمام این ۴۷ سال و شاید در لحظههای انقلاب هم چنین ندیدهایم.
تنها چیزی که مطمئنم این است: این صحنه نه شبیه ۲۳ تیر ۸۴ است، نه شبیه ۹ دی ۸۸، نه شبیه ۲۲ دی و ۲۲ بهمن همین ۱۴۰۴.
واقعاً اگر رهبر شهید ادبیاتی را برای امروز به جا نگذاشته بود — که شنیدن سخنان تازه اش گوش ملکوتی میخواهد — کلمهای برای توصیف این صحنه نداشتیم:
مردم «مبعوث» شدند.
*هرچه از صورت قیام لله مثنی و فرادای ناس میگفتی، در میادین شهرها و خیابانها خصوصاً در کف تهران علیها السلام ، میبینی.
رهبری جدید بر آن افزودند و فرمودند «رهبری مردم».
اساساً آیه بزرگتر اعطا شده به ایران را چنین زیبا تفسیر فرمودند.
من خودم را در حد سیاهیلشکر لای این مردم هم نمیبینم.
گاهی، خصوصاً نصفهشب، فقط میروم تماشا.
میدانم حتی فایده حضور را هم ندارم.
میروم فقط صورت آن فخر خدا به ملائکه را تماشا کنم.
ببینم دستان آن مرد حکیم شهید، آن دردانهٔ تاریخ تشیع، چه چیزی با نفس قدسی حضرت صاحبالامر عجلاللهتعالیفرجهشریف ساخته.
میروم شاید روی بال ملائکه حقیقی راه بروم. همین.
این مردمان رهبر و مبعوث برای ادای تکلیف و مجاهدت و جنگیدن، میآیند.
هرکسی به رنگی و به شکلی با اخلاص میبینیم ادای تکلیف میکند خصوصا نیمههای شب، میادین و حضورها رنگ اخلاص عجیب تری دارد.
من اما میروم تماشایشان کنم.
اشتباه نکنید؛ از این ادا روشنفکریهای مردمنگاری و روایتپژوهی و... هم نه. این هم برای بزرگان است.
من فقط میروم ببینم. همین.
فکر میکنم شاید هیچ زمان دیگری نصیب عادیترینِ بیفایدههایی مثل من نشود از اینقدر نزدیک رنگ خدا را ببینند.
دوم هم اینکه خیابان این شبها برای بزرگان — یعنی مردم مبعوثشده رهبر — حکم میدان جهاد را دارد.
برای من مثل این مصیبتزدههای بیتاب است که تا چند روز مردم برای تسلیت میآیند و میروند، مجلس میگیرند، شام میدهند، فقط برای اینکه دورشان شلوغ شود یادشان برود چه مصیبتی بر سرشان آمده.
خیابان این یک ماه برای من حس شلوغیهای از سر لطفی را دارد که میخواهند به زور از یادت بیندازند چه خاکی بر سرت شده.
فقط فرقش این است که صاحب عزا اینجا همه هستند. یعنی همه آمدهاند به هم تسلی بدهند.
#نظر_سومـــ | با ما همراه باشید...
@nazare3
نظر سوم
🔴بسم الله الرحمن الرحیم (ابتدای کلام: حوصله نکردید فقط سومیش را بخوانید، بیشتر حوصله داشتید دومی را
۲
🔻مردمی که مبعوث شدند «این بار خط میدهند، خط نمیگیرند.»
مردمی که به تعبیر رهبری معظم انقلاب، آیه بزرگتر راهبری شدند را فکر نکنید از چهار تا مداح و سخنران و تئوریسین خط میگیرند.
اگر از خطی که میدهند عصبانی هستید، با آدرس غلط دنبال صداوسیما و سازمان تبلیغات و جماعت وعاظ و مجمع مرثیهسرایان و معاونت فرهنگی و تبلیغ فلان جا نروید.
اینبار مردم دارند خط اینها را معلوم میکنند، نه برعکس.
و این ویژگی مردم مبعوثشده است.
کما اینکه در آن هفته حیاتی، این مردم بودند که خط عذرخواهی از حاشیهنشینان خلیج فارس را به شدت منکوب کردند.
توطئههای سقیفهگون در تأخیر انتخاب خبرگان را رهبری کردند تا به دیوار سخت امت بخورد و کاری کردند که کار در بیاید.
اینبار مردم میدان را دست گرفتند و میگویند چه سمتی باید رفت.
ناراحت نباشید. وقتی خداوند شخصیت جامعهای را مبعوث میکند، بخواهد و نخواهد دیگر میدان را پیش میبرد، تماشا نمیکند.
این فرصت است نه تهدید.
مایه مسرت است نه نگرانی.
این عوامزدگی کشور توسط یک مشت کماطلاعِ یک قشری نیست — سخنی که دندانهای به غلظت فشردهٔ تسلیمطلبان این روزها نقل میکنند.
این رحمت الهی است که از زبان ساده فطرت مردم برای پیشبری جامعه جاری شدست.
بابا اینقدر نترسید.
این مردم رهبر که میفهمند مسیر را برای رهبرشان باید باز کنند، به درستی خوف برآمده از ایمان را به جای سرخوشی که سرشان کلاه برود میشناسند.
به وقتش به شیرینی، خیلی راحتتر از شما خواص محترم، به تبعیت تام از امام خود پیش خواهند رفت.
جالب آنکه مردمی که امام خود را حتی یک بار در قاب تلویزیون در حال تکلم هم ندیدند، یک بار قبل رهبری حتی عکس ایشان را هم درست ندیده بودند.
به قاعده:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا
قطعاً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند ، به زودى [ خداى ]رحمان براى آنان [ در دل ها ] محبتى قرار خواهد داد .(٩٦)
چنان محبت رهبر عزیز را دارند که از او به سر اشارت، خلاف نفسهای اسیر خواص، به هر سو که لازم باشد میروند.
نگران خودتان باشید، نه نگران آنها.
@nazare3
نظر سوم
۲ 🔻مردمی که مبعوث شدند «این بار خط میدهند، خط نمیگیرند.» مردمی که به تعبیر رهبری معظم انقلاب، آیه
۳
🔻مناسبات جهان پس از ۹ اسفند دیگر به مناسبات جهان قبل از ۹ اسفند باز نخواهد گشت.
آن مناسبات را لولو برد.
واقعاً هم لولو آمد، این دفعه با دستان خودش تمام مناسبات جهانی که رشته بود را پنبه کرد.
فکر نکنید ماجرا هم فقط ویرانههای پایگاههای منطقهای آمریکا و تنگه تا ابد تنگ هرمز است.
این جنگ با امامت قائد عظیمالشأن حاضرمان و رهبری میدانی مردم در امتداد ایشان و با بعثت بزرگتری که با شهادت در مسئولین سیاسی ایجاد شد — بدانیم که تا نقطه بنیادگذاری ستونهای نظم جدید منطقهای و جهانی باید پیش برود و خواهد رفت.
جهان فردا به ابرقدرتی به نام ایران سلام خواهد کرد.
در واقع برای صلح واقعی و نه آتشبس الکی و ناپایدار، چارهای جز پیشبری و تشدید جنگ و آمادگی برای یک جنگ طولانیمدت نیست.
کسی که از ترس زیرساختزدن دنبال تسلیم باشد، رهبرش را که از دست داد، زیرساختش را هم از دست خواهد داد. بدتر هم از دست خواهد داد.
چارهای نیست جز ضربات دردناک و پشیمانکننده:
· به اسرائیل و وجودش،
· به آمریکا و حضورش در منطقه،
· به اقتصاد آمریکا و مناسبات جهان آمریکایی،
· به محاسبه به صرفه بودن وجود اسرائیل برای آمریکا و دولتهای مرتجع منطقه،
· به ایجاد سوال واقعی در دولتهای منطقه که امنیتشان را مجبورند با ایران تأمین کنند نه آمریکا و اسرائیل.
خب اینها اهداف سادهای نیست.
نه راحت است، نه لزوماً سریع.
از همه مهمتر، زایش نظم جدید جهانی و ابرقدرت شدن ایران بیهزینه نیست.
شیطان روزی که بداند کارش تمام است، بدون چنگ انداختن به صورت تو که ولت نمیکند.
پس تصعید تنش، طولانی شدن جنگ، کارهای خرکی از شیطان علیه جمعیت مردم و زیرساختها و گانگستر بازی و تصرف خاک و... اصلاً دور از ذهن نیست.
این تصعید بیهزینه هم نیست.
یعنی برای خیلی جیرهبندیها و مشکلات در کسب و کار و رفت و آمد و برخی امکانات عادتکرده زندگی همه ما مردم، باید آماده باشیم.
کما اینکه اگر زندگی بر مردم ما سختتر شود، حتماً زندگی را بر طرف متخاصم هم جهنم خواهیم کرد.
ولی این قاعدهٔ پیروزی از طریق «مقاومت، زندگی، اراده و جنگ» است و چارهای جز این نمانده.
بسیاری نخبگانِ عادتکرده به نظم غربی، قواعد جنگ وجودی را باور نکردهاند.
هنوز وهم تفکیک آمریکا و اسرائیل دارند، وهم امکان اتکا به نظم غربی دارند، وهم آدم بودن طرف متخاصم را دارند.
فکر میکنند زودتر تسلیم شویم، لابد کمتر ایران را زمین سوخته میکنند.
نمیفهمند اگر درست نجنگی، بدتر زمین سوختهات میکنند.
تهدید را برای همیشه رفع نکنی، زودتر و بدتر سراغت میآید با ضرباتی خیلی دردناکتر.
رهبر شهید دستکم حدود ۱۲ سال اخیر تلاش کرد به اینها بفهماند:
· هزینههای سازش به مراتب وسیعتر از هزینههای مقاومت است،
· غرب ذاتاً قابل اطمینان نیست،
· آمریکا دشمن ایران قوی و مستقل است،
· راه قوی شدن از درون خودمان است نه امید به سرمایهگذاری غرب،
· حقمان را در تحریمها هم با زور باید از حلقوم غرب بگیریم. این تنها زبانیست که اینها میفهمند،
· نه اسرائیل به دنبال زمین سوخته ایران که آمریکا هم دنبال بلعیدن ایران و منابعش است.
نمیدانم بالاخره آن مایلین به نظم غربی فهمیدند یا هنوز هم نمیفهمند.
پایان جنگ روزی خواهد بود که ستونهای نظم جدید منطقهای با محوریت ایران را در حوزه سیاسی و اقتصادی و امنیتی بنا گذاشته باشیم و جبهه رسانه و فرهنگ را هم در دل مردم منطقه فتح کرده باشیم.
این پایان فقط با جنگ ممکن است و نه تسلیم.
تسلیم:
· هم ایران را زمین سوخته میکند،
· هم تمام هزینههای انسانی و زیرساختی این جنگ را روی دستمان تلنبار میکند،
· هم احتمالاً باید غرامت بدهیم به جای اینکه بگیریم،
· هم رژیم حقوقی جدید تنگه میپرد،
· هم سه ماه یک بار ناامنی شدید اجتماعی داخلی اگر نگویم جنگ داخلی را باید تجربه کنیم،
· هم جنگ زودهنگام به مراتب شدیدتر خارجی را...
در این نگاه، مذاکره هم یک ابزار جنگیدن است، نه یک غایت در عرض جنگیدن.
مذاکره برای تسلیم نیست، برای اعمال ارادهای است که بخشیش با موشک قبل از آن به طرف مقابل تحمیل شد.
پیمانهای دو جانبه با کشورهای منطقه خودش راه رسمیت قواعد جدید است، نه راه فرار از جنگ.
راه فشار بر آمریکاست، نه راه تسلیم روبرویش.
پس این مذاکره با این نگاه میتواند ابزار جنگ باشد، نه ابزار تسلیم.
@nazare3
نظر سوم
۳ 🔻مناسبات جهان پس از ۹ اسفند دیگر به مناسبات جهان قبل از ۹ اسفند باز نخواهد گشت. آن مناسبات را لولو
🔻انتهای بخش ۳:
فکر میکنم رهبری معظم و عزیز، خیلیییی انسان بزرگی است که خدا چنین او را آزموده.
وقتی به دشواری موقعیتی که خدا ایشان را برای امامت به امت هدیه کرد میاندیشم، میبینم چه ظرفیت عظیمی در این شخصیت نهفته بوده که ما بندگان در جریان نبودیم.
خدا کسی را در چنین شرایطی، با چنان شهادتهای نزدیکی در اطرافش، در وسط جنگ، بدون امکان حتی یک سخنرانی تلویزیونی با مردمش، و برای چنین تصمیمهای سختی در همین ابتدای رهبری به امامت برساند — یعنی
ظرفیتی در او دیده که نوعی از آن را شاید در گذشتگان عظیم تاریخساز او هم ندیده.
فرمان او — چه جنگ از طریق تصعید تنش با خروج از NPT، ابهام هستهای یا حتی تدارک سلاح، حملههای گسترده و سنگین و عجیب به دشمن و عقبهاش و ... باشد، چه پیشبری جنگ از طریق ابزار مذاکره و تحمیل اراده به دشمن، حتی مصلحت صلح موقت یا هر چیز دیگری — یک تصمیم بسیار بسیار سخت است.
باید بداند خدایی که او را برای چنین تصمیمهایی به امامت رساند، حتماً ظرفیتش را به او داده.
و بداند مردم همه، بدون ذرهای تردید، پشت سر او که خلف صالح آن حکیم است و حکمتی که در او به ودیعت نهاده، حرکت خواهیم کرد.
ما میفهمیم اگر کسی را خدا بعد فتح خرمشهر و با شهادت امام! یا سال ۶۷ با شهادت امام! به رهبری و امامت مبعوث کند و او یک ماهه سختترین تصمیمهای تاریخ این کشور را باید بگیرد — یعنی خدا چه عظمتی را در او تدارک کرده.
پس ذرهای تردید نداریم که «لطف آنچه تو اندیشی! حکم آنچه تو فرمایی!»
با افتخار سرباز کوچکیم.
---
پ.ن ۱: راستی رودریگز زنده است و در کمین.
گرچه کار آنطور که او و آمریکا میخواست پیش نرفت و از خدا بدجور تو دهنی خورد، اما برای توطئه روز مبادای اینها هم باید آماده بود.
سخن بیشتر از رودریگزها باشد تا زمانش.
پ.ن ۲: ساعت ۲ رفتم میدان انقلاب و عمده این متن را هم حین تماشای مردم بیدار و میداندار نوشتم.
چون میدانستم در چنین جایی احتمالا درست در میآید.
پ.ن۳: چوپان دروغگو اگر امروز آمد و گفت جنگ تمام است، حتی این دروغش را هم اولا باور نکنید
✍حجت الاسلام مجتبی عرب
#نظر_سومـــ | با ما همراه باشید...
@nazare3
هدایت شده از اشارات
🌕 فهرست و شناسه برخی از نویسندگان و پژوهشگران حوزه فرهنگ، جامعه، سیاست و اقتصاد که آثار آنها در کانال اشارات منتشر شده است.
🌐 در پیامرسان "ایتا"
🔹۱. مجید بذرافکن
https://eitaa.com/BazrafkanMajid
🔸۲. فاطمه رایگانی
https://eitaa.com/edraakaat
🔹۳. سیدمهدی ناظمی
https://eitaa.com/sayyedmahdinazemi
🔸۴. مهدی افراز
https://eitaa.com/afrazmahdi
🔹۵. وحید یامینپور
https://eitaa.com/yaminpour
🔸۶. محمد پورکیانی
https://eitaa.com/mpourkiani
🔹۷. مجتبی عرب
https://eitaa.com/nazare3
🔸 ۸. میثم مهدیار
https://eitaa.com/Hermes_ir
🔹۹. محمدصادق شهبازی
https://eitaa.com/enghelabemardom
🔸۱۰. ابوالفضل اقبالی
https://eitaa.com/eqbali62
🔹۱۱. محسن دنیوی
https://eitaa.com/degaresh1
🔸۱۲. حسین مهدیزاده
https://eitaa.com/social_theory
💠 به اشارات بپیوندید...
➕ @esharat_57
بسمالله
* «فریاد خیابان را به نمایش خیابان تبدیل نکنیم » *
در مسئلهای به اهمیت آتشبس و مذاکرات آتی، طبعاً انتظار عمومی یک تبیین صریح از چرایی این اتفاق، حمایت قاطع از طراحان این ایده و مسئولین محترمی که پیگیری مذاکرات را در دست دارند، تبیین شروط مدنظر و... توسط رهبری بود. با این حال، تنها تصریح ایشان به ماجرای سکوتِ میدان نبرد نظامی، از این دریچه صورت پذیرفت که: * «باید فریاد خیابان بر نتیجهٔ مذاکرات اثر بگذارد» * . اینکه سکوت در باب آن مسائل بالا و این تصریح، خود چه دلالتی پیرامون مقدورات و محاسبات منتج به این مذاکره دارد، جای خودش.
اگر * «فریاد خیابان» * به * ضرر محاسبات گروهی از نخبگان * باشد، آنها نمیتوانند اصل حضور مردم را زیر سؤال ببرند؛ * پس باید کارکردِ حضورِ مؤثر، پرسخن، پرشعار و کنشگرانهٔ مردم را به حضوری تودهوار، منفعل و تماشاچی تبدیل کنند. * اینگونه است که در نگاه ایشان، * «فریاد خیابان» * باید به * «نمایش خیابان» * تبدیل شود.
این امر در اجتماعات محلی که میدانِ ادارهاش توسط خودِ مردم محله و افرادی که همدیگر را میشناسند هست، چندان نمیتواند خوب پیش برود. از این رو، باید قلهسازیِ حضور مردم در میدان (که ادارهاش توسط نهادها و نخبگان پیگیری میشود) را از «فریاد» به «نمایش» تغییر دهند. * پس بهتدریج، انگیزهٔ مردم برای حضور محلی که غیرقابل مصادره است را کمرنگ میکنند (چون مردم نقش تماشاچی را دوست ندارند؛ چهل شب در مسیر حاضر بودند، چون مؤثر حقیقی در معادلات بودند) و میادین بزرگ شهری و استیجهای مشهور را با عناصری به سمت نمایشیشدن میکشانند. *
حضور طولانیمدت مردم در خیابان، حتماً نیاز به ترکیبِ * عناصر زندگی * با * حضور خیابانی * دارد:
- * این میدانداریِ ۴۰ روزهٔ زنانه است که امکان امتداد کنش را میسازد. *
- این شورِ تزریقشده توسط مداحیهای دقیق و نقطهزنی مثل «بزن که خوب میزنی» و «باید برخاست» است که امکان امتداد کنشگری خیابان را میسر میسازد.
- این وجود امکاناتی مثل موکب، خدمت و محل بازی کودکان کنار میادین است که ظرف حضور مستمر مردم را فراهم میکند.
- استغاثه، جزء جداییناپذیر یک میدانِ کنشگرِ انقلابی، مجاهد و زندگیمحور است.
اما * بهمحضاینکه تعادل این عناصرِ زندگیساز، شورانگیز و معنویتبخش غلط بشود، خیابان از عنصری که فریاد و سخن تازهای دارد و یک جبههٔ مجاهدت و کنشگری مؤثر است، به «فستیوال» تبدیل خواهد شد: *
- موکبِ پشتصحنه، جایش را به صف طولانی موکبهای پرزرقوبرقی که وسط صف مردمِ شعاردهنده قاطی شده، میدهد.
- تریبونی که میکروفون به کودکان و نوجوانان میداد تا کنار بازی، شعارهای انقلاب را بدهند و مردم تکرار کنند، به خانهبازی و سینمای کودکی که کودک و نوجوان را از متن خیابان جدا کند، بدل میشود.
- مداحی که شورِ کنارِ شعور در فریاد میدان بود، خود را به دیجی-مداحی (DJ) که کارش سروصدای زیاد است، بدل میکند؛ طوریکه شعار مردم شنیده نشود و همه فقط بهصورت ریتمیک پرچم بچرخانند.
- مداحیِ هنرمندانهٔ معرفتساز، در کنار سخنرانان تبیینگر، در کنار شعار و پلاکارد مردم، جایش را به مداحمحوری که جلوی هر سخن اساسی و محوریت شعار انقلاب را بگیرد، میدهد.
- استغاثه و توسلِ معنویتساز، کنار آن معرفت و شور، بدل میشود به مداحیهای دوبسدوبسیِ پرسروصدایی که عرصه را برای حضور همهٔ اقشار خستهکننده میکند؛ و * اتصال توسل به جنگ و حرم جمهوری اسلامی را کمرنگ میکند، یا دربارهٔ سایز انواع موشکها حرف میزند نه اتکای به «وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ رَمیٰ». *
- * «زنِ فریادزنِ» پیشتازِ میدان * هم، بهتدریج به همان * مادر خانوادهای که بچهها را برای یک تفریح شبانه، همراه خانواده با پرچم به میادین اصلی کوچانده * ، بدل میگردد.
و اینگونه:
* [زندگی مقاومت + فریاد خیابان] *
تبدیل میشود به:
* [تفریح انقلابی شبانه + فستیوال خیابان] *
و خوشبهسعادت آنها که علیرغم تشخیص رهبری، میخواهند «فریاد خیابان» از معادلهٔ تأثیر حذف شود و تشخیص مردم به سکوت و پرچمچرخانیِ ریتمیک بدل گردد!
*چه باید کرد؟*
* اولین عنصرش، آگاهی همین مردم مبعوث است. خود مردم میتوانند صحنه را طوری رهبری کنند که چنین نشود.
دومین مسئله، خصوصاً در اجتماعات محلهمحور که بسیار هدفمند درصدد هستند، این است که تا جایی که میشود به «تریبون مردم»، «شعار مردم»، «گفتگوی مردم با مردم» و وزن سخن گفتن مردم، بهجای سخنرانی و مداحیهای تکراری، ضریب بیشتری بدهیم.
بگذاریم ابتکارات مردمی، مثل پلاکاردهای مردمی، کاردستیهای کودکان، تریبون آزاد و سخنان مردمی، راه «فریاد خیابانی» که رهبری خواستند را باز کند. *
@nazare3
هدایت شده از شهرنامه | قاسم قربانی
💪پهلوانی در شاهنامه و دفاع موزائیکی
📜شاهنامه و جنگ رمضان 8
🖋قاسم قربانی بجگردی
✅پس از آغاز جنگ رمضان، جهان شاهد پدیده ای عجیب بود. کشوری که رهبر سیاسی و بزرگترین فرماندهان نظامی خودش را از دست داده بود، در کمتر از ده دقیقه، دفاع سراسری خودش را آغاز کرد و در چهل روز جنگ نابرابر ضرباتی محکم بر بزرگترین ابرقدرت نظامی تاریخ وارد آورد. کارشناسان نظامی از یک راهبرد موفق نام بردند که رمز موفقیت نظامی ایران بود: دفاع موزاییکی و غیرمتمرکز. چیزی که کمتر به آن اشاره شد آن است که این نوع دفاع در ایران سابقه ای بسیار کهن دارد. ماجرا از این قرار است:
✳️ایران در شاهنامه دو دشمن قدرتمند دارد. توران در شرق و روم در غرب. تورانیان، اقوام کوچ نشین و شکارچی بودند. همین نکته به آنها این فرصت را می داد که همیشه تعداد انبوهی سرباز آماده به جنگ داشته باشند. سیاست جنگی دشمن دیگر ایران یعنی روم کاملاً متفاوت بود: ارتش متمرکز و حرفه ای که عمدتاً از بردگان پرشمار امپراتوری برده دار روم، تشکیل شده بود. هر لژیون رمی، انبوهی از سربازان در اختیار داشت که شغلشان به بردگی گرفتن سرزمینهای آباد بود.
🗺ایران به عنوان سرزمین میانه، از مردم شهرنشین و روستانشین تشکیل شده بود حتی عشایر ایرانی نیز، شکلی از روستانشینی غیرمتمرکز داشتند و بر خلاف شکارچیان پا به رکاب تورانی به دامپروری مشغول بودند. شهرنشینی ایرانی بر خلاف روم، بر اساس برده داری شکل نگرفته بود. پرسش اساسی این است که ایران، چگونه می توانست با این دو رقیب قدرتمند از نظر نظامی هماوردی کند و همواره تمدن خود را حفظ نماید. پاسخ در یک کلمه آشناست: «پهلوان»
💪پهلوان، نیروی نظامی رسمی به معنای مرسوم کلمه نیست. بخشی از مردم است که توان روحی و بدنی فراوان دارد. او با بهره گیری از فرّه پهلوانی که از سوی یزدان به او بخشیده شده، نگهبان مرزهای ایران است. خاندان سام که با زال و رستم ادامه پیدا می کند، نام آورترین خاندان پهلوانی شاهنامه است. این خاندان نه در مرکز که در مرز شرقی ایران یعنی زابلستان، سکونت دارد. خاندان پهلوان هرچند به حکومت مرکزی وفادار است اما، با اختیارات فراوان در منطقه مرزی حکم می راند. وظیفه دفاع از ایران، در وهله اول بر عهده پهلوان است. او برای دفاع از ایران نیاز به مصوبه دولت مرکزی ندارد و هر گاه خطر دشمن را ببیند، به سرعت واکنش می دهد و از کشور دفاع می کند. تنها در مواردی که شمار دشمن بیش از حد معمول باشد، ارتش مرکزی به کمک پهلوان می آید یا نیروی تحت امر او به جای دیگر فرستاده می شود.
🔴آزادی پهلوان، البته همیشه هم برای حکومت مرکزی، خوشایند نبوده. برخی از شاهان، به این وسوسه افتاده اند که او را از محافظ و مرزبان ایران به بادیگارد و نیروی رسمی تحت امر خود تبدیل کنند. دو سوگنامه دردآور شاهنامه یعنی «رستم و سهراب» و «رستم و اسفندیار» بازتاب دهنده طمع حکومت مرکزی برای تسلط بر پهلوان است. طمعی که به خصوص در سوگنامه رستم و اسفندیار به نابودی نهاد پهلوانی و رنجهای بی شمار ایرانیان می انجامد. پهلوان داستان هر چند عزتمندانه به اسفندیار که پهلوان وابسته به سیستم است می گوید:
که گفتت برو دست رستم ببند؟
نبندد مرا دست چرخ بلند
😔اما خود می داند که در برابر چه نقشه شومی قرار گرفته است. رستم البته تن به ننگ و بند نمی دهد و اسفندیار را می کشد اما، خود و تمامی فرزندانش طبق سرنوشت پیش بینی شده کشته می شوند و داستان جهان پهلوان با امید به بخشش خداوند و چشم پوشی از عذاب اخروی کشتن اسفندیار، به پایان می رسد.
🔰ایران در مرحله نخست جنگ رمضان، با طراحی رهبر شهید، به پیشینه کهن و اصیل خود بازگشت؛ میدان، مستقل از نهادهای مرکزی همچون شورای عالی امنیت ملی به یاران تنگسیری و سید مجید نقطه زن سپرده شد؛ مردم مبعوث شده به صورت خودجوش خیابان را نگه داشتند و اقوام و عشایر غیور نیز نفس دشمن را در روی زمین گرفتند.
⚠️اکنون بیم آن است که حکومت مرکزی که بنا به طبع دولت مدرن (استیت)، طمع بیشتری نیز برای تحت سلطه و کنترل همه چیز پیدا کرده است، در آرامش پیش از طوفان، به سوی احیای تسلط خود بر میدان و خیابان حرکت کند. امری که ممکن است از انگیزه های دلسوزانه و البته ساده انگارانه نیز سرچشمه گرفته باشد اما واقعیت آن است که اگر دوباره شلیک هر موشک و حرکت هر قایق، به تصویب شعام و نهادهای مرکزی وابسته شود، پای در مسیری گذاشته ایم که سرانجام خوبی برای آن متصور نیست.
✅دردمندانه توصیه می کنم، مسؤولین به این توصیه های گودرز پیر به کاووس شاه گوش فرا دهند و پهلوان حاضر در میدان و خیابان را از خود نرنجانند:
به کاووس کی گفت: رستم چه کرد؟
کز ایران برآوردی امروز گرد؟
«کسی را که جنگی چو رستم بود
بیازارد او را، خِرَد کم بود»
@shahr_naame