ای نگهت غرق تبسم سلام
دختر شهزاده ی هفتم سلام
کن نظری بر دل این خسته جان
میدهم از شوق تو آهسته جان
کاش شوم خادم درگاهتان
قطره ی آبی به سر راهتان
ای که به دیدار رضا آمدی
خیره ی راهم به کجا آمدی؟
شکر که در راه ندیدی عطش
خم نشده هیچ کس اینجا، قدش
اسوه ی شهر قمی ای بی بدیل
سنگ نخورده به سرت بی دلیل
شام غریبان پس از حرمله
خار مغیلان و کمی آبله
وای به حال دل اهل جهان
دختر ارباب شده نیمه جان
شام رسیدند در این فاصله
دور و بر عمه ی تان هلهله
شکر نشد عاقبتت این چنین
کرب و بلای تو نشد این زمین
ای همه ی مردم قم قنبرت
حاتم طایی است گدای درت
کاش منم زاعرتان می شدم
با نظری شاعرتان می شدم
آهوی دل بند شده بهر قم
باتو فقط امن شده شهرقم
خواهر خورشید جوابم بده
چشمه ی کوثر کمی آبم بده
بانظرت پیر جوان می شود
هرچه بخواهید همان می شود
شعر مرا داد غمت خاتمه
شافع من باش تویافاطمه
#کبیری
#ورود_حضرت_معصومه_س_به_قم
@nohe_sonnati