eitaa logo
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
72 دنبال‌کننده
655 عکس
134 ویدیو
4 فایل
فی‌الحال، دنیا می‌گذرد و ما، میانِ روزها نفس می‌کشیم. اینجا، چیزی از این روزها جا می‌ماند. زندگی، از نگاهِ انیس؛ آبی باش:)
مشاهده در ایتا
دانلود
مدرسه را چگونه تحمل میکنید؟ (۲۰نمره)
لحظه‌ی باریدن باران به دیدارم بیا بلکه تیمارش کنی این زخم‌های کهنه را... - یلدا کولیوند
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
بچه‌های ناناز، رسیدیم به صفحه دوم قرآن:))) آیه منتخب امروز: «ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ ه
بچه‌های عزیز، رسیدیم به صفحه سوم قرآن:))) آیه منتخب امروز: «وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ» «و هنگامی که مؤمنان را ملاقات می‌کنند، می‌گویند: ما ایمان آورده‌ایم؛ و هنگامی که با هم‌مسلکان خود خلوت می‌کنند، می‌گویند: ما با شما هستیم، ما فقط آنان را مسخره می‌کنیم.» خب... اینجا قرآن داره درباره یه چیزی حرف می‌زنه که شاید خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم به زندگی امروز ما ربط داشته باشه. درباره‌ی آدمی که جلوی یه عده یه جور رفتار می‌کنه و وقتی پیش یه عده دیگه می‌ره، یه جور دیگه. مشکل فقط این نیست که آدم جلوی بقیه نقش بازی کنه؛ مشکل از جایی شروع می‌شه که کم‌کم خودمون هم دیگه نمی‌فهمیم واقعاً کی هستیم و به چی باور داریم. مثلاً اینکه جلوی خانواده و آدم‌های مذهبی یه جور باشیم، ولی وقتی با دوستامونیم از ترس اینکه مسخره‌مون کنن، از اعتقادمون فاصله بگیریم. یا اینکه یه حرف درست رو قبول داشته باشیم، ولی چون توی جمعمون ممکنه بهمون بخندن، تظاهر کنیم که اصلاً برامون مهم نیست. البته این آیه اصلاً نمی‌گه آدم نباید با آدم‌های مختلف معاشرت داشته باشه؛ حرفش درباره‌ی دورویی و نفاقه، درباره‌ی اینکه ظاهر و باطن آدم عمداً دو تا چیز متفاوت باشه. تفسیر المیزان هم این آیات را درباره کسانی توضیح می‌دهد که در ظاهر ادعای ایمان داشتند، اما در باطن با اهل ایمان همراه نبودند؛ یعنی مشکل اصلی، دوگانگیِ آگاهانه‌ی ظاهر و باطن بود. حالا یه سؤال کوچولو برای خودمون: اگه هیچ‌کس قرار نبود درباره‌مون قضاوت کنه، آیا باز هم همون آدمی بودیم که الان هستیم؟ و شاید یکی از قشنگ‌ترین کارهایی که می‌تونیم از همین امروز شروع کنیم این باشه که بین «آدمی که جلوی بقیه نشون می‌دیم» و «آدمی که واقعاً هستیم» فاصله‌مون رو کمتر کنیم. نه برای اینکه کامل و بی‌اشتباه بشیم؛ برای اینکه صادق‌تر باشیم. با خودمون، با بقیه، و از همه مهم‌تر، با خدا.
بازهم من در میان جمع متأهلا و حرفایی که ازشون هیچی نمیفهمم✨✨
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
بچه‌های عزیز، رسیدیم به صفحه سوم قرآن:))) آیه منتخب امروز: «وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُ
عزیزان دلم، بریم سراغ صفحه چهارم قرآن:))) آیه منتخب امروز: «كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُم مَّشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا» «هرگاه [برق] برایشان روشنایی دهد، در پرتو آن راه می‌روند و چون تاریک شود، می‌ایستند.» خب... این آیه ادامه‌ی همون مثال قشنگیه که قرآن برای منافق‌ها می‌زنه؛ آدم‌هایی که وقتی یه ذره نور و روشنایی می‌بینن، حرکت می‌کنن، ولی همین که تاریکی میاد، می‌ایستن و دیگه راه رو ادامه نمی‌دن. و یه جورایی می‌شه ازش برای خودمون هم یه تلنگر گرفت... گاهی ما هم وقتی همه‌چیز خوبه، حال دلمون خوبه، نماز و قرآنمون سر جاشه و انگیزه داریم، خیلی راحت می‌گیم: «من دیگه درست شدم، از این به بعد همین‌طور ادامه می‌دم.» ولی بعد یه روز سخت میاد؛ یه شکست، یه ناامیدی، یه دعوا، یه امتحان بد، یه اتفاقی که طبق خواسته‌مون پیش نرفته... و یهو ارتباطمون با خدا هم کم‌رنگ می‌شه. شاید یکی از درس‌های این آیه برای ما این باشه که رابطه‌مون با خدا نباید فقط مال روزهای روشن زندگی باشه. اگه امروز حال دلم خوبه، خدا رو شکر. اگه فردا حالم خوب نبود، باز هم خدا همون خداست. قرار نیست فقط وقتی جواب دعا و تلاش‌مون رو سریع دیدیم، توی مسیر بمونیم. یه نوجوان ممکنه برای کنکور، درس، آینده، رفاقت‌ها و کلی انتخاب دیگه هزار بار با روزهای روشن و تاریک روبه‌رو بشه؛ مهم اینه که وقتی تاریک شد، از مسیر درست پیاده نشیم. شاید سؤال امروز این باشه: وقتی شرایط طبق میل من پیش نمی‌ره، من هنوز همون آدمی هستم که وقتی همه‌چیز خوب بود، ادعا می‌کردم هستم؟ خدایا کمکمون کن از اونایی نباشیم که فقط در روشنایی راه می‌رن؛ کمکمون کن حتی وقتی مسیر سخت و تاریکه، دستمون رو از دست تو نکشیم.
با من اگه کسی بیرون بیاد انقدر قراره درگیر عکس گرفتن بشه که تا آخر عمرش فاصله اجتماعی ۱۰ کیلومتری رو از من رعایت کنه🙌