eitaa logo
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
71 دنبال‌کننده
653 عکس
133 ویدیو
4 فایل
فی‌الحال، دنیا می‌گذرد و ما، میانِ روزها نفس می‌کشیم. اینجا، چیزی از این روزها جا می‌ماند. زندگی، از نگاهِ انیس؛ آبی باش:)
مشاهده در ایتا
دانلود
ای پناه از نفس افتاده‌ها...!
امروز باران بهم زنگ زد ، گوشیشو گرفت سمت حرم . منم تو مترو بودم ، یهو زدم زیر گریه. همه یجوری نگام کردن : )))) قربونت برم میرزا رضا *
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
امروز باران بهم زنگ زد ، گوشیشو گرفت سمت حرم . منم تو مترو بودم ، یهو زدم زیر گریه. همه یجوری نگام ک
بخاطر فامیلی‌م همه اولین بار که میشنون میگن : سیدی ؟ و من میگم نه : ) ولی یشب خواب دیدم که سیدم ، جدم امام رضاس : )))))))))))))))) 😭
به امید روزی که جسمم مدفون زیر پای زائران رضا؛ و روحم گوشه‌نشین همیشگی صحن انقلاب باشد... در جوار آن امام رئوف که دست محبت بر سر زائرانش می‌کشد؛ او به زائرانش خوشامد می‌گوید و من، غرق تماشای محبت پدرانه و بی‌منتش... به امید روزی که فراق، واژه‌ای ناآشنا باشد؛ هرچه باشد، وصال و رهایی در خانه پدری. به امید زیارت بی بازگشت.‌‌.. بهترین همدم و همراهم؛ شکی نیست که هوایم را داری. محبت بی‌انتها و نگاه پدرانه و گوش‌شنوای رفیقانه‌ات را لحظه‌ای از من نگرفتی؛ کرامتت را چه باشکوه و لطیف نشان دادی...! بهترین میزبان بودی؛ ولی من هم مهمان خوبی بودم؟ اندک‌مدت حضور من برای تو خوشحال‌کننده بود؟ لطف همیشگی‌ات بیش باد...! به وقت وداع؛ ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
هر جای ایتا رو میبینی یکی یه شوهر گرفته دستش داره بلاگری میکنه
مَغز‌هایِ‌پوسیده / اُنسه
دیگه بچه‌هم بیاریم که نان در روغن است 🤡
عشقولانه‌های آقا سید میرزا محمد صالح سادات و سیده فاطمه لادن زهرا خانوم و نی‌نی‌شون سیده رقیه نازنین پارمیدا جون وسط جمعیت (وقتی خانومش از خجالت سرخ میشه 🥺😊)