eitaa logo
الوافي
488 دنبال‌کننده
744 عکس
75 ویدیو
50 فایل
(33202) 52 - ونقل من كتاب أحمد بن محمد بن أبي نصر، عن الرضا (عليه السلام) قال: علينا إلقاء الأصول وعليكم التفريع. وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج ٢٧ - الصفحة۶۲. ✔️نبذ من الفقه أی أصول الفقه عند الفقهاء. ✔️ التفریع . ادمین @Mohiuddin76
مشاهده در ایتا
دانلود
الوافي
📍 کاربردهای علم تحلیل گفتمان (از شاخه های علوم زبانی). 🎙دکتر شیدا احمدی ، دکتری تخصصی زبان همگانی
📍علوم گفتاری (علم تحلیل گفتمان) و ساخت ماهیة فقهی در مکتب الوافي . برای ساخت ماهیت فقهی که یک ایده زبانی است مکتب الوافی از مباحث گفتاری همانند روانشناسی گفتار ، صرف ، نحو و لغت عربی بهره می برد چیزی که در اندیشه دو مکتب اصول فقه شیعی غیر الوافي (معالمي،فصولي) یافت نمی شود ، آنان فقط به مبانی عام زبانی می پردازند و از امارات و موطن کلام (لازم مدلول،قرائن معنای ضمنی) که همان گفتار است در ساخت ماهیة فقهی بی بهره اند . مسلط شدن به نحو و صرف و لغت عربی [می‌توان گفت تسلط برهیجانات آن زمان از دریچه ادبیات (بعداً در این عنوان خواهم نوشت)] برای شناخت عرف عصر تشریع ، بخش بزرگی از پروژه ساخت ماهیة فقهی را شامل می شود . همچنانکه تسلط بر عرف این زمان از دریچه گفتار مردم کوچه و بازار این عصر برای تطبیق ماهیة فقهی بر اعمالشان ، نیاز علوم گفتاری را دوچندان می‌کند ، هرچند تطبیق ماهیة فقهی بر مصادیق امروزی کار فقیهان نباشد و بعهده قضات [عام و خاص] و وکلا[عام و خاص] باشد . @osol_fegh .
📍ساختار های علم اصول از دیدگاه آیت الله سیستانی. 📌ساختار اعتبارمحور اصول . براساس ساختار اعتبارمحور، ابتدا باید گفت مبادی تصدیقی هر علمی یا بدیهی است که نیازی به پژوهش ندارد و یا نظری است که باید در دانش دیگری به‌عنوان مقدمه علم موردبحث قرار گیرد. علم فقه ازآنجاکه به حکم شرعی می‌پردازد و حکم نیز نوعی اعتبار به شمار می‌رود، به دانش دیگری نیاز دارد تا از مبادی تصدیقی حکم شرعی سخن گوید. به سخن دیگر، این دانش از اعتبار و اعتبار شرعی و اقسام و شرایط آن بحث می‌کند. به چنین دانشی، اصول‌فقه می‌گوییم. ساختار بحث‌های اصول که براساس «اعتبار» شکل می‌گیرد بدین ترتیب است: تعریف اعتبار تقسیم اعتبار به اعتبار ادبی و قانونی ارتباط بین این دو اعتبار اسلوب جعل اعتبار قانونی مراحل اعتبار قانونی اقسام اعتبار قانونی ارتباط بین این اقسام اقسام قانون تکلیفی و قانون وضعی عوارض احکام قانونی وسایل ابراز حکم قانونی وسایل کشف حکم قانونی اطمینان به وسایل تعارض اثباتی و ثبوتی بین احکام قانونی تنافی بین قوانین در مقام عمل و تطبیق تعیین قانون هنگام نبود وسیله اعلامی این ساختار که بر محور اعتبار به چینش مباحث اصول پرداخته است، تنها برای استنباط حکم شرعی که فقیهان از آن استفاده نمایند مفید نیست، بلکه حتی در زمینه‌های قانونی مانند قضا، وکالت و دیگر مباحث حقوقی نیز می‌توان ساختار مذکور را به کار برد. 📚 الرافد فی اصول الفقه. ✍ تقریر درس اصول آیت الله سیستانی توسط سید منیر خباز . @osol_fegh .
📍تأملی درموضوع اصول فقه از دیدگاه آیت الله بروجردی. حضرت آیت الله بروجردی ابراز داشتند که موضوع علم اصول «حجت در فقه» است. حضرت آیت الله بیان داشتند چون مبادی تصدیقیه حکم شرعی در اصول برسی می شود پس موضوع علم اصول «حجت» است . اما باید گفت که مبادی تصدیقیه علم اصول نیز در علوم ادبی بحث می شود پس موضوع علوم ادبی «حجت در اصول» است ؟! با تقسیماتی که ما از علم اصول و علم فقه و فن استدلال کردیم ، مشخص شد که علم اصول خود قسمی از تئوری های بدست آوری حکم شرعی است ، لکن قسم دیگری هم هست بنام تئوری های وجودی که همان قواعد فقهیه است که در خود علم فقه برای بدست آوری حکم شرعی اعمال می شود ، و هر دوی اینها از فن استدلال و قیاسات فقهی سرچشمه می گیرد . پس نمی توان علم اصول را حجت در فقه نامید بلکه حجت در استنباط حکم شرعی است . اگر بخواهیم دقیق تر ملاحظه کنیم حتی علم اصول و قواعد فقهیه هم حجت در استنباط حکم شرعی نیستند بلکه فقط فن استدلال و قیاسات فقهی تنها صلاحیت نامیده شدن حجت و دلیل را دارند . @osol_fegh .
الاسلام محمدي الحدوث حسیني البقاء
الوافي
📍 گفتگویی کوتاه با دکتر رستمی کیا حول «منطق ، زبان و گفتار» یا می توان اینگونه گفت «دریچه ای بسوی نظ
📍هوش هیجانی و تحلیل گفتمان . 📌مقدمه . من زبان دیگری را برای توضیح راحت تر بحثم پیدا نکردم جز بحث از هوش هیجانی. قدیما تمام محاسبات ذکاوت افراد با IQ بود، طی تحقیقاتی جامعه علمی متوجه شد که سنجش ذکاوت افراد با IQ کار غلطی است و جنبه های دیگر ذکاوت مخفی مانده همانند EQ ، البته مخفی نماند که بصورت سطحی EQ و مدیریت هیجانات را بصورت نمادین به قلب ارجاع می دهند در صورتی که ملاتونین که ماده مغزی است که بر عمل کرد بدن تاثیر می گذارد و موضوع بحث هوش هیجانی و خالق EQ است توسط غده هیپوفیز در مغز تولید می شود . این تفکر که IQ تمام بحث ذکاوت نیست و ما می‌بینیم افرادی را که IQ خوبی دارند و مسائل غامض علمی را حل می کنند [البته در حل کردن آنها هم انقلت هست همانند تفاوت زبان شناسی و علم تحلیل گفتمان] ولی در روابط اجتماعی دچار مشکل اند و بقول علمی سطح ملاتونین ترشح شده از غده هیپوفیز در حالت استاندارد و نیاز بدن نیست . اینجا است که باید بگویم اهل هر علمی باید در مورد آن علم نظر بدهند ، اهل فقه کسانی اند که قادر به درک عرف و لغت اند یعنی هوش هیجانی در آنها در حالت تعادل است و بر روش اهل عرف فکر می کنند اگر نگویم اهل تمام علوم باید اینگونه باشند ! . اینجا است که می توان مرزبندی ذهن اجتماع و ذهن انتزاع را درک کرد و دانست که روش تفکر مکتب الوافی در فقه روش ذهن اجتماع هست نه ذهن انتزاع که معالمیان و فصولیان بر آن روش اند . @osol_fegh
إلی رحمة ربه الدکتور الشیخ طه انتقل إلی رحمة ربه. محقق و مصحح المحصول به رحمت ایزدی پیوست. رحم الله من قرأ الفاتحة مع الاخلاص و الصلوات. @osol_fegh
📍 قاعده فقهی مقابله . سالها پیش در حین مطالعه احادیث به تئوری وجودی جالبی در باب سیاسات (احکام) برخوردم و آن عبارت امام علی علیه السلام بود ، ایشان می فرمایند: «ردّوُا الحجرَ مِن حیثُ جاء، فإنّ الشرَّ لا یدفَعُه إلا الشّرُّ» ، به این تئوری وجودی در عبارت فقها قاعده مقابله می گویند ، این تئوری وجودی و علت موجود در آن چنان تأثیری در باب احکام/سیاسات ، داشته که عمد سبب ایجاد ماهیت فقهی همچون قصاص است ، حال این قصاص چه فردی باشد چه اجتماعی و سیاسی ، چه مربوط به عرض باشد چه نفس چه مال . @osol_fegh .
📍محي الدین ابن عربي راوی احادیث عرفانی. هرکسی که با آثار ابن عربی برخورد داشته باشد جایگاه حدیث را در آثار او مشاهده می کند . او در عبارتی به روش خود در مواجه با احادیث اشاره می کند ، ابن عربی می نویسد : إن قست تعديت الحدود و إن وقفت مع الظاهر فاتک علم كثير فقف مع الظاهر في التكليف و قس فيما عداه تحصل على علم كبير و فائدة عظمى ، او اشاره می کند که در احادیث فقهی حق قیاس ممنوعه یا تنقیح مناط ظنی را ندارید ، ولی در احادیث اعتقادی دست شما باز است و ملاک اصلی در آن قسم احادیث عقل است و آحادیث اعتقادی شاهد عقل اند . به سخن او اضافه میکنم که متکلمین برای اثبات گزارهای اعتقادی حتی از سیر و تقسیم هم بهره می برند . این دیدگاه ابن عربیه محل نقد برخی از اخباریان شده و چون اشکالی در علم الحدیث او نیافتن دست به نقد برخورد او با احادیث اعتقادی زدند . در پستی در چندی پیش از عده الرجال علامه اعرجی نام تعدادی از راویان احادیث عرفانی نقل شد . در پایین این پست به نقل مشایخ او در حدیث پرداخته می شود . @osol_fegh .
الوافي
📍محي الدین ابن عربي راوی احادیث عرفانی. هرکسی که با آثار ابن عربی برخورد داشته باشد جایگاه حدیث را
مشایخ حدیث ابن عربی: ۱_ پدر او علی بن محمد بن احمد، فقیه و محدث . ۲_ قاضی ابو عبدالله محمد بن سعید بن زرقون انصاری . ۳_ ابو محمد عبد الحق بن محمد بن عبدالرحمان بن عبدالله ازدی . ۴_ یونس بن یحیی بن ابی الحسن عباسی هاشمی . ۵_ عبدالصمد بن محمد بن أبي الفضل حرستانی . ۶_ ابو شجاع زاهر بن رستم اصفهانی . ۷_ برهان الدین حضرمی . ۸_ ابوالخیر احمد بن اسماعيل بن يوسف طالقانی قزوینی . ۹_ ابن عساکر ، مؤلف كتاب تاریخ دمشق . ۱۰_ ابوالفرج عبدالرحمان بن جوزی . 📚 در اجازه ای که به ملک مظفر داده مشایخ خود را اینگونه نام برده . @osol_fegh .