eitaa logo
کتابخانه‌ی خیابان نوزدهمـ
327 دنبال‌کننده
489 عکس
367 ویدیو
6 فایل
با عطر اسپرسو و بوی کاه پذیراتون هستم. ☕📜 ریوجی می‌شنود‌: https://daigo.ir/secret/2399342596 طنین هجویات روزانه + پاسخ پرسش هاتون: https://eitaa.com/storerome
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابخانه‌ی خیابان نوزدهمـ
ترا گلبی شیب هلچ وین؟ یزینب... ــــ موهایت دارند سفید می‌شوند زینب، شما کجا هستید؟!...
هلج وين يزينب _ محمد الجنامي(240P) (online-audio-converter.com).mp3
59.84M
بزينب يشمتون...كلهم يضحكون...اعثر ولاواحد يگلي اسم الله بالناس💔 اعثر بالأذيال...وبذمتي اعيالل...وگبالي اشوف اطفال اخيي بخيل تنداس صواويني تلهب...هلچ وين يزينب؟!...
کتابخانه‌ی خیابان نوزدهمـ
من که همیشه دستم کوتاه بود، همیشه از دور دیدم آمد و شدهای بقیه رو، بعدشم کوله‌ام رو جمع کردم و پناه
من که جز حرم شما جای دیگری ندارم، همان هم عاشورا را پناه می‌گیرم زیر سایهٔ شما. آنقدر گذارم را به سوی حرمت می‌اندازم، تا من را هم بپذیری. شام غریبان1446
این شد تمام آنچه برآید ز دستِ ما آشفتگی ما چو پسندت نشد ببخش...
فراق الاحبه.mp3
78.61M
ساعت‌هاست با این نواها به اندیشهٔ احوالات اکنونی عقیله بنی‌هاشم می‌پردازم... به آسمان نگاه دوخته‌ام و از ستاره‌ها می‌پرسم... از ماه می‌پرسم...
تو امتحان سخت خداوند بوده‌اى هر كس دچار حادثه‌ات‌ شد هبوط كرد اين واژه‌ها چقدر به دردم نمى‌خورند در وصف چشم‌هاى تو بايد سكوت كرد:»»
من از تو قانع‌م حتی به خوابی.
از تبِ عشق به من، طعنه‌ی بیمار زدند. *خداوند نگه‌دار adult cold باشد.
بارالها! بینی و بینک، چجوری بنشینم و صبر پیش گیرم؟!... +خسته از تکرارها...
کتابخانه‌ی خیابان نوزدهمـ
از تبِ عشق به من، طعنه‌ی بیمار زدند. *خداوند نگه‌دار adult cold باشد. #قهوه_های_آرام #روشن‌ترین_ر
مثل لنجی که برنخواهد گشت قسمتم کندن و جدا شدن است این که دریا چقدر بی‌رحم است اولین درس ناخدا شدن است دست‌هایت شبیه لنگرگاه خسته و بی قرار و مضطربند دست من مثل لنگری لرزان غرق در وحشتِ رها شدن است گفتی از من به بعد... گفتم نه بعد تو هیچ‌کس نخواهد بود سینه‌ام قبر یک نفر باشد بهتر از کاروان‌سرا شدن است ما دو آواز تلخ و ناخوانده ما دو فریاد در گلو مانده ما سکوتیم و مرگمان بی‌شک در تب و تاب هم صدا شدن است در جهانی که عشق کافی نیست چاره‌ای جز خیال‌بافی نیست بافه‌هایی که دوست می‌داریم همه در حال نخ‌نما شدن است لنج من بی‌مهار و بی‌لنگر روی آب ایستاده بی‌حرکت این رها بودن و جدا نشدن بدترین شکل مبتلا شدن است
کتابخانه‌ی خیابان نوزدهمـ
از این واگویه‌های پریشان‌حالی. نیافتم امن‌تر از خانهٔ تو؛ سایهٔ محبتت مستدام💛. 1403/04/06 #عبور_ا
گفت و گوی ابتدای کلاس به این پرداخته شد که تیتر خبری جدید، یا یک مطلب تازه‌ای که اخیرا مطالعه کردید را بازگو کنید. درخصوص حمام گِلی که در پرو وجود دارد، شروع به سخن‌پرانی کردم و پرداختم که مردم آن‌جا برای تسکین دردهای خود، ساعت‌ها در این حمام‌ها می‌نشینند و تا درد آن‌ها التیام نیابد، از آن‌ها بیرون نخواهند آمد. تیچر کلاس نیز برگشت و گفت تو نیز دوست داری که به آن‌جا بروی؟ عرض کردم، صرف بازدید کردن، جالب به نظر می‌رسد. بعد از لختی درنگ گفت، برای درمان چطور؟ سرم را بالا آوردم و گفتم، درمان؟ خیر؛ برای درمان رنج‌هایم به آن‌جا مراجعه نخواهم کرد. گفت، پس کجا می‌روی؟ holy shrine؟ لبخند زدم، u hit the nail on the head. البته مایه‌ی شگفتی بود که تیچری که در ماکزیمم حالت 5 دقیقه بود من را دیده بود و این مکالمه جزو اولین سخنان رد و بدل شده بینمان بود، این‌قدر سریع به این مسئله پی برد، اما حقیقت که قابل انکار نیست. تسکین همه‌ی رنج‌های عالم در خانه‌ی شماست. راه‌گشای همه‌ی دغدغه‌های ما، در دستان خاندان شماست. اگر من را در اولین نگاه به شما پیوند می‌زنند، همین کفایتم را می‌کند؛ چون هرآنچه که در دستان من است، از برای شماست. دل‌تنگ خانه‌تان هستم و بازهم گره به دست روانه‌ی بارگاه شما می‌شوم فدایتان شوم.