Alireza GhorbaniAlireza Ghorbani - Prostration of Wisdom [320].mp3
زمان:
حجم:
8.8M
2:38
شرم ندارد از تو من چهرهی من بیان کند
صورت من چو شعلهای رنگ هوس عیان کند
خرقهی من به خواب او گم شد و من به سوی او
راه سفر گزیدهام تا برسم به کوی او
چند وقت پیش یه ویدئو دیده بودم از کنسرت استاد، آقای قربانی برای اینکه کتش رو در بیاره داشت با آقای صمیمی مشورت میکرد:)
یک روزی از خانهی خود در سنندج آمدم تهران. ساعت هفت صبح بود. لطفی را دیدم همراه با شجریان، در حال ساز زدن بودند. کمی خوابیدم. بیدار شدم و آنها هنوز در حال ساز زدن بودند. پرسیدم صبحانه میخورید؟ گفتند بله. خوردیم و رفتم. ساعت چهار عصر آمدم و آنها هنوز مشغول ساز زدن بودند. پرسیدم ناهار میخورید؟ گفتند بله. خوردیم و مجددا رفتم. ساعت ده شب برگشتم و دیدم آنها هنوز در حال ساز زدن هستند! پرسیدم چرا استراحت نمیکنید؟ لطفی گفت: جامعه از جهت فرهنگ به ما خیانت کرده و ما عقب افتادیم. باید این عقب افتادگی را با تصاعد هندسی جبران کنیم.
-بیژن کامکار
MohammadReza Shajarian [BiaMusic.ir] 08. MohammadReza Shajarian - Sarkhoshan.mp3
زمان:
حجم:
8.9M
1:50
چون لاله، می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم
2:39
این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم...
ققنوس
1:50 چون لاله، می مبین و قدح در میان کار این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم 2:39 این داغ بین که
با یه تحریر ساده از آواز اصفهان به راستپنجگاه میره. برای فهمیدن فرقشون کافیه به اون دو تا قسمت که مشخص کردم گوش بدید. ناممکن به نظر میرسه که فقط با یک تحریر اون دو تا رو به هم ربط داد.
اسمش را همایون گذاشتند، چون مادرش شیفتهی دستگاه همایون بود. میگویند در کودکی با چند تکه چوب و سیم برای خودش تار ساخته بود. مادر که اشتیاق پسرش را دید، او را به راستهی ساز فروشان بازار برد تا از میان ساز ها چیزی را انتخاب کند که به صدایش عشق بورزد. همایون ویولن را انتخاب کرد.
پنج ساله بود که نزد ابوالحسن صبا رفت برای آموزش. با اضطراب زیاد منتظر استاد نشسته بود. شنیده بود انگشتانش برای نواختن ویولن زیادی کوچکند [برای نواختن ویولن انگشت باید برای جا گیری روی دسته به اندازهی کافی بلند باشه] چون میدانست صبا از همان ابتدا از تمام شاگردانش میپرسد "دست هایت را ببینم؟"
صبا پرسید و همایون دستانش را جلو آورد. صبا اول به انگشتان کوچکش نگاه کرد، و بعد به چهرهای که از آن اضطراب و شوق یادگیری میبارید. سپس به صندلیاش تکیه داد و گفت: خوبه باباجان، بیا شروع کنیم.
عجب کاری کرد ابوالحسن خان! موسیقی ایران را بار دیگر مدیون خود کرد چون اگر حقیقت را به همایون خرم میگفت، موسیقی ایران امروز خیلی چیز ها را نداشت!
-علیرضا میرعلینقی
Alireza Ghorbani - Rosvaye Zamaneh04. Az Man Bogzar.mp3
زمان:
حجم:
5.8M
3:30
بگذر تا در شرار من نسوزی
بیپروا در کنار من نسوزی
همچون شمعی به تیره شب ها
میدانی عشق ما ثمر ندارد
غیر از غم حاصلی دگر ندارد
بگذر زین قصهی غم افزا
ققنوس
آرام روی برف های سفت گورستان ظهیرالدله قدم میزنم بی آنکه کفشم در زمین فرو برود و رد پایی از من بمان
در مورد استاد صبا قبلا اینجا گفتم.
بعد از مدت ها با استاد صبای عزیز قرار دیدار داشتم در منزل ایشون. وقتی به منزل استاد رسیدم، فرمودند فقط کار یک شاگرد مانده که تمام شود. شاگرد را میبینم. جوان مودب و خوش لباسی بود. صبا گفت او بهترین سنتور نوازی است که تا به حال دیده. نامش فرامرز پایور است.
-حسن کسایی
پ.ن: استاد پایور خواهری داشتند که دو سال بعد از تولد استاد در همان نوزادی فوت کردند. استاد پایور هم اسم قطعهی پایین رو گذاشت فریبا، اسم خواهرش رو. قطعهی فریبا از لحاظ سبک نوازندگی بسیار خاصه. استاد میگفت میدونستم اگر خواهرم زنده میموند آدم خاص و متفاوتی میشد. پس اسمش رو روی متفاوت ترین و خاص ترین قطعهی خودم گذاشتم. الان کل موسیقی ایران فریبا رو به خاص بودنش میشناسن...
ققنوس
و بله آقای مشکاتیان. شما از زمان خودت خیلی بزرگتر بودی. ما تمام عمرمون هم بذاریم برای بررسی آثار شما
یکی از دوستان ما اینجا قبلا پیام گذاشت که چرا مشکاتیان خانه نشین شد؟ من هم دلیلش رو تا جایی که میدونستم گفتم: سال های سخت اوایل انقلاب و ممنوعیت موسیقی، مراحل سخت و کار اداری برای دریافت مجوز، اختلافات حرفهای و مسائل خانوادگی. امروز ولی یک مصاحبهی دیگه پیدا کردم از ایشون که خیلی دقیق اشاره میکنند که چرا فعالیت نمیکنند. قبلش، متن جالب موسیقی ما در سالروز درگذشت ایشون مربوط به ۵ سال قبل رو بخونیم: