eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.3هزار دنبال‌کننده
35.1هزار عکس
16.4هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
علاقه‌ای که بچه بسیجی ها به همت داشتند, غیرقابل وصف بود. همه او را از اعماق وجود دوست داشتند و هر جا که او را می‌دیدند, دورش را گرفته و بوسه بارانش می کردند. البته این علاقه دو طرفه بود و اخلاصی که همت داشت, علاقه بسیجی‌ها را به او چند برابر کرده بود. یک روز داخل ساختمان ستاد, همراه او بودیم, که گفتند: "حاج آقا, یه پیرمردی می گه با شما کار داره, هرچی میگم شما مشغولین و نمی‌توانین اونو ببینید, می گه من تا حاجی رو نبینم از اینجا تکون نمیخورم. کار واجبی با او دارم, باید حتماً ببینمش, وگرنه دیر میشه. باید یه چیزی بهش بدم, به کس دیگه ای هم نمی دم, شخصاً باید برسم خدمت خود حاجی." همه تعجب کرده بودیم که این پیرمرد چه چیزی و چه کاری می‌تواند داشته باشد. به هر حال چون پیرمرد بود و احترام داشت, حاجی گفت: "بگو بیاد ببینم چی کار داره." وارد اتاق شد, پیرمردی بود با سن بالای ۶۰ سال همین که چشمش به حاجی افتاد, به سمت او دوید و با قدرت تمام او را بوسید و گفت: "همین, همینو میخواستم بدم. ماه‌ها بود آرزوم این شده بود که صورتت رو از نزدیک ببوسم, حالا به آرزوم رسیدم و راحت شدم." https://eitaa.com/piyroo
سرگرم کار بودم که بلند گفت: مادر! متوجه نشدم،شروع کرد دورم چرخیدن و تکرار این جمله "مادر حلالم کن" گفتم: برای چی؟ گفت: اول حلالم کن گفتم: حلالت کردم پسرم گفت: مادر چند بار صدایت کردم متوجه نشدید، مجبور شدم با صدای بلند صدایتان کنم ببخشید اگر صدایم را روی شما بلند کردم! "شهیدمحمدرضاعقیقی" https://eitaa.com/piyroo
کجا گلهای پرپر میفروشند شهادت را مکرر میفروشند کجا بال کبوتر میفروشند تسلیت شهادت آقاجانم امام موسی کاظم ع امام مهربانی ها امام رأفت امام عشق امام هدایت گر خوبی ها به محضر قطب عالم امکان حضرت مهدی عج وامام خامنه ای (حفظه الله تعالی) سلام من به این دو امام پر از مهر خدایی سلام من بر تمامی شهدای مسیر الهی سلام من‌بر آن کسانی که‌چون کوه استوار قدم برمیدارند و دراین صف آهنین در انتطار شهادت به بسرمیبرند سلام بر تو ای شهید که به زودی خبر شهادتت دریای وجودم را آشفته میکند و مرغ دلم‌را هوایی... https://eitaa.com/oshaghalhosein_313
همسر شهید سلیمانی برای همسر بنده تعریف کرده بود که روزی حاج قاسم حیاط منزل شهید کاظمی را گل کاری کرده بود. شهید کاظمی به خواب همسرش آمده بود ، در حالی که ریسمانی در دست داشته و روی ریسمان تعدادی گره بوده است. شهید کاظمی در حال باز کردن گره های ریسمان بوده و به همسرش گفته بود حاج قاسم گره هایی در زندگی دارد و من در حال باز کردن این گره ها هستم. خود حاج قاسم همیشه می گفتند : که خیلی از گرههای کار مرا حاج احمد باز می کند. راوی : سردار محمدحسین نجات https://eitaa.com/piyroo
ببخشید آقا! عاقبت به خیری هم ایستگاه داره؟ ایستگاه آخر بعد میدون شهادت کرایه اش چنده؟ نفری یه نیت، یه نیت ازته دل... آن روزها دروازه ای برای شهادت داشتیم ولی حالا معبری تنگ... هنوز هم فرصت برای شهید شدن هست دل راباید صاف کرد..... درحسرت شهادتم اگرآه توازجنس نیازاست ،درباغ شهادت باز بازاست... https://eitaa.com/piyroo
آنان که به من بدی کردند، مرا هوشیار کردند. آنان که از من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگی آموختند. آنان که به من بی اعتنایی کردند، به من صبر و تحمل آموختند. آنان که به من خوبی کردند، به من مهر و وفا و دوستی آموختند. پس خدایا! به همه اینان که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند خیر و نیکی دنیا و آخرت عطا فرما. "شهید مصطفی چمران" https://eitaa.com/piyroo
🍃✨ در مراسمی برای شهدا حاج قاسم رو کرد به خانواده‌ها و گفت: از همه تقاضا دارم دو دقیقه سقف را نگاه کنند. دو دقیقه همه سقف را نگاه کردند و کم کم گردن‌ها خسته شد. همان زمان گفت: خسته شدید؟ برخی از رزمندگان ما بیش از 30 سال است که به دلیل مجروحیت فقط می‌توانند سقف را نگاه کنند. ✍🏻 : همسر شهید هادی کجباف https://eitaa.com/piyroo